شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۵ - ۲۲ ربيع الثانى ۱۴۲۷
Sat, May 20, 2006
مهرگان
۳۴۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
زنان
ايران اقتصادى
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
قيمت سكه و طلا
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آموزشى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
درباره احمد اشرف
هويت
ايرانى
- احمد اشرف، متولد ۱۳۱۳ شمسى
- جامعه شناس و پژوهشگر
- تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه پنسيلوانيا و دانشگاه پرينستون.
- ارائه مقالات متعدد علمى و تأليف كتاب هايى همچون:
۱- موانع تاريخى رشد سرمايه دارى در ايران
۲- هويت ايران ، ايران در آستانه سال ۲۰۰۰
۳- هويت ايرانى، در ايرانيان خارج از كشور
۴- مشخصات اقتصادى و اجتماعى نظام هاى بهره بردارى كشاورزى در ايران
۵- نظام هاى بهره بردارى در ايران
۶- دهقانان، زمين و انقلاب
259257.jpg
احمد اشرف از جامعه شناسان بنام ايرانى است كه محققان و تاريخ نويسان در بررسى تاريخ و تاريخ اجتماعى معاصر ايران به نحوى گريزناپذير به كتاب ازرشمند «موانع تاريخى رشد سرمايه دارى در ايران» او استناد مى كنند و از اطلاعات و تحليل هاى متكى به استدلال اين كتاب بهره مند مى شوند.
او متولد ۱۳۱۳ است و طى چند دهه فعاليت فكرى و تحقيقاتى اش آثارى را نوشته و عرضه كرده كه آدمى را به تفكر و تأمل دعوت مى كند، با بيانى ساده و رسا استدلال هاى جامعه شناختى خود را در ميان مى گذارد و به گونه اى مؤثر خواننده آثار و نوشته هايش را آزاد مى گذارد تا در مورد بحث مطرح شده قضاوت كند. تحميل عقيده و ايده در تأليفات او فرصت بروز پيدا نمى كند و لذت خواندن آثار او كام خواننده را حلاوتى ديگر مى بخشد.
به عقيده احمد اشرف ،تجار و اصناف به دو صورت به تحول و تطور جوامع غربى از دوران كشاورزى به دوران شهرنشينى و صنعتى جديد يارى رسانده اند: نخست از راه رشد و توسعه بازرگانى، بانكدارى و صنعت جديد و ديگرى از راه متحول نمودن روابط كهن قدرت فئودالى و استقرار دموكراسى.
مى گويد در انگلستان، فرانسه و آمريكا كه زمينداران به توليد وسيع براى بازار پرداختند زمينه رشد سرمايه دارى و مردم سالارى فراهم شد ولى در آلمان، اشراف زميندار به جاى اعمال شيوه هاى نوين در توليدات كشاورزى به استثمار روستاييان پرداختند و طبقه سرمايه دار هم در تحولات نخستين اقتصادى نقشى ايفا نكرد و تا حدى اين طبقه، نقش تاريخى خود را به عهده دولت هيتلر واگذاشت.
به زعم احمد اشرف، تجار ايرانى در دوره معاصر كوشيدند نقش حساس تاريخى خود را ايفا كنند و جامعه ايرانى را از دوران نيمه فئودالى و شبه آسيايى به دوران سرمايه دارى و «شهرى - صنعتى» جديد سوق دهند. البته پيامد چنين تلاشى گسترش مبادلات بازرگانى خارجى بود و از نظر سياسى هم حكومت مشروطه مستقر شد.
او معتقد است كه بازارها ستون فقرات نظام اجتماعى شهرها بوده اند و تجار بزرگ هم در رأس سلسله مراتب اجتماعى جاى داشته اند و پس از آنان كدخدايان و ريش سفيدان جماعت هاى اصناف قرار داشتند.
در ايران، تجار مانند اصناف صاحب تشكيلات صنفى نبوده اند. شاه شخصى به نام ملك التجار تعيين مى كرده تا رابط ديوان با تجار باشد و در دوره صفوى هم شاغل اين شغل « مباشر شاه » در امور تجارى بوده و سرپرستى كارگاه هاى بافندگى، دباغى، چاقو و شمشيرسازى و ابريشم دوزى سلطان را به عهده داشته است.
از ديد اين جامعه شناس، موانع داخلى رشد سرمايه دارى در دوره قاجار به طور كلى از خصوصيات بنيانى نظام سياسى و اقتصادى ايران نشأت مى گرفت و در دوره قاجار موانع هم شدت پيدا مى كند.
به باور او حكومت قاجار معايب حكومت هاى قدرتمند و متمركز و معايب حكومت هاى ملوك الطوايفى را در خود گرد آورده بود و اجازه نمى داد سرمايه دارى مستقل رشد كند.
ناامنى عمومى در كشور نيز يكى از موانع داخلى رشد سرمايه دارى بوده است. در ۴۰ سال نخست حكومت ناصرالدين شاه، بالغ بر ۱۶۰ شورش و قيام مسلحانه رخ داده و پادشاه هم به مصادره اموال متنفذين و مخالفان مى پرداخت. از جمله مصادره ۸۰۰ هزار تومان از اموال حاج محمدحسين امين دارالضرب به بهانه سوء استفاده در ضرب مسكوكات يكى از ده ها موارد مصادره در عصر قاجار بوده است.
نخستين سرمايه گذارى قابل ملاحظه صنعتى درايران با تأسيس كارخانه ابريشم بافى در رشت و به سال ۱۸۸۵ با سرمايه حاج محمدحسن امين الضرب صورت گرفت. كارخانه مذكور با همكارى دو مهندس فرانسوى از شركت برتو (Berteau) در ليون فرانسه خريدارى شد. دو دهه بعد امور فنى همان كارخانه توسط يك مهندس فرانسوى و ۴ كارگر زن اسپانيايى اداره مى شده است.
احمد اشرف بر اين اعتقاد است كه يكى از آثار و نتايج رشد سريع تجارت خارجى دركشور ما، رونق گرفتن كالاهاى ساخت اروپا و عادت زدگى مردم در استفاده از آنها و خصوصاً اجناس و پارچه هاى منچستر بوده كه بهتر و ارزان تر از اجناس وطنى بوده است.
به باور احمد اشرف، مدرسه رشديه كه اولين مدرسه جديد ايران است با استفاده از كمك مالى تجار تهران اداره مى شد و اولين فارغ التحصيلان آن چهار سال قبل از انقلاب مشروطه فارغ التحصيل شدند.
او با نگرشى جامعه شناختى به آسيب شناسى مشكلات جامعه ما در دوره معاصر هم توجه دارد.
در جامعه ما برخى بر اين باورند كه يك كشور و يا چند كشور معدود خارجى تمام مناسبات و تحولات درونى جامعه را سر و سامان مى دهند و به توطئه كشور خارجى اعتقاد پيدا كرده اند.
اين جامعه شناس مى گويد نه اينكه هيچ توطئه اى در كار نباشد ولى به دو شيوه با اين مسأله مى توان برخورد كرد. يكى برخورد عاطفى و بيمارگونه كه همراه با نوعى اعتقاد راسخ و جزمى است و ديگرى تحليل و برداشت علمى كه با بررسى اسناد و مدارك متقن و به دور از هيجان و احساس اين موضوع قابل رد يا اثبات است.
259254.jpg
به باور وى ، توهم توطئه با انعقاد قرارداد ۱۹۰۷ و تقسيم ايران به مناطق نفوذ روسيه و بريتانيا پيدا شد.
او مى گويد ناصرالدين شاه،حاكم مقتدر قاجار با اقتدارى كه داشت مانع نفوذ بيگانگان در امور كشور مى شد. اما با وقوع جنبش تنباكو و قتل ناصرالدين شاه، نظم و شيرازه كشور از هم پاشيد و حكومت مشروطه هم موجب تضعيف حكومت مركزى شد و در چنين فضايى قرارداد ۱۹۰۷ بين دو قدرت برتر دنيا منعقد گشت.
او بر اين باور است كه ابتدايى بودن تاريخ نگارى، علم سياست و روابط بين الملل در ميان ايرانيان باعث شده كه اغلب افراد به بررسى منطقى و انتقادى مسائل و مشكلات نپردازند و تحليل سطحى توهم توطئه جايگزين اين نوع بررسى مى شود.
اواعتقاد دارد نداشتن قوانين يكنواخت، نبود آيين دادرسى مشخص و صدور آراى متعدد ناسخ و منسوخ و سستى در اجراى احكام محكمه هاى رايج در عصر قاجار باعث شده كشورهاى ديگر به تحميل كاپيتولاسيون تمايل پيدا كنند و آن كشورها مطابق قوانين خودشان به بررسى جرم اتباع خود بپردازند.
اشرف درباره وصيتنامه اى كه به پطركبير تزار روس نسبت داده شده كه روسيه بايد دو هدف عمده، يكى سلطه بر اروپا و ديگرى دستيابى به آب هاى گرم خليج فارس را دنبال كند ، مى گويد چنين وصيتنامه اى وجود نداشته و اين مهاجران لهستانى مقيم پاريس بودند كه آن را در سال ۱۷۹۵ جعل كردند تا افكار عمومى فرانسويان را عليه روسيه تزارى كه مطامع استعمارى در لهستان داشته برانگيزانند و در واقع لهستان و فرانسه متحد شوند. مى گويد بعد از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ در روسيه و انعقاد قرارداد ۱۹۲۱ بين ايران و شوروى كه حاكمان انقلابى آن امپراتورى امتيازات سابق خود و حق كاپيتولاسيون را لغو كردند، برخى نگرش خوشبينانه اى نسبت به روسيه پيدا كردند.
رواج اين نگرش ناشى از چه علل و عواملى مى تواند باشد؟ اين سؤالى است كه به طور مختصر و جامع، توسط احمد اشرف پاسخ داده شده:
«شايد فرهنگ سياسى ايران كه تساهل فكرى و تحميل عقايد ديگران و برخورد عقايد و آرا را ارج نمى گذارد از عوامل اصلى اين امر باشد».
از ديد او قضاوت منطق و منصفانه و داشتن حس مسؤوليت پذيرى مى تواند دواى درد باشد وگرنه: «از آنجا كه احساس مسؤوليت و رعايت انصاف در قضاوت هاى فردى و جمعى و اعتدال فكرى در جامعه ما حكم كيميا دارد به نظر نمى رسد كه در آينده نزديك دگرگونى محسوس در كاهش تماس ايرانيان به شايعه پردازى و توهم توطئه پيدا شود».
احمد اشرف كه در ساليان گذشته در سازمان برنامه و بودجه به فعاليت مى پرداخته و در دانشگاه هم دروس جامعه شناسى و تاريخ اجتماعى ايران را ارائه داده است در آثارش به بررسى چالش سنت و مدرنيته، هويت ملى ايرانيان، سلسله مراتب اجتماعى روابط زراعى در ايران و مباحث مرتبط با شكل حكومت در ايران توجه جدى داشته و بر همين اساس آثار متعددى را به چاپ رسانده است. به اعتقاد او هويت وسيله شناسايى فرد است. مجموعه خصائل فردى و خصوصيات رفتارى كه از روى آن فرد به عنوان يك گروه اجتماعى شناخته شود و از ديگران متمايز گردد و او معتقد است كه زبان درى حامل و نگهبان فرهنگ پربار و هويت ايرانى است. او انقلاب مشروطه را سبب ساز ترويج فكر آزادى و دموكراسى دانسته و جامعه مدنى را صاحب اصلى حق حاكميت مى داند. در اين مجال اندك بسيار دشوار است كه اين نويسنده را به درستى و با دقت معرفى كرد. هدف ما اين بود كه تا حدى زمينه هاى فكرى احمد اشرف به دست داده شود وگرنه خواندن و مطالعه آثار او لذت بخش و جذاب است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |