شنبه ۲۶ دى ۱۳۸۳ - ۴ ذيحجه ۱۴۲۵
Sat, Jan 15, 2005
ميراث فرهنگى
۳۰۳۱
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
آرشيو
گذرى به قنات دوهزارساله وشهرزيرزمينى كيش
امروزه كيش بيش از آن كه به عنوان يك منطقه آزاد تجارى موردنظر باشد ، در هيأت يك جزيره توريستى ظاهر شده است و هرساله هزاران گردشگر را به سوى خود مى خواند.
198144.jpg
جدا از طبيعت زيبا و بى بديل كيش و بازارهاى بزرگ و هتل هاى مجلل آن ، اين جزيره هنوز چندان كه بايد و شايد اسباب تفريح و تفرج گردشگران را فراهم نياورده است ؛ به گونه اى كه پس از چندروز اقامت، گردش در آن تكرارى و كسالت بار خواهد شد. حتى اگر اصرار داشته باشيم كه كيش را هنوز به وجه قالب يك منطقه آزاد تجارى بناميم، بازهم فضاى مساعدى كه در خور رونق اقتصادى چنين منطقه اى باشد، شكل نگرفته است و درستى اين سخن زمانى آشكار مى گردد كه زيرساختها و جاذبه هاى فراهم آمده گردشگرى دركيش با جايى مانند «دبى» در آن سوى آبهاى خليج فارس سنجيده شود.
گويا ضرورت وجود تفرجگاهى بزرگ در كيش به گونه اى كه متناسب با فضاى فرهنگى ايران و اخلاق و معنويات جامعه باشد براى نخستين بار به ذهن فردى خطور كرده كه سالهاى متمادى از عمر خويش را در اروپا به سر آورده و به خوبى دريافته كه در كشورهاى توسعه يافته، چگونه از زيست بومى ساده يامحيطى معمول، جاذبه اى بزرگ براى گردشگران داخلى وخارجى شكل مى گيرد. «منصور حاجى حسينى» سرمايه گذار ايرانى مقيم آلمان كه چندسالى است خلق بزرگترين شهر زيرزمينى ايران يا به عبارت آشناتر شگفت آورترين ديسنى لند جهان را برعهده گرفته ، ايده اى بسيار روشن دارد ؛ او مى خواهد قناتهاى قديمى كيش را كه عمرى هزار ساله دارند و در عمق ۱۷مترى زمين جاى گرفته اند؛به موزه بزرگ طبيعت و تاريخ بدل سازد و به قول خودش «ايرانى كوچك» بسازد.
198126.jpg
حاجى حسينى دراين باره مى گويد: من به سال ۱۳۷۸ با پيشنهاد سازمان منطقه آزاد كيش تصميم گرفتم تا در مسير قناتهاى قديمى جزيره سرمايه گذارى كرده و چند تونل محدود در مسير اين قناتها ايجاد كنم؛ اما وقتى كار را شروع كردم ، دريافتم كه پروژه را مى توان به مراتب بزرگتر و با كيفيت بهتر تعريف كرد و به جاى احداث چند تونل كوچك ، يك شهر زيرزمينى بزرگ به وجود آورد.
او البته يادآور مى شود كه در آن سال بهاى زمين در كيش اندك بود و اگر وى با خريد چندقطعه زمين دست به كار ايجادهتل يا بازار مى شد، درمدت كمى سرمايه هنگفتى مى اندوخت؛ اما گمان مى برد كه بايد كارش متفاوت از كارهاى ديگر و توأم با آفرينش هنرى و جنبه هاى فرهنگى باشد. از اين رو بتدريج ايده شهر زيرزمينى كيش و ايجاد فضاهاى متعدد فرهنگى و تفريحى در آن را پى گرفت و نهايتاً پروژه اى راتعريف كرد كه حاصلش خلق سازه اى از معمارى است كه در هيـچ جاى ديگر دنيا نظير ندارد و اگر پرده «معاصر بودن» از چهره اش كنار رود، به يقين در زمره شاخص ترين مواريث فرهنگى ايران خواهد بود.
به گفته حاجى حسينى پروژه شهر زيرزمينى يا همان «كاريز» در سه فاز تعريف شده است. فاز اول كه اكنون به پايان رسيده و دشوارترين مرحله كار تلقى مى شود، شامل ايجادسه كيلومتر تونل در عمق ۱۷مترى از سطح زمين و در فضايى بالغ بر ۱۴۵۰۰ متر مربع است. اين تونل با شعبات متعدد و به صورت پيچ در پيچ بدون استفاده از ابزارهاى تكنولوژيك و تنها با كمك دست كنده شده. علت نيز روشن است: تونل، زير لايه اى مرجانى با قطر ۷متر و لايه اى ديگر از مرجان و گل مارن ساخته شده و سقف آن مملو از فسيل جانوران دريايى است كه مطابق آزمايشهاى صورت گرفته دردانشگاه مونيخ بين ۱۱۰ تا ۵۷۰ميليون سال عمر دارند. بدين ترتيب حفر اين تونل و آراستن آن به سبك و سياق قلعه هاى خيال انگيز باستانى خود به منزله ايجاد «طبيعى ترين موزه طبيعى ايران» است و بديهى است كه حفارى آن با ماشينهاى صنعتى ارزشهاى طبيعى اش را به تمامى از ميان مى برد.
فاز دوم پروژه شامل ايجاد فضاهاى تفريحى و فرهنگى مانندموزه، غرفه هاى صنايع دستى، رستوران و كافى شاپ است تا اسباب سرگرمى و آسايش گردشگران در عمق ۱۷مترى زمين فراهم آيد. حاجى حسينى قصددارد تا با دعوت از هنرمندان و صنعتگران شهرهاى مختلف ايران، علاوه بر عرضه صنايع دستى كشور در غرفه هاى مخصوص، شيوه ها و ابزارهاى ساخت هر صنعت را نيز به گردشگران نشان دهد. او مى گويد كه اكنون پروژه درنيمه فاز دوم قرار دارد.
در فاز سوم ، سالن هاى آمفى تئاتر به مجموعه اضافه مى شوند و «تونل شاهنامه» به عنوان زيباترين جلوه كاريز آغاز به كار مى كند. در اين تونل پيچ در پيچ آب قنات جارى مى شودو گردشگران سوار بر قايقهاى كوچك در هر پيچ با يكى از داستانهاى شاهنامه و هفت خوان رستم آشنا مى گردند؛ آن هم بابهره گيرى از كليه شيوه هاى معمول از نقالى سنتى گرفته تا بازى نور و صدا.
حاجى حسينى بر اين باور است كه اگر در زيرزمين چنين مجموعه بزرگى شكل گرفته باشد، روى آن در سطح زمين نيز نمى تواند خالى از امكانات لازم و جاذبه هاى بديع باشد. بنابراين يادآور مى شود كه همزمان با پيشبرد فاز دوم و سوم طرح، فضايى به وسعت ۶۳هزار متر مربع در روى زمين براى استفاده گردشگران آماده مى شود. اين فضا داراى بخشهايى چون ورودى اصلى، پاويون، سينما، ساختمان ادارى، پاركينگ معمولى، پاركينگ پاويون و دو قلعه به سبك قلعه هاى باستانى است كه در آنها رستوران، فروشگاههاى مختلف، سايت بازى بچه ها، سوئيتهاى اقامتى و سايت تفريحى استقرار مى يابند. همچنين پس از پايان كار هر شب كارناوالى از اقوام مختلف ايرانى همراه با پوشش سنتى و موسيقى محلى خود در مقابل چشم بازديدكنندگان به راه مى افتد تا فضاى فرهنگى مجموعه با نمايشى از همبستگى ملى ايرانيان تقويت شود.
حاجى حسينى با اطمينان مى گويد كه مجموعه شهر زيرزمينى كيش اواخر سال ۸۵ يا اوايل سال ۸۶ به بهره بردارى كامل مى رسد و البته تأكيدمى كند كه تونلهاى زيرزمينى ازهم اكنون قابل بازديد براى گردشگران هستند و در ۹ماهه نخست سال جارى پذيراى دست كم ۷۰هزاربازديدكننده بوده اند؛ بازديدكنندگانى كه طى دوسال گذشته طيف وسيعى ازمردم، از رئيس جمهورى، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، وزيران و نمايندگان مجلس تا مردم معمولى را شامل شده اند و وجه اشتراك آنها اين بوده كه ايده كاريز را پسنديده اند و به حاجى حسينى درادامه راه خود دلگرمى داده اند و همين دلگرمى هاست كه او را براى كنارآمدن با مشكلاتى كه ازاين سو و آن سو سرمى كشند، شكيبا مى سازد.
حاجى حسينى مى گويد كه تا اينجاى كار هم سختى ها را به جان خريده و سرمايه خود را در زيرزمين نهاده و از بازگشت فورى و انبوه آن چشم پوشيده، اما دراين راه از سازمان منطقه آزاد كيش توقع يارى دارد؛ خصوصاً كه طبق دو قرارداد بهره بردارى از قنات و مشاركت درايجاد فضاهاى زيرزمينى، سازمان مزبور به ازاى واگذارى زمين، حق الاجاره و سودسالانه دريافت مى دارد و على القاعده پيشرفت سريع كار و بهره بردارى كامل از كاريز، به سود آن خواهدبود.
حاجى حسينى مى گويد: درتمام دنيا وقتى يك موزه يا سايت گردشگرى ايجادمى شود، درتمام مسيرهاى منتهى به آن تابلوهاى راهنما نصب مى گردد تا گردشگران را به سويش هدايت كند، اما كاريز با هزاران بازديدكننده، فاقد چنين امكانى است و او از سازمان منطقه آزاد و شركت عمران و خدمات مى خواهد كه نه فقط براى مجموعه آفريده او، بلكه براى رونق گردشگرى درجزيره، چنين تابلوهايى را در مكانهاى مناسب نصب كنند.
او همچنين تصريح مى كند كه طى سالهاى اخير ازهرگونه مساعدت مالى و اعتبارى محروم مانده و نمى داند كه آيا اگر سرمايه گذاران ايرانى خارج از كشور به سان او از چنين مساعدتهايى بى بهره بمانند، سرمايه هاى خود را از بازار پررونق و امن اروپا و آمريكا و دبى به ايران خواهندآورد يا نه؟! به علاوه از نبود حمايتهاى حقوقى نيز گلايه دارد و مى گويد كه پروژه هاى بزرگ و خصوصاً بى سابقه از برخى مشكلات حقوقى به كنار نيستند و اگر سازمانهاى مربوطه براى حل اين مشكلات نيز گامى برندارند و بى تفاوت به نظاره بنشينند، ديگر چه اميدى براى سرمايه گذاران باقى مى ماند؟
اين بخش از سخنان حاجى حسينى چندان ناآشنا نيست و شايد بارها و بارها از زبان ديگران به بيرون تراويده باشد. او نيز مى توانست مثل خيلى سرمايه گذاران ديگر سرمايه خود را در بازار بى سروسامان ملك و املاك به كار اندازد، برج بسازد يا بورس بازى كند و خيلى كارهاى ديگرى كه اگر ضررى به اقتصاد شكننده كشور نرسانند، لااقل سودى هم دربرنخواهندداشت. آيا او بايد يكه و تنهاو محروم از هرحمايت و مساعدتى تاوان علاقه  اش به ايران و ايرانيت را بپردازد؟!
براى اطلاعات بيشتر خوانندگان گرامى مى توانند به سايت www.kariz-Kish.comمراجعه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |