پنجشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۸۲ - ۲۱ رجب ۱۴۲۴
Thu, Sep 18, 2003
هزارويك شهر
شماره ۲۵۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
هزارويك شهر
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گزارش «ايران» از خطر نابودي درياچه اروميه
مرگ از پيش تعيين شده
• گزارش و عكس: احمد جلالي فراهاني
• حالا اگر گذري به درياچه اروميه داشته باشي بوي مرگ را مي شنوي كه در سكوت و غربت درياچه پرسه مي زند و درياچه در آبي زلال خود مرگي را به انتظار نشسته است كه حتي هاي و هوي و شر و شور مسافران و ميهمانان هر ساله اش هم نمي تواند اين فرياد خاموش را پنهان كند
136695.jpg
خبر خيلي كوتاه بود. كوتاهتر از آنكه در اين وانفساي سياست و سياست زدگي رسانه ها فرصتي براي ديده شدن بيابد
و مجالي براي خوانده شدن. چه رسد به اينكه اصلاً مورد توجه كسي قرار بگيرد يا احياناً دلي را به درد آورد.
راستي شايد مرور دوباره آن خبر كوتاه چندان هم خالي از فايده نباشد.
درياچه اروميه تا ده سال ديگر خشك خواهد شد.
به همين راحتي! درياچه اروميه، دومين درياچه شور جهان كه از طرف سازمان جهاني يونسكو يكي از ۵۹ منطقه بين المللي ذخاير طبيعي زمين
معرفي شده است، مايه فخر همه آذري زبانها و مظهر آذربايجان تا ده سال ديگر خشك خواهد شد.
وتنها شايد خاطره اي مقدس از آن در اذهان مان باقي بماند و مطمئناً نسل هاي آينده بايد درباره آن در كتابهاي تاريخ چيزي بخوانند
و اين است سرنوشت تلخ آن درياچه مقدسي كه در «اوستا» آن را «چيچست» ناميده اند
و ما چه ساده از كنار اين واقعيت تلخ مي گذريم! و چه بي خيال از مردن آن سخن مي گوييم!
چنان كه انگار از پركشيدن كبوتري حرف مي زنيم
و ما چه بي تشويش در برابر مرگ خاموش يكي از سرمايه هاي ملي مان سكوت اختيار كرده ايم!
چرا كسي را از اين همه سكوت ملالي دست نمي دهد؟ چرا هيچ كس براي اين فقدان غير قابل جبران بيانيه صادر نمي كند؟
انگار خودمان در تعمدي خود خواسته با ندانم كاري ها و غفلت هاي آگاهانه در انتظار مرگ درياچه نشسته ايم
و لابد در روزي كه به عزاي ناپديد شدنش نشسته باشيم چه مرثيه ها كه در غم از دست رفتن اين كبود زيبا نخواهيم سرود
و چه وا اسفاها كه بر آسمان نخواهيم خواند!

•••
درياچه «چي چست»
قدمت درياچه اروميه به هزاران سال پيش از اين مي رسد و درياچه اروميه از اعصار بسيار كهن با نامهاي گوناگون در آثار مورخان ديده شده است. در اوستا و ساير كتب پهلوي اين درياچه را مقدس شمرده اند و آن را «چيچسته» و «چي چست» و گاهي «چي كست» ناميده اند. فردوسي نيز در شاهنامه نام اين درياچه را بارها برده است مثلاً در بيتي مي گويد: «در اين آب چيچست پنهان شده است / بگفتم به تور از چونانكه هست.»
اما «چي چست» به چه معناست. دكتر «بهرام فره وشي» در كتاب خود مي نويسد اين كلمه به معناي سفيد و درخشان است واين گويا به مناسبت رنگ درياست كه براي فراواني نمك از دور درخشندگي و سپيدي ويژه و با شكوهي دارد.
درياچه اروميه به دليل قدمت و قداستي كه از گذشته هاي دور داشته است در ميان افسانه ها وحكايتهاي مردم آذربايجان و علي الخصوص اروميه از جايگاه والايي برخوردار است. چنان كه افسانه اي زيبا و شنيدني ميان مردم اروميه از اين درياچه نقل مي شود كه مي گويد «دختر اورميا كه براي نجات مردم شهر و ديارش شب هنگام كنار درياچه چراغ افروخته بود، به دست سپاهان آشور اسير، چراغش شكسته و خودش بعداز شكنجه در ساحل درياچه كشته شد.» قديمي هاي اروميه معتقدند از خاكستر اين دختر زنبق هاي بنفشي روييدند كه هر سال در سواحل درياچه مي رويند واين زنبق ها في الواقع نگهبان شهر و دريا و مردم هستند.
حالا اما سالها است كه ديگر آن زنبق ها نمي رويند و ديگر جوانان اروميه وآذري حوصله شنيدن آه و ناله درياچه را ندارند. آنقدر كه شايد باور اين سخن سخت دشوار باشد كه روزگاري پدران و نيكان همين جوانان معتقد بودند كه اگر كسي نيمه هاي شب رقص و آواز قوهاي درياچه را ببيند «روئين تن» مي شود.
حالا اگر گذري به درياچه اروميه داشته باشي بوي مرگ را مي شنوي كه در سكوت و غربت درياچه پرسه مي زند و درياچه در آبي زلال خود مرگي را به انتظار نشسته است كه حتي هاي و هوي و شرو شور مسافران و ميهمانان هر ساله اش هم نمي تواند اين فرياد خاموش را پنهان كند. و درياچه بي آنكه خمي به ابرو بياورد، چون مادري دلسوز هنوز هم غم مسافران آينده و فرداي بدون درياچه شان را مي خورد....
مرگي از چنين دست
همه چيز با مسأله احداث پل ميانگذر بر روي بزرگترين درياچه ايران شروع شد. ۲۳ سال پيش كار اجراي اين پل آغاز شد كه هنوز تكميل نشده است. در حال حاضر ادامه ساخت اين پل با سرمايه اي ۵۰۰ ميليارد ريالي و با مشاركت ايران و نروژ آغاز شده است. پل ميانگذر درياچه اروميه ۱۵۰۰ متر طول و ۱۲ متر عرض دارد و قرار است تا دو سال ديگر به بهره برداري برسد. با احداث اين پل فاصله دو استان آذربايجان غربي و شرقي ۱۳۰ كيلومتر كاهش خواهد يافت و سالانه چيزي در حدود شش تا هفت ميليون دلار در مصرف سوخت خودروها صرفه جويي مي شود. از طرف ديگر احداث اين پل مي تواند مسير ايران به اروپا را از مرز «سرو» در حدود چهار كيلومتر كوتاه مي كند و آثار بسيار مهمي بر اقتصاد استان آذربايجان غربي و شرقي خواهد داشت. اما آيا اين همه مي تواند توجيهي بر مرگ درياچه باشد؟ «جمشيد انصاري در اين باره گفته است» درياچه اروميه تأثير گذار ترين پديده طبيعي در منطقه است وزندگي ومعيشت مردم، كشاورزان و دامداران منطقه به ميزان قابل توجهي متأثر از درياچه است» و با اين حال شناخت جامع و كاملي از وضعيت درياچه وجود ندارد...
عوامل ديگر اين مرگ خاموش
يكي از عوامل مهم آلودگي درياچه اروميه تلخه رود فاضلاب تبريز است. تلخه رود كه از زمينهاي شور مي گذرد، آبي شور دارد و در مسير حركت خود به سوي درياچه اروميه از كنار تبريز جاري مي شود. در اين رودخانه بد بو و كثيف علاوه بر فاضلاب كارخانه هاي آلاينده مثل كارخانه شير پاستوريزه، فاضلاب و پساب بسياري از سازمانها و حتي خانه هاي تبريز به اين رودخانه مي ريزد. در واقع تلخه رود چيزي نيست جز كانال فاضلاب تبريز. از طرف ديگر با احداث ۶ سد مخزني و ۱۰ سد انحرافي مجموعاً ۲‎/۳۳ ميليارد متر مكعب از آب درياچه تا سال ۱۳۹۳ از درياچه گرفته خواهد شد و درياچه از سهميه آب طبيعي خود محروم خواهد ماند و لاجرم دچار پديده شوم خشكي و بروز يك فاجعه غير قابل جبران خواهد شد.
در حال حاضر براثر كاهش ورودي روان آبهاي سطحي و مقايسه با سال پر آبي ،۱۳۷۴ حجم آب درياچه از ۴۲ ميليارد متر مكعب به ۲۲ ميليارد متر مكعب رسيده و بر اثر كاهش سطح درياچه نزديك به ۱۰۰ هزار هكتار از زمين هاي حاشيه درياچه به شوره زار فار تبديل شده است. همچنين براثر كاهش ورود آب شيرين به درياچه غلظت نمك به بيش از ۲۶۰ گرم در ليتر رسيده است. در حالي كه متوسط غلظت آب درياچه دريك دوره طولاني مدت ۱۸۵ گرم در ليتر اندازه گيري شده بود. هم اكنون با افزايش غلظت نمك، حيات «آرتميا» (آبزي بومي درياچه) به خطر افتاده و نابودي اين جانور با ارزش كه غذاي اغلب پرندگان از جمله فلامينگو ها را فراهم مي آورد، موجب ايجاد وقفه در چرخه غذايي موجودات زنده درياچه شده و زندگي آنها را نيز مورد تهديد قرار داده است. و اين در حالي است كه انجمن آبخيزداري ايران پيش بيني كرده است تا سال ۱۳۹۳ تعداد ۵‎/۵ ميليون تن املاح مسموم از طريق زباله هاي وارده به مجاري رودخانه ها به درياچه بريزد و اين كبود زيبا را به ورطه نابودي بكشاند.
كمي درباره آرتميا
درياچه اروميه علاوه بر تمام فوائدي كه براي اكوسيستم منطقه كشاورزي و پر حاصل آذربايجان دارد وعلاوه بر غني بودن آن از نظر املاح و مواد معدني ، زيستگاه موجود باارزشي به نام «آرتميا» نيز هست. آرتميا يا ميگوي كوچك آب شور، كار بردهاي فراواني دارد كه از آن جمله مي توان به استفاده از آن به عنوان خوراك پروتئيني مغذي براي انسان، دام و طيور و همچنين به نقش آن در توليد نمك خالص از آب درياها و درياچه ها اشاره كرد. ولي مهمترين كار برد آرتميا، استفاده از آن در پرورش انواع ماهي ها و ميگو ها است. جايگاه آرتميا به گفته دكتر «ناصراف» استاد دانشگاه اروميه، در صنعت آبزي پروري آنقدر برجسته است كه با صراحت و قاطعيت تمام مي توان اظهار داشت كه آرتميا بخش تفكيك ناپذير اين صنعت است. آرتميا به خاطر دارا بودن حدود ۵۵ درصد پروتئين، ۴ الي ۲۰ درصد چربي، كليه اسيدهاي آمينه اصلي و اكثر اسيدهاي چرب به ميزان مطلوب، بهترين غذاي آبزيان به شمار مي رود. اين در حالي است كه درياچه اروميه بزرگترين زيستگاه طبيعي آرتميا در دنيا است. طبق مطالعات انجام شده در چند سال اخير توسط كارشناسان داخلي و خارجي مشخص شده كه در هر دوره يك ساله در حدود چهار صد ميليون كيلو آرتميا در درياچه اروميه متولد مي شود. «لارو» هاي آرتميا هر ساله اواسط بهار از تخم ها خارج مي شوند و در طي سال رشد و تكثير مي يابند و ميزان آنها به رقم نجوبي مي رسد و بالاخره در اواسط زمستان پس از تخم گذاري زمستاني از بين مي روند.
در حالي كه كشورهايي مثل آمريكا از درياچه اي مثل درياچه بزرگ نمك در ايالت «يوتا» سالانه هزاران تن آرتميا را به ارزش ميليونها دلار استحصال مي كنند و يا اينكه در خيلي از كشورها آرتميا را به صورت متمركز و فوق متمركز در استخرها پرورش مي دهند و توده زنده آن را به قيمت ۲۵ الي ۱۰۰ دلار به ازاي هر كيلو مي فروشند ما كمر به قتل درياچه اي بسته ايم كه در هر دوره يك ساله برابر ده ميليارد دلار مي توانيم از آرتمياي آن نفع ببريم. طبق همان مطالعات، سالانه حداقل ۳‎/۲۰۰‎/۰۰۰ كيلو «سيتت» يا تخم مقاوم آرتميا نيز در درياچه توليد مي شود كه ارزش هر كيلوگرم آن در بازارهاي جهاني بين ۲۵ تا ۸۰ دلار است و با اين حال ما كه شنيدن خبر مرگ درياچه برايمان مثل شنيدن خبر مرگ يك پرنده است در برابر از دست دادن ثروتي معادل ۸۰ ميليون دلار در سال سكوت اختيار كرده ايم و سرمان همچنان به بازيهاي سياست گرم است.
حرف آخر
مرگ درياچه اروميه تنها خشك شدن يك درياچه نمك بي خاصيت نيست باوركن! مرگ درياچه اروميه، يعني از دست دادن ميلياردها دلار ثروت ملي. يعني به هم ريختن وضعيت اكوسيستم و از بين رفتن منابع كلان كشاورزي و اقتصادي. يعني از دست دادن دومين درياچه شور كره زمين. يعني از بين رفتن تمام فخر و افتخار آذربايجان. يعني مرگ ميراثي چند صد هزار ساله. يعني به خشكي نشستن زادگاه زرتشت. يعني از بين رفتن جاذبه اي بي نظير براي جلب هزاران توريست. باور كن! باور كن كه نبايد در برابر اين مرگ خاموش سكوت كرد. بلكه بايدگريست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |