|
نقطه نظرات تازه نوام چامسكى، انديشمندآمريكايى
به اميد خروج بوش از عراق نمانيم
|
|
|
اينديپندنت ـ برگردان: پوراندخت مجلسى
كسانى كه حمله به عراق را طرح ريزى كردند، به طور بى سابقه اى هدف انتقاد هاى شديد قرار گرفته اند. تحليلگران آگاه مى توانستند درك كنند كه اين اقدام خطرهاى زيادى براى منافع آمريكا در بردارد، ولى آن را ابراز نكردند. مخالفت ها با جنگ عراق در سراسر جهان بسيار شديد و قاطع بوده و هزينه سنگين آن براى آمريكا كاملاً آشكار است. فاجعه اى كه بر اثر اين تهاجم ايجاد شده وراى بدترين انتظار ها بوده است، ديدن رفتارهاى نادرست جدى ترين حاميان جنگ كه سعى دارند چيز هايى را كه به روشنى گفته بودند، انكار كنند، بسيار جالب و سرگرم كننده است. در مورد انگيزه باقى ماندن ايالات متحده در عراق مى توان گفت آنچه را كه پيش از اين سال ها و بار ها گفته ام تكرار كنم. يك عراق مستقل با يك دموكراسى - هرچند نيم بند- مى تواند براى طراحان آمريكايى آن ناكامى و فاجعه به بار آورد: با وجود در اكثريت بودن شيعيان به احتمال زياد مناسبات خود را با ايران و ديگر شيعيان گسترش خواهند داد؛ در سراسر مرز عربستان سعودى يك جمعيت شيعى حضور دارند كه بشدت به وسيله اين حكومت مورد حمايت آمريكا سركوب مى شوند و هر گامى كه به طرف استقلال عراق برداشته شود، به آنها براى فعاليت هاى حقوق بشرى و كسب درجه اى از آزادى، جرأت مى بخشد و دست برقضا اين امر درست در جايى پيش مى آيد كه ميدان نفتى عربستان آنجا قرار دارد. از اين ها مهم تر، حاكميت و استقلال عراق ممكن است به يك اتحاد و همبستگى براى كنترل بيشترين منابع نفت جهان بينجامد، بدون وابستگى به آمريكا و مستقل از آن. اين امر در صورت تحقق به تضعيف دستيابى آمريكا - كه از جنگ دوم جهانى به اين طرف، يك قدرت جهانى شده است- در رسيدن به هدف هاى اصلى اش منجر مى شود و باز هم از اين ها بد تر، اين كه اگرچه آمريكا مى تواند اروپاييان را دچار ترس كند و آنها را به وحشت بيندازد، ولى نمى تواند چين را بترساند كه بى دغدغه و با خيال آسوده به راه خودش مى رود، حتى در عربستان سعودى. همين امر دليلى است بر اين كه چرا چين يك تهديد بزرگ به شمار مى رود. احتمال اين كه بلوك مستقل انرژى در منطقه خليج(فارس) به شبكه امنيت انرژى آسيايى Asian Energy Security Grid ، كه پايه گذار آن چين است، وShanghai Corporation Council كه روسيه، با منابع عظيم انرژى اش جزء لاينفك آن است، بپيوندد زياد است. دولت هاى آسياى مركزى هم ـ كه پيش از اين عضو آن بوده اند ـ و شايد هند، اين همكارى را تكميل كنند. ايران هم كه از قبل با آنها همكارى داشته است. همچنين احتمال تشكيل بلوك يا جبهه اى از دولت هاى عربى كه شيعيان در آنها دست بالا را دارند نيز وجود دارد. همه اين ها كابوسى خواهد بود براى طراحان سياست آمريكا و متحدان غربى شان. بنا بر اين، دلايلى بسيار قوى وجود دارد كه چرا آمريكا و بريتانيا همه روش هاى ممكن را براى كنترل مؤثر عراق مى آزمايند. آمريكا در حال ساختن كاخى عظيم براى سفارتخانه خود در بغداد است كه تاكنون بزرگ ترين مركز ديپلماتيك در جهان است و در آينده شهرى جداگانه در داخل بغداد خواهد شد. آمريكا پول زيادى را براى ساختن پايگاه هاى نظامى خود در عراق هزينه كرده است. اين ها را درست نكرده براى اين كه تحويل عراقى ها بدهد و برود. همه اين ها جدا از انتظاراتى است مبنى بر اين كه اوضاع آينده به شكلى ترتيب داده شود كه شركت هاى بزرگ آمريكايى بتوانند از منابع عراق سود ببرند. اين مطالب و احتمال ها كه در برنامه ريزى هاى سياستگذاران آمريكايى اهميت زيادى دارد،البته موضوع بحث ما نيست، چون نمى توان در باره آنها اظهار نظر قاطعى كرد. اين ها فقط چيز هايى است كه وجود داردو يا ممكن است اتفاق بيفتد. اما اين واقعيت هاى اين دكترين اساسى را نقض مى كند كه قدرت دولت، هدف هاى شريفى دارد و هرگاه اشتباهات فاحشى مرتكب شود، اين اشتباهات داراى انگيزه هاى ناجور و خشن نيست و زير تأثير منافع قدرت هاى خصوصى داخلى قرار نمى گيرد. هر پرسشى در مورد اين واقعيت هاى بزرگ يا ناديده گرفته شده و يا به باد انتقاد گرفته مى شود. همچنين به دلايلى منطقى، صدور اجازه بحث درباره آنها ممكن است موجب تضعيف قدرت و امتيازات آن شود. دستورات رياست جمهورى، معمولاً حاوى عبارتى است در مورد معيار هاى آزادى كه همواره بايد همراه با هر عمل باشد، ولى افراد اهل منطق اين عبارت را ناديده گرفته اند و رعايت آن را به عنوان موضوعى بى معنى، قابل طرح ندانسته اند. موضوع ديگرى هم هست: حتى متعهد ترين محققانى كه از «ترويج دموكراسى» حمايت مى كنند تشخيص مى دهند كه «خط مستمر» نيرومندى در كوشش هاى آمريكا وجود دارد براى اين كه دموكراسى تا جايى تنزل يابد كه هدف هاى آن فقط وقتى مورد حمايت قرار گيرد كه با هدف هاى استراتژيك و اقتصادى آنها انطباق يابد. براى نمونه پشتيبانى از مجازات وحشيانه مردمى را مى توان نام برد كه مرتكب اين جنايت شده اند كه در يك انتخابات آزاد «در جهتى اشتباه» رأى داده اند: آنها مردم فلسطين را هدف مجازات ها ى وحشيانه خود قرار داده اند، با عذر و بهانه هايى كه در جوامع آزاد واقعاً تمسخرانگيز است. در آمريكا نظر برگزيدگان قدرت در مورد دموكراسى معمولاً اين بوده است كه آن را يك تهديد خطرناك به حساب آورده اند كه بايد در برابر آن مقاومت كرد. ولى بعضى از عراقى ها قبول كرده اند كه مأموريت بوش آوردن دموكراسى به جهان است. يك در صد عراقى ها در نظر سنجى چنين نظرى را ابراز داشته اند كه در واشنگتن آن را نظرى بزرگ منشانه دانستند. در مورد پيشنهاد بيرون بردن نيرو هاى آمريكايى از عراق، نسبت به گفته مسئولان طراز اول بايد محتاط بود. بعضى ها ممكن است آن قدر زير تأثير القائات قرار گرفته باشند كه به خودشان اجازه ندهند در باره دلايل تهاجم يا اصرار در حفظ و تداوم اشغال - به هر شكل ممكن- بينديشند. بعضى هم ممكن است تكنيك هاى مؤثرى براى كنترل اوضاع در نظر داشته باشند : آرايش تازه نيرو ها ى آمريكايى در پايگاه هاى عراق و در منطقه شكل مى گيردتانسبت به سازمان دهى پشتيبانى نظامى از كشور هاى وابسته اطمينان يابند تا تجربه ويتنام تكرار نشود. در مورد پى آمد هاى عقب نشينى نيرو هاى آمريكايى حق داريم به شيوه خود قضاوت كنيم، ولى اين ها به هيچ وجه اهميت ندارند. آنچه مهم است اين كه، عراقى ها چگونه فكر مى كنند. بى شك ما در مورد شخصيت و سطح اخلاقى كه بر فرهنگ روشنفكرى مان حكمفرماست، چيز هاى زيادى را فهميده ايم. گزارش بيكر- هاميلتون، پيشنهاد تجزيه عراق را نپذيرفته است، حتى خودمختارى در سطح بالا و در درون يك ساختار فدرال راقبول نكرده است. اگر چه اين امر واقعاً به ما مربوط نيست و حق ما نيست كه در باره آن تصميم بگيريم، ولى شك گرايى و ناباورى آنها موجه است. كشور هاى همسايه عراق نسبت به يك كردستان مستقل مخالفت شديدى خواهند كرد. حتى ممكن است تركيه در چنين صورتى به كردستان حمله ور شود و اين استقلال مى تواند تهديدى هم باشد براى اتحاد مهم و حياتى و ديرپاى آمريكا-اسرائيل- تركيه. كرد ها بشدت طرفدار استقلال خود هستند، ولى به نظر مى رسد كه آن را امكان پذير نمى دانند دست كم در حال حاضر. به نظر مى آيد فدرالى شدن عراق به نظر منطقى است، ولى اين طرح در چشم انداز آينده اى نزديك در عراق واقع گرايانه به نظر نمى آيد. سياست آمريكا در مورد ارتش خود، پس از عقب نشينى بايد همانى باشد كه در مورد ديگر مهاجمان به كار مى رود: ۱- پرداخت غرامت جنگى به عراق ۲- توجه به خواست قربانيان ۳- واداشتن همه گروه هاى مقصر به پاسخ گويى، با اصول دادگاه نورمبرگ ( دادگاهى كه پس از جنگ جهانى دوم در نورمبرگ آلمان و براى محاكمه جنايتكاران جنگ تشكيل شد-م ) و اساسنامه سازمان ملل و ديگر اسناد بين المللى. يك پيشنهاد عملى تر اين است كه سعى كنيم در جامعه داخلى و فرهنگ مان آن قدر تغييرات ايجاد كنيم كه براى آنچه قرار است مورد تأمل وبازنگرى قرار گيرد، كافى باشد. اين وظيفه بزرگى است و نه تنها در باره اين موضوع، بلكه درباره همه مسائلى صدق مى كند كه با زندگى مردم مرتبط است، اگرچه فكر مى كنم مخالفت برگزيدگان با چنين پيشنهادى خيلى شديد تر از مردم عادى باشد.
|