پنجشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۵ - ۴ صفر ۱۴۲۸
Thu, Feb 22, 2007
خانواده
۳۵۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱(يادمان)
ويژه ۲(يادمان)
ويژه ۳(يادمان)
ويژه ۴(يادمان)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
مهرگان
ماجرا
هفته عكس (قاب عكس )
خانواده
كودكان غذاى رنگى دوست دارند
در بسيارى از جوامع تغذيه مترادف با مراقبت است. لغت Nurture به زبان انگليسى به معنى پرورش، تربيت، تغذيه، غذا، پروردن و بزرگ كردن است.
بى شك براى رشد و تكامل طبيعى شيرخواران و كودكان خردسال هم بايد نيازهاى اساسى جسمى (تغذيه، بهداشت، پوشاك، سرپناه، ايمنى) را تأمين كرد و هم بايد نيازهاى روانى، اجتماعى (عاطفى) آن ها برآورده شود.
شيوه هاى رفتارى مادر در زمان غذا دادن به كودك
مادر در زمان تغذيه كودك بايد به نيازهاى تغذيه اى كودك توجه داشته باشد، احساس استقلال كودك را در خوردن غذا برآورده سازد؛ عكس العمل مناسب و يك نواختى در مقابل رفتارهاى كودك ابراز كند، ذائقه او را به انواع مواد غذايى عادت دهد و محيطى سرشار از محبت، صميميت و به دور از جنجال در زمان غذا خوردن فراهم كند، مى تواند در تغذيه كودك خود موفق باشد.
اگر كودكى با گريه و جيغ خواسته خود را به مادر تحميل كند اين رفتار در كودك درونى مى شود. چنانچه مادر نيز رفتار كودك را با استفاده از ابزار گريه تقويت كند احتمال اين كه اين رفتار در دفعات بعد تكرار شود، زياد است. در اين ارتباط دو جانبه اگر مادر نسبت به گريه كودك بى توجهى كند يا توجه او را به موضوع ديگرى جلب كند، احتمال قطع گريه وجود خواهد داشت و پيامدهاى نامطلوب به دست نمى آيد. منطقى و معقول بودن رفتار والدين در مقابل درخواست هاى كودك موجب ايجاد رفتارهاى يكنواخت مى شود. كودك هم دچار سردرگمى نخواهد شد. گاهى اوقات، والدين با توجه به شرايط روحى و روانى خود هر بار در مقابل درخواست معين كودك، رفتارى را نشان مى دهند كه با رفتار قبل متفاوت است. اين رفتارهاى متفاوت، كودك را دچار سردرگمى مى كند و ممكن است شيوه غذاخوردن او را نيز تحت تأثير قرار دهد.
رفتارهاى كودك
كودكان در حين صرف غذا مى توانند رفتارهايى همانند لج كردن، غذا نخوردن، شكايت كردن، گريه كردن، زدن به در و ديوار، همكارى نكردن، راه رفتن بى هدف، اذيت كردن، داد زدن، ناله كردن، پاسخ سربالا دادن، پرت كردن ابزار غذا و رد كردن غذا داشته باشند. و مواردى از قبيل خوردن غذا با دست، خوردن غذا با قاشق، نشستن آرام در كنار سفره، پذيرفتن بسيارى از انواع غذاها و دادن پاسخ به درخواست هاى مادر از انواع رفتارهاى مناسب از سوى كودك هستند.
نكات مهم رفتارى در تغذيه كودك
كودك بايد در زمان خوردن غذا در وضع راحتى قرار گيرد و غذا نزديك او باشد تا بتواند براحتى بدون اين كه تحت فشار قرار گيرد، غذا بخورد. اين كار موجب مى شود ريخت و پاش كودك كم تر شود.
بشقاب و لوازم غذا خوردن بايد از جنس نشكن باشد. در صورت شكستن ظرف ممكن است كودك احساس يأس كند و يا والدين عصبانى شوند. قاشق نبايد زياد گود باشد و ليوان نيز بايد به اندازه اى باشد كه كودك براحتى آن را بگيرد. والدين بايد توجه كنند كه خوردن سوپ براى كودك سخت است، ولى اگر كمى قوام آن غليظ باشد كودك مى تواند آن را با قاشق بخورد. رنگ مواد غذايى مى تواند در اشتهاى كودك و علاقه او به غذا تأثير بگذارد. خوردن غذاهايى با رنگ هاى سبز، نارنجى و زرد براى آنها جالب است. براى اين كار مى توان از سبزيجات برگ سبز، هويج و... استفاده كرد.
دادن وقت كافى در زمان صرف غذا بسيار مهم است. بايد از شتاب و عجله در هنگام غذا خوردن پرهيز كرد. بى علاقگى كودك را نسبت به يك ماده غذايى بپذيريم و يك ماده خوراكى ديگر را جايگزين آن كنيم. همچنين غذا خوردن در يك ساعت معين ممكن است موجب تحريك اشتهاى كودك شود.
خستگى كودك مهم ترين عامل از بين بردن اشتهاى اوست. بهتر است بعد از استراحت به كودك غذا داده شود. كودكان در يك محيط آرام بهتر غذا مى خورند مشاجره، بلند كردن صداى راديو و تلويزيون و همچنين رفت وآمد زياد حواس كودك را پرت مى كند و تمايل او به غذا خوردن كم مى شود.
دادن غذاى يكنواخت و تكرارى موجب بيزارى كودك مى شود. حتى اگر غذايى كه مورد علاقه كودك است، پشت سر هم و تكرارى به كودك داده شود او از خوردن آن امتناع مى كند.
هنگامى كه رفتار كودك نادرست است، بايد عكس العمل ثابت نشان داد، براى نمونه اگر بشقاب يا قاشق يا غذا را پرت كرد نبايد گاهى اوقات خنديد و گاهى تنبيه كرد بلكه بايد رفتارى را در پيش گرفت كه كودك احساس كند، كار خوبى انجام نداده است.
آرامش در محيط غذاخورى
در صورتى كه كودك مايل است با دست غذا بخورد، نبايد ممانعت كرد.
استفاده از قاشق براى كودك نوپا ضرورت دارد، ولى ممكن است نياز به كمك داشته باشد. كودك نوپا نياز به مكان خلوت براى خوردن غذا دارد، چون مدت تمركز او كوتاه است يعنى صداى بلند راديو، تلويزيون يا رفت وآمد خواهر و برادر و يا مشاجره ممكن است توجه او را از خوردن غذا منحرف كند.
اشتهاى كودك مانند خلق و خوى او متغير است. بهتر است روزى كه كودك اشتهاى كم ترى دارد و كم غذا مى خورد، پافشارى نشود كه حتماً غذايش را تمام كند. قدرت تقليد كودك در اين سن زياد است و رفتارهاى اعضاى خانواده (خواهر، برادر يا والدين) را تقليد مى كند، از اين رو نبايد افراد خانواده رفتار نامتناسب در هنگام غذا خوردن داشته باشند.
كودك دوست دارد با غذا بازى كرده و ريخت و پاش كند، بنابراين نبايد انتظار داشت كودك، آداب غذا خوردن را رعايت كند. كودك نوپا فقط ۵ تا ۱۰ دقيقه حالت نشستن را تحمل مى كند و به طور معمول قبل از اتمام غذا، سفره را ترك كرده و دوباره بازمى گردد.
اصول رفتار با كودك ۳ تا ۵ ساله
بايد كودك را با غذاهاى مختلف آشنا كرد. بهتر است غذاى جديد را ابتدا يك فرد بزرگ تر خانواده بخورد تا الگويى براى كودك باشد.
نبايد ميان وعده ها آن قدر زياد باشد كه كودك نتواند غذاى اصلى را بخورد بويژه در مصرف مواد قندى، شيرينى، شكلات و تنقلات كم ارزش نبايد زياده روى كرد چرا كه ممكن است موجب فساد دندان، سوء تغذيه و يا چاقى كودك شود. عادت كودك به مصرف ميوه به عنوان ميان وعده بسيار مفيد است.
در صورتى كه كودك تمايلى به خوردن غذاى جديد نشان نداد مى توان او را تشويق كرد كه كمى از آن را بچشد، بو بكشد و حتى لمس كند اين كار درك كودك را از غذا با حس هاى بويايى، چشايى و بينايى تقويت و پذيرش غذاى جديد را براى او راحت تر مى كند. البته بهتر است غذاى جديد در زمانى به كودك داده شود كه به طور كامل گرسنه است.
شريك در كار منزل
278697.jpg
روزهايى در زندگى پيش مى آيد كه زن و مرد براى ابراز نكردن محبت، بهانه هاى مختلفى را مى آورند. بهانه هايى همچون ما براى تأمين خوشبختى و رفاه خانواده كار مى كنيم و وقت كافى براى سپرى كردن در كنار اعضاى خانواده نداريم. در چنين شرايطى دوطرف احساس مى كنند كه آزادى شان در زندگى مشترك محدود شده است و پس از مدتى نيز احساس بى هدفى در زندگى مى كنند. زيرا صرفاً به كار و انجام امور روزمره و تكرارى مى پردازند و فكر مى كنند آنچه انجام مى دهند ارزش و بهايى ندارد.
بدين ترتيب با كمترين اختلاف و مشكلى احساس ناكامى و شكست كرده و انگيزه اى براى تلاش و حل مشكل در خود نمى بينند. مشاركت در كارهاى خانه يكى از مسائلى است كه در هر خانواده اى مطرح مى شود. خانم هايى هستند كه از تقسيم نشدن كار در خانه شكايت مى كنند و معتقدند مردان در كارهاى خانه مشاركت كمترى دارند، آنان به شدت احساس خستگى و تنهايى مى كنند، گويى هيچ گاه همراهى در زندگى نداشته اند. پژوهشگران خانواده معتقدند مشاجره زوج ها بر سر كارهاى خانه بيشتر به خاطر اين است كه چه كسى، چه كارى انجام دهد و معمولاً از افراد پس از انجام كار نيز تقدير نمى شود. خانم ها عقيده دارند بيشتر از مردها سعى و تلاش مى كنند و مسئوليت بيشترى در خانه دارند، اين در حالى است كه مردها تصور مى كنند خيلى بيش از آن چه زن ها مى دانند كار مى كنند. پژوهشگران خانواده بر اين باورند كه براى تسهيل اين رفتار در خانواده بايد نوعى همكارى و مشاركت ميان اعضا وجود داشته باشد تا آنان در كنار همديگر با روندى هماهنگ به سوى تكامل و سعادت پيش روند. با اين همه بسيارى از خانم ها معتقدند مردان به دليل خستگى ناشى از كار نمى توانند مشاركت فعال در خانه داشته باشند، اما به اعتقاد كارشناسان هنگامى كه فضاى خانه شاد و پرانرژى باشد و صميميت ميان اعضا به صورت هماهنگ وجود داشته باشد در نتيجه مشاركت زن و مرد در اين فضا افزايش پيدا مى كند.
خانه را به خانه تبديل كنيم نه خوابگاه
كارشناسان مسائل خانواده مى گويند وقتى زن و مرد خستگى كار بيرون را به منزل مى آورند و بى حوصله هستند، پس از مدتى استرس بيشترى نيز در فضاى خانه حكمفرما مى شود و به دنبال آن حرف كمترى نيز براى تبادل با همسرشان خواهند داشت. پس فاصله زن و شوهر بيشتر مى شود. حال آن كه خانه همواره محلى براى آرامش و راحتى اعضاى خانواده است تا در آن استرس كار، جاى خود را به احساس امنيت و شادى بدهد. مشاركت در كارهاى خانه يكى از عواملى است كه موجب صميميت ميان زن و مرد مى شود و در نتيجه آن زوج ها احساس بهترى نسبت به خود و طرف مقابلشان خواهند داشت. همه زوج هاى جوان مى توانند براى ايجاد حس مشاركت درخانه تلاش كنند. تقسيم كار خانه از عوامل مهم در اداره منزل است، آشپزى، نظافت، شست وشوى لباس ها، شستن ظرف ها از جمله كارهايى است كه چه زن و چه مرد، آن را خسته كننده مى دانند. اما در برخى خانواده ها، زن ومرد با مشاركت يكديگر اين وظايف را انجام مى دهند و در برخى خانواده ها اين زنان هستند كه با وجود اشتغال در بيرون، وظايف خانه را هم به خوبى انجام مى  دهند. با اين همه كارشناسان مى گويند پيش كشيدن تقسيم كار در خانه بر عهده خانم ها است. چرا كه مردان علاقه كمترى به كار در منزل دارند.
خانم ها بايد درباره چگونگى تقسيم كارهاى خانه با همسرشان صحبت كنند و براى تقسيم كار در خانه زمان بگذارند و اطمينان حاصل كنند كه همه اعضاى خانواده از اين تقسيم راضى هستند. زنان بايد قدردان زحمات همسر در منزل باشند، چرا كه اين اقدام موجب استحكام زندگى خانوادگى مى شود و مرد را تشويق مى كند كه همكارى بيشترى كند.
حسن موسوى مددكار اجتماعى درباره افزايش مشاركت مردها در خانه مى گويد: معناى زندگى مشترك اين است كه زن و شوهر در همه امور با يكديگر مشاركت كنند و يكى از عواملى كه موجب گرم شدن فضاى عاطفى زوجين مى شود مشاركت زن و مرد در انجام فعاليت هاى خانه است.
وى تأكيد مى كند: انجام فعاليت مردان در خانه نشان دهنده احترام آنها نسبت به همسرشان است و حضور مرد در كنار زن در منزل خانه را به خانه تبديل مى كند نه خوابگاه. به گفته او، زنان بايد شرايط شاد و پرانرژى در منزل به وجود آورند تا مرد با رضايت كامل در كنار زن به انجام امور منزل بپردازد.
وى تأكيد مى كند: گاهى مواقع اگر مرد در انجام امور منزل مشاركتى ندارد زن بايد به مرد بفهماند كه به تنهايى قادر به انجام امور منزل نيست و خواهان كمك و حمايت مرد است.
يك اعتقاد قديمى
برخى از مردان معتقدند به دليل خستگى كارى نمى توانند در منزل به صورت فعال مشاركت داشته باشند. آنان معتقدند در بيرون از منزل به ميزان كافى انگيزه و انرژى شان را صرف مى كنند، بنابراين ديگر نمى توانند در كنار زنان در منزل حضورى فعال داشته باشند. مهناز عسگريان عضو هيأت علمى دانشگاه و روان شناس در اين باره مى گويد: يك اعتقاد قديمى در جامعه مطرح است كه مردها و زنان بايدخستگى محل كار خود را بيرون از منزل بگذارند آنگاه وارد خانه شوند. اين موضوع شعارى بيش نيست. چرا كه در زندگى ماشينى امروز استرس هاى مختلف در محيط كار و اجتماع بر روى افراد تأثير مى گذارد. بنابراين زن و مردند كه بايد به نوعى خود را با محيط و واقعيت هاى موجود تطابق دهند.
وى با اشاره به اين كه در جامعه بايد آموزش هاى لازم به زوجين داده شود، مى گويد: زن و شوهر بايد ياد بگيرند كه خوب گوش كنند و زمينه درك مسائل مختلف را داشته باشند.
به گفته او وقتى افراد مجال مساعدى براى گفت وگو با يكديگر نداشته باشند در نتيجه نمى توانند بر روى مسائل مهم زندگى كه از جمله آن مشاركت در كارهاى خانه اتفاق نظر داشته باشند. وى تأكيد مى كند: گفت وگوى مناسب در خانه موجب افزايش مشاركت زن و مرد در خانه مى شود و در نتيجه امنيت و آرامش كه حق مسلم تك تك اعضاى خانواده است افزايش پيدا مى كند.
از سوى ديگر دكتر بيات جامعه شناس درباره مشاركت زن ومرد در خانه مى گويد: مشاركت در خانواده زمانى افزايش پيدا مى كند كه روح و محتواى خانواده به صورت عشق و دوستى و محبت بنا شده باشد و اين عامل موجب بالا رفتن مشاركت و همبستگى درون خانواده مى شود.
به گفته او اگر اهداف خانواده با يكديگر مشترك باشد زن و مرد بيشتر مى توانند در رفع مشكلات يكديگر هماهنگ باشند. زمانى كه نهاد خانواده در خدمت كار قرار بگيرد، خستگى ناشى از كار به خانواده سرايت مى كند و در نتيجه مشاركت افراد در خانه كاهش مى يابد.
بيات تأكيد مى كند: اگر زنان روح خانواده و محتواى خانواده را پرانرژى و شاد نگه دارند در نتيجه مردان با انگيزه بيشترى كارهاى خانه را انجام مى دهند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |