نخستين دوره جشنواره بين المللى شعر فجر در ۳ شهر مشهد، شيراز و اصفهان برگزار شد. در جشن هر ساله انقلاب كه در بهمن ماه برگزار مى شد فيلم، موسيقى، تئاتر و كتاب جايگاه ويژه و درخورى داشتند. متأسفانه تا امسال آن گونه كه شايسته نام و تاريخ شعر است به آن پرداخته نشده بود كه سرانجام امسال اين مهم انجام پذيرفت. اين نهال نو پا به دليل تولد تازه اش مانند هر حركت تازه اى در آزمون خطا و صواب قرار گرفته بود و به طور قطع با راهنمايى اهالى طريق و آشنايان مسير اين جشن هر ساله شعر نيز به درختى تنومند و سروى بلند بالا بدل مى شود كه مى تواند شعر اين سرزمين را به خوبى به جهان معرفى كند؛ تحفه اى كه متعلق به اين سرزمين است و تاكنون مورد بى مهرى قرار گرفته است. اما اگر بخواهيم حركتى به سرانجام برسد بايد سره از ناسره اش جدا كنيم و به نقد منصفانه آن بنشينيم. براى بررسى اين حركت از نخستين چيزى كه مى بايد بپرهيزيم نگاه شاعرانه به موضوع است، چرا كه اگر اين گونه به مسأله بنگريم، بسيارى مسائل را ناديده مى گيريم و به راحتى آن را غير ضرورى مى دانيم، به اين معنى كه نگرش شاعرانه چون يكى از بن مايه هايش گذشت است به راحتى از اتفاق هاى ريز و درشت مى گذريم و به باهم بودنى و گفت و شنودى بسنده مى كنيم. در حالى كه بررسى يك جريان بايد با دقت نظرى كارشناسى، علمى و اجرايى باشد تا بتوان هر ساله بازده روبه صعود آن و يا نزولش را به نظاره نشست. جشنواره شعر فجر نيز به دوراز اين آسيب ها و خطاها و صواب ها نبود. براى بررسى اين جريان و رسيدن به راهكارهايى درخور اين هنر ملى با برخى از شاعران مطرح و منتقدان صاحب نام به گفت وگو نشسته ايم كه يا در جشنواره داور بوده اند يا برگزيده. تعدادى از اين بزرگواران هم فقط ميهمان بودند.
|
|
|
اين طيف مى توانند بخش هاى مختلف اين جشنواره را مورد بررسى قرار دهند. على موسوى گرمارودى از شاعران مطرح كشور و انقلاب در اين زمينه با دقت نظرى معتقد است : «افرادى كه متصدى برگزارى جشنواره اند، شايسته است فضا را براى شركت كردن همه شاعران مهيا كنند. برخى از سليقه ها در اين جشنواره غايب بودند و دخالتى نداشتند. وى همچنين با اشاره به مثبت بودن بخش شعر بين الملل افزود: بخشى كه مربوط به شاعران بين الملل بود بسيار خوب بود. موسوى گرمارودى در باره داورى اين دوره به «ايران» گفت: «داورى ها بايد به دقت و در مدت زمان قابل قبولى انجام شود نه اين كه داورى در حد مشاوره باشد.»
همان طور كه همه مى دانيم يكى از اساسى ترين مباحث در جشنواره ها، كنگره ها و جوايز و مهم داورى آن است و اين كه اعتبار يك جشنواره در يكى از مهمترين بخش هايش داوران آن جشنواره است. پس جشنواره شعر فجر اگر مى خواهد به بالندگى در اين گستره برسد، بايد دقت نظرى در خور شأن شعر براى داورى و داوران قائل شود.
حميد سبز وارى از ديگر شاعران بنام انقلاب درباره برگزارى اين جشنواره به «ايران» گفت: «اين جشنواره به عقيده من بايد تداوم داشته باشد به دليل اين كه عده اى كه به شعر خدمت كردند و هنرى داشته اند در آنجا شركت مى كنند و جوايزى دريافت مى كنند و در واقع قدرشان دانسته مى شود. از اين جهت بسيار خوب است.» وى به «ايران» گفت: اما گلايه دارم از دوستانى كه هيأت داوران را انتخاب مى كنند و انتخاب هاى داوران به اين جهت كه بعضى از افراد فقط مورد عنايت داوران و كسانى كه آنان را انتخاب مى كنند، قرار گرفتند. در باره داورى آثار هم بايد تمام آنها از جنبه هاى مختلفى ارزيابى و بررسى شوند. بجز وزن وقافيه بايد ببينيم شاعر مى خواهد از شعر چه استفاده هايى ببرد، يا مى خواهد از آن چگونه استفاده كند؟ آيا مى خواهد جامعه ساز باشد و بر خوردار از مسائل اعتقادى و هنرى؟ سبزوارى با اشاره به اين كه نبايد كار فقط به دست عده اى خاص باشد، افزود: «كمى در انتخاب ها سطحى نگرى ديده مى شد كه ان شاءالله در دوره هاى بعد حل مى شود. همچنين كار برگزارى نبايد هميشه دست عده اى خاص باشد».
به يقين سليقه هاى مختلف مى توانند جشنواره شعر فجر را همانند ديگر جشنواره هاى بين المللى كه در جشن انقلاب برگزار مى شود به بالندگى و پويايى برسانند. تنوع افراد موجب فرصت دادن به تنوع افكار، آرا و عقايد مى شود و همين موضوع موجب مى شود هر سليقه اى در گروه هاى مختلف شعرى در جشنواره به خشنودى و آنچه لايق آن است، دست پيدا كند. همين مسأله در داورى ها هم مى تواند تعميم داده شود. اين دوره به دليل نخستين بار برگزارى، قدرى در هم فشرده و با عجله برگزار شد كه به طور قطع در دوره هاى بعدى مناسب تر از نخستين دوره برگزار خواهد شد.
اسماعيل امينى منتقد درباره نخستين دوره جشنواره شعر فجر مى گويد: «به نظر مى رسد همين كه همه پذيرفته اند شعر هنر ملى ماست و هنر اول اين سرزمين است و بايد جشنواره داشته باشد، خبر خوبى است و در واقع عظمت اين كار (برگزارى جشنواره) در برابر كمبودهاى احتمالى آن قابل چشم پوشى است. اين جشنواره به نسبت تجربه اول خيلى آبرومندانه برگزار شد. در واقع آنجايى كه كار به دست اهل فن داده شده بود بسيار خوب بود و آنجايى كه اهل فن تصميم نگرفته بودند نتيجه خوب در نيامد. وى با اشاره به اين سؤال كه برخى از داوران خود برگزيده بودند، گفت: اين شبهه براى خود من هم بود كه با توضيح دوستان بر طرف شد. شاعرانى كه برگزيده بودند يا در سطح استانى داور بودند يا از گروه داوران به غير از خود او آثار را بررسى كرده اند. به نظر مى رسد در دوره هاى بعد و با تشكيل دبير خانه دائمى مكانيزم برگزارى جشنواره نظام مندتر شود.»
جشنواره بين المللى شعر نيز مانند جشنواره هاى ديگرى از اين نوع شايسته است به دست اهالى شعر برگزار شود. در اين دوره به دليل ابتداى راه بودن، بخش ادارى حضور پر رنگ در جشنواره داشت كه به طور قطع در دوره هاى آينده اگر بخش نظارتى را فعالتر كنند و بخش اجرايى به دست اهالى شعر سپرده شود، هم كدورت هايى كه ميان شاعران از هزاران! سال پيش بوده و تا هزاران! سال ديگر خواهد بود، كمتر مى شود و هم اين كه بالاخره اهالى اين سرزمين سبز مى دانند با خود چگونه همزيستى مسالمت آميزى داشته باشند.
محمود شاهرخى شاعر پيشكسوت درباره جشنواره شعر مى گويد: «اين سعى و اهتمام بسيار خوب است و اين كه شاعرانى از داخل و خارج از كشور دور هم جمع شدند كارى بسيار جالب و تأثير گذار است براى تشويق اهل. در اين راه حتماً كاستى هايى هم هست اما برطرف خواهد شد.»
جشنواره شعر فجر اگر در بلند مدت بتواند موقعيت ويژه در ميان شاعران ايران كسب كند آنگونه كه از هر طيف و جهت گيرى فكرى شركت در اين جشنواره را غنيمت بدانند در سرنوشت ادبى سرزمين شعر (ايران) بسيار تأثير گذار خواهد بود. اين مسأله مهم دست نمى دهد مگر اين كه در بلند مدت بخش ادارى و دولتى همانند ساير جشنواره هاى اين چنينى فقط كليت ها را مورد بررسى و ارزيابى قرار دهد و نقش يك سياستگذار را داشته باشد. اين گونه شاعران و اديبان خود مجريان كار مى شوند و اين گونه است كه مى توانند سليقه هاى مختلف را وارد عرصه كنند اما اگر بخش ادارى بخواهد حتى در تك تك انتخاب ها از مجرى جلسه تا داوران دست اهالى شعر را ببندد فضا به گونه اى نمى شود كه براى اهالى ادب خوشايند باشد. هرچه بخش اجرايى آزادتر باشد در انتخاب ها برآيند بهترى نصيب بخش سياستگذارى خواهد شد. شاعران وارث آب و خرد و روشنى اند اين را سهراب مى گويد و بايد مديران بدانند وضعيت شاعران و شعر اين سرزمين با تمام هنرهاى ديگر متفاوت است.
محمدعلى بهمنى شاعر «گاهى دلم براى خودم تنگ مى شود» درباره جشنواره معتقد است: «هر آغازى از دوزاويه قابل ديدن و بررسى است؛ اول اين كه فضايش را به روشنى ديد و به آن فرصت داد تا بببيند كه چه خواهد شد و چه خواهد كرد چون در واقع هر شروعى مشكلاتى هم دارد و دوم اين كه دغدغه ها و انتظارهايى كه اهل همين فن دارند شايد بهتر برآورده شود. در واقع خود من با نگاه اول به اين جشنواره مى نگرم.» او در باره شبهه اى كه بهمنى هم داور بود و هم جايزه گرفت، توضيح داد: من داور بخش جوان بودم اما در بخش كلاسيك برگزيده شدم. در واقع در داورى ها بايد تكليف با برخى نام ها مشخص شود. بهمنى درباره پيشنهاد به جشنواره گفت: «به عقيده من بايد داورى ها را فعالاً به عهده رسانه ها گذاشت. يعنى يك فرصت پرسش و انعكاس در مطبوعات و ساير رسانه ها ايجاد شود و سعى در پاسخگويى سؤالات باشد. اين گونه بررسى نقد و انتقادهاو نقطه نظرها جشنواره را به سمت پويايى سوق خواهد داد».
در واقع بخشى از رسالت مطبوعات در حوزه هنر بازتاب ديدگاه هاى هنرمندان در اين عرصه فارغ از گرايش هاى سياسى است. اگر پرسش و پاسخ ها در عرصه رسانه اتفاق بيفتد، قطع ويقين نتيجه مثبتى خواهد داشت.
منوچهر احترامى شاعر درباره جشنواره شعر فجر گفت: به نظر من اين دوره خوب بود به نسبت اين كه دور اول آن بود. در واقع نخستين جشنواره شعر فجر يك اداى دين بود به جميع آدم هايى كه در زمينه شعر انقلاب تلاش كرده بودند. شايد يك شكل بزرگداشت هم داشت. منوچهر احترامى درباره اين كه دوره هاى بعد جشنواره چگونه برگزار شود، گفت: «من پيشنهادى ندارم فقط پيش بينى دارم، فكر مى كنم با فرصت بيشتر تخصصى تر شدن كار و با تداركات بيشتر به طور قطع نتيجه بهترى هم حاصل مى شود . در ضمن دبيرخانه دائمى هم مى تواند به اين مسأله كمك كند و اين موقعيت را تثبيت كند.»
ابوالفضل زرويى نصرآباد برگزيده بخش طنز و از شاعران مطرح اين حوزه مى گويد: «همكارى هايى از اين دست مانند فيلم فجر در دوره هاى اول نواقصى دارد كه در بلند مدت اصلاح شده است. اما مى توان مجموعه مراسم را در بخش هاى مختلف مورد نقد و بررسى قرار داد، يعنى آيتم هاى مختلف آن را تحليل كرد، از شيوه انتخاب شهرها، شاعران، داورها و نوع داورى تا موارد ديگر، اما در بخش طنز با كمى تغيير ذائقه مى شود كسان ديگرى برگزيده يا حتى در نوع فراخوان مى توانست شيوه مطلوب ترى وجود داشته باشد، آن چيزى كه به چشم مى آمد اين بود كه انگار خبر رسانى چندان مطلوب نبوده است.
اصولاً اين دوره تصميم بر اين بود كه مجموعه آثار طنز در ۲۷ سال گذشته بررسى شود و فردى را به عنوان برگزيده انتخاب كنند. اميدوارم با ايجاد دبيرخانه دائمى جشنواره شعر فجر بخش خبررسانى اين جشنواره هم فعال شود. وى همچنين در پايان با اشاره به اين كه جشنواره ها ملاك استعداديابى نيست، گفت: هر جشنواره اى در هر جاى دنيا واقعاً ملاك درستى براى استعدادهاى خوب و نام هاى ماندگار نيست. زمان بايد جايزه ها را بدهد.»
اما يكى از نكات قابل توجه در پيدايش اين جشنواره اين بود كه مسئولان به اين نتيجه رسيدند كه شعر هم مى تواند جشنواره بين المللى داشته باشد.
سعيد بيابانكى در اين باره گفت: بعد از اين همه سال خيلى خوب است كه يك نفر پيدا شد و براى شعر دل سوزاند اما بايد اين حركت كماكان ادامه داشته باشد. نه اين كه يك دفعه در آغاز از بين برود.
در جشنواره فجر بايد جريانى ايجاد شود كه همه شاعران را دربربگيرد و همه بتواننددر آن شركت كنند. به عقيده من از سال آينده بهتر است جشنواره كتاب شعر فجر هم برگزار شود، يعنى شاعر با كتاب شعرش كه محصول يك سال تلاش اوست يا در آن سال منتشر شده در جشنواره شركت كند. اين پيشنهاد چند فايده دارد اول اين كه همه تلاش مى كنند كتابشان به جشنواره برسد، دوم اين كه ما به توليد فرهنگ مكتوب هم كمك كرده ايم.»
اين مسأله كه كتاب شعر در جشنواره شركت كند و فرهنگ مكتوب اين گونه ايجاد شود نظر خوبى است. هرچند بايد به اين نكته هم انديشيد كه آيا براى مخاطب اين فرهنگ مكتوب سالانه فكرى هم مى شود؟
محمدجواد محبت درباره نخستين جشنواره شعر فجر گفت: «نخستين دوره خوب بود به دليل اين كه تجربه اى پيش از خود نداشت. معمولاً وقتى نوبت دوم، سوم و چندم مى شود كارها بهتر مى شوند. سال هاى ۶۲ يا ۶۳ بود كه در نيمه شعبان شاعران در تالار وحدت گردهم مى آمدند. البته اين شرايط با ضابطه مندى سال به سال بهتر شد. حالا اين جشنواره هم تقريباً اين گونه است. در واقع اين جشنواره بايد اين را در نظر بگيرد كه مى خواهد جايزه به شعر بدهد يا شاعر يا هر دو؟ مثلاً كسانى قبلاً شاعران خوبى بودند اما حالا ديگر شاعران در ركودى هستند يعنى حالا ديگر به لحاظ مزاجى شعرشان ديگر آن توان سابق را ندارد. حالا بايد به شعرشان توجه كرد يا به شاعر. در جشنواره بايد چند اصل را رعايت كنند: اول اين كه شاعران را از نظر شعر ارزيابى كنند، دوم شخصيت شاعر در روزگار پيش از پيروزى انقلاب را هم در نظر بگيريم كه آيا آن زمان بادين و مذهب بوده است يا خير سوم اين كه به حجم آثار او توجه كنيم، در ضمن معيار انتخاب داوران هم به گونه اى باشد كه از تمام ايران افرادى انتخاب شوند و آنها سوگند ادا كنند كه نظر شخصى شان را در داورى شان راه ندهند و شاعران را در مرحله چهارم بايد به لحاظ تأثيرگذارى درجه بندى كنند.»
|
|
|
برخى از شاعران نيز از نوع انتخاب آثار و مشخص نبودن معيارها و مشخصه هاى بررسى آثار گلايه داشتند و دليل حضور كمرنگ خود را اين مسأله دانستند. محمدرضا عبدالملكيان در اين باره گفت: «به دليل اين كه معيارها و ضوابط چندان مشخص نبود من براى داورى چندان علاقه اى نشان ندادم. با وجود اين كه نامم هم به عنوان داور معرفى شده بود.»
اين دوره از جشنواره به دليل اين كه سابقه چند ساله شعر انقلاب به صورت جمعى مورد بررسى قرار گرفت بيشتر به يك بزرگداشت شبيه بود، بزرگداشتى كه شاعران جوان و پيشكسوت در كنار هم حضور داشتند و بيشتر حركتى فرهنگى براى تشكر از جامعه شعر بود.
دكتر اكرامى اما درباره داورى آثار در «تارنگ» ويژه نامه جشنواره بين المللى شعر فجر كه در مراسم گشايش در مشهد به مخاطبان ارائه شده نوشته بود: «بهتر است اسم داورى روى اين كار نگذاريم بلكه آن را فرايند انتخاب شاعران بناميم. چون بيشتر انتخاب شاعران است تا داورى درباره شعر و شاعرى آنان. از اين رو با توجه به اهداف جشنواره براى اين كه اين فرايند ، فرايند انتخاب درست تر و سنجيده تر باشد، در اين فرايند از انديشه، نگاه، زاويه ديد تخصصى اصحاب ادب و هنر بويژه شاعران فرهيخته براى انتخاب شاعران استفاده شده است. در مرحله اول از صد تن از اين بزرگواران كه حدود ۶۰ نفر ايشان شاعر و ۴۰ نفر از نويسندگان، استادان دانشگاه معلمان ادبيات و مديران فرهنگى استان كه با شاعر و شاعرى ميانه خوبى دارند و آنها را مى شناسند نظرسنجى مى شود و از آنها خواسته
مى شود كه ده نفر شاعر استان را به ترتيب اولويت نام ببرند. سپس ۵۰ نفر از افرادى كه بيشترين رأى را آورده اند يا اسم شان از فراوانى بيشترى برخوردار است، انتخاب و به ۷ نفر داور داده مى شود كه با توجه به شناخت شان از ميان ۵۰ نفرى كه فهرست شده اند و استنادات موجود از قبيل شعر، مجموعه اشعار و... ده نفر را انتخاب و به ترتيب اولويت معرفى مى كنند.»
رضا رفيع هم معتقد است: «به عنوان نخستين دوره جشنواره نقاط قوتش بيش از نقاط ضعفش است.
او موضوع هاى مختلف جشنواره را مثبت خواند و گفت: موضوع هايى به نام شعر حماسه، امام(ره) و انقلاب، شعر جوان و بخش آزاد نيروهاى زيادى را جذب مى كند. او جشنواره شعر فجر را اتفاقى جديد در حوزه فرهنگ و هنر كشور خواند و قبل از هر داورى اى آن را قابل قدردانى و حمايت دانست.»
عليرضا قزوه دبير جشنواره شعر فجر در گفت وگوهايش معتقد است: «بايد نهال كوچك جشنواره شعر فجر را پاسدارى كنيم، چون همه جهان ما ايرانيان را با عرفان و شعر مى شناسند و در مقابل شعر سعدى و مولانا سكوت كرده اند. او همچنان تبديل كردن فضاى يأس و خستگى به نشاط را از ديگر برنامه هاى اين جشنواره مى داند و معتقد است: اين جشنواره حتماً چهره هاى گمنامى را هم پيدا كرده و معرفى خواهد كرد.»
از جميع اين نظرات كه توسط شاعران و منتقدان ادبى مطرح شد، برگزاركنندگان جشنواره بين المللى شعر فجر و بخش دولتى و نظارتى بايد بپذيرند كه ادبيات اين سرزمين يكى از ابزارهاى ايجاد فرهنگ بالنده است. ايران بجز تأثيراتى كه در حوزه هاى دينى و اعتقادى دارد، صرفاً توسط ادبيات هم
مى تواند فرهنگ مسلط و قابل توجه خود را به دنيا عرضه كند. فرهنگ ايران در بخش قابل توجهى با ادبيات درگير بوده و هست. اگر جشنواره شعر فجر بتواند تمام سليقه هاى موجود را در كشور جذب كند و محل اعتمادى براى شاعران باشد، به طور قطع در حوزه بين الملل هم مى تواند تأثيرگذار باشد. مگر ادبيات ايران چه چيزى كمتر از ادبيات آمريكاى لاتين دارد كه تا به حال اين قدر اين ادبيات (لاتين) در جهان مورد توجه واقع شده است؟ يا شعر عرب و شاعران عرب با مشابهت هاى ادبى كه با ايران و شاعران ايرانى دارند چطور جهانى تر از ادبيات سرزمين ما هستند. ما بايد خالصانه براى اين ادبيات دلسوزى كنيم.
مورد مهم ديگر اين است كه هيأت اجرايى اين جشنواره بايد دوره به دوره با رايزنى هاى متعدد به افراد متخصص ديگر سپرده شود. اگر قرار باشد اين جشنواره چند سال توسط يك گروه يا گروه هاى وابسته به آن برگزار شود، كمى براى شاعران و مخاطبان ايجاد شبهه مى كند. پس در واقع يكى از مهمترين كارهاى اين حوزه ايجاد اعتماد و آماده كردن بسترى است كه شاعران بتوانند در آن به گروه برگزارى اعتماد كنند. در بخش انتخاب داوران هم اگرچه هر شخص يا اشخاصى انتخاب شوند باز هم عده اى معترض خواهند بود. اما بايددر هر دوره به
عده اى اعتماد كرد و ذهن تحليلگر و آشنا به ادبيات آنها را محكى قرار داد براى جدا كردن شعر از غير شعر! اين مى تواند چند حسن داشته باشد، اول اين كه در آن سال معيارهايى مشخص مى شود و شاعران دست كم معيار دوران شان را شناسايى مى كنند، دوم اين كه سلايق مختلف به مراحل پايانى جشنواره مى رسند يعنى دست كم نامزد يك حوزه مى شوند. بعد اين كه نفرات هر ساله عوض مى شوند و به تبع آن سلايق را هم عوض مى كنند و به اين صورت شاعران ديگرى هم از غربال نقد و نظر و انتخاب اين افراد بيرون مى آيد.
اميدوارم اين جشنواره بتواند هم جوايز ديگر ادبى را در كنار خود بپروراند و شكل دهد و هم خودش را توانمندتر كند. اين جشنواره اگرچه در نخستين دوره اش اشكال هايى داشت كه حتى گاه از يك تصميم سرسرى هم خبر مى داد اما نهالى است كه بايد آبش داد.