پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵ - ۴ صفر ۱۴۲۸
Thu, Feb 22, 2007
ديپلماتيك
۳۵۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(يادمان)
ويژه ۲(يادمان)
ويژه ۳(يادمان)
ويژه ۴(يادمان)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
مهرگان
ماجرا
هفته عكس (قاب عكس )
خانواده
نامه پرمهر يك شهروند اروپايى براى روزنامه ايران
نقطه نظرات تازه نوام چامسكى، انديشمندآمريكايى
نامه پرمهر يك شهروند اروپايى براى روزنامه ايران
عشق به ايران زمين
حدود يك سال قبل مقاله اى با عنوان «حمايت از ايران» نوشتم و آن را به روزنامه ايران ديلى فرستادم. بسيار خرسند شدم وقتى متوجه شدم مقاله ام در تاريخ ۹ مارس ۲۰۰۶ در اين روزنامه به چاپ رسيده است.
در مقاله ام نوشته بودم ايران بايد ضمن ايستادگى در برابر جبهه آمريكا و صهيونيسم، با آنها مبارزه كند. همچنين يادآور شده بودم كه ملل آزاد، سلطه طلبى هر دوى آنها را مهار خواهند كرد.
در تابستان ،۲۰۰۶ زمانى كه جنگ ۳۳ روزه ميان حزب الله و نيروهاى اسرائيل در گرفت، ما يك بار ديگر ديديم كه چگونه صهيونيست هاى دشمن از اين كه مردم بى گناه را تحت فشار و كشتار قرار دهند ابايى ندارند. حزب الله و رهبر آنها سيدحسن نصرالله به خاطر ملت خود در برابر آنان كه از سوى آمريكا حمايت مى شوند، ايستادند و جنگيدند. اما بدون هيچ شك و ترديدى حزب الله برنده اين جنگ بود.
در ماه هاى اخير فشارهاى شديد و مداومى بر ايران وارد مى آيد. دكترمحمود احمدى نژاد، رئيس  جمهورى ايران كه من بشدت تحت تأثير او قرارگرفته ام؛ از تاريخ نگاران اروپايى خواسته است براى ديگران درباره واقعه اى توضيح دهند كه از آن با عنوان «هولوكاست» ياد مى شود. در حالى كه در اروپا حتى سؤال كردن درباره هولوكاست نوعى جرم محسوب مى شود. آلمان كه تحت رهبرى صدراعظم خود آنگلا مركل قرار دارد، خواهان آن شده است كه قانون انكار هولوكاست در تمام كشورهاى اتحاديه اروپا ـ در شش ماه آينده ـ حاكم و جارى شود. آيا اين عدالت است؟ آنها به اين سؤال چنين پاسخ مى دهند: «حتى آزادى بيان هم محدوديت هايى دارد.»
ايالات متحده آمريكا و بوش نقشه جنگى ديگر براى خاورميانه و لشكركشى به اين منطقه را كشيده اند، قرار است حدود ۲۰ هزار سرباز آمريكايى به عراق فرستاده شوند و ابزار و ادوات جنگى ديگرى براى اين منطقه ارسال شود. آيا كسى نيست، بپرسد دليل اين كار چيست؟ پاسخ «ايران» است؛ تنها مانع جدى در دنيا در برابر صهيونيسم. اين براى صهيونيسم قابل تحمل نيست.
اواسط ژانويه با يكى از گزارشگرهاى خبرى محلى تلفنى صحبت كردم. او از من درباره ديدگاه هاى سياسى ام پرسيد. سررشته سخن به مقاله اى كشيده شد كه در ايران ديلى چاپ شده بود. مقاله من ضديهودى شناخته مى شود. او از من پرسيد آيا هنوز هم به آن  حرف ها اعتقاد دارم و بر سر حرف خود ايستاده ام. دليلى نداشت كه بخواهم عقايدم را انكار كنم.
بنابراين جواب دادم: «بله، من هنوز به آن حرف ها اعتقاد كامل دارم.» و همچنان از اسلام و ايران دفاع كردم.
اگر از من بپرسند كه آيا مقاله ام درباره حمايت از صهيونيسم و يا حمايت از آمريكا و اسرائيل است، بسيار شگفت زده خواهم شد. زيرا اين طور فكر نمى كنم البته آنچه من از اين سؤال درك كردم، اين بود كه آيا هنوز به اعتقاداتم در مقاله اى كه نوشته بودم، اعتقاد دارم يا خير. نمى دانم شايد دارم اشتباه مى كنم و يا شايد ديدگاه هاى سياسى غلطى دارم.
اما همچنان يك مسأله در ذهن من درباره فشارهايى كه صهيونيسم به ايران وارد مى آورد، باقى مانده است. به نظر مى رسد مطبوعات در فنلاند و اروپا آزاد هستند و مى توانند جهت خود را و اين كه طرف چه كسى هستند، انتخاب كنند. من نيز همين طور عمل كردم و گفتم از ايران حمايت مى كنم. اما كسانى كه مانند من عمل مى كنند در كشورهاى اروپايى مورد آزار و اذيت واقع مى شوند زيرا ديدگاه هايى اشتباه دارند و مى توانند خطرناك باشند.
به هر صورت يك بار ديگر زمانى دست داد تا برايتان نامه اى بنويسم و بگويم كه در چنين زمانى كه صهيونيسم نقشه جنگى ديگر را ترسيم مى كند، مردم ايران مانند يك تن واحد عمل مى كنند و خدا را مى ستايند و در راه او ثابت قدم هستند. خداوند پاداش آنان را كه اعتقاداتى راستين دارند، مى دهد.
نامه ام را با اين جمله به پايان مى رسانم: «زنده باد ايران».
هنريك هولاپا ـ فنلاند
نقطه نظرات تازه نوام چامسكى، انديشمندآمريكايى
به اميد خروج بوش از عراق نمانيم
278772.jpg
اينديپندنت ـ برگردان: پوراندخت مجلسى

كسانى كه حمله به عراق را طرح ريزى كردند، به طور بى سابقه اى هدف انتقاد هاى شديد قرار گرفته اند. تحليلگران آگاه مى توانستند درك كنند كه اين اقدام خطرهاى زيادى براى منافع آمريكا در بردارد، ولى آن را ابراز نكردند. مخالفت ها با جنگ عراق در سراسر جهان بسيار شديد و قاطع بوده و هزينه سنگين آن براى آمريكا كاملاً آشكار است. فاجعه اى كه بر اثر اين تهاجم ايجاد شده وراى بدترين انتظار ها بوده است، ديدن رفتارهاى نادرست جدى ترين حاميان جنگ كه سعى دارند چيز هايى را كه به روشنى گفته بودند، انكار كنند، بسيار جالب و سرگرم كننده است.
در مورد انگيزه باقى ماندن ايالات متحده در عراق مى توان گفت آنچه را كه پيش از اين سال ها و بار ها گفته ام تكرار كنم. يك عراق مستقل با يك دموكراسى - هرچند نيم بند- مى تواند براى طراحان آمريكايى آن ناكامى و فاجعه به بار آورد: با وجود در اكثريت بودن شيعيان به احتمال زياد مناسبات خود را با ايران و ديگر شيعيان گسترش خواهند داد؛ در سراسر مرز عربستان سعودى يك جمعيت شيعى حضور دارند كه بشدت به وسيله اين حكومت مورد حمايت آمريكا سركوب مى شوند و هر گامى كه به طرف استقلال عراق برداشته شود، به آنها براى فعاليت هاى حقوق بشرى و كسب درجه اى از آزادى، جرأت مى بخشد و دست برقضا اين امر درست در جايى پيش مى آيد كه ميدان نفتى عربستان آنجا قرار دارد.
از اين ها مهم تر، حاكميت و استقلال عراق ممكن است به يك اتحاد و همبستگى براى كنترل بيشترين منابع نفت جهان بينجامد، بدون وابستگى به آمريكا و مستقل از آن. اين امر در صورت تحقق به تضعيف دستيابى آمريكا - كه از جنگ دوم جهانى به اين طرف، يك قدرت جهانى شده است- در رسيدن به هدف هاى اصلى اش منجر مى شود و باز هم از اين ها بد تر، اين كه اگرچه آمريكا مى تواند اروپاييان را دچار ترس كند و آنها را به وحشت بيندازد، ولى نمى تواند چين را بترساند كه بى دغدغه و با خيال آسوده به راه خودش مى رود، حتى در عربستان سعودى. همين امر دليلى است بر اين كه چرا چين يك تهديد بزرگ به شمار مى رود. احتمال اين كه بلوك مستقل انرژى در منطقه خليج(فارس) به شبكه امنيت انرژى آسيايى Asian Energy Security Grid ، كه پايه گذار آن چين است، وShanghai Corporation Council كه روسيه، با منابع عظيم انرژى اش جزء لاينفك آن است، بپيوندد زياد است. دولت هاى آسياى مركزى هم ـ كه پيش از اين عضو آن بوده اند ـ و شايد هند، اين همكارى را تكميل كنند. ايران هم كه از قبل با آنها همكارى داشته است. همچنين احتمال تشكيل بلوك يا جبهه اى از دولت هاى عربى كه شيعيان در آنها دست بالا را دارند نيز وجود دارد. همه اين ها كابوسى خواهد بود براى طراحان سياست آمريكا و متحدان غربى شان. بنا بر اين، دلايلى بسيار قوى وجود دارد كه چرا آمريكا و بريتانيا همه روش هاى ممكن را براى كنترل مؤثر عراق مى آزمايند.
آمريكا در حال ساختن كاخى عظيم براى سفارتخانه خود در بغداد است كه تاكنون بزرگ ترين مركز ديپلماتيك در جهان است و در آينده شهرى جداگانه در داخل بغداد خواهد شد. آمريكا پول زيادى را براى ساختن پايگاه هاى نظامى خود در عراق هزينه كرده است. اين ها را درست نكرده براى اين كه تحويل عراقى ها بدهد و برود. همه اين ها جدا از انتظاراتى است مبنى بر اين كه اوضاع آينده به شكلى ترتيب داده شود كه شركت هاى بزرگ آمريكايى بتوانند از منابع عراق سود ببرند. اين مطالب و احتمال ها كه در برنامه ريزى هاى سياستگذاران آمريكايى اهميت زيادى دارد،البته موضوع بحث ما نيست، چون نمى توان در باره آنها اظهار نظر قاطعى كرد. اين ها فقط چيز هايى است كه وجود داردو يا ممكن است اتفاق بيفتد.
اما اين واقعيت هاى اين دكترين اساسى را نقض مى كند كه قدرت دولت، هدف هاى شريفى دارد و هرگاه اشتباهات فاحشى مرتكب شود، اين اشتباهات داراى انگيزه هاى ناجور و خشن نيست و زير تأثير منافع قدرت هاى خصوصى داخلى قرار نمى گيرد. هر پرسشى در مورد اين واقعيت هاى بزرگ يا ناديده گرفته شده و يا به باد انتقاد گرفته مى شود. همچنين به دلايلى منطقى، صدور اجازه بحث درباره آنها ممكن است موجب تضعيف قدرت و امتيازات آن شود. دستورات رياست جمهورى، معمولاً حاوى عبارتى است در مورد معيار هاى آزادى كه همواره بايد همراه با هر عمل باشد، ولى افراد اهل منطق اين عبارت را ناديده گرفته اند و رعايت آن را به عنوان موضوعى بى معنى، قابل طرح ندانسته اند.
موضوع ديگرى هم هست: حتى متعهد ترين محققانى كه از «ترويج دموكراسى» حمايت مى كنند تشخيص مى دهند كه «خط مستمر» نيرومندى در كوشش هاى آمريكا وجود دارد براى اين كه دموكراسى تا جايى تنزل يابد كه هدف هاى آن فقط وقتى مورد حمايت قرار گيرد كه با هدف هاى استراتژيك و اقتصادى آنها انطباق يابد. براى نمونه پشتيبانى از مجازات وحشيانه مردمى را مى توان نام برد كه مرتكب اين جنايت شده اند كه در يك انتخابات آزاد «در جهتى اشتباه» رأى داده اند: آنها مردم فلسطين را هدف مجازات ها ى وحشيانه خود قرار داده اند، با عذر و بهانه هايى كه در جوامع آزاد واقعاً تمسخرانگيز است.
در آمريكا نظر برگزيدگان قدرت در مورد دموكراسى معمولاً اين بوده است كه آن را يك تهديد خطرناك به حساب آورده اند كه بايد در برابر آن مقاومت كرد. ولى بعضى از عراقى ها قبول كرده اند كه مأموريت بوش آوردن دموكراسى به جهان است. يك در صد عراقى ها در نظر سنجى چنين نظرى را ابراز داشته اند كه در واشنگتن آن را نظرى بزرگ منشانه دانستند.
در مورد پيشنهاد بيرون بردن نيرو هاى آمريكايى از عراق، نسبت به گفته مسئولان طراز اول بايد محتاط بود. بعضى ها ممكن است آن قدر زير تأثير القائات قرار گرفته باشند كه به خودشان اجازه ندهند در باره دلايل تهاجم يا اصرار در حفظ و تداوم اشغال - به هر شكل ممكن- بينديشند. بعضى هم ممكن است تكنيك هاى مؤثرى براى كنترل اوضاع در نظر داشته باشند : آرايش تازه نيرو ها ى آمريكايى در پايگاه هاى عراق و در منطقه شكل مى گيردتانسبت به سازمان دهى پشتيبانى نظامى از كشور هاى وابسته اطمينان يابند تا تجربه ويتنام تكرار نشود.
در مورد پى آمد هاى عقب نشينى نيرو هاى آمريكايى حق داريم به شيوه خود قضاوت كنيم، ولى اين ها به هيچ وجه اهميت ندارند. آنچه مهم است اين كه، عراقى ها چگونه فكر مى كنند. بى شك ما در مورد شخصيت و سطح اخلاقى كه بر فرهنگ روشنفكرى مان حكمفرماست، چيز هاى زيادى را فهميده ايم.
گزارش بيكر- هاميلتون، پيشنهاد تجزيه عراق را نپذيرفته است، حتى خودمختارى در سطح بالا و در درون يك ساختار فدرال راقبول نكرده است. اگر چه اين امر واقعاً به ما مربوط نيست و حق ما نيست كه در باره آن تصميم بگيريم، ولى شك گرايى و ناباورى آنها موجه است. كشور هاى همسايه عراق نسبت به يك كردستان مستقل مخالفت شديدى خواهند كرد. حتى ممكن است تركيه در چنين صورتى به كردستان حمله ور شود و اين استقلال مى تواند تهديدى هم باشد براى اتحاد مهم و حياتى و ديرپاى آمريكا-اسرائيل- تركيه. كرد ها بشدت طرفدار استقلال خود هستند، ولى به نظر مى رسد كه آن را امكان پذير نمى دانند دست كم در حال حاضر.
به نظر مى آيد فدرالى شدن عراق به نظر منطقى است، ولى اين طرح در چشم انداز آينده اى نزديك در عراق واقع گرايانه به نظر نمى آيد.
سياست آمريكا در مورد ارتش خود، پس از عقب نشينى بايد همانى باشد كه در مورد ديگر مهاجمان به كار مى رود: ۱- پرداخت غرامت جنگى به عراق ۲- توجه به خواست قربانيان ۳- واداشتن همه گروه هاى مقصر به پاسخ گويى، با اصول دادگاه نورمبرگ ( دادگاهى كه پس از جنگ جهانى دوم در نورمبرگ آلمان و براى محاكمه جنايتكاران جنگ تشكيل شد-م ) و اساسنامه سازمان ملل و ديگر اسناد بين المللى.
يك پيشنهاد عملى تر اين است كه سعى كنيم در جامعه داخلى و فرهنگ مان آن قدر تغييرات ايجاد كنيم كه براى آنچه قرار است مورد تأمل وبازنگرى قرار گيرد، كافى باشد. اين وظيفه بزرگى است و نه تنها در باره اين موضوع، بلكه درباره همه مسائلى صدق مى كند كه با زندگى مردم مرتبط است، اگرچه فكر مى كنم مخالفت برگزيدگان با چنين پيشنهادى خيلى شديد تر از مردم عادى باشد.
«گاف»هاى سياستمداران
278775.jpg
مهين صمدى

اشتباه هاى لفظى سياستمداران را با واژه فرانسوى «گاف» توصيف مى كنند. عجيب است كه گاف با گپ تاجيكى هم صداست و شايد همان گاف بوده است كه تلفظ تركى اش در شكل «گپ» باقى مانده است . در ضمن بين گپ و سخن تفاوت بسيار است. براى نمونه وقتى كه دو نفر آرام نجوا مى كنند، مى گويند آنها گپ مى زنند. اما وقتى كسى با چهره با وقار از تريبون يا جايگاه بلندگپ مى زند مى گويند «سخنرانى مى كند».
ولى گاهى عده اى ازمسند نشينان سخن نمى گويند بلكه «گاف» مى دهند. يعنى همان اصطلاح خطاى سهوى يا لفظى يا سوءتفاهم ديپلماتيك كه اغلب موجب شرمسارى يا پوزش طلبى گوينده اش مى شود.
«گاف» اشتباه آشكار اجتماعى يا ديپلماتيك است كه گه گاهى از زبان سياستمداران و حتى سران ورهبران دولت ها سرمى زند .
البته رشته ديگرى از اشتباهات در دنياى ديپلماسى هستند كه فراتر از گاف لفظى است، مانند آنچه در ديدار پوتين واولمرت رخ داد. رئيس جمهورى روسيه، كه حضور او در كنفرانس مونيخ، موضوع مهم اين روزهاى مطبوعات است، درآن نشست مطبوعاتى با نخست وزير اسرائيل (ايهود اولمرت) با اشاره به پرونده هاى جنسى رياست جمهورى اسرائيل، موشه كاتساو، گفت: ما مردان روس به كاتساو حسد مى بريم. پوتين فكر مى كرد كه بلند گو ها خاموش است، ولى آنها روشن بودند و همه خبرنگاران اين اشتباه او را عيناً مخابره كردند .
ميزان گاف هايى كه درديدارها و مذاكرات ديپلمات ها بروز مى كند قابل شمارش نيست، گاف هاى سياستمداران آن اندازه هست كه در طول سال، دفتر خاطرات خبرنگاران كنجكاو را پر كند، تاحدى كه برخى از رجال سياسى در امر لغزش هاى كلامى و داشتن گاف شهره  هستند. برلوسكنى نخست وزير سابق ايتاليا از اين قماش است. او در آغاز نخست وزيرى اش حرف هايى در مورد «دين اسلام» گفته بود كه نشان از بى اطلاعى او از بديهى ترين مبانى اين دين آسمانى بود. برلوسكنى بعدها عذرخواهى كرد، البته گاف هاى برلوسكنى به كنايه هاى او بر ضد اسلام محدود نيست، چنانكه او بتازگى حرف هايى زد كه حتى موجب تنش درمحفل خانواده خويش شد. اين سياستمدار ثروتمند وصاحب باشگاه ورزشى وشبكه هاى تلويزيونى، بتازگى در يك جمع رسمى با اشاره به وكيل مجلس ايتاليا و هم حزبى خود «كرفنيه» كه زن جوانى است، گفت: اى كاش من زن نداشتم و همين الآن با تو ازدواج مى كردم و به يك جزيره بى آدم مى رفتيم. غافل از اين كه روزنامه ها اين گاف او را تيتر مى كنند .
و اين چنين هم شد. رسانه ها حرف هاى هوسبازانه او را در شمارگان بسيار چاپ كردند واين اتفاق به نزاع خانوادگى برلوسكنى منجر شد. پس از نامه خشم آلود همسر برلوسكنى به مطبوعات، كه در آن با شديدترين لحن از صحبت هاى برلوسكنى ابراز انزجارشده بود، وى گفته بود : آيا اين بدان معناست كه من نيمه يك جام خالى ام؟ و اين امر موجب شد، نخست وزير سابق ايتاليا در روزنامه ها رسما از همسرش عذرخواهى كند.
تحليلگر فرانسوى ژان پير درنيس مى گويد: گاف را نبايد دست كم گرفت، گاهى گاف و سخنان اشتباه مى توانند حتى موجب شكست خط مشى سياستمداران شوند. ممكن است كه اين نوع خطاها به عنوان رفتارى به حساب آيد كه به قالب شكنى وهنجار شكنى تعبير شود، آن موقع مى تواند تأثير بسيارى داشته باشد .
احتمالاً اين سخنان تحليلگر فرانسوى با گفته هاى اخير «سگولن رويال» نامزد حزب سوسياليستى فرانسه درانتخابات رياست جمهورى اين كشور ارتباط داشته است كه گاف هاى او نه تنها در خود فرانسه، بلكه در كانادا بازتاب گسترده اى داشت. وى گفته بود طرفدار استقلال كبك است، اما اين خانم مدعى رهبرى اليزه، كبك را هنگام نطق يك منطقه فرانسوى زبان كانادا خوانده بود. نخست وزير كانادا «استيفن هرپير» سخنان رويال را «غير قابل قبول» ناميد. اشتباه ديگر رويال زمانى جنجال آفريدكه گفت: نظام عدليه چين بهترين است.
فضايى كه با اين سخنان پيش بينى نشده رويال در فرانسه به وجود آمده، شايد بر رئيس جمهورى اين كشور، ژاك شيراك هم تأثير گذاشته است.
هفته پيش ژاك شيراك، رئيس جمهورى فرانسه گفت: اصلاً چندان بد هم نيست اگر ايران يك يا دو سلاح هسته اى هم داشته باشد. «ژان پير درنيس» كارشناس سياسى دراين باره مى گويد : علاوه بر خود رهبران، مشاوران آنها نيز در به وجود آمدن اين خطاها سهم دارند. اين مشاوران به سياستمداران ورئيسان خود مى گويند براى نمونه شما بايد الف، ب و د، را بگوييد... مشاوران تأكيد مى كنند كه به هيج وجه گ را نگوييد، اما در عمل و زير فشار، سياستمداران همان گ را كه در يادشان مانده و ممنوع است به زبان مى آورند.
به اعتقاد برخى از كارشناسان اين نوع از گاف ها بيش از همه در تعامل رئيس جمهورى آمريكا ومشاورانش بروز كرده است. آنها مى افزايند «جورج دبليو بوش» وقتى كه او فى البداهه و از خود چيزى را مى گويد، دچار اشتباه مى شود، از اين رو شمارگان گاف هاى شخص نخست كاخ سفيد بيش از اندازه است و اگر كسى گاف هاى جورج بوش را جمع آورى مى كرد يك كتاب بزرگ مى شد .
البته بازار گاف درمحافل سياسى آمريكا هميشه داغ است. سناتور ايالات متحده آمريكا «جو بايدن» بتازگى دو بار پى در پى چيز هايى گفت كه مطبوعات آنها را يكباره به سر نيزه قلم گرفتند. در حالى كه وى مى خواست توجه انتخاب كنندگان هندو تبار آمريكايى را به خود جلب كند و تأكيد كند كه بيش تر آنها حرفه هاى كم درآمد دارند، ولى سخنش برعكس نتيجه داد.
گفتنى است بخش فراوانى از اهالى ايالت دنوور آمريكارا هندو تباران تشكيل مى دهند، به نحوى كه شما به فروشگاه هاى اين ايالت در ساعات شلوغى آن يعنى ۷ يا ۱۱ نمى توانيد وارد شويد، مگر به زبان هندو حرف بزنيد.
به آخرين و تازه ترين گاف هاى دنياى ديپلماسى نگاه افكنيم.
وزير بهداشت ژاپن، هكيو ينگسو در يك مصاحبه، سر از كاغذ برداشت و زن ها را ماشين هاى توليد كننده ناميد گرچه او بارها عذر خواست، اما كارشناسان و تحليلگران به توجيه او توجه نكردند وسخن او رادر فهرست «گاف»هاى شنيدنى نوشتند و گفتند : كه او خود ندانسته عقيده عميق خويش را به زبان آورده است.
رئيس جمهورى تاجيكستان، امام على رحمانف وقتى بهترين سخنان را مى گويد كه سر از كاغذ بر مى دارد و آزاد حرف مى زند. مطبوعات روسيه بارها به او ايراد گرفته بودند كه پس از رهايى ۵ مرزبان روس، طورى صحبت كرده كه گويا رياست جمهورى روسيه است .
به نوشته مطبوعات روس، گاف هاى رئيس جمهورى بلاروس «الكساندر لوكاشنكو» هم زياد است آنقدركه اگر كسى مانندگاف هاى بوش آن را گردآورى مى كرد، شايد چند جلد مى شد. وى درباره يكى از نويسندگان مشهور بلاروس «فرنتشيك اسكرينه» گفت: اسكرينه فقط بلاروسى نبود، وى در سن پترزبورگ هم زيسته بود و اين اسكرينه ماست. روس ها هم از او با افتخار صحبت مى كنند .
گاف او در اين بود كه اسكرينه نويسنده، در قرن پانزده مى زيسته است و شهر سن پترزبورگ در قرن ۱۸ ساخته شد.
ندانستن زبان نيز موجب اشتباه هاى زياد مى شود. بسيارى در تاجيكستان سخنان رئيس جمهورى سابق «قهار محكم اف» را در ياد دارند كه در ملاقاتى ناآشنايى اوبه زبان، چه دردسرى آفريده بود.
بعضى گاف ها و خطاهاى ديپلماتيك و اجتماعى بى صدا هستند. بد نيست گاف رئيس بانك جهانى را بشنويد. «پل ولفوويتس» در سفر تركيه هنگام ورود به مسجد وقتى كه كفش خود را درآورد، توجه همگان را به خود جلب كرد و صدها عكاس را متوجه جوراب هاى پاره خود كرد و آنها شروع به گرفتن عكس از جوراب هاى او كردند. انگشت شصت دو پاى او از دو جوراب بيرون آمده بود .عكس العمل يك كارخانه جوراب بافى تركيه به اين تصوير روزنامه ها و جوراب هاى پاره، فرستادن يك بسته جوراب نو براى آقاى ولفوويتس، رئيس بانگ جهانى بود .


|   شناسنامه   |   آرشيو   |