پنجشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۸۲ - ۲۱ رجب ۱۴۲۴
Thu, Sep 18, 2003
چشم انداز
شماره ۲۵۸۴
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
جوان
هزارويك شهر
چشم انداز
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
در آرزوي شكوه گذشته
بررسي نقش ارتش تركيه در تحولات جديد خاورميانه
• علي غفوري
136629.jpg
پايان جنگ سوم خليج فارس براي حداقل يك دهه عراق را به عنوان نيروي نظامي تأثيرگذار در منطقه از معادلات كنار گذاشت. بي شك اين اتفاق از نقطه نظر نظامي براي كشور ما نيز تحولي مثبت محسوب مي شود. اگرچه شايد واحدهاي آمريكايي تا مدتها در مرزهاي غربي ايران حضور داشته باشند اما بي شك اين حضور باتوجه به تلفات سنگين اين نيروها در عراق تحت اشغال محدود خواهدبود.از اين پس ايران در مناطق پيراموني خود بجز آمريكا تقريباً با هيچ تهديد جدي ازسوي همسايگان خود مواجه نيست چراكه جمهوري هاي باقيمانده از اتحاد شوروي، تعدادي كشور فقير بدون ادعاي ارضي نسبت به ايران و كشورهاي جنوبي ايران نيز دولتهايي كم جمعيت و غيرميليتاريستي هستند كه حتي اگر كاملاً مسلح شوند نيز به دلايل بنيادي از جمله فقدان جمعيت و وسعت و نبود زيرساختهاي نظام قادر به ايجاد تهديد براي ايران نخواهندبود. در مرزهاي شرقي نيز ايران با كشور فوق العاده عقب مانده و فقير افغانستان روبرو است كه اين كشور اساساً فاقد بنيه اقتصادي براي تشكيل يك ارتش بزرگ است. پاكستان در جنوب شرقي ايران نيز اگرچه يكي از بزرگترين ارتشهاي جهان سومي را در اختيار دارد اما آنگونه كه تجربه ۲قرن اخير ثابت كرده، هيچگاه به دنبال درگيري با ايران نبوده است. (حتي زماني كه هندوستان تحت اشغال انگلستان بود) و اين كشور همواره نگاه به شمال و شرق خود دارد. اما در شمال غرب ايران كشوري است كه از نظر جمعيتي و نظامي توان بسيار بالايي دارد. تركيه ثابت كرده در عرصه سياست خارجي صرفاً به دنبال سياست امتيازگيري است و مشخص نيست اهداف مدوني در آسيا دارد يا خير.
* تركيه پس از فروپاشي اتحادشوروي
تركيه كشوري است كه در حال حاضر برخلاف تصور عمومي بزرگترين ارتش اروپايي را در ناتو در اختيار دارد. ظرفيت نظامي اين ارتش ۲برابر كشورهايي چون آلمان، انگليس و فرانسه است. اين در حالي است كه توان اقتصادي اين كشور يك پنجم كشورهاي يادشده هم نيست. پس از پايان جنگ دوم جهاني و بيطرفي تركيه، با تشكيل پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو)، تركيه رسماً به صف نيروهاي غرب پيوست. در نقشه هاي استراتژيك ترسيم شده براي جغرافياي سياسي، نظامي منطقه در دهه هاي ۵۰ تا اواخر ۷۰ميلادي نقش تركيه به همراه ايران محصوركردن شوروي در جبهه جنوب خاوري بود.براساس برآوردهاي انجام شده در صورت هجوم روسها، ارتشهاي ايران و تركيه بايد حداقل ۷۲ساعت تا يك هفته مانع رسيدن و دستيابي دشمن بزرگ آمريكا به درياهاي آزاد (خليج فارس، درياي عمان، مديترانه و سياه) مي شدند. ظرفيت قابل ملاحظه نظامي تركيه و ايران براين اساس طراحي شده بود. با سقوط رژيم شاه عملاً بار اصلي مقابله احتمالي با ارتش سرخ در جناح جنوبي ناتو برگردن تركيه افتاد. ظرفيت نظامي تركيه به سطح ۴گروه ارتش (متشكل از ۹سپاه مستقل و دهها تيپ) افزايش يافت. اما فروپاشي اتحاد شوروي در سال ۱۹۹۱ وجود چنين نيروي نظامي عظيمي را بلااستفاده كرد. تركيه كه تمام تلاش خود را براي پيوستن به اروپاي غربي از نقطه نظر اقتصادي صرف كرده بود از اين پس مورد بي توجهي اروپاي غربي واقع شد. اين در حالي بود كه تركيه از پايان جنگ اول جهاني به اين سو همواره سياست نگاه به غرب و اروپا را دنبال كرده بود. وجود اقتصاد ضعيف در كنار فقدان دموكراسي پايدار در اين كشور سبب شده اتحاديه اروپا سالها اين كشور را از پيوستن به اقتصادهاي پيشرفته منطقه محروم كند.
* ورود مجدد به معادلات آسيايي
تركها بجز درگيري تاريخي با يونان تقريباً هيچ مشكل جدي با كشورهاي اروپايي ندارند. (نبرد با يونان نيز تقريباً به دليل عضويت دو كشور در ناتو منتفي است) اما تركها بحثهاي جدي تري در آسيا دارند. مهمترين اين مسائل حزب كارگران كرد (پ.ك.ك) است. اقليت كرد تركيه قويترين اقليت كرد منطقه محسوب مي شود. بحث كمك كشورهاي همسايه به كردها همواره توسط دولت آنكارا مطرح شده جداي از آنكه چنين اتهامي موضوعيت داشته باشد يا خير دستاويزي براي تركيه بوده كه مدتهاي مديدي به مجادلات مرزي با كشورهاي ايران و عراق ادامه دهد. بجز اينكه، تركيه طي ۱۳سال اخير بويژه پس از درگيرشدن عراق درباتلاق بي سرانجام كويت، سعي كرد تا دامنه نفوذ خود را به آن كشور افزايش دهد. اولين اقدام اساسي تركيه بستن سدهاي آتاتورك به روي رودخانه هاي پرآب منطقه (دجله و فرات) بود. پس از آن تركيه به اعتراضات سوريه و عراق مبني بركاهش شديد آب رودخانه مذكور وقعي ننهاد چرا كه به خوبي مي دانست عراق و سوريه بشدت درگير جبهه هاي جنوبي خود هستند.
* ورود نظامي به عراق
از زماني كه در ۱۹۹۱ ارتش عراق به دليل شكست سنگين خود از ارتشهاي متحدين توانايي قابل ملاحظه خود را از دست داد، توازن نظامي منطقه به نفع اسرائيل و تركيه تغيير كرد. تركها همواره به بهانه هاي مختلف از جمله مبارزه با حزب كارگران كردستان نيروهايي به استعداد يك تيپ تا حتي يك لشگر را به داخل شمال عراق گسيل داشته اند. اين حركت تركيه خطرناكترين اقدام محسوب مي شود چرا كه بتدريج تركها براي خود اين حق را قائل مي شوند كه در امور كشور فوق مداخله مستقيم كنند. (در ۱۹۹۷ تركها، با ۲۰هزار سرباز و ۱۰۰تانك وارد شمال عراق شدند).جنگ سوم خليج فارس سبب شد تركها بيش از گذشته نيت واقعي خود را نشان دهند. اما اين بار حضور نظامي تركيه به نفع آمريكا نبود. ايالات متحده در بلعيدن كيك عراق هيچ شريكي نمي خواست. اما تركها به چراغ قرمزهاي آمريكا وقعي ننهادند. تا آنكه دوماه قبل طي درگيري مستقيم بين نيروهاي آمريكايي و كماندوهاي ترك، چندتن از نيروهاي مذكور به اسارت آمريكايي ها درآمدند.از اين پس تركها پي بردند تا زماني كه آمريكا با تمام قوا در عراق حضور دارد، بايد موقتاً اهداف خود را كنار گذارند.
* نزديكي با اسرائيل
ارتباط آنكارا و تل آويو همواره طي نيم قرن اخير خوب و مناسب بوده اما اين بهبود روابط طي يك دهه اخير شدت قابل توجه و معني داري يافته است. ارتباطات نظاميان ترك و اسرائيلي اكنون چيزي بيش از يك همكاري عادي است. اسرائيلي ها، نظاميان ترك، بويژه نيروهاي مخصوص اين كشور را آموزش مي دهند. تانكهاي تركيه را به روز مي كنند و نوسازي هواپيماهاي اف ـ۴ و اف ـ۵ اين كشور را انجام مي دهند.
در مقابل ارتش اسرائيل ضمن دريافت حق الزحمه خود، از تركها اجازه گرفته تا در خاك آن كشور به پروازهاي ظاهراً آموزشي اما در واقع گشتي ـ اكتشافي بپردازند. اين درحالي است كه تركيه دقيقاً هم مرز ۳كشور در شرايط منازعه با اسرائيل است. ايران، عراق و سوريه اگرچه عراق ديگر تقريباً از اين جبهه كنار گذاشته شده است. بي ترديد دوربينهاي نصب شده روي هواپيماهاي اكتشافي اسرائيلي مي تواند خطري جدي براي همسايگان تركيه باشد.اكنون ترديدي نيست كه تركيه وارد يك اتحاد استراتژيك با ارتش اسرائيل شده است.اين وضعيت از سال ۱۹۹۹ آغازشد. زماني كه دميرل، رئيس جمهوري وقت تركيه درجريان ديدار از اسرائيل به ايهودباراك پيشنهادداد روابط تركيه و اسرائيل به شكل استراتژيك و بنيادي متحول شود.
دميرل حتي پيشنهادكرده بود ارتش اين كشور تمام نيازهاي خود را مستقيماً از اسرائيل برطرف كند و تن به مناقصه هاي بين المللي ندهد.تركها همچنين موافقت كردند اسرائيل سيستمهاي درخاك آن كشور (براي مقابله با موشكهاي دوربرد) ضدموشك نصب كند.درهمان سال صنايع نظامي اسرائيل علاوه بر امضاي قرارداد ۷۵۰ميليون دلاري بازسازي هواپيماهاي اف ـ ۵ تركيه و گفت وگو براي توليد ۱۳۵ هلي كوپتر به ارزش ۳‎/۵ميليارد دلار به امضارساندند. اسرائيل همچنين علاقه مند به بازسازي نيروهاي زميني تركيه و توليد ۴هواپيماي هشداردهنده به ارزش يك ميليارددلار براي دولت آنكارا است.
* پان تركيسم
دركنار پديده هاي پان ايرانيسم، پان عربيسم و پان تركيسم پديده اخير از آنها خطرناكتر محسوب مي شود چرا كه تركها بيش ازاندازه روي مسائل قومي خود تأكيدمي كنند.
تركها به فكر احياي تمدن عثماني هستند. اگرچه مي دانند در دنياي قرن بيست و يكم جايي براي اين رؤيا درنظرگرفته نشده است. تركها باتوجه به قرابتهاي نژادي با برخي جمهوريهاي آسياي ميانه از يك دهه قبل به اين سو برنامه ريزيهاي گسترده اي را درمنطقه داشته اند.
آنها از سقوط اتحادجماهيرشوروي به عنوان «فرصتي تاريخي» استفاده كرده اند تا خلأ وجودي اين نيرو را پركنند اگرچه مشكل اصلي آنها حضور ايالات متحده درمنطقه است. تركها براساس صبغه تاريخي اساساً خود را درگير با ملتهاي عرب و ايراني مي دانند و حتي ناكامي خود را در نبرد با رقباي اروپايي تاحدودي معلول عصيان اعراب دراواخر قرن ۱۹ و اوايل قرن ۲۰ مي دانند.آموزه هاي رهبران ترك نيز همواره براساس توجه بيشتر به نژاد ترك و برجسته كردن نقش آنها در تاريخ بوده است و همين امر سبب شده تا نگاه تركها به آسياييها همواره توأم با نوعي تحقير باشد. حال آنكه آنها هرقدر هم سعي در فراموش كردن هويت آسيايي خود داشته باشند، بايد به يادداشته باشند اصلاً قومي اروپايي محسوب نمي شوند.
* ۶قرن تاريخ نظامي
تركها ملتي نه اصالتاً متعلق به غرب بلكه ملتي متعلق به آسياي ميانه هستند. به قدرت رسيدن عثمان اول سبب شد تا اين قوم در اواخر قرن ۱۳ميلادي در آسياي صغير و يا تركيه امروزي تشكلي مجدديافت. اين ملت به دليل جنگاوري موفق شد سرعت رشد يابد.
ظهور تيمورلنگ سبب شد رشد اين قوم براي مدتي عقب بيفتد. تيمورلنگ كه در نبردهاي متعدد ارتشهاي منطقه را به سرعت مقهور خود كرده بود، در هنگام ورود به آسياي صغير با مردان جنگاوري برخوردكرد كه از نيرويي اعجاب آور برخوردار بودند . درنهايت در نبردي سهمگين بايزيد اول عثماني را شكست داد و براي حداقل نيم قرن ظهور غول عثماني را به عقب انداخت، مرتفع شدن خطر تيمور مجدداً سبب تقويت اين قوم شد.پادشاهان عثماني در نبردهاي متعدد پادشاهان صرب و مقدوني را شكست داد و ركوردي تاريخي برجاي گذاشت و به صورتي كاملاً ناگهاني قدرت برتر جنوب اروپا، غرب آسياي ميانه و شمال خاورميانه شد. در ۱۴۵۳ سلطان محمد موسوم به فاتح كه طي نبردهاي بزرگي پادشاهان مسيحي را به سرعت شكست داده بود براي بلعيدن قسطنطنيه (اسلامبول امروزي) آماده شد. ملتهاي اروپايي به قصد نجات اين شهر چندهزارساله هركدام نيرويي را به اين شهر فرستادند. سربازان حرفه اي ونيزي و جنوايي دركنار يونانيها و بلغارها دراين نبرد ازخود رشادت زيادي نشان دادند اما درنهايت مقهور برتري مطلق عثمانيها شدند. سربازان سنگين اسلحه ونيزي كه تقريباً شمشير هيچ سرباز آسيايي (به دليل زرههاي ضخيم) به آن كارگرنبود درمقابل تلوارهاي (سلاحهاي شبيه به ساطور در ابعاد بسياربزرگ) يني چري ها تسليم شدند. يني چريهاي عثماني درحقيقت منتخبين بهترين نژادهاي كشورهاي تحت فرمان عثماني بودند كه از ۱۲سالگي تربيت مي شدند تا بجنگند. آنها از ۱۸ تا ۴۲سالگي در سپاههاي ترك سمت مي گرفتندو تنها از ۴۲سالگي به بعد اجازه تشكيل خانواده مي يافتند.
به گفته تاريخ نويسان تلوار سرباز يني چري قادر به شكافتن هر سپر و يا زرهي بود و تنها راه مبارزه با آن فرار از فشار ضربه اين سلاح بود درغير اين صورت راه نجاتي فراهم نبود.
تركها پس از فتح قسطنطنيه دامنه فتوحات خود را در اروپا، شبه جزيره عربستان، خاورميانه و عراق امروزي ادامه دادند و سپس خود را به شمال آفريقا رساندند.
عربستان، اردن، سوريه، عراق، امارات، كويت، فلسطين، لبنان، مصر، الجزاير، مراكش، ليبي، بلغارستان، يوگسلاوي، بخشي از اوكراين، روماني، آلباني، بخشي ازمجارستان و اتريش به سرعت به تصرف عثمانيها درآمد.
سلطان سليم اول و سلطان سليمان قانوني در توسعه امپراتوري عثماني نقش بسياربزرگي داشتند. آنها بيش از گذشته به نيروهاي يني چري رسيدند و واحدهاي نظامي بزرگي شبيه لژيونهاي رومي ايجادكردند. تركها در نبردهاي خود از ابتدا يني چري ها را وارد نمي كردند در شرايطي كه جنگ به نقطه حساس مي رسيد و حريف مقاومت جانانه اي نشان مي داد ناگهان كارت برنده خود را رومي كردند. آن زمان بود كه سپاه خسته مدافع در انتهاي دشت ناگهان ۵۰هزارسرباز را مي ديد كه لباسهاي كمي برتن دارند و تن خود را سراسر قرمز كرده اند (كه اثر زخمي شدن آنها ديده نشود) .نقل مورخين نشان مي دهد درچنين شرايطي حتي قوي ترين مدافعان بيش از چندساعت دفاع نكرده اند. سپاههاي يني چري با كوبيدن پاي خود برزمين و برزبان آوردن كلماتي بطور يكسان از لحاظ رواني نيز ترس بزرگي در دل حريف مي انداختند.
* شمشير قهرخدا
اروپاييان مسيحي اعم از ارتودوكس و كاتوليك شكستهاي پي درپي خود از ارتش عثماني را نشانه قهر خدا از آنها مي دانستند.سپاهيان مسيحي، عثمانيان را شمشير قهر خدا مي ناميدند و معتقد بودند گناهان آنها موجب خشم خدا شده است.
* توقف!
۳مسأله باعث توقف پيشرفتهاي عثمانيان شد. مهمترين مسأله اتفاق آراي كشورهاي باقيمانده اروپايي براي مقابله با عثمانيان، دوم شكست كامل نيروي دريايي عثماني و سوم ظهور قدرت بزرگي در شرق (صفويان) بود.
عثمانيان كه يك قرن بدون توقف درحال پيشروي به داخل اروپا بودند به فكر تسخير وين پايتخت بزرگ امپراتوري اتريش افتادند. هاپسبورگها سراسيمه قاصدهايي به تمام كشورهاي اروپايي (اسپانيا، فرانسه، هلند، انگليس، آلمان و ايتاليا) فرستادند. كشورهاي فوق نيز مي دانستند كه عثماني ها اكنون در قلب اروپا هستند و سقوط وين، سقوط تمام دولتهاي اروپاي غربي را بتدريج در بردارد. نبرد وين از جمله نبردهاي بسيار تعيين كننده تاريخ بود و براي اولين بار عثماني ها طعم شكست را چشيدند. آنها نتوانستند حريف سربازان امپراتورهاي اروپايي شوند. سلطان سليمان خان كه در غرب به عنوان «سلطان باشكوه» ناميده مي شد، سرانجام توقف سپاه خود در پشت ديوارهاي وين را پذيرفت و به اروپاييان پيغام داد اجازه داريد چند صباحي ديگر زنده بمانيد! اما وقايعي كه اتفاق افتاد نشان داد ديگر عثماني ها از اين جلوتر نخواهندرفت.
از سوي ديگر نبرد درياي لپانت بر سر تصرف قبرس اگرچه سبب تسخير قبرس اروپايي نشين به دست سربازان عثماني شد اما موجب نابودي كامل نيروي دريايي عثماني در مصاف با نيروهاي اروپايي شد. سلطان سليم عثماني كه مانند ساير سلاطين عثماني قدرت خود را فوق نيروي بشر مي دانست از بين رفتن نيروي دريايي را به مانند ازدست دادن سبيل دانست و گفت: اين سبيل بزودي درمي آيد! اما عثمانيان ديگر هرگز مبدل به يك نيروي دريايي درجه اول نشدند.
* ظهور قدرتي بزرگ در شرق
ايران پس از سالها حكومت ملوك الطوايفي، در قرن ۱۵ با ظهور شاه اسماعيل صفوي بارديگر به قدرت گذشته خود بازگشت. اين پادشاه شجاع موفق شد طي مدت كوتاهي سامان مناسب به ارتش ايران بدهد و نيروي قابل توجه گردآورد. اين زمان درست مصادف بود با قدرت گرفتن حداكثري عثمانيان.
نبرد گريزناپذير بود چراكه عثمانيان براي بلعيدن نيمي از دنيا آمده بودند. دشت چالدران آوردگاه دو ارتش بود. اما عثماني ها در مقابل سپاه ۲۷هزارنفري ايران ۱۶۰ هزار سرباز عادي در كنار ۴۰ هزار يني چري را وارد كردند. آنها براي اولين بار در نبردهاي شرقي از توپخانه نيز استفاده كردند. برتري خردكننده عثماني ها به اندازه اي بود كه سلطان سليم عثماني گمان مي كرد نيروهاي ايران بدون درگيري عقب نشيني كنند اما از جان گذشتگي سپاه ايراني موجب شد عثمانيان پي ببرند كه با حريف ساده اي در شرق مواجه نيستند. اگرچه در اين نبرد، توپخانه عثمانيها بخش بزرگي از سپاه ايران را از بين برد اما سواره نظام ايران نيز ضربات سنگيني به ارتش عثماني وارد كرد. حمله مستقيم سواره نظام ايران در نهايت توپخانه عثماني را از كار انداخت. اما سواران ايراني نتوانستند «يني چريها» را به عقب برانند و حتي ضربه تلوار يكي از «يني چريها» تند اسب شاه اسماعيل را دريد و وي را زخمي كرد. شكست ارتش ايران موجب شد شمال غرب ايران در دسترس ارتش عثماني قراربگيرد. عثماني هاي خسته از جنگ پس از مدتي غرب ايران را رها كردند تا بتوانند با عمده قواي خود بعداً ايران را تسخير كنند. سليمان خان قانوني در اوايل قرن ۱۶ بارديگر ارتش ۲۰۰هزار نفره عليه ايران تدارك ديد. اين ارتش در مواجهه با ارتش صدهزارنفره شاه طهماسب صفوي چندان موفق عمل نكرد البته جانفشاني سربازان ايراني (كه عمدتاً عشاير بودند) در اين امر بي تأثير نبود. درنهايت اطلاعات مناسب چند جاسوس در ارتش عثماني در كنار برتري عددي و تجهيزات سبب شد تا ارتش عثماني وارد خاك ايران شود اما اين توقف نيز كوتاه مدت بود و ارتش عثماني خسته از نبردهاي طولاني و ناتواني درمقابل مقاومتهاي محلي بارديگر خاك ايران را ترك كرد.پادشاهان پرقدرتي مانند شاه عباس صفوي نيز سبب شدند ايران ماننددژي تسخيرناپذير مانع نفوذ ارتش عثماني به شرق شود. اگرچه ضعف صفويان در قرن ۱۸ سبب شد دوباره عثمانيان در عراق و بخشهايي از غرب ايران به تسلط كامل برسند اما هيچگاه موفق به شكست قطعي ايران نشدند. درنهايت در زماني كه ارتش عثماني بسادگي ارتشهاي اروپايي را شكست مي داد در شرق ناتوان از حتي يك پيروزي تعيين كننده بر ايران بود.ظهور نادر در ۱۷۳۰ نيز سبب شد براي هميشه عثماني ها از صحنه سياسي ايران به عنوان بازيگر اصلي كنار روند. نادر طي چند نبرد سنگين ارتش عثماني را كاملاً مقهور كرد و به آنان فهماند توسعه طلبي آنها در اين منطقه بي نتيجه است.
* مرد بيمار اروپا
در اواخر قرن ۱۸ و اوايل قرن ۱۹ ديگر از امپراتوري پرقدرت عثماني خبري نبود. اين امپراتوري كه اكنون ميليونها كيلومترمربع را تحت اشغال مستقيم خود داشت با ظهور قدرتهاي بزرگ ناگهان خود را ضعيف و ناتوان مي ديد. سياست اين امپراتوري نيز تنها نگهداري و حراست از متصرفات (ونه پيشروي براي اشغال سرزمين هاي جديد) بود. ايران زمان نادر، روسيه زمان پطركبير، در كنار ظهور غولهاي صنعتي ـ نظامي فرانسه و انگليس از يك سو و قدرت گرفتن خاندان هاپسبورگها و دولت پروس تقريباً جايي را براي وجود يك امپراتوري بزرگ قرون وسطايي نگذاشته بود. به اين دليل عقب نشيني گسترده عثماني ها از سراسر متصرفاتشان آغاز شد.
تصرف الجزاير و مصر در اوايل قرن ۱۹ در كنار ازدست رفتن يك به يك سرزمين هاي عربي خاورميانه اي، شرق امپراتوري را بشدت آسيب پذير كرد. در شرق اروپا نيز روسها از كريمه تا مرزهاي جنوبي اروپا را يك به يك از تصرف عثمانيان خارج كردند. وجود دولتهاي مركزي نسبتاً متحد در اواخر قرن ۱۸ و قرن ۱۹ در ايران نيز سبب وضعيت پايدار درمرزهاي ايران و تركيه شد. اما در اروپاي مركزي و جنوب شرقي نيز عثماني ها بتدريج به عقب رانده شدند تا آنجا كه دولت عثماني در ابتداي قرن بيستم ديگر يك بازيگر قابل توجه در عرصه اروپا نبود. اينك شمشير قهر خدا مبدل به مرد بيمار اروپا شده بود (اصطلاحي كه از نيمه دوم قرن نوزدهم رايج شد).با شروع جنگ جهاني اول در سال ۱۹۱۴ عثماني به صف متحدين (آلمان، اتريش و مجارستان) پيوست. در ۱۹۱۸ با شكست قطعي نيروهاي «محور» امپراتوري عثماني جاي خود را به دولت جديد تركيه به رهبري مصطفي كمال پاشا داد. وي كه بعدها به آتاتورك معروف شد به خاك فعلي تركيه بسنده و درمقابل سعي كرد كه راه اتحاد را با قدرتهاي اروپايي برگزيند. آتاتورك تركيه را از كشوري عقب مانده به دولتي در سطح كشورهاي شرق و جنوب اروپا تبديل كرد و اين كشور اگرچه از موفقيتهاي بزرگ اقتصادي بي بهره بود اما در عرصه سياست خارجي «فعال» محسوب مي شد. تدبير دولت تركيه در جنگ جهاني دوم بي طرفي قطعي بود و زماني كه دهها ميليون سرباز در جبهه هايي به طول دهها هزار كيلومتر از حداقل ۲۰ مليت اروپايي و آمريكاي شمالي درگير نبردي مرگبار بودند تركيه تنها به دنبال منافع خود بود و از سياستي قابل انعطاف پيروي مي كرد.
با پايان جنگ دوم جهاني و تقسيم دنيا به دو بلوك شرق و غرب، آمريكا براي تركيه نقش جديدي را قايل شد. «بخشي از كمربند محصوركننده خرس سرخ» . تركيه با پيوستن به ناتو در همان ابتداي كار مشخص كرد كه در صف اروپاي غربي قراردارد. اما درگيريهاي تاريخي تركيه و يونان در دهه هاي ۶۰ و ۷۰ منجر به درگيري محدود نظامي بر سر قبرس شد و در نهايت با پادر مياني ساير اعضاي ناتو شبح جنگ از درياي مديترانه دور شد.سقوط شاه ايران در ۱۹۷۹ نقش و اهميت تركيه را در معادلات غرب دو چندان ساخت و با بروز جنگ بين عراق وايران بين سالهاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸(۵۹ تا ۶۷) اين كشور بهره برداري بسيار مناسبي از نظر اقتصادي از وضعيت مذكور به عمل آورد.خروج عراق از عرصه معادلات اقتصادي و سياسي از ۱۹۹۱ به بعد نيز سبب بهبود بيشتر وضعيت تركيه شد.
* ضعف اقتصادي تركيه مانع بزرگ توسعه همه جانبه
تركيه اگر چه اكنون به يكي از پايگاههاي اصلي شركتهاي غربي تبديل شده اما هنوز از بهره وري پايين و عقب ماندگي نسبي تكنولوژيكي رنج مي برد. تركيه همچنين به دليل بدهي بالغ بر ۱۰۰ ميليارد دلاري خارجي و كسري بودجه هاي سنگين همه ساله با تورم دو رقمي بعضاً بالاي ۱۰۰ درصد روبرو است و اين امر حيات اجتماعي اين كشور را نيز تهديد مي كند. اگر چه تركيه از درآمد سرانه۳۵۰۰دلاري برخوردار است اين رقم براي يك دولت آسيايي رقم متوسطي است اما براي اروپا چيزي در حد خط فقر محسوب مي شود. توان ضعيف اقتصادي تركيه در كنار شكنندگي وضعيت بودجه اي اين كشور موجب مي شود تركيه باوجود در اختيار داشتن ارتشي بزرگ قادر به اداره يك جنگ طولاني و پر هزينه نبوده وعملاً از آسيب رساندن به دولتهاي پر قدرت منطقه ناتوان باشد.
* نگاهي به ارتش تركيه
تركيه با در اختيار داشتن ۵۱۴ هزار سرباز بزرگترين ارتش اروپا و يكي از قويترين ارتشهاي آسيايي را در اختيار دارد.
* نيروي زميني
تركيه در بخش نيروي زميني از ۴۰۲ هزار سرباز و ۴۲۰۵ تانك بهره مند است. تانكهاي مذكور از انواع ام ـ ۴۸ و ام ـ۶۰ آمريكايي و ۳۹۷ تانك آلماني لئوپارد است. تانكهاي اخير الذكر بسيار پيشرفته بوده و تركيه سال ها است به دنبال دريافت گروه جديدي از اين تانك ها از آلمان است. برنامه فروش ۱۰۰۰ تانك لئوپارد نيز در دستور كار دولت شرودر هست اما اينكه اين قرار داد بسيار پر هزينه به نتيجه برسد، هنوز مشخص نيست.تركيه همچنين براي بازسازي توان زرهي خود بر نامه هاي گسترده اي آغاز كرده كه صرف ۷ ميليارد دلار براي نوسازي تانكهاي ام ـ۴۸ و ام ـ۶۰ بخشي از آن است.نيروي زميني تركيه همچنين از ۲۰۲۱ خمپاره انداز سنگين و ۲۹۹۰ توپ برخوردار است. توان هلي كوپتري اين كشور نيز قابل توجه بوده و بالغ بر ۳۶۰ هلي كوپتر را شامل مي شود.
هلي كوپترهاي بلاك هاوك، كبرا و اگوست بل بخشي از اين نيرو هستند.
* نيروي هوايي
نيروي هوايي تركيه متشكل از ۶۰ هزار سرباز و ۴۸۵ هواپيما از انواع آمريكايي است. بزرگترين پروژه نيروي هوايي تركيه توليد اف ـ۱۶ در تركيه است كه از ۱۳۶۶ آغاز شده است.
اين كار خانه عظيم كه با سرمايه گذاري مشترك جنرال ديناميكز و لاكهيد آمريكا و دولت تركيه انجام شد طي دو مرحله ۲۳۲ اف ـ۱۶ توليد كرده كه ۴۶ فروند آن به مصر فرخته شده است. اين تأسيسات نظامي قرار است به توليد هواپيماهاي باري و آموزشي نيز بپردازد.پس از اف ـ ۱۶ كه ستون فقرات نيروي هوايي تركيه را تشكيل مي دهد ۱۷۴ اف ـ ۴ فانتوم و ۸۷ اف ـ۵ تايگر قرار دارند كه آنها نيز علي رغم ۳ دهه عمر، به دليل نوسازي در شرايط مناسبي به سر مي برند.
* نيروي دريايي
نيروي دريايي تركيه از ۵۲ هزار و ۷۵۰ نيرو و ۱۳ زيردريايي برخوردار است و با استفاده از حداقل ۱۰پايگاه دريايي نيروي قابل توجهي محسوب مي شود۳۷. ناو بزرگ ستون اصلي نيروي دريايي تركيه است و اين نيرو بويژه در دوران جنگ سرد همواره اهميت خاصي براي ناتو داشته چرا كه قرار بوده با تسلط به تنگه هاي بسفر و داردانل مانع دستيابي روسها به درياي آزاد شوند.
* نيروهاي ناتو در تركيه
۱۸۰ هواپيماي انگليسي و آمريكايي در كنار حدود ۶ هزار سرباز بخش اصلي نيروهاي خارجي عضو ناتو در تركيه راتشكيل مي دهند.
تصميم تركيه مبني بر ممانعت از استفاده آمريكا و انگليس از پايگاههاي نظامي اين كشور در روز هاي اول جنگ عراق و آمريكا سبب بروز مشكلات جدي براي ارتشهاي مذكور شد كه اين مشكل بعداً با امتياز گيري تركيه رفع شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |