پنجشنبه ۲۸ دى ۱۳۸۵ - ۲۸ ذيحجه ۱۴۲۷
Thu, Jan 18, 2007
فرهنگ و هنر
۳۵۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
مهرگان
ماجرا
هفته عكس
خانواده
پنجشنبه بازار كتاب
چنين گفت ابن عربى
پنجشنبه بازار كتاب
هفته پرهياهو
272526.jpg
ساير محمدى
در گزارش اين هفته بازار كتاب، به دليل انبوه كتاب هايى كه به دستمان رسيده، فرصت پرداختن به حواشى كتاب و نشر را نيافتيم و كتاب هايى كه در اين هفته مجال معرفى پيدا نكردند، به هفته آينده موكول شدند. اما آنچه كه در هفته گذشته به بازار كتاب راه يافته اند:
شعر
«پرواز در باران» مجموعه شعرى به قلم شيرين كريمى است، دختر ۹ ساله اى كه نخستين كتابش با مقدمه عمران صلاحى توسط انتشارات ناهيد منتشر شده است.
صلاحى در مقدمه مى نويسد: «شاعر خردسال ما ناگهان با جهان روبرو مى شود، طبيعت اشيا و آدم ها را كشف مى كند و مى نامد. براى ناميدن دنبال كلمه مى گردد. گاهى طبيعت را در انسان مى بيند و انسان را در طبيعت و با طبيعت رفتارى انسانى دارد.»
محمد قاسم زاده، نويسنده نام آشنا، نيز مؤخره اى بر اين كتاب نوشته و خبر از تولد استعداد تازه اى درشعر نو فارسى مى دهد. انتشارات ناهيد اين كتاب را كه نقاشى هاى شاعر را نيز دربر دارد، در قطع رحلى به بازار فرستاده است.
«پل ها و پله ها» مجموعه اى از سروده هاى محمود تقوى تكيار است كه از سوى مؤسسه انتشاراتى آهنگ ديگر به بازار آمده است. تقوى پس از سال ها تجربه شعرهايى ساختمند، معناگرا و با نهايت ايجاز را در اين دفتر گرد آورده است؛ شعرهايى كه در فاصله سال هاى ۶۵ تا ۸۴ سروده شده اند و برخى چون هايكو زيبايند.
«رؤياها و رازهاى جنگل» سروده كلارا خانس با ترجمه عرفان قانعى فرد چاپ و منتشر شده است. كلارا خانس شاعر معاصر اسپانيولى كه عاشق ادبيات ايران است، در ميان علاقه مندان شعر چهره شناخته شده اى محسوب مى شود؛ چرا كه پيش از اين اشعارش توسط مترجمان مختلفى به زبان فارسى ترجمه و منتشر شده است. قانعى فرد اين اشعار را از ترجمه انگليسى به فارسى برگردانده است و متن انگليسى شعرها را در كنار ترجمه ها آورده است. «كوتاه مثل آه» مجموعه اى از شعرهاى كوتاه شاعران ايران و جهان است كه به انتخاب منصور ملكى از سوى انتشارات راه نو انديش در قطع جيبى چاپ و منتشر شده است. ويژگى اين گزينه شعرها در كوتاهى آنان است. «ساقى نامه ها» عنوان كتابى به اهتمام دكتر سيداحمد حسينى كازرونى است كه نگرشى به ساقى نامه ها در ادب فارسى دارد.
مؤلف اين كتاب ابتدا به ساقى  نامه و ساقى نامه سرايى و پيشينه ساقى نامه سرايى و سيرى در مضامين آن ها پرداخته و در بخش دوم، شاعران معروفى كه در اين حوزه كار كرده اند، از نظامى گنجوى تا آذر بيگدلى، را با نمونه اى از اشعارشان معرفى كرده است. ناشر اين كتاب انتشارات زوار است.
«مولوى» نام كتابى به قلم بديع الزمان فروزانفر است كه زندگى و آثار مولانا جلال الدين محمد مولوى را روايت مى كند. اين كتاب در ۱۰ فصل كودكى تا آشنايى با شمس، دوره انقلاب و آشفتگى و سرانجام مرگ شاعر عارف را در برمى گيرد. انتشارات معين اين كتاب را به مناسبت سال جهانى مولانا منتشر كرده است. «يا مرگ يا تجدد» دفترى در شعر و ادب مشروطه به قلم ماشاءالله آجودانى است كه چاپ اول آن در سال ۸۱ منتشر شده بود و اخيراً توسط نشر اختران چاپ سوم آن عرضه شده است. خواننده در اين كتاب با آرا و نظرات جديدى درباره شاعران و نويسندگان دوران مشروطه آشنا مى شود كه با آن چه ديگران گفته اند متفاوت است.
داستان، رمان
«جامعه درمان» مجموعه هفت داستان كوتاه به قلم ناهيد طباطبايى است كه چاپ اول آن در سال ۷۶ منتشر شده بود و در سال ۲۰۰۳ نيز به زبان ايتاليايى ترجمه و در كشور ايتاليا منتشر گرديد. انتشارات خجسته هفته گذشته چاپ دوم آن را روانه بازار كتاب كرده است. «دشت سوخته» رمانى به قلم مرتضى فخرى است كه انتشارات كتابسراى تنديس منتشر كرده است. نويسنده در مقدمه اشاره مى كند كه نوشتن اين رمان سه سال طول كشيد. شخصيت اصلى رمان فردى به نام ابوذر است كه در كسوت روحانى در يكى از روستاهاى نيشابور زندگى مى كند. رويدادهاى اين اثر در سال ۱۳۹۵ اتفاق مى افتد. رمانى پيشگويانه كه در غرب عمرى چند صد ساله دارد. بحث و بررسى بيشتر اين رمان را به آينده واگذار مى كنيم. اما انتشارات كتابسراى تنديس رمان ديگرى هم چاپ و منتشر كرده به نام «دفتر خاطرات» كه نويسنده اش نيكولاس اسپاركس نويسنده اى معروف و پرفروش است.
«دفتر خاطرات» را طاهره صديقيان به فارسى برگردانده است. نويسنده در اين كتاب خاطرات روزانه خود را به همراه حوادث و رويدادهايى كه در طول عمر از سر گذرانده، روايت مى كند. «و ديگران» نام رمانى از محبوبه ميرقديرى معلم مدارس اراك است كه سال گذشته از سوى انتشارات روشنگران منتشر شده بود. اين رمان كه نقطه عطفى در كار نويسندگى ميرقديرى محسوب مى شد، به عنوان رمان برگزيده سال ۸۵ انتخاب شد. «و ديگران» حكايت عشقى بد فرجام است، دخترى كه در مسير زندگى سر از سراب درمى آورد. «لكه هاى گل» مجموعه ۱۱ داستان كوتاه به قلم على صالحى است كه از سوى انتشارات ققنوس چاپ و منتشر شده است. هرچند على صالحى در عرصه داستان نويسى چهره شناخته شده اى نيست، اما به اعتبار نام ناشر خواننده مى تواند اعتماد كند كه با مجموعه داستانى خوب و قابل اعتنا روبرواست. انتشارات ققنوس علاوه بر اين، رمان «خاطرات سرد» به قلم شيوا كريمى را هفته گذشته منتشر كرد كه نويسنده اش متولد ۵۲ است و در معرفى او و اين كتاب آمده فؤاد و نجوا رانده شدگان عراق روزگار صدام، در نيمه راه از مادر ايرانى جدا مى مانند و ... اكنون آن چه هست خاطراتى است سرد كه در دوردست اروپا نيز مى سوزاند و به فراموشى و خاموشى تن نمى دهد. «هزاران هزار ذره» نام رمانى به قلم جيمز فرى است كه با ترجمه سهيل شمى از سوى نشر علم به بازار آمد. نويسنده كه اهل كلولند و متأهل است و در نيويورك زندگى مى كند، در اين كتاب داستان زندگى خود را كه در چنگال اعتياد گرفتار بود، روايت مى كند و نشان مى دهد كه با اراده و پشتكار چگونه از آن زندگى جهنمى نجات مى يابد. «غارتار» مجموعه اى از داستان ها و حكايت هاى كوتاه بچه هاى خيابانى است كه در خانه كودك شوش نگهدارى مى شوند و ع. صداقتى خياط براى آنها كلاس خلاقيت تشكيل داده كه داستان هاى اين مجموعه مربوط به سومين دوره اين كلاس هاست. كتاب «غارتار» دومين كتاب از اين مجموعه است. كتاب اول با عنوان «برج غار» دو سال قبل چاپ و منتشر شده بود. اين مجموعه كه توسط انتشارات ناهيد چاپ و منتشر شده، در ۵ مركز به نام هاى انجمن حمايت از حقوق كودك، خانه كودك ناصر خسرو، كانون فرهنگى- حمايتى كودكان كار (پامنار)، جمعيت دفاع از حقوق كودكان (نعمت آباد) و بنياد اميد مهر شكل گرفته است. «الكترا» نمايشنامه اى از توفيق الحكيم با ترجمه قاسم غريضى است كه از سوى انتشارات نمايش به بازار آمد. اين نمايشنامه براساس نمايشنامه الكترا اثر كلاسيك مربوط به يونان باستان نوشته شده و با نگاه امروزى مسائل و مشكلات انسانى امروز را نشان مى دهد.
«نمايش ودين» سومين كتاب از مجموعه پژوهش هاى تئاتر دينى است كه به اهتمام مجيد سرشگى، مهرداد رايانى مخصوص و محمدرضا فرزاد فراهم آمده است و ناشر آن هم انتشارات نمايش است. «راهنماى فيلم» جلد سوم از بخش دوم به قلم بهزاد رحيميان نيز از سوى انتشارات روزنه كار منتشر شده است.
فيلم هايى كه در اين كتاب معرفى و نقد و بررسى مى شود، از سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۰ را در بر مى گيرد. جلد بعدى اين مجموعه كه تا سال ۲۰۰۷ را در بر مى گيرد، بزودى منتشر خواهد شد.
دين، فلسفه
«ملاصدرا، فيلسوف و متفكر بزرگ اسلام» تأليف هانرى كربن با برگردان ذبيح الله منصورى از سوى انتشارات بدرقه جاويدان چاپ و منتشر شده است.
۶ تن از دانشمندان و متفكران متشرق به نام اولدنبرگ، روزنبرگ، والتر گريسمان و ژوليوس هرتل از آلمان، جورج كامرون از آمريكا و هانرى كربن از فرانسه تحقيقات مبسوطى را در باره فلسفه محمدبن ابراهيم شيرازى معروف به ملاصدرا و ملقب به صدرالمتألهين داشتند كه به زبانى ساده روايت مى شود و اين متفكر را كه در ۴۰۰ سال اخير درخشنده ترين چهره فلسفه در جهان اسلام شناخته مى شود، به عموم علاقه مندان معرفى مى كند. «خمخانه وحدت» كتابى به قلم عبدالرفيع حقيقت (رفيع) است كه به عارف بزرگ قرن هفتم و هشتم هجرى شيخ علاء الدوله سمنانى مى پردازد. ديوان كامل اشعار فارسى و عربى اين پيشواى بزرگ عرفان در كتابخانه پاريس به كوشش استاد ذبيح الله صفا پيدا شد. اما چون تصحيح و ترجمه اين ديوان مدتى طول مى كشيد، عبدالرفيع حقيقت اشعار فارسى او را فراهم آورده و به همراه مكتوبات و ذكر شمه اى از روضات الجنان و ... در كتاب «خمخانه وحدت» منتشر كرده است. ناشر اين كتاب انتشارات كومش است. «شخصيت شناسى» به قلم كارل را. واگز با ترجمه ناتالى چوبينه از سوى نشر تنوير منتشر شده است. شخصيت شناسى امروز به عنوان شاخه اى از علم مورد توجه قرار گرفته و برپايه آن تحليل شخصيت براساس مشاهده شكل مى گيرد. جمجمه شناسى، قيافه شناسى، تحليل دست، عنبيه شناسى و نظام هاى ديگر در قلمرو شخصيت شناسى مورد توجه قرار مى گيرند. اين كتاب در ۱۱ فصل چگونگى شناخت شخصيت انسان را تحليل مى كند. «چرا عقب مانده ايم» كتابى از دكتر على محمد ايزدى است كه به جامعه شناسى مردم ايران اختصاص دارد. ناشر اين كتاب انتشارات علم است. «زنانى كه دنيا را تكان داده اند» كتابى است كه عفت برادران رحيمى آن را تأليف و ترجمه كرده و انتشارات سخن ناشر آن است. در اين كتاب، با چهره زنان معروف جهان اعم از نويسنده و شاعر، محقق، مخترع، فعال، فيلسوف و... آشنا مى شويم. «چرا در مانده ايم» يا «جامعه شناسى خودمان» به قلم حسن نراقى از سوى نشر اختران به چاپ شانزدهم رسيد.
نويسنده اين كتاب عواملى چون بيگانگى با تاريخ، حقيقت گريزى، ظاهر سازى، قهرمان پرورى، رياكارى، بى برنامگى، قانون گريزى و ... را از عوامل عقب ماندگى ما مى داند. «چند جهانى شدن» كتابى از پيتربرگر و ساموئل هانتينگتون است كه با ترجمه على كمالى و لادن كيانمهر از سوى انتشارات روزنامه منتشر شده است. نويسنده تأثير فرايند جهانى شدن را در كشورهاى مختلف اعم از كشورهاى توسعه يافته و كشورهاى پيرامونى از جهات اقتصادى، فرهنگى، سياسى و مذهبى مورد بررسى قرار مى دهد. «نظريه زبان ها و ماشين ها» نوشته دنينگ، دنيس و كواليتز با ترجمه ضرغام اسدى كتاب ديگرى است كه انتشارات روزنه منتشر كرده است. اين كتاب سه موضوع اساسى نظريه محاسبات و علم كامپيوترى يعنى رياضيات، مهندسى و زبان شناسى را مورد بررسى و موشكافى قرار مى دهد. «تاريخ قومس» كتابى به قلم عبدالرفيع حقيقت است كه وقايع تاريخى، اوضاع جغرافيايى، سياسى، اجتماعى اقتصادى و شرح حال عارفان و دانشمندان و شاهزادگان و هنرمندان نواحى سمنان و دامغان و شاهرود، بسطام و جندق را روايت مى كند. تاريخ مشرق ايران از دوران ما قبل تاريخ تادوران معاصر پيوست كتاب ياد شده است.
«آموزش خط ميخى» نوشته هاشم رضى كتابى است كه خط فارسى باستان (خط ميخى) را همراه دستور، گزيده اى از كتيبه ها و واژه نامه آموزش مى دهد. اين كتاب در ۱۲ بخش تأليف شده كه هر بخش به يك موضوع در دستور فارسى باستان اختصاص دارد.
ناشر اين كتاب انتشارات بهجت است كه اغلب كتاب هايش را به لحاظ حروفچينى، صفحه بندى، انتخاب جلد و تزئين وطرح جلد، بسيار خوب و خوش سليقه منتشر مى كند.
چنين گفت ابن عربى
درباره فرزند زمانه خويش
272523.jpg
«چنين گفت ابن عربى» عنوان كتابى به قلم نصر حامد ابوزيد، استاد كرسى ابن رشد در دانشگاه اوترخت و استاد كرسى اسلام شناسى در دانشگاه ليدن هلند است كه با برگردان احسان موسوى خلخالى از سوى انتشارات نيلوفر چاپ و در اين هفته در سراسر كشور توزيع مى شود. حامد ابوزيد كه پيش از اين در حوزه قرآن پژوهشى كتاب «معناى متن» را نوشته كه در ايران ترجمه و با استقبال فراوانى روبرو شده، در اين اثر پژوهشى ـ انتقادى ديدگاه ها و آثار ابن عربى را كالبدشكافى و بازخوانى مى كند و بر اين نظر است كه ابن عربى نيز فرزند زمانه خويش بوده است. گاه تحت تأثير قيد و بندهاى زمان و مكان سخنانى به زبان رانده كه با انديشه والايش در تضاد است. نويسنده در پرتو انديشه ابن عربى نظريات عارفان مسلمان درباره پيدايش وجود و مراتب موجودات و نيز تأويل ابن عربى از اصول و فروع شريعت را بازمى نمايد.
مؤلف كتاب، حامد ابوزيد مقدمه اى بر ترجمه فارسى كتاب خود نوشته است كه مى خوانيد.
در مقدمه كتاب نوشته ام كه نوشتن كتاب را در ژانويه ،۲۰۰۱ يعنى چند ماه پيش از حادثه يازدهم سپتامبر، به پايان بردم. در آن مقدمه نشان داده ام كه پيامدهاى اين حادثه در روابط جهان عرب ـ اسلام با جهان غرب چيز تازه اى نبوده است، بلكه بايد بگوييم ۱۱ سپتامبر مشكل را به صورتى تأويل ناپذير درآورد، رابطه خصومت پيوسته در همه عرصه هاى سياسى و اقتصادى. اما اين خصومت همواره به پوششى فرهنگى و ايدئولوژيك نياز دارد كه خصوصيت خصومتى آن را پنهان كند و آن را با نام دروغين «اختلاف تمدن ها» بنماياند.
در اين مقدمه فارسى مى خواهم به مهم ترين حقايقى اشاره كنم كه در اين پنج سال در عرصه روابط دو جهان اسلامى و غربى عيان شد. در اين ميان به نقش ايران در هموار كردن اين رابطه و مرهم گذاشتن بر اين زخم تاريخى نيز اشاره خواهم كرد. زخمى كه با انقلاب ايران به رهبرى امام خمينى و از ميان بردن تخت طاووس و بازگرداندن ايران به راستاى اسلامى اش، در عرصه هاى سياسى و فكرى و فرهنگى، عميق و عميق تر شد. بعد از انقلاب و شكل گيرى جمهورى اسلامى آشكار شد ايران براى هميشه از دايره همپيمانان غرب خارج شده است. همپيمانى اى كه به هزينه ملت ايران و در برابر منافع ملى و قومى اش بود. بهترين شاهد اين مدعا كودتا عليه مصدق در سال ۱۹۵۳‎/۱۳۲۸ بود.
اينجا بايد به اختصار تاريخ روابط ايران و غرب را بررسى كنيم تا بتوانيم راستاى تاريخى انقلاب را بيابيم. راستايى كه دشمنى با غرب و ارزش ها و مفاهيمش را كاملاً توضيح مى دهد. ارزش ها و مفاهيمى كه نه فقط در ايران كه در بسيارى از كشورهاى جهان اسلام به چشم حامل ايدئولوژيك استعمار به آن نگريسته شده است. بدون اين كه بخواهيم وارد جزئيات تاريخى شويم. بى شك حوادث ۱۳۲۶-۱۹۵۱‎/۱۳۲۸-۱۹۵۳ آثار سياسى و فكرى و فرهنگى خاصى داشته كه همگى در يك چارچوب مى گنجيده است: چارچوب دشمنى با سياست استعمارى غرب، بويژه سياست هاى ايالات متحده آمريكا كه [محمدرضا] شاه را، به قول جيمى كارتر، رئيس جمهور اسبق آمريكا، در سال ،۱۹۷۰ «مرد امنيت ما» مى دانست. در همين چارچوب، گفتمانى فرهنگى درباره مفهوم «صاعقه زدگى از غرب» شكل گرفت. بدان معنا كه غرب صاعقه اى بود كه ايران را زد. صاعقه اى كه پيامدهاى سياسى و اقتصادى داشت و به غرب زدگى فرهنگى و فكرى انجاميد. در همين چارچوب بود كه نظريه «راه سوم» متفكر بزرگ على شريعتى مطرح شد.
انقلاب در فروپاشى يكى از سياه ترين نظام هاى ديكتاتورى منطقه موفق شد و جمهورى اسلامى برپايه قوانينى برخاسته از نظام حقوقى اسلام شكل گرفت و «امام» رهبر معنوى اين حكومت نوپا شد. البته انتظار نمى رفت كه غرب، بويژه آمريكا، از اين تغيير، كه همه محاسبات را در هم ريخته بود چندان خوشنود باشد. اما پيش از هرچيز بايد با اين ضربه كنار مى آمد و در مدت كوتاهى توانست چنين كند. اين يكى از ويژگى هاى جوامع دموكراتيك مدرن است كه با كمك افق هميشه گسترده براى بحث و بررسى مى تواند خيلى زود سلامت خود را بازيابد. اين ويژگى اى نيكوست كه بايد به وجود آن در مخالفان و دشمنانمان اعتراف كنيم. بعد از كنار آمدن با اين ضربه، غرب براى پيشگيرى از سرايت آفت انقلابى گرى، محاصره انقلاب را آغاز كرد. باز هم تأكيد مى كنم كه اين آفت هراس آور انقلابى گرى بود نه، آنچنان كه آنان خود مى گويند، اسلام. و چون بسيارى از نظام هاى حاكم در منطقه نيز از همين آفت مى هراسيدند، منافعشان با منافع دشمن يكى شد و بدين ترتيب حلقه محاصره از لحاظ سياسى و اقتصادى و حتى نظامى تنگ تر شد. بدين ترتيب «جنگ اول خليج [فارس]» بر آن تحميل شد. جنگى كه همه اطراف درگيرى را از پا انداخت بدون آن كه به نفع هيچ يك باشد.
اما جمهورى اسلامى توانست همه اين ضربه ها را هضم كند و ملت ايران هم از فشارهاى داخلى ـ به علت جنگ و حالت فوق العاده و پاسدارى از انقلاب و... ـ رنج مى برد هم از فشارهاى خارجى. از همه مهم تر آن كه ملت ايران در ميان ملل اسلامى تنها ملتى است كه «راه حل اسلامى» را برگزيده است و شيرينى و تلخى آن را چشيده است. با وجود همه موانع قانونى ـ به بهانه پاسدارى از ارزش هاى انقلابى ـ ملت ايران توانست راه اصلاحات را برگزيند. راه ليبراليسم و آزادى و حقوق بشر براساس نظام ارزش هاى اسلامى. ايران به رهبرى اصلاح طلبان دستش را بار ديگر به سوى غرب دراز كرد و چهره آن را در ذهنش بازساخت. گفت وگوى تمدن ها شعار اصلاح طلبان شد و غرب «متمدن» از غرب «سياسى» بازشناخته شد، بلكه ملت ها از دولت ها بازشناخته شدند و اعلام شد كه دشمنى و مخالفت با سياست هاست نه ملت ها و فرهنگ ها.
غرب سياسى اما به عمد خود را به ناشنوايى زده بود وحتى حقايق را پنهان مى داشت يا آن را تغيير مى داد. حلقه محاصره گشاده نشد و غرب ـ به رهبرى ايالات متحده ـ بى هيچ ملاحظه اى جنگ خود با تروريسم را به جنگ با هر آن چه اسلامى بود بدل كرد. بدين ترتيب ايران «محور شر» نام گرفت.
امروز غرب يكپارچه جنگى جديد براى ايران تدارك ديده است، زيرا از حق خود در پيشرفت در پژوهش هاى هسته اى براى مصارف صلح طلبانه استفاده كرده است. براى رسيدن به انرژى اى كه غرب مى خواهد آن را براى خود احتكار كند و براى همين افغانستان و سپس عراق را اشغال و بدين ترتيب پايگاه هاى خود را در منطقه تحكيم كرد. زيرا ايران ـ انقلاب اسلامى ـ از بزرگ ترين دروازه به عرصه پيشرفت فنى و علمى پانهاده است. و اين دقيقاً همان چيزى است كه غرب نمى خواهد. آمريكا تلاش مى كند ايران را دوباره محاصره كند و آن را به جنگى دوباره تهديد مى كند. از اينجاست كه مى فهميم غرب همواره تلاش مى كند جهان اسلام را از دايره تجدد بيرون نگاه دارد. تجددى كه كليدش علم و پيشرفت علمى است. ايران با پيشرفت در پژوهش ها و تجربه هاى هسته اى ـ كه از دوران شاه و بدون هيچ اعتراضى از جانب غرب آغاز شده بود ـ در پى رسيدن به دروازه تجدد است و غرب او را مانع مى شود.
غرب، كه در پى تحقق خاورميانه جديد است ـ با نيروى نظامى و با جنگ هاى پيش گيرانه اى كه «آشوب خلاق» را در پى دارد ـ ويژگى هاى اين خاورميانه را آزادى و دموكراسى و حقوق بشر و برابرى زنان و مردان عنوان مى كند. يعنى پيشرفت را فقط در آينه حقوقى مى بيند كه جز در كشورهاى صنعتى اى كه علم و تفكر علمى در همه سطوحشان حاكم است به دست نمى آيد. اما غرب كه شناخت علمى را به خود منحصر ساخته و هيچ شريكى در اين راه نمى خواهد قدم نهادن ملت هاى اسلامى در راه تحقق اين ارزش ها را مانع مى شود. به عبارتى ديگر، غرب مى خواهد آزادى هايى را داشته باشيم كه او به ما ارزانى مى دارد و نمى خواهد كه به راهى رويم كه به آزادى هميشگى بينجامد.
غرب هميشه از «مثلث شيعى» سخن مى گويد تا كشورهاى خليج فارس را از ايران بترساند. همين مسأله در اظهارنظرهاى رسمى برخى سران كشورهاى عربى عليه «حزب الله» و «ماجراجويى هايش»، كه به نظر آنان به نابودى ملت لبنان انجاميد، بازتاب داشت. اين برخى نشانه هاى خاورميانه جديدى است كه غرب با مفاهيمى همچون آزادى و دموكراسى و حقوق بشر و آزادى زنان و... به ما وعده مى دهد. خاورميانه اى كه از حكومت هاى كوچك فرقه گرا تشكيل شده و در ميان آنها فقط اسرائيل ـ كه آن نيز حكومتى فرقه گراست ـ همه نيروهاى سياسى و اقتصادى و نظامى را براى خود دارد و بدين ترتيب مى تواند به وكالت از غرب بر همه منابع انرژى تسلط داشته باشد. ايران در اين ميان با تلاش علمى براى دستيابى به انرژى هسته اى ـ با كمك توانايى هاى خود و با كارخانه ها و آزمايش هاى علمى خود و نه از راه واردات ـ خطرى است كه بايد از ميان برود. ايران مانعى بزرگ در برابر خاورميانه جديد است. حال كه چنين است، ابن عربى در اين جهانى كه گمان نمى كنم تخيل استثنايى اش در قرن سيزدهم ميلادى مى توانست آن را پيش بينى كند، چه حرفى براى گفتن دارد؟ فكر مى كنم او مى تواند كمى از خودمان بگويد. از جنبه هاى انسانى تمدن و ميراث اسلامى ما. جنبه هايى كه بر اثر خطرهايى كه ما را احاطه كرده در آستانه از ياد بردنشانيم. ما بايد براى خود «نيرو» فراهم كنيم، اما نه نيروى حيوانى. نه نيرويى كه انسان مسلح هنگام به كار بردن آن خود را و دانسته ها و نادانسته ها را از ياد مى برد. گفت وگو با غرب از موضع ضعيف فايده ندارد. از موضع قوى نه فقط حقوقمان را مى گيريم بلكه با گفت وگو به او مى آموزيم كه چه چيزهايى ندارد و به چه احتياج دارد. آنچه غرب بدان نياز دارد انسانيت ماست كه گفتمان ابن عربى آن را با خود نگاه داشته و اميدوارم توانسته باشم آن را به خوبى نشان دهم.
روى دكه مطبوعات هنرى
272601.jpg
هفته نامه «جهان سينما»

در اين هفته نامه كه ويژه دوشنبه ۲۵ دى ماه است، گزارشى از آخرين مراحل فنى فيلم ها در آستانه جشنواره، گفت وگويى با فريدون جيرانى و استيون اسپيلبرگ و... منتشر شده است.
اين نشريه همچنين به معرفى تازه ترين فيلم هاى سينماى اروپا پرداخت.

كتاب و ادبيات

ماهنامه «ادبيات داستانى» ويژه آبان ماه و آذرماه منتشر شد.
در شماره ۱۰۴ اين مجله، ويژه نامه اى با عنوان زندگينامه و زندگينامه داستانى به چاپ رسيده است.
در اين نشريه مطالبى در زمينه زندگينامه ها و چگونگى پيدايش آنها، تفاوت ها و شباهت ها و زندگينامه و داستان و... آمده است.
همچنين نامه جلال آل احمد به امام خمينى (ره)، چند گفت وگو با زندگينامه نويسان و نقدى بر داستان وارگى تاريخ بيهقى را نيز مى خوانيم.

«كتاب ماه كودك و نوجوان»

شماره يازدهم و دوازدهم اين مجله با ويژه نامه اقتباس، به چاپ رسيده است. در اين مجله مطالبى در زمينه كتاب شناسى سينماى كودك و نوجوان، سينما ميراث اندرسن را تصاحب مى كند، مقاله اى درباره اقتباس دينى از قرآن كريم و... و همچنين اخبارى از هنرمندان و ادبيات را مى خوانيم.

ماهنامه «نقد و بررسى كتاب تهران»

در شماره هفدهم اين نشريه، مطالبى باعنوان هاى: يك نامه درباره كتاب عرفان و رندى در شعر حافظ، غروب غريبانه يك روزنامه نگار (نسيم شمال) و... آمده است. همچنين مطالبى درباره تى.اس.اليوت، شاعر شاعران و خاطرات فرهنگى آمده است.
در قسمت كندوكاو اين مجله نيز گفت و گويى با نقاشان جوان انجام شده است.

ياد ياران

فصلنامه آموزشى و پژوهشى ويژه نامه ياد يار مهربان (۴) روى پيشخوان دكه هاست.
در اين فصلنامه مطالبى درباره عزت نفس و خودباورى، تكنولوژى آموزشى، ورزش در مدارس و استانداردهاى تدريس حرفه اى، همچنين مطلبى درباره آشنايى با مؤسسه نشر شهر، برگزاركننده نمايشگاه هاى ياد يار مهربان را مى خوانيم.
ماهنامه «شهرزاد» راهنماى والدين و مربيان كودكان و نوجوانان به چاپ رسيد. در شماره ۱۰ اين نشريه مطالبى درباره انيميشن هاى خشن بچه ها را به كجا مى برند؟ اسباب بازى هاى سرطان زا، راه هاى افزايش خلاقيت در كودكان و... آمده است. كارتون تام و جرى از ابتدا تا به امروز نيز در اين شماره بررسى مى شود.

ماهنامه «بخارا»

شماره ۵۶ اين ماهنامه ويژه نامه ويرجينيا وولف با عكس روى جلدى از وى به چاپ رسيد.
در اين مجله مطالبى درباره سال شمار زندگى و آثار ويرجينيا وولف، داستان پارك كيو و نقد، وولف و هنر زندگينامه نويسى و... را مى خوانيم.
در اين شماره همچنين مطالبى درباره ويرجينيا وولف از ديدگاه منتقدان به چاپ رسيده است.
شماره توأمان ۱۰۶- ۱۰۵- ۱۰۴ نشريه «كتاب ماه دين» ويژه خرداد، تير و مردادماه به چاپ رسيد.
علاقه مندان مى توانند مطالب، از شك تا يقين، دين و دولت در دولت هاى آل زنگى وايو بيان، فلسفه اسلامى و... را در اين مجله بخوانند.
يادداشت هاى تفسيرى علامه محمدتقى شوشترى نيز در اين شماره آمده است.

ماهنامه فرهنگى «سوره»

در شماره ۲۹ ماهنامه سوره گفت وگو با سيدحسام الدين سراج خواننده و يكى از آهنگسازان مجموعه نينوا همچنين نقدى بر كتاب «قلمرو ديدار» زندگى و آثار مجيد مجيدى از زبان خودش و نگاهى به دين در سريال هاى ايرانى را مى خوانيم.
گزارش ميراث
ماهنامه «گزارش ميراث» روانه كيوسك هاى مطبوعاتى شد.
در شماره جديد اين نشريه مطالبى همچون، اخبار علمى و فرهنگى، معرفى پايگاه هاى اينترنتى، بلاى كاتبان باسواد، راهنماى ضوابط نسخه شناسى را مى خوانيم.
«موسيقى ماهور»
در شماره ۳۳ اين مجله كه براى پائيز ۸۵ منتشر شد، مطالبى با عنوان آواز روح و وجه پنهان موسيقى، موسيقى مذهبى و نقش آن در حفظ و اشاعه موسيقى ملى ايران تار در آغوش و درباره مدل تيمتى رايس مى خوانيم.
چهره مبهم سيا بر پرده نقره اى
ترجمه اميررضا نورى زاده
فيلم «نگهبان خوب» ساخته رابرت دنيرو با بازى مت ديمون و آنجلينا جولى، نخستين تلاش هاليوود براى به تصويركشيدن روزهاى نخستين سازمان سيا تا پيامدهاى ماجراى خليج خوك ها در دهه ۱۹۶۰ است. سازمان سيا از زمان تأسيس در سال ۱۹۴۷ به عنوان بخشى از لايحه امنيت ملى هرگز درمحوريت يك فيلم سينمايى قرار نگرفته بود بلكه اين مأموران مخفى سيا بودندكه به عنوان نمايندگان اين سازمان در فيلم هاى مختلف مأموريت هاى گوناگونى را به انجام مى رساندند. آنها مردم عادى را طعمه خود قرار مى دادند (مردى با يك كفش قرمز)، مراقبت هاى ويژه از برخى شهروندان به عمل مى آوردند (مالكوم ايكس)، رهبران خارجى را ترور مى كردند (سيريانا) و يا دوستان خود را از بين مى بردند (بازى جاسوسى).
اما در اكثر اين فيلم ها هرگز به طور مستقيم به نقش سازمان سيا و يا حتى نام اين سازمان اشاره نمى شد. در «گمشده» ساخته فيلمساز سياسى كنستانتين كاستاگاوراس پيرامون ماجراى كودتاى شيلى، كشورى كه سيا دخالت مستقيم را در آن پذيرفته است، تنها يك بار به نام سازمان سيا آن هم در ارتباط با نام خبرنگار گمشده آمريكايى ، چارلز هورمن اشاره مى شود، اما با وجود وقوع يك كودتاى كاملاً آمريكايى در اين كشور، هرگز اشاره اى به دليل حضور افراد اين سازمان، گفته هاى آنها و اقدام هاى مستقيم اين سازمان نمى شود.
البته قبل از تأسيس اين سازمان، شرايط بدين شكل نبود. پس از تأسيس اف بى آى در سال ،۱۹۳۵ فيلم G-Men با بازى جيمز كاگنى پيرامون اين سازمان اكران شد و در سال هاى پايانى جنگ دوم جهانى نيز فيلم هايى پيرامون فعاليت سازمان OSS كه در خلال جنگ جهانى فعال بود و بعدها به سازمان سيا بدل شد، ساخته شد.
اما سازمان سيا از همان ابتدا تمايل داشت تا در پشت پرده باقى بماند. آنها حتى حقوق مربوط به اقتباس رمان «مزرعه حيوانات» از جورج اورول را خريدارى كردند و پايان آن را به نفع منافع ملى آمريكا در سال ۱۹۵۴ تغيير دادند. آنها حتى تهيه كنندگان را راضى كردند تا براى فيلم از بازيگران سياه پوست خوش لباس استفاده كند تا دستاويزى براى ادعاى نژادپرستى در آمريكا كه از سوى اتحاد جماهير شوروى مطرح مى شد، داشته باشند.
يكى ديگر از رمان هاى سياسى دوران جنگ سرد، «آمريكايى آرام» از گراهام گرين بود كه در سال ۱۹۵۵ چاپ شد و داستان آن در ويتنام و با حضور دو جوان انگليسى و آمريكايى مى گذرد. جوان آمريكايى به نام آلان پايل درواقع مأمور سيا است و او با انتقال عروسك هاى منفجره به سايگون و طراحى عمليات تروريستى از مبارزان اصلى كمونيست ها در اين كشور است.
اما هاليود براى نسخه سينمايى سال ۱۹۵۸ خود به توصيه ادوارد لندسدل ، مأمور سيا، داستان را تغيير داد و در فيلم، پايل يك نگهبان وظيفه شناس است كه وظيفه اش رساندن اسباب بازى به كودكان ويتنامى است و سرانجام نيز در اين راه قربانى مى شود و چهره اى مقدس به خود مى گيرد!
اما با وجود دخالت هاى مكرر اين سازمان در نقاط مختلف جهان از جمله سرتونى رئيس جمهور منتخب ژاكوب آبرانو گازمن در گواتمالا در سال ،۱۹۵۴ نام سيا در سال ۱۹۶۳ و فيلم «معما» يك نام ناشناس بود تا جايى كه والتر ماتيو و ادرى هپبورن در ديالوگى مى گويند: خانم لمپارت شما مى دانيد سيا چيست؟
حتماً نام يك خط هوايى است، اين طور نيست؟
آژانس مركزى اطلاعات. سيا
منظور شما جاسوسى و اين جور چيزهاست؟
نخستين حضور مستقيم يك مأمور سيا در يك فيلم سينمايى به شخصيت فليكس ليتر در سال ۱۹۶۲ در فيلم دكتر نو از سرى فيلم هاى جيمزباند برمى گردد. در ۹ فيلم جيمزباند، برخلاف خود شخصيت جيمزباند، ۸ هنرپيشه مختلف نقش او را ايفا مى كنند و او برخلاف جيمزباند هرگز در فيلم شخصيت محبوبى نبود.
اما موفقيت جيمزباند باعث شد تا فيلم هاى مختلفى با وجود سازمان هاى جاسوسى مختلف چون زووى (در فيلم مأمور ما فلينت) آى ام اف (در مأموريت غيرممكن) خلق شوند، اما مأموران سيا هرگز حضورى مستقيم با عنوان اين سازمان در فيلم ها نداشتند.
اما از دهه ،۱۹۷۰ با پايان دوران جنگ سرد، شرايط تغيير مى كند و در كنار اكران فيلم هاى جدى با حضور مأموران اين سازمان، شاهد نمايش چند فيلم كمدى پيرامون مأموران سيا هستيم، فيلم هايى چون In - laws با بازى پيتر فالك و آلن آركين و يا مردى با يك كفش قرمز با بازى داينى ممكن كه حتى اجازه دارد اين جمله را بگويد: «از زمان سرنگون كردن دولت شيلى تا به حال اين قدر حالم خوب نبوده!»
اما درام هاى دهه ۱۹۷۰ اين قدرها هم شفاف نبودند و مرز حقيقت و دروغ و درست و غلط در آنها مشخص نبود و قهرمانانى كه وارد داستان ها مى شدند، راه فرارى نداشتند، حتى اين سازمان اقدام به قتل مأموران نه چندان مطلوب خود مى كرد، مأمورانى با بازى برت لنكستر در اسكورپيو، رابرت ردفورد در سه روز كندور و يا جان سويج در فيلم آماتور.
اين قهرمانان هميشه به نوعى در تعليق به سر مى برند و به قول كريگ نلسون در فيلم تعطيلات اوسترمن حقيقت، دروغى است كه هنوز ماهيت آن مشخص نشده است.
در اين فيلمها، مرز ميان شخصيت هاى مثبت و منفى از ميان رفته است. در اسكورپيو، مأموران جديد سازمان سيا را با مأموران كاگ ب مقايسه مى كند. ودر آماتور يك لهستانى آنها را با مأموران گشتاپو مقايسه مى كند. در فيلم Hopscotch نيز والتر ماتيو مى گويد: وقتى كار را براى سازمان شروع كردم، همه چيز به نظرم شفاف بود، حالا شما بايد آمار همه را داشته باشيد تا بدانيد چه كسى واقعاً بازى مى كند. اما در دهه ۱۹۸۰ و دوران ريگان، عملكرد سازمان تا حدى متفاوت شد و اين بار عمدتاً از مردم عادى به عنوان طعمه در مأموريت هاى مختلف استفاده مى شد افرادى با بازى راجر هاور در اوسترمن، تام هنكس در كفش قرمز، وارن بيتى و داستين هافمن در ايشتار و جالب بود كه مأموران خوب سيا هميشه مأموران قديمى بودند.
اما نقطه عطف نمايش اين شخصيت ها، جك رايان در دهه ۱۹۹۰ بود. در فيلم شكار اكتبر سرخ، جك رايان باهوش است. رئيس او جيمز ارل جونز باهوش است و تمامى مديران اين سازمان باهوش هستند و به تماشاچى اينگونه القا مى شود كه جمعى از باهوش ترين افراد جهان تلاش مى كنند تا مانع وقوع جنگ شوند.
با حضور هريسون فورد در نقش رايان، اين شخصيت در فيلم هايى چون بازى هاى ميهن پرستانه و يا خطر حاضر ريان، علاوه بر هوشمندى فردى اخلاق گرا است كه به جنگ افراد مسلح مى رود. اما با وقوع جنگ عراق و جمع آورى يك دهه اطلاعات غلط براى آغاز اين جنگ، هاليوود چهره منطقى ترى به خود مى گيرد و اين بار در فيلم سيريانا، جورج كلونى در نقش مأمور سيا در خاورميانه قصد دارد تمامى حقايق در مورد خاورميانه را به كميته هاى ذيصلاح منتقل كند ولى ظاهراً گوش شنوايى وجود ندارد و به نظر مى رسد اكنون تنها اطلاعات و شواهدى ارزشمند است كه در راستاى سياست هاى كلان باشد. اين چنين سياست هاى از پيش تعيين
شده اى موجب مى شود تا فيلم جديد دنيرو نيز در رسيدن به هدف اصلى خود ناموفق باشد زيرا با وجود جمعى از بهترين هنرپيشگان و اريك راث در مقام فيلمنامه نويس قهرمان فيلم ادوارد ويلسون براى تماشاگران عروسكى است تا يك شخصيت دوست داشتنى باهوش و فيلم هرگز نمى تواند واقعيت هاى جارى اين سازمان را بازگو كند و ويلسون حتى از «بورن» ديگر قهرمان سرى فيلم هاى هويت بورن و برترى بورن غيرقابل باورتر است.
پرده جشنواره ۲۵تئاتر بسته شد
272604.jpg
اميد بى نياز

بيست وپنجمين جشنواره تئاتر فجر در تهران به كار خود پايان داد .
جشنواره امسال را تجربه و تمرينى در كارنامه فستيوال هاى حرفه اى تئاتر قلمداد كرد؛ تجربه و تمرينى كه برخلاف سال هاى گذشته از نگاه آسيب شناسى و نقدهاى فرامتنى چندان هراسى نداشت و اين نكته شايد برگ برنده بيست وپنجمين جشنواره تئاتر فجر بود. جشنواره بيست وپنجم به لحاظ برنامه ريزى از ساختارى از پيش تعيين شده و ارگانيك سود مى برد. به تعبيرى با استفاده از يك سيستم دپويى و آرشيوى، قلمرو خود را تعريف مى كرد. اين امر اگرچه در نوع خود از عامل تنوع و تازگى مى كاست، اما سبك اجرايى آن در ديگر فستيوال هاى بين المللى نيز سابقه دارد. بنابراين چنين سياستى، بيش از هر چيزى به اجراى حرفه اى و مخاطب حرفه اى مى انديشد. يعنى نمونه اى از كار اجرايى حرفه اى و قابل قبول كه همواره مخاطب حرفه اى تئاتر را راضى مى كند. شايد نمونه چنين اجرايى هم «مرگ فروشنده» به نويسندگى آرتور ميلر و كارگردانى «نادر برهانى مرند» بود. در چنين وضعى مسأله ديگرى مطرح مى شود. به تعبيرى مخاطب خاص به ديدن نمايش هاى «روبرتو چولى» رفته و از آن راضى نيست، اما هنگام ديدن نمايشى ايرانى همچون «مرگ فروشنده» به كارگردانى «نادر برهانى مرند» هم راضى از سالن بيرون مى آيد و هم با اجرايى تمام حرفه اى و تلاش براى خلق هنرى قابل قبول روبه رو مى شود. گزينه اولى كه در اين فرآيند توليد و برداشت مطرح مى شود، شليك به سوى روبرتو چولى، انتخاب نمايش او و... است، اما گزينه ديگرى هم در اين فرآيند وجود دارد. اين كه براى اندك دقايقى دو اثر ايرانى و خارجى را از نگاه ديگرى بسنجيم. يعنى فكر كنيم كه نمايش روبرتو چولى هم ضعيف نيست، بلكه نمايشى مانند «مرگ فروشنده» قوى عمل كرده است. بنابراين در چنين برداشتى مى توانيم خوشحال نيز باشيم، زيرا در جشنواره امسال با نسل نو تئاتر ايران روبه رو مى شويم كه تئاتر را به عنوان يك دانش دنبال مى كند و همواره بر افزودن اين دانش تكيه دارد. تلاش براى خلق اجراهاى حرفه اى در بسيارى از نمايش ايرانى جشنواره بيست وپنجم وجود داشت، نمايش هايى از جمله «كالون و قيام كاستليون» به كارگردانى آرش دادگر، «انتظار در كافه پاركر» به كارگردانى حسين زينالى و مرتضى سعيديان، «مرگ و شاعر» به كارگردانى كيومرث مرادى، «جوليوس سزار» به كارگردانى دكتر مسعود دلخواه، «آنكه گفت آرى، آنكه گفت نه» نوشته و كار مهرداد رايانى مخصوص، «نواى اسرارآميز» به كارگردانى سهراب سليمى، «ددالوس و ايكاروس» نوشته و كار همايون غنى زاده، «شوايك» اثر كورش نريمانى و... با هدف، انگيزه و دغدغه تمام و كمال هنرى به عرصه جشنواره بيست وپنجم تئاتر آمده بودند و در خاطرات اين جشنواره هم ثبت شدند.
غيررقابتى بودن جشنواره
غيررقابتى بودن جشنواره در نخستين نگاه واكنش هاى زيادى را برانگيخت. حتى بعضى از هنرمندان پيشكسوت تئاتر همچون داود رشيدى، خواستار رقابتى شدن جشنواره شدند. مهم ترين دليل آنان براى چنين شيوه اى به هيجان و شور و شوق شركت كنندگان اشاره داشت. از اين رو، عامل تشويق هنرمند را جزو ساختار يك جشنواره تعريف مى كردند، اما در مقابل چنين ديدگاهى هنرمندان نسل نو تئاتر ايران هم حضور داشتند كه ايده هاى آنان دقيقاً به منزله ديالكتيك با نسل هاى قبل خود بود. براى نمونه عباس اقسامى كه به همراه حميدرضا آذرنگ، نمايش «خيال روى خطوط موازى» را به روى صحنه آورد، دقيقاً نظرهايى متفاوت داشت. او بر اين باور بود كه اگر سيستم يك روند درست را دنبال كند، رقابتى يا غيررقابتى اهميتى ندارد و حتى با وجود يك سيستم مناسب غيررقابتى بودن، محاسن بيشترى دارد. به اعتقاد او، رقابت و سياستگذارى در انتخاب از سوى داوران به پديدارى جانبگرايانه و سبك و سياقى خاص در متون و اجراها منجر مى شد و اپيدمى را ايجاد مى كرد. در صورتى كه مجال دادن به آثار تنوع و تازگى انديشه را به وجود مى آورد.
با اين حال و با وجود اين ديدگاه هاى ضد و نقيض در جشنواره بيست وپنجم، گفتمان رقابتى هم همواره وجود داشت. يعنى تشكل ۲۰ ساله تئاتر ايران را (انجمن نمايشى) كه ۳۰۰ شعبه در شهرستان ها زيرنظر دارد، به طور غيرمستقيم و بدون ارتباط با سياستگذاران جشنواره به داورى آثار مى پرداخت. با اين حال در گفته هاى حسين مسافر آستانه (رئيس انجمن نمايش كشور) و حتى هادى مرزبان نكاتى درباره تعامل نهادهاى غيرتئاترى با جشنواره و داورى آثار وجود داشت كه پيامدهاى ديگرى را براى تئاتر به وجود مى آورد. براى نمونه مسافرآستانه به ارگان ها و سازمان هاى غيرتئاترى اشاره كرده بود و حتى با عنوان نام «ايران خودرو»، پيشنهادى را براى تعامل نهادهاى غيرتئاترى با تئاتر مطرح كرده بود. بى شك حضور اين سازمان هاى اقتصادى در جشنواره هاى آينده و تعامل و داورى آثار، پيامدهاى مثبتى خواهد داشت. اين پيامدها ممكن است بسيارى از مشكلات معيشتى و كارى هنرمندان تئاتر را حل كند.
آثار بحث برانگيز خارجى
حاصل مكاتبات اداره هنرهاى نمايشى با يك هزار مركز تئاترى در جهان با دريافت ۱۳۰ اثر به صورت سى دى به پايان رسيد كه در نهايت ۹ نمايش خارجى در جشنواره بيست وپنجم، حضور قطعى خود را اعلام كردند. ۸ نمايش صحنه اى و يك نمايش خيابانى از كشورهايى همچون فرانسه، ايتاليا، آلمان، اتريش و لهستان در حالى به اجرا درآمدند كه همواره با ابراز نظرهاى متفاوتى روبه رو شدند. بعضى از هنرمندان از جمله دكتر مسعود دلخواه، نحوه انتخاب آثار را نقد كردند، اما بعضى ديگر از جمله سهراب سليمى و... به تكنيك اجرايى ضعيف آثار و بيش از همه كارهاى روبرتو چولى اشاره داشتند. اين درحالى است كه بعضى از كارگردان هاى پيشكسوت و استادان دانشگاه از جمله حميد سمندريان به تكنيك اجرايى متفاوت و قوى آثارى همچون «مرگ دانتون» به كارگردانى روبرتو چولى اشاره كردند. اين در حالى است كه يكى از پرمخاطب ترين نمايش هاى جشنواره امسال در آثار خارجى بود. بنابراين تالار هنر كه چندان هم براى مخاطبان عام تئاتر شناخته شده نيست، بيش ترين آمار تماشاگر را به خود اختصاص داد. اين سالن كه ظرفيت صندلى هايش ۳۰۷ نفر را دربرمى گيرد، در روز سوم اجرا با ۴۲۶ تماشاگر، روز چهارم با ۳۹۷ تماشاگر و در روز پنجم با ۴۰۰ تماشاگر، همواره سروصداهاى زيادى را در ميان نمايش هاى خارجى به راه انداخت. حتى براساس اخبار رسانه ها در يكى از شب ها، حدود ۲۰۰ تماشاگر پشت درهاى بسته سالن ماندند. شايد استقبال از اين نمايش سواى مسائل تكنيكى به مسائل محتوايى هم ربط داشت، زيرا داستان اين نمايش از قصه هاى كهن ايرانى (داستان هزار و يك شب) اقتباس شده بود و اين امر به حافظه و ناخودآگاه تاريخى تماشاگر در استقبال از نمايش كمك مى كرد.
جولان رسانه در جشنواره
يكى از ويژگى هاى متفاوت جشنواره امسال حضور پررنگ رسانه ها بود. بيش از ۳۰۰ خبرنگار از ۹۷ رسانه نوشتارى، ديدارى و شنيدارى حضور مداوم خود را در جشنواره اعلام كردند. بنابراين يكى از ويژگى هاى جشنواره آسيب شناسى همزمان و در دل پديده جشنواره بود.
شايد امسال، براى بار اول جايگاهى متفاوت با تماشاگران عادى براى منتقدان، روزنامه نگاران، و اصحاب رسانه به وجود آمد. طورى كه افراد رسانه اى و ميهمانان خارجى قبل از ديگر تماشاگران و در رديف هاى مشخص در سالن جاى مى گرفتند. بنابراين يكى از نكات قوت جشنواره بيست وپنجم ايجاد زمينه و فضاى گفتمان ديالكتيك، نقد و آسيب شناسى بود. شايد هم ويژگى بى پروايى جشنواره امسال را بتوان برگ برنده و فتح نهايى سياستگذاران جشنواره دانست. از اين رو اصحاب رسانه با گفتمانى متفاوت نسبت به سال هاى گذشته به سراغ جشنواره مى رفتند. آسيب شناسى جشنواره بيست وپنجم تنها در يك قلمروى كاغذى و مطبوعات نبود ورسانه هايى از جمله راديو و تلويزيون كه به نوعى عام تر و مردمى تر به شمار مى روند، همواره به عنوان ظرفى قرار گرفتند كه مظروف جشنواره را در دل خود جاى داده بود. شايد اوج چنين برنامه هايى هم در نهايت به تلويزيون مى رسيد؛ براى نمونه برنامه تئاتر ۲۵ در نوع خود گفتمان تازه اى را در تئاتر مطرح كرد. در اين برنامه سياستگذاران جشنواره و مديران تئاتر حضور پيدا مى كردند و رودررو با منتقدان به پاسخگويى مى پرداختند. بنابراين فرامتن جشنواره امسال را مى توان يكى از تجربه هاى خوب جشنواره فجر به حساب آورد كه در آن بسيارى مشكلات هنرمندان، زمان اجراها، محتواى آثار، نحوه انتخاب و گزينش و... از سوى مديران تئاتر و هنرمندان و منتقدان در بحث هاى چالشى و دوسويه مطرح شد. به تعبيرى، نقدها و پاسخگويى هاى دوسويه از پيامدهاى اين گفتمان و تعامل سياستگذاران جشنواره و مديران تئاتر با هنرمندان، منتقدان و اصحاب رسانه بود.
... و پرواز اسب جادويى از آسمان لهستان به ايران
272607.jpg
على اكبر باقرى ارومى

بسيار شگفت آور و تحسين برانگيز بود كه كشور لهستان با آن قدمت خاص تاريخى در زمينه توليد نمايش هاى عروسكى و بويژه پويانمايى هاى پر طرفدار براى بچه هاى ايرانى، متنى از ايران را براى اجرا در شيوه عروسكى برگزيند.
شگفت آورتر اين كه اين متن عروسكى براى بزرگسالان هم طراحى شده بود.
نمايش اسب جادويى و متن هاى فانتزى اين چنينى، كه طرفداران بسيارى نزد بزرگسالان كودكان دارد در واقع از نكات مشترك فرهنگى تمامى ملت ها و بويژه ملت هاى شرق اروپا و غرب آسيا و شرق دور مايدهاى فراوان گرفته است. اگر غرب تمايلات خود را به اين دست از آثار در شكل هنرى سينما و فيلم هاى فانتزى نوع جديد يعنى هرى پاتر و غيره تبليغ مى كند ولى هيچ گاه هرى پاتر و ديگر دستگرمى هاى سينمايى نمى تواند به پاى معنويت موجود در قصه هاى ايران برسد.
كارگردان لهستانى نمايش اسب جادويى با دستمايه قرار دادن ساز و كار ايرانى براى كار عمدتاً وجهه فرهنگى انسانى را مد نظر قرار داده است تا عنايت به ساختار ايرانى آن، در اينجاست كه بايد ظرافت هاى كار در وجوه مختلف متن و اجراى آن، ساختار كار و ابعاد اجرايى آن را توأمان مد نظر قرار داد.
متن نمايش عروسكى اسب جادويى پر از فراز و نشيب است و اين از جذابيت هاى آن محسوب مى شود ولى اين كار در اجرا تداوم خويش را از دست مى دهد و شيوه اجرايى چينش كار را به گونه اى شكل مى دهد كه ضعف عمده آن را مى توان در ساكن بودن نمايشگران و سكون بيش از حد تحميل شده بر آنان دانست. اين سكون را هم گريبانگير شهرزاد قصه گو به عنوان راوى كرده اند و هم عروسك ها و عروسك بازان را داخل يك قاب محصور كرده اند و هم اين كه توازن صحنه را به هم زده و يك طرف را سنگين تر از سمت ديگر كرده اند.
چه زمانى كه شهرزاد به عنوان قصه گو در صحنه حاضر مى شود متأسفانه از در ورودى خويش دور نمى شود و بدون تحرك با قدرت مانور محدود و حركتى، ناخود آگاه خط بصرى نمايش راتحت الشعاع قرار مى دهد در حالى كه گروه كارگردانى مى توانست تمهيدى براى آن بينديشد يا اين كه قاب صحنه را از يك به دو افزايش و درى را كه شهرزاد از آن وارد شده در وسط قرار مى داد يا اين كه براى دادن ضرب آهنگ مناسب به قصه و ايجاد جدل در سير آن شهرزاد يا قصه گوى ديگرى را به كار اضافه كرد كه آنان در يك رقابت سالم با يكديگر هر كدام بخواهند قصه را بهتر روايت كنند. در اين شيوه كارگردان لهستانى مى توانست از آشنايان به زبان فارسى در لهستان استفاده كند بر زيبايى كار بيفزايد و هم نحوه ارتباط خود با تماشاچى را تسهيل كند چرا كه به هر حال بيان قصه فارسى با زبان فارسى آن هم از يك لهستانى بسيار شيرين تر است تا اين كه صدايى از بلندگو پخش و موجب قطع ارتباط ناگهانى تماشاچى با صحنه شود. به هر حال رشد خوب زبان فارسى در لهستان و اقبال خوب لهستانى ها از اين قضيه اين توقع را پيش مى آورد كه در شرايط فعلى و بويژه عنايت هنرمندان لهستانى به داستان هاى شيرين، اين تمهيد بكار گرفته مى شد تا كار تكنيكى زيباترى را از آنان شاهد باشيم.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   مهرگان   |   ماجرا   |   هفته عكس   | 
|   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |