|
|
|
لذت بردن از نيمه پر ليوان
|
|
|
بهمن عبداللهى سينماى ايران يك سال ديگر را پشت سر گذاشت، سينما گران ايرانى وقتى در آخرين روزهاى سال نگاهى به پشت سر خود مى اندازند و راه هاى رفته را مى نگرند، اتفاقات و رويدادهاى زيادى را به خاطر مى آورند كه با پايان يافتن سال ممكن است فراموش و يا به حافظه جمعى سپرده شود. در ميان رويدادهاى سينمايى سال ۸۵ به طور قطع يك اتفاق نه تنها به فراموشى سپرده نخواهد شد بلكه در تاريخ سينماى وطن ما به عنوان يك ويژگى ثبت خواهد شد. آنچه سينماى سال ۸۵ را با سال هاى گذشته متمايز مى كند، نگاه مديران سينمايى و توجه سينماگران ايرانى به موضوع «دفاع مقدس» است. توليد ۱۰ فيلم در حوزه سينماى دفاع مقدس و حاشيه هاى جنگ تحميلى محصول همين شرايط بود. آثارى كه نگرش تازه اى به مقوله دفاع مقدس داشتند. سال ۸۵ و سال هاى پيشتر امسال از ميان حدود ۱۰۵ فيلم متقاضى در جشنواره فيلم فجر مجموعاً ۹ فيلم به مسائل جنگ تحميلى ، ۸ سال دفاع مقدس و سال هاى پس از جنگ پرداخته بودند. به تعبير ديگر در فيلم هاى اخراجى ها ( ساخته مسعود ده نمكى)، اتوبوس شب (كيومرث پوراحمد)، آن كه دريا مى رود ( آرش معيريان)، پاداش سكوت (مازيار ميزى) مثل يك قصه (خسرو سينايى) و روز سوم (محمدحسين لطيفى) مستقيماً به موضوع دفاع مقدس و روزهاى جنگ تحميلى پرداخته شده است. در كنار اين نيز فيلم هاى دست هاى خالى ( ابوالقاسم طالبى)، ساعت ۲۵ (مسعود آب پرور) و سنگ كاغذ قيچى (سعيد سهيلى) مسائل پيرامون جنگ و تأثيرات آن در جامعه امروز را دستمايه قرار داده اند. فيلم «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلى پور نيز با موضوع جانبازان شيميايى جنگ تحميلى قبل از جشنواره به نمايش عمومى درآمد و دومين فيلم پرفروش سال شد. حال آن كه در سال گذشته دو فيلم يعنى «شب به خير فرمانده» ساخته انسيه شاه حسينى و «به نام پدر» به كارگردانى ابراهيم حاتمى كيا توليد شد كه اولى مستقيماً به جنگ تحميلى پرداخته است و دومى تأثيرات جنگ در جامعه امروز را مرور مى كند. سال ۸۳ نيز با موضع بهترى در توليد آثار دفاع مقدس روبه رو بوديم. ۵ فيلم با عنوان هاى جايى براى زندگى (محمدبزرگ نيا)، طبل بزرگ زير پاى چپ (كاظم معصومى)، پيك نيك در ميدان جنگ (سيد رحيم حسينى) مستقيماً به دفاع مقدس پرداخته بودند و فيلم هاى جنگ كودكانه (ابوالقاسم طالبى) با موضوع جنگ آمريكا عليه عراق و گيلانه ( رخشان بنى اعتماد) با مسائل حاشيه جنگ ساخته شده بودند. جاى خالى كارگردانان سينماى دفاع مقدس درسالى كه گذشت خبرهاى متعددى از تلاش فيلمسازان ديگرى براى ساخت آثار حوزه دفاع مقدس منتشر شد اما برخى از اين كارگردانان به -علت هاى مختلف- موفق به ساخت اثر مورد نظر خود نشدند، يا آن را به سال آينده موكول كردند. جدا از آنكه امسال جاى فيلمسازان متعدد و با سابقه در حوزه سينماى دفاع مقدس همچون ابراهيم حاتمى كيا، احمدرضا درويش، عبدالحسن برزيده و مجتبى راعى خالى بود، اما كارگردانان ديگرى وارد اين ميدان شدند. با اين حساب مسعود ده نمكى، مازيار ميرى، محمدحسن لطيفى، كيومرث پور احمد و آرش معيريان براى نخستين بار به اين تجربه دست زدند و خسرو سينايى نيز كه تجربه مستندهايى همچون «دركوچه هاى عشق» را در كارنامه داشت براى نخستين بار با يك روايت يك داستان وارد ژانر سينماى دفاع مقدس شد. همچنين شنيده مى شد كه داريوش مهرجويى نيز در صدد است تا فيلم نامه «نقاب» را با موضوع جنگ تحميلى جلوى دوربين ببرد كه البته اين امكان تا امروز فراهم نشده است. برزيده نيز اعلام كرده كه با يك فيلم كمدى جنگ با عنوان «پيك نيك در جهنم» سومين كار خود را جلوى دوربين مى برد. رسول ملاقلى پور هم قصد دارد فيلم «عصر روز دهم» را كارگردانى كند. خبر ساخت يك فيلم ديگر جنگى به دست كيومرث پور احمد براساس يكى از داستان هاى جنگى حبيب احمدزاده از خبرهاى جالب است. از رويدادهاى مهم در حوزه سينماى دفاع مقدس امسال همچنين مى توان به جاى دادن بخشى به نام «سينماى پايدارى» در جشنواره فيلم فجر اشاره كرد. در اين بخش غير رقابتى ۱۸ فيلم از سراسر جهان به نمايش در آمد كه فيلم هاى هور در آتش (عزيزالله حميد نژاد)، سر زمين خورشيد (احمد رضا درويش) و نجات يافتگان (رسول ملا قلى پور) در ميان آنها قرار داشت. < نگاهى به فيلم هاى جنگى سال شايد بتوان ساخت فيلم «روز سوم» را مهمترين اتفاق سينمايى اين حوزه دانست. اين فيلم كه نخستين تجربه جنگى محمدحسين لطيفى كارگردان آثارى همچون عينك دودى، دختر ايرونى، خوابگاه دختران و سريال صاحبدلان است، با آن كه از آغاز فيلمبردارى تا حضورش در جشنواره بيش از ۵ ماه نمى گذشت، موفق شد نظر بسيارى از منتقدان، تماشاگران و البته اعضاى هيأت داوران جشنواره را به خود جلب كند. اين فيلم داستان تلاش يك جوان خرمشهرى براى نجات خواهرش از منطقه محاصره شده از سوى دشمن در نخستين روزهاى جنگ است. فيلم «اتوبوس شب» ساخته كيومرث پور احمد كارگردانى صاحب تجربه و با سابقه در سينما است كه براى نخستين بار وارد اين حوزه شد. فيلم پور احمد كه روايتى سياه و سفيد از تلاش يك نوجوان و دوست رزمنده اش براى انتقال يك اتوبوس حامل اسراى جنگى به پشت جبهه داشت، گرچه مورد توجه تماشاگران خارجى جشنواره قرار گرفت اما اثرى متوسط در نظر منتقدان و تماشاگران ايرانى ارزيابى شد كه لحظات زيبايى را در خود مستتر داشت. «اخراجى ها» نخستين ساخته بلند مسعود ده نمكى پس از دو تجربه مستند در حوزه اجتماعى با حاشيه هاى فراوان در جشنواره به نمايش درآمد و نكته بارز آن كنجكاوى تماشاگران براى رصد كردن نگاه اين بسيجى با سابقه در تصوير كردن جبهه و جنگ تحميلى بود. اين فيلم با استقبال زياد از سوى تماشاگران مواجه شد و جايزه ويژه تماشاگران را دريافت كرد. اخراجى ها گرچه به عنوان نخستين اثر يك كارگردان واجد ارزش هايى بود، اما به عنوان يك اثر هنرى موفق به چشم داوران و منتقدان نيامد. فيلم هاى ديگر نيز همچون آنكه دريا مى رود، مثل يك قصه و پاداش سكوت نيز به رغم تلاش فيلمسازان و ارزش هاى اندك هنرى آنها با تماشاگران عام و خاص ارتباط برقرار نكردند و توجه كمترى را برانگيختند. اما در ميان آثار حاشيه جنگ، فيلم «دست هاى خالى» ساخته ابوالقاسم طالبى از آثار قبلى اين فيلمساز پر حاشيه گامى به جلوتر به شمار مى آيد و بايد آن را به فال نيك گرفت. فيلم «ميم مثل مادر» نيز از بستر يك داستان پر سوز و گداز تلاش مى كند تا به اثرات مخرب جنگ، بمباران شيميايى و عوض شدن شرايط آدم هاى جنگ بپردازد. فيلم ملاقلى پور اثرى است كه به مرحله احساسات گرايى مى افتد و نگاه سازنده هرگز از سطح به عمق حركت نمى كند.
|
|
|
|
|