|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بايد خود را باور كنيم
|
|
|
گزارش: مريم سامانى صدايش پر ازانرژى است. او را مى شناسم. بارها عكس اش را در صفحه روزنامه با مطلبش چاپ كرده ايم. بارها از مطالبى كه نوشته احساس شعف كرده ايم ولى هيچوقت بهانه اى براى اينكه سرى به آنچه كه در قلبش پنهان كرده است، نيافته بودم. وقتى قسمت «زنان اميدوار» را خوانده بود، خودش تلفن كرده بود. باورم نمى شد از خودش و زندگى اش بخواهد براى من بگويد. اصلاً فكرنمى كردم آن زن ديروز و اين چهره موفق امروز، سالها و روزهايى را به سختى گذرانده و با عشق و اميد همه آن فراز و نشيب ها را پشت سرگذاشته باشد. - ۱۹ ساله بودم كه با مردى ازدواج كردم كه خيلى دوستش داشتم. من و او از صفر شروع كرديم. مدتى بعد از ازدواج مان متوجه شدم كه او قبل از ازدواج با من با دخترى دوست بوده است. پس ازمدتى از ازدواج مان بود كه آن دختر شروع به آزار و اذيت شوهرم كرد و با آبرويى كه از او درمحيط كارش برد، شوهرم ناچار به ترك كارش شد. درآن زمان در يك اداره كار مى كردم و موقعيتى داشتم كه توانستم شوهرم را در پست و جايگاه مهمى براى كار معرفى كنم. شوهرم پس ازمدتى كار درآنجا روز به روز وضع مالى اش بهتر شد. هرچه بر ثروت او افزوده مى شد از من و دوبچه اش دورتر مى شد تا اينكه متوجه شدم او با منشى اش ازدواج كرده است و نهال عشقى را كه روى آن لانه اى ساخته بوديم، ترك كرده است. يك روز وقتى ازكار به خانه برگشتم، متوجه شدم با وجود تمام ثروتى كه داشت، همه آنچه را كه در سالهاى زندگى مشترك با هم فراهم كرده بوديم به تاراج برده است و لانه مان را ويران كرده است. آن شب در خانه اى كه روزى چراغ اميد درآن نصب كرده بوديم، تنها نشستم و اشك ريختم ولى من فقط براى يك شب گريه كردم. مى دانستم كه بدون او هم مى شود زندگى كرد. از ۱۳ سال پيش به تربيت دو فرزندم پرداختم و حالا خوشحالم كه آنها در تحصيلات و ازدواج آنقدر موفق هستند كه مى توانم خودم را تحسين كنم. با اينكه شوهرم ۱۳ سال پيش ما را ترك كرد، با اين حال هنوز مهر طلاق بر شناسنامه من جاى نگرفته است. حالا من تنهاى تنها مانده ام ولى زندگى ام را در سايه تلاش و كوشش دوباره ساخته ام. اى كاش زنان قابليت هايشان را باور مى كردند. من در ۳۲ سالگى تنهاشدم و اكنون كه ۴۵ سال دارم با آنكه به خاطر سختى ها و مشكلات سلامتى ندارم و بيمارم ولى ثابت كردم كه مى توانم و ايستادم. اى كاش زنان خود را پيداكنند و بدانند اگر مردى نباشد آنها بيچاره و بى كس نمى شوند. *** با او خداحافظى مى كنم اما گرماى صدايش، انرژى اى را به من بخشيده است كه هميشه با خود خواهم داشت.
|
|
|
|
|
خداى بزرگى دارم در همين نزديكى
داستان زندگى من پيچيده و پر از فراز و نشيب است. در سال ۱۳۵۷ در تهران به دنيا آمده ام. همان زمان پدر و مادرم با هم متاركه كرده بودند و وقتى سه ماه بيشتر نداشتم پدرم ايران را ترك كرد و براى هميشه به خارج از كشور رفت. مادرم با فداكارى پس از بى وفايى پدرم با وجود فرصت هاى خوبى كه براى ازدواج داشت ، عمر وجوانى اش را وقف من كرد. كوچك بودم ولى مى ديدم كه او چقدر زحمت مى كشد تا زندگى مان را اداره كند. بزرگتر كه شدم مى ديدم او از طرف هيچ كس حتى خانواده اش حمايت نمى شود. به سن مدرسه كه رسيدم، از امكاناتى كه خيلى از بچه هاى هم سن و سال من برخوردار بودند، بهره اى نداشتم ولى با اين حال خودم دوست داشتم رشد كرده و از خط پايين زندگى ام خودم را بالا بكشم. آنقدر تلاش كردم كه با استفاده از همين امكانات كم موفق شدم در دانشگاه دولتى در رشته مديريت قبول شوم. اين در حالى بود كه از سال ۷۲ مادرم به علت فشارها و ناراحتى هايى كه در طول اين سالها بر او وارد شده بود دچار بيماريهاى اعصاب و جسمى شده بود. امرار معاش ما از طريق مادرم كه در هتل ، فروشگاه و انجام كارهاى هنرى صورت مى گرفت تأمين مى شد. حالا كه با شما حرف مى زنم ديگر مادرم ۷۰ سال دارد. از نظر مالى تمام فشارهايى كه به او در اين سالها وارد شده است، حالا چندسال است كه روى شانه هاى من است. در اين هفت، هشت سالى كه مادرم به شدت بيمار شده است من در شرايط سختى زندگى كرده ام، دوران دانشگاهى ام را در زير سقف يك شيروانى در محله اى فقيرنشين گذرانده ام، اما هيچگاه مأيوس نبوده ام. مدتها به خاطر تنهايى و بيمارى شديد مادر سردرگم بودم، اما با دست خالى و دلى اميدوار براى درمان مادرم تلاش كرده ام. ماهها روى زبان او تاول هايى مى زد كه نمى توانست غذا بخورد ، ماهها در بيمارستانهاى مخصوص بيماران اعصاب بسترى شد و من تنهاى تنها كنار او ماندم. به خاطر مادرم كارم را كه به سختى پيدا كرده بودم ، ترك كردم و حالا براى گذران زندگى در خانه كار ترجمه مى كنم تاگوشه اى از ضرورياتمان را پركند ولى مادرم تنها نماند و من كنارش باشم. شب هاى بسيارى است كه مادرم بيقرار مى شود، صبر مى كنم هرچندكه امكاناتى ندارم ولى جوانى ام را كه تنها بضاعتم است براى او مى گذارم. به خدا توكل مى كنم و اميدم به اين است كه او به من توجه مى كند. دفترچه اى دارم براى لحظات دلتنگى . هروقت كه ديگر دلم مى گيرد و توانم كم مى شود در آن براى امام زمان (عج)مى نويسم ، نامه هاى من هيچوقت به هيچ آدرسى فرستاده نمى شود ، در چاهى انداخته نمى شود ولى انگار او همه اش را مى خواند ، چون بعد از آن است كه احساسم عوض مى شود. از خانواده مادرم دلگير هستم. آنها مرا تنها گذاشته اند. وضعيت مادرم به علت استفاده زياد دارو در طول سالها به گونه اى است كه ديگر دارو روى او تأثير ندارد، پزشكان مى گويند بايد شوك درمانى شود. سال گذشته خودم را براى امتحان فوق ليسانس آماده مى كردم انتظار يارى از آنان داشتم ولى هيچ كس حتى با من همفكرى هم نكرد. چند پزشك گفته اند مادر را به مراكز مخصوص نگهدارى از سالمندان ببرم ولى نمى توانم پاسخ كسى كه جوانى اش را وقف من كرد، با بى توجهى بدهم. با تمام اين غمها وقتى مى بينم خانواده اش او را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و متوجه نمى شوند كه او بيمار است، ناراحت مى شوم و فكر مى كنم آيا دنيا آنقدر ارزش دارد كه آدم به خاطر آن به همه چيز و همه كس خود در هر شرايطى اينگونه پشت پا بزند. به من مى گويند تو بچه اش هستى و وظيفه خودت است و حالا من مانده ام و او. ولى اين رسم دوستى نيست كه تنها زمان مرگ براى يكديگر اشك بريزيم و هنگام زنده بودن قدردان هم نباشيم حتى آن شخص قدرشناس مان نباشد. در اين دنيا جز يكى ، دو دوست هيچ كس را ندارم. در حالى كه فكر مى كنم آدمها بايد براى هم آغوش باز كنند. اى كاش دختران هم سن و سال من تنها به دنبال شادى هاى زودگذر نبودند. اى كاش آنهايى كه به بهانه مشكلات شانه از زير بار تمام مسؤوليت ها خالى كرده و به همه معيارهايشان پشت مى كنند ، دخترانى مثل من را هم مى ديدند و به زندگى نگاهى اميدوارانه داشتند. من هم روزى مثل تمام دختران ديگر مى خواستم مدير بيمارستانى باشم و ازدواج موفقى كنم ولى به هيچ يك از اين آرزوها نرسيده ام ولى با اين حال اميد به زندگى و رضاى خدا دارم. «خدايا هرگز نگفته و نمى گويم مشكل بزرگى دارم بلكه مى گويم مشكل ، من خداى بزرگى دارم.» گ.م.ع از تهران
|
|
|
|
|
زنان، كمتر از اعتياد مى دانند
ميانگين آگاهى زنان از اعتياد، مواد مخدر و عوارض آن در مقايسه با مردان كمتر است. طبق يافته هاى يك پژوهش، زنان نسبت به مردان از آگاهى كمترى نسبت به پديده اعتياد برخوردارند. نتايج اين پژوهش كه به سفارش ستاد مبارزه با مواد مخدر كشور انجام شده همچنين نشان مى دهد: ميانگين آگاهى از اعتياد در ميان زنان ۱۶/۲درصد و در بين مردان ۱۸/۹ درصد است كه اين تفاوت از لحاظ آمارى كاملاً معنادار است و نشان دهنده آگاهى بيشتر مردان از اعتياد نسبت به زنان است. يافته هاى اين پژوهش نشان مى دهد مهمترين راه هاى پيشگيرى از آسيب هاى اجتماعى همچون قاچاق، اعتياد، مواد مخدر آگاهى زنان و جوانان يعنى آسيب پذيرترين اقشار اجتماعى است و عدم آگاهى نيز به آسيب هاى اجتماعى بيشترى منجر مى شود. اين پژوهش كه به منظور بررسى آگاهى نوجوانان و جوانان شهر تهران از پديده اعتياد و به روش پيمايشى در ميان ۶۱۸ نفر ۳۳۵زن و ۲۸۳مرد از شهروندان تهرانى انجام شده حاكى از آن است: ميانگين آگاهى در بين مجردان ۱۷/۸درصد و در بين متأهلان ۱۶/۸ درصد است و اين بدين معناست كه مجردان آگاهى بيشترى از اعتياد نسبت به متأهلان دارند. اما اين تفاوت از لحاظ آمارى معنادار و قابل اعتنا نيست. ميانگين آگاهى از اعتياد بر حسب تحصيلات پاسخگويان نيز اين چنين است: آنان كه سطح تحصيلات بالاترى دارند آگاهى بيشترى از اعتياد دارند كه اين تفاوت به لحاظ آمارى كاملاً معنادار است. بر اساس يافته هاى اين پژوهش ميانگين آگاهى از اعتياد و نوع منطقه مسكونى نيز از لحاظ آمارى كاملاً معنادار است. يعنى ميزان آگاهى پاسخگويان منطقه ۲۱ ۱۷، ۲۰، ۱۴، شهر تهران به ترتيب بيش تر از پاسخگويان ساير مناطق تهران است. بر طبق اين پژوهش بيشترين فراوانى آگاهى زنان از مواد مخدر نيز به مواردى از قبيل ترياك، هروئين، حشيش، مشروبات الكلى و كوكائين باز مى گردد و ۱/۴درصد پاسخگويان نيز نام هيچ ماده مخدرى را به ياد نمى آورند. بيشترين دلايل روى آوردن به اعتياد در اين پژوهش نيز عواملى چون، فقر، بيكارى، مسائل و مشكلات خانوادگى، شكست ها و ناكامى هاى اجتماعى و عدم تربيت صحيح فرزندان و نبود امكانات رفاهى و تفريحى مناسب عنوان شده است. بر اساس يافته هاى اين پژوهش آگاهى از اعتياد در بين مردان بيشتر از زنان است همچنين مجردان آگاهى بيشترى از اعتياد دارند. همچنين آگاهى از اعتياد ميان دانشجويان بيش از فارغ التحصيلان، دانش آموزان و تحصيلكردگان است و آگاهى از اعتياد در ميان شاغلان بيشتر از غير شاغلان است. اين پژوهش در راهكارهاى پيشنهادى خود براى افزايش سطح آگاهى نوجوانان وجوانان از پديده اعتياد تأكيد مى كند: افزايش آگاهى زنان و دختران، آموزش مهارت هاى فردى و اجتماعى به آنان و ساير اقشار جامعه برنامه پيشگيرانه با رويكرد جامعه مدار، تغيير و زدودن باورها و نگرش هاى غلط رايج درباره مواد مخدر و تأكيد اين باور كه حتى يك بار مصرف مواد مخدر منجر به اعتياد مى شود در كاهش روز افزون اين معضل اجتماعى مؤثر است.
|
|
|
|
|
اخبار زنانه
شب كارى و زايمان زودرس در زنان
كار در شيفت هاى شب براى زنان باردار خطر زايمان زود هنگام و پيش از موعد را تا ۵۰ درصد افزايش مى دهد. محققان دانشگاه كاروليناى شمالى در اين پژوهش در زمينه شرايط كار براى ۱۹۰۰ زن باردار مطالعه كرده اند. اين مطالعات نشان داده است ايستادن براى مدت زمان هاى طولانى و بلند مدت اجسام سنگين نمى تواند خطر زايمان زودهنگام را افزايش دهد. اما كار كردن در شيفت هاى شب در ۳ ماه اول باردارى خطر زايمان زودرس را ۲ برابر افزايش مى دهد. به گفته اين محققان، احتمالاً دليل اين امر آن است كه شب كارى فعاليت طبيعى رحم در شب را دچار اختلال مى كند. تمام زنانى كه در اين تحقيقات شركت كردند در ماه هفتم باردارى شان با آنها در اين باره مصاحبه شده است.
نوزادان بيش از بزرگسالان خواب مى بينند
نتايج حاصل از پژوهشهاى صورت گرفته در يك پايان نامه حاكى از اين است كه نوزاد، بيش از انسان بالغ خواب مى بيند. « سوفيا لانگمن » دانشجوى مقطع دكتراى روانشناسى بالينى، از دانشگاه آريزونا، در پايان نامه خود با عنوان « خواب ديدن از چه زمانى آغاز مى شود؟ » آورده است: دانشمندان اثبات كرده اند كه نوزادان حتى بيشتر از انسانهاى بالغ خواب مى بينند ولى متأسفانه از محتواى آن اطلاع ندارند. وى ادامه مى دهد: آخرين تعريفى كه دانشمندان از خواب دارند اين است كه انسان با خواب ديدن فشارهاى روانى روزمره را مرور كرده و سعى مى كند آنها را با تجربيات خود حل و فصل كند. همچنين، آنها معتقدند زمانى كه فرد خواب است مغز با شدت بيشترى كار كرده و اتفاقات روزمره را مرور مى كند تا آنها در طبقه بندى مخصوص قرار گيرند. لانگمن در ادامه پايان نامه خود، به اين نكته اشاره مى كند كه خواب در ميان نوزادان عملكرد متفاوتى از افراد بالغ دارد. از آنجا كه همه چيز براى نوزاد تازگى دارد و مغز او هنوز به تكامل نسبى نرسيده است از اين روى تمامى اطلاعات در مغز ذخيره مى شود تا ازاين طريق منبعى براى مقايسه داشته باشد. به همين علت نوزادان بيشتر از بزرگسالان خواب مى بينند. جالب تر از همه اينكه، جنين از هفته ۱۷ به بعد، در شكم مادر شروع به خواب ديدن مى كند.
توصيه هاى مهم قبل از باردارى به زنان
زنان مى توانند براى داشتن باردارى سالم و مطمئن پيش از باردار شدن بسيارى از احتياط ها و نكات پيشگيرانه را انجام دهند. مؤسسه پزشكى پالوآلتو در ايالات متحده در اين رابطه فهرستى از نكات مهمى را كه پيش از باردارى بايد درنظر گرفته شوند ارائه كرده است. طبق اين برنامه زنانى كه تصميم به بچه دار شدن دارند بايد قبل از هرچيز براى كاهش خطر تولد نوزاد كم وزن، سقط جنين و يا تولد نوزاد زودرس از كشيدن سيگار خوددارى كنند، از مصرف الكل و نوشيدنى هاى الكلى بپرهيزند و با پزشك معالج خود درباره چگونگى تأثير احتمالى داروهاى تجويز شده بر روى باردارى شان مشورت كنند. برخى از اين داروها شامل قرص كنترل حاملگى و داروهاى سرطان و سكته هستند. اين زنان بايد روزانه مولتى ويتامين حاوى حداقل ۴۰۰ ميكروگرم فوليك اسيد مصرف كنند. براى بهره مندى و حفظ سلامت رژيم غذايى مناسب داشته باشند، ورزش كنند و وزن خود را در حد سالم و صحيح نگه دارند.
استرس ناشى از سقط جنين در بدن زنان باقى مى ماند
يافته هاى محققان حاكى از آن است كه سقط جنين باعث ايجاد استرس و فشار روانى شديدى در زنان مى شود كه تا سالها پس از اين واقعه او را به حال خود رها نمى كند. به گزارش پايگاه اينترنتى داچ ويل، تحقيقات محققان دانشگاه اسلودر نروژ نشان مى دهد تقريباً نيمى از زنانى كه سابقه سقط جنين را دارند تا سالها پس از اين واقعه از استرس و فشار روانى حاصل از سقط جنين فارغ نمى شوند. يافته هاى اين محققان كه در ژورنال تخصصى پزشكى BMC منتشر شده است نشان مى دهد كه برخى از زنان حتى تا ۵ سال پس از سقط جنين به حالت آرامش روانى باز نمى گردند و دچار استرس و فشار روانى شديد هستند. از اين رو اين محققان نروژى به زنان توصيه مى كنند در دوران باردارى خود از هر اقدامى كه بتواند به از دست دادن ناخودآگاه جنين و يا سقط خواسته و آگاهانه آن منجر شود خوددارى كنند چرا كه از هر ۵ زنى كه به سقط جنين دست مى زند يكى تا بيش از ۵ سال گرفتار ناراحتى هاى روانى و استرس شديد مى شود. با اين همه محققان اذعان دارند سقط ناخواسته و ناخودآگاه جنين معمولا ً يك دهم سقط جنين عمدى براى زنان فشار روانى ايجاد مى كند چرا كه در مورد سقط عمدى جنين زن احساس مسؤوليت بيشترى در مورد كشتن جنين خود مى كند.
|
|
|
|