جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۶ صفر ۱۴۲۸
Fri, Mar 16, 2007
بين الملل (۳)
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
يادداشت
رئيس جمهور (۱)
رئيس جمهور (۲)
رئيس جمهور (۳)
رئيس جمهور (۴)
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياسى (۱۰)
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
طرح و كاريكاتور (۱)
طرح و كاريكاتور (۲)
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اجتماعى (۴)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
اقتصادى (۷)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
هنرى (۶)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
پايدارى (۳)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
فرهنگ و انديشه (۵)
فرهنگ و انديشه (۶)
تاريخى (۱)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
طنز (۱)
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
مرورى بر پرونده سازمان ملل متحد در سال ۸۵
سال ناكامى صلح بانان
محمد نورى
اگر از ديپلمات هاى مقيم سازمان ملل، به عنوان مركز ديده بانى جهانى، احوال سال گذشته را جويا شويد، پاسخى قريب به اين مضمون خواهيد شنيد كه: سالى ديگر از آرمان بلند صلح و امنيت دور افتاديم.
سال ۸۵ مى توانست سال دگرگونى در مهم ترين مركز ستادى ـ مديريتى جهان يعنى سازمان ملل باشد. ۲ فرصت طلايى در اين سال نهفته بود كه انتظار مى رفت هر كدام از اين فرصت ها سرآغاز يك بازسازى در تنها خانه مشترك ملت ها شود. خانه اى كه ۶۱ سال پيش قرار شد تكيه گاه ملت ها در كنترل خوى جاه  طلبى بشر باشد و امروز چون جزيره اى متروك در احاطه بحرانهاى هزاره سوم سرگردان مانده است.
000138.jpg
فرصت نخست ، پايان ۱۰سال رهبرى ديپلمات غنايى بر سازمان ملل و فرارسيدن نوبت زمامدارى آسيايى ها بر اين نهاد بود. آسيايى ها براى پيشقدم شدن و افراشتن پرچم تغيير در سازمان ملل سزاوارتر بودند زيرا بيش از ملت هاى ديگر زخم سلطه و استعمار را بر روح و جان تمدن خويش لمس كرده اند، چنان كه يك بار پيش از اين ، رهبران اين قاره با بيرق عدم تعهد براى تغيير در نظام ناعادلانه قدرت خيز برداشته بودند. اين بار دستان آسيايى ها براى آغاز روند تغيير خالى نبود. آنها حريفانى همتراز قدرت هاى شوراى امنيت يافته اند. دست كم هند و ژاپن ۲ مدعى جدى براى دگرگونى در سازمان ملل و سهيم شدن در ساختار قدرت جهانى هستند.
فرصت دوم در جريان اجلاسى فراهم شد كه عنوان بزرگترين نشست براى اصلاح ساختار سازمان ملل را پيدا كرد. اندكى پس از آن كه اين نهاد ، جشن ۶۰ سالگى خود را در پايتخت هاى جهان برگزار كرد؛ ديپلمات هاى هر ۵ قاره دست به كار شدند تا در اجلاسى بى سابقه بار ديگر بخت و اميد خود را براى تغيير اين نهاد بيازمايند.
هيجان تغيير سازمان ملل در روزهاى سپتامبر ۲۰۰۶ همه رسانه ها و محافل خبرى را فراگرفت، تيم ديپلمات ها و سفيران كشورها حدود ۱۰۰ توصيه و لايحه به انگيزه تغيير به اين اجلاس بردند.
اما نتيجه اى كه از ۲ اتفاق مهم و آن ۲ فرصت طلايى در سال ۸۵ به دست آمد، يكسان بود: تب تحول خيلى آسان فروكش كرد و عمارت سازمان ملل همچنان بر پاشنه اراده مؤسسان آن به راه خويش ادامه داد و نسيم دگرگونى در فضاى مه آلود نيويورك به فراموشى سپرده شد.
اول ژانويه، كوفى عنان پس از ۱۰ سال كرسى رياست را به بان كى مون ديپلماتى ازتبار كره سپرد. با اين جابه جايى ، بزرگ ترين خانه تكانى در نظام ادارى سازمان ملل انجام گرفت بى  آن كه تغييرى در خط مشى و برنامه  هاى آن اتفاق بيفتد.
به همين ترتيب بحث پردامنه ديپلمات ها حول اصلاح ساختار سازمان ملل در نيويورك پايان گرفت درحالى كه نه پيشنهاد سه گانه دبيركل (براى باز تعريف تروريسم، تعيين چارچوب توسل به زور و افزايش عضويت شوراى امنيت) به تصويب رسيد و نه انتظار دولت هاى بزرگى مانند ژاپن، هند، آلمان و برزيل كه خود را آماده حضور در باشگاه شوراى امنيت كرده بودند، به جايى رسيد.
به اين ترتيب سازمان ملل در گردش تقويم خود واقعيت هاى تازه اى از مناسبات حاكم برقدرت جهانى آشكار ساخت.
كوفى عنان حقوقدان ۶۹ ساله آفريقايى كه خود يكى از قديمى ترين ساكنان عمارت ۳۹ طبقه نيويورك بود، با حالتى از قهر و دلخورى سازمان را براى هميشه ترك كرد تا در پاريس فعاليت تحقيقاتى به دور از عوالم سياست را آغاز كند. ميراث عنان به وزير خارجه پيشين كره جنوبى و ديپلمات ۶۲ ساله سئولى رسيد، فردى كه از روز نخست ، خود را دوست ديرين آمريكا خواند و در معرفى او، قاطبه ناظران گفتند كه بان كى مون ، ميانه  چندانى با تغيير و دگرگونى ندارد و هنر بارز مديريت او «حفظ وضع موجود» بوده است.
اما اتفاق پرمعناى اين ايام، انتشار آراى شهروندان و افكار عمومى درباره تغيير سازمان ملل بود كه به وسيله شبكه هاى افكار سنجى اروپا در ۳۲ كشور جهان انجام شده بود. پاسخ افكار عمومى كشورهاى ۵ قاره جهان، موجب حيرت دست اندركاران اين طرح شد. قريب به اتفاق اين شهروندان، خواهان اصلاح و دگرگونى در ساختار سازمان ملل شده بودند و عجيب تر از اين، گزارش بى بى سى بود كه حكايت از آن داشت كه در ۲ كشور آمريكا و انگليس، بيش تر پاسخ دهندگان خواستار لغو حق وتوى قدرت هاى بزرگ شده اند.
با اين نظرخواهى مى شد با سخن آن تحليلگر آمريكايى هم رأى شد كه راه جهان ما به سوى تغيير، از خيابان چهل و دوم نيويورك بسته است.
۲ فرصت طلايى كه سال ۸۵ در صحنه سازمان ملل از دست رفت، پيامى به اندازه يك شوك تاريخى براى آحاد شهروندانى داشت كه در آن نظرسنجى ها مشتاقانه بر اصلاح اين عمارت رأى داده بودند.
در نگاه نخست، اين اتفاق خلاف عادت زمانه و رويدادى مغاير با همه پيش بينى هاى محققان روابط بين الملل بود كه از بازيابى هويت سازمان ملل در هزاره سوم خبر داده بودند. دست كم ، از خاتمه جنگ سرد تاكنون همه بحث ها درباره چشم انداز جهان آينده به اين سمت مى رفت كه بشر امروز در عصر ارتباطات، سازمان مللى مقتدر خواهد داشت.
دراين مدت حكايت تغيير سازمان ملل فقط نويد استادان علم سياست به دانشجويان و پژوهندگان نبود كه همه دولت ها چنين وعده اى را به شهروندان شان داده بودند و شايد قسمت تراژيك ماجرا اين باشد كه سران برخى قدرت هاى عضو شوراى امنيت نظير روسيه، چين و فرانسه نيز به جمع مدافعان نظريه قدرت يابى سازمان ملل پيوسته بودند.
از اين نگاه، بن بست اخير در نظريه اصلاح سازمان ملل علاوه بر صدمه رساندن به جوانه هاى اميد ۲ گروه نخبگان و افكار عمومى ، نمايشى از تناقض در رفتار قدرت هايى بودكه در كاروان اصلاح و تغيير جامعه بين المللى قرار گرفته بودند. با اين همه ، تحليل آنچه دراين سال هاى آغازين هزاره سوم بر نهاد حافظ صلح و امنيت گذشت چندان دشوار نيست. براى درك واقعيت اين ماجرا كافى است در نطق ها و گفتار روزهاى وداع دبيركل پيشين سازمان ملل و نيز اتفاقات مهمى كه در روابط اين نهاد با دولت ميزبان آن ، آمريكا گذشت ، تأمل شود.
روايت عنان از سرگذشت سازمان ملل
مجلس خداحافظى رهبران سازمان ملل همواره خاطره انگيز بوده است، بويژه وقتى كه آنها به عنوان عالى ترين مقام سياسى جهان در برابر ده ها تريبون رسانه اى قرار مى گيرند تا به يك سئوال كوتاه اما سخت يعنى «چرا سازمان ملل ناكام ماند» پاسخ دهند. دست كم در عصر و نسل ما ۳ تن از رهبران سازمان ، پايان دوره رياست خود را به اعتراف نامه  اى تاريخى تبديل كرده اند و سخنانى بر زبان آورده اند كه هركدام سندى تازه بر اسناد روشنگرانه تاريخ افزوده است : پطروس غالى، خاوير پرز دكوئيار و كوفى عنان.
درميان اين ۳ تن، نطق خداحافظى دبيركل غنايى، بهره وافرى از حقيقت داشت، زيرا در دوره او، سازمان ملل به دليل بروز جنگ هاى بزرگ افغانستان وعراق، درجات شديدترى از چالش مشروعيت و بحران ناكارآمدى را تجربه كرد.
اگر مشكل سازمان ملل يك دهه قبل يعنى هنگام آغاز رياست كوفى عنان اين بود كه قطعنامه هاى آن در بايگانى خاك مى خورد يا آن كه مصوبات آن در اتاق شوراى امنيت با تيغ وتو ذبح مى شد ، اما در پايان دوره او، مسأله گريبانگير سازمان اين بود كه از صحنه تصميم گيرى در بحران ها و جنگ هاى بزرگ حذف شد. به عبارتى ديگر ، سازمان ملل در دوره عنان، با گروه جديدى از بازيگران و رشته اى جديد از بحران سازان روبه رو بود كه انگيزه و اراده اى براى مشاركت دادن آن در تصميم ها و اقدام هاى بين المللى نداشتند.
دوران رياست ديپلمات غنايى به راستى سرنوشت سازترين برهه در حيات ۶۰ساله سازمان ملل نام گرفت. رهبرى او از يك سو با شروع هزاره سوم و طليعه عصر جديد همزمان شد و از سوى ديگر با وقوع حوادث بنيادينى چون ۱۱ سپتامبر درآميخت. همه چيز دست به دست هم داد تا نظام جهانى در اين دوره ، ساختارى متفاوت و پرمناقشه پيداكند كه در مركز اين مناقشات ۳ مفهوم نزاع انگيز
000144.jpg
« مبارزه با تروريسم ، توسل به زور بر ضد دولت ها و حمله هاى پيشگيرانه » قرار داشت. سهم سازمان ملل از مشكلات دوره گذار اين بود كه هركدام از آن مفاهيم (مبارزه با تروريسم ، استفاده از زور و حمله هاى پيشدستانه) يكى از اركان منشور سازمان ملل و يكى از پايه هاى اقتدار اين نهاد را به تزلزل انداخت.
سازمان ملل كه قرار بود باب دنياى جديد را فتح كند خود به جهان جديدى كشانده شد كه چالش هاى آن نيز به طور كامل، نو و منحصر به فرد است.
برج هاى تجارت جهانى كه در همسايگى عمارت سازمان ملل فرو ريختند با سقوط خود، نهاد نحيف سازمان ملل را نيز زمين گير ساختند. از خاكستر اين بحران، ايدئولوژى جديدى ظهور مى كند كه تعريفى دگرگونه از جهان و دو مقوله بنيادين صلح و امنيت آن دارد. در اين تعريف مرجعيت تشخيص تهديدها و تصميم گيرى براى جنگ ، از نيويورك به واشنگتن منتقل مى شود و سياستگذاران واشنگتن با همان جهان بينى چندجبهه نزاع در خاورميانه و شاخ آفريقا مى گشايد بى آن كه ردپايى از مشورت نهاد مسئول صلح و امنيت در ميان باشد.
بنابراين، در تقويم سياست بين الملل اگر قرار باشد تاريخى به عنوان زمان طرد سازمان ملل تعيين شود، اين نقطه عطف در لشكركشى خودسرانه بوش به عراق يا مداخله نظامى در سومالى نبود، بلكه در اعلام دكترينى است كه نومحافظه كاران كاخ سفيد در فرداى ۱۱ سپتامبر يعنى حتى پيش از حمله به افغانستان صادر مى كنند.
با اين همه، كوفى عنان ۵ سال با اين تفكر كه به تعبير ناظران، سازمان ملل را به گروگان گرفت، مدارا كرد. از زمان اجراى دكترين جنگ پيشدستانه، نومحافظه كاران در ،۲۰۰۱ افكار عمومى بويژه ديپلمات هاى مقيم نيويورك اين مماشات را به تماشا نشستند. جنگ عراق، نماد و نمونه بارز اين سياست مدارا بود. شخص دبيركل كه به اتفاق همه اركان سازمان ملل از صحنه تصميم گيرى جنگ عراق حذف شده بود، در نيمه راه از در آشتى و مصالحه وارد شد و همه كشورها را به حضور در زير پرچم فرماندهى ارتش آمريكا فراخواند. در نطق خداحافظى عنان، همه واقعيت ها و ناگفته هاى روابط واشنگتن و سازمان ملل فاش شد، هر چند زمان مصرف اين سخنان پرقيمت سپرى شده بود.
عنان براى ايراد نطق افشاگرانه و انتقادى خود خطاب به سران كاخ سفيد، مركز هرى ترومن (رئيس جمهورى آمريكا در سال هاى ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۳) را انتخاب كرد، فردى كه برخلاف جورج بوش از حاميان و پيشقراولان تأسيس سازمان ملل بود. عنان عمق نارضايتى خود از بوش و خطرات تفكر رهبران امروزى آمريكا را با اين عبارت بيان كرد كه نظام
(بين المللى) براى آن كه به گونه مؤثرى عمل كند هنوز نياز به يك رهبرى دورانديشانه در قالب سنت ترومن را فرياد مى كشد. من اميدوارم آمريكايى ها امروز و فردا زمينه چنين رهبرى را فراهم آورند.
عنان بر نكاتى از رفتار آمريكا انگشت نهاد كه سرمنشأ سقوط اعتبار منشور سازمان ملل بود. او ابتدا در زمينه مبارزه با تروريسم گفت، آمريكا در اين نبرد نه فقط موازين حقوق بشر را كنار گذاشته است كه حتى از اصول بنيادى كشور خود غفلت كرده است. در مرحله دوم ، او برنامه هاى نظامى كاخ سفيد را زير سؤال برد و گفت: آمريكا سياست توسل به زور در تأمين هدف هايى را آغاز كرده كه از ديد جهان مشروع نيست.
پس از اين نطق خداحافظى، عنان به يك كنفرانس مطبوعاتى رفت كه به جلسه مؤاخذه او در محكمه افكار عمومى شبيه بود. در اين جلسه ، عنان بر ناكامى كارنامه خويش در عرصه صلح و امنيت مهر اقرار نهاد. او از شكست سازمان ملل در جنگ عراق به عنوان بدترين لحظات دوران مسئوليت خويش ياد كرد.
داستان دو پاره ناسازگار
روابط ۶ ساله سازمان ملل با مردان نومحافظه كار كاخ سفيد سريالى از يك نزاع مهيج ساخت. اين نزاع پرجاذبه اما به اينجا ختم نشد كه برنامه ها و اهداف كاخ سفيد با اهداف و اصول منشور سازمان در تضاد قرار گرفت، يا آن كه دولتمردان آمريكا و ديپلمات هاى سازمان ملل بر سر كرسى رهبرى جهان رقابت كردند.
اين نزاع دامنه اى وسيع تر داشت كه جلوه هاى آن در رفتار پرخاشگرانه ديپلمات هاى نومحافظه كار اطراف بوش با سازمان ملل نمايان شد.
جناح نومحافظه كاران، چنان كه همه تحليلگران آمريكايى نوشته اند، در منظومه افكار سياسى خود، نقش و جايگاهى براى نهادهاى بين المللى قائل نيستند. اعتقاد عميق آنان به تئورى قدرت و كارايى ابزار زور ، از قانون و نهادهاى حقوقى در چشم آنان پديده هاى مزاحم و زايد ساخته است.
براى پياده كردن چنين انديشه اى، چهره اى شايسته تر از جان بولتون نبود، فردى كه در مقام سفير دائم آمريكا در سازمان ملل، از هيچ فرصتى براى تهديد و تحقير اين سازمان دريغ نكرد.
بولتون در ايام حضور خود در سازمان ملل بارها با شخص دبيركل و دستياران او دهان به دهان شد. اوج درگيرى او زمانى بود كه اعلام كرد طبقه بيستم سازمان ملل (اشاره به دفتر كوفى عنان) زائد است و بايد اين رديف از چارچوب سازمان حذف شود.
بولتون بارها ضعف و ناكارآمدى سازمان ملل را به رخ رهبران آن كشيد.
قسمت جالب اين نزاع آن جا بود كه جمهوريخواهان متحد بولتون در كنگره و كاخ سفيد نيز پشت سر ديپلمات دو آتشه صف بستند.
سناتورهاى همراه بولتون در اين راستا به بودجه اعطايى آمريكا براى سازمان ملل همچون ابزارى برنده توسل جستند و ماه ها دبيركل و مديران سازمان ملل را در بازى دريافت اعتبار از خزانه دارى آمريكا گرفتار كردند. آنها ابايى نداشتند براى بردن اين نزاع حتى شرط تعيين كنند.
از اين رو به كوفى عنان گفتند رقم اختصاصى وسوسه انگيز ۴۳۰۴ ميليون دلارى آمريكا براى سازمان ملل (كه يك چهارم بودجه سازمان است) را در صورت همسو نبودن او قطع خواهندكرد.
تيم مشاوران كوفى عنان ابتدا از اين حركت نومحافظه كاران برآشفتند تا جايى كه «ملچ براون» معاون عنان در واكنش به اين تهديد گفت: «آمريكا از سازمان ملل به عنوان ابزار ديپلماتيك استفاده مى كند.» اما در سرانجام اين بازى، نيويورك به واشنگتن تمكين كرد و سازمان ملل ناگزير شد با طرف ميزبان به مذاكره بنشيند، پس از اين، بولتون در كرسى رياست شوراى امنيت نشست و از چندين قطعنامه پيشنهادى مجمع عمومى در زمينه بحران لبنان، دارفور و فلسطين جلوگيرى كرد.
مماشات قدرت هاى بزرگ
نوشتن گناه ناكامى سازمان ملل به پاى رهبرى اين نهاد ، چنان كه نقش اركان و مراجع ديگر به حساب نيايد، قضاوتى ناقص و نارسا خواهدبود. درست است كه دبيركل برصدر اين نهاد معظم نشسته است، اما به طور ذاتى و تجربى او مقامى محافظه كار با اختياراتى محدود است. مركز اقتدار اين مجموعه درنهادى است كه حق انحصارى تصميم براى صلح و جنگ را دردست دارد و به اهرم افسانه اى حق وتو مجهز است.
000141.jpg
بنابراين اگر سازمان ملل در اين دوره سرنوشت ساز از ايفاى نقشى مستقل بازماند يا ناگزير از همراهى با دولت ميزبان شد، علت اصلى آن در رفتار اعضاى شوراى امنيت نهفته است.
شوراى امنيت به طور جمعى و فردى ظرفيت و اختيار آن را داشت كه درعصرجديد نقشى نوافكند و جهان پس از نظام دوقطبى را از گرفتار شدن در بند قطب ها و محورهاى قدرت رهايى بخشد.
همگان انتظار داشتند كه دست كم در آغاز هزاره جديد يكى از ۴ عضو اين باشگاه اتمى، قانون بازى سلطه را برهم زند، اما آنچه در عمل در طبقه فوقانى عمارت سازمان ملل رخ داد، خلاف اين خواسته خوشبينانه بود.
آمريكايى ها ماشين يك جانبه گرايى خود را درجاده اى هموار پيش راندند و نه تنها جناح اروپايى شوراى امنيت با اين سياست همراه شدند كه جناح روسيه و چين نيز راه مماشات پيمودند.
نخستين مصاديق و مظاهر اين مماشات فرداى ۱۱ سپتامبر آشكارشد، وقتى كه دولت بوش در سكوت و رضايت اعضاى شوراى امنيت ارتش خود را در شاهراه هاى خاورميانه مستقر كرد.
در زمان كوتاهى نومحافظه كاران، اغلب كانون هاى استراتژيك جهان را در چنگ نفوذ خود گرفتند، نقاط سوق الجيشى پيرامون روسيه به پايگاه نظامى آمريكا تبديل شد و پايتخت هاى اروپايى نقش ترمينال براى فرستادن نيرو به جنگ افغانستان و عراق را يافتند.
اما حاكميت هژمونى نظامى آمريكا، تنها دستاورد ۱۱ سپتامبر نبود، نومحافظه كاران، اين برترى را در حيطه ادبيات و گفتمان سياست بين الملل جارى كردند، پس ازاين «جنگ بر ضد تروريسم» به معيار و هنجارى جهانى تبديل شد كه مؤلفه ها و عناصر آن را نومحافظه كاران تعريف و تعيين كردند.
بنابراين كارنامه ۶ ساله شوراى امنيت در برهه تاخت و تاز نومحافظه كاران، قطعه اى تعيين كننده در مسير نوين روابط بين الملل است.
به باور ناظران جهانى، در اين مدت ، ارابه قدرت نومحافظه كاران، سوخت اصلى خود را از ضعف و انفعال قدرت هاى حريف تأمين كرد.
اين سكوت و عقب نشينى فقط در عراق يا افغانستان نبود، چندين موضوع و رويداد مهم مى توان فهرست كرد كه در آن ۴ عضو شوراى امنيت مغلوب اراده و خواست عضو پنجم اين نهاد شده اند.
كافى است به آرشيو قطعنامه هاى شوراى امنيت در اين سال ها رجوع شود. در فايل قطعنامه ها، مى توان نمونه اى مانند بحران لبنان را موردتأمل قرارداد كه شوراى امنيت از گرفتن هر تصميمى براى توقف جنگ ۳۳روزه صهيونيست ها امتناع مى ورزد، اما در مقابل قطعنامه اى با نام ۱۷۰۱ را به تصويب مى رساند كه بدعتى در نقض حاكميت ملى يك كشور و مداخله در امور آن است. يا مى توان به مورد افغانستان اشاره كرد كه در اتفاقى عجيب شوراى امنيت سازمان، ناتو را جايگزين حافظان صلح سازمان ملل مى كند و سرانجام در اين فهرست مى توان ورود پرمناقشه شوراى امنيت به پرونده هسته اى ايران را شاهد آورد و اينكه آمريكا و گروه غرب چگونه در فضاى مماشات مسكو و پكن توانستند، بازوى حقوقى سازمان ملل (آژانس انرژى اتمى) را دراين پرونده خلع سلاح كرده و خواسته خود را بر كرسى بنشانند.
فرصت هاى بسيارى دراين سال ها از كف رفت كه اين فرصت ها علاوه بر زمين هاى بازى يا خاكريزهاى مقاومتى هستند كه در اهمال اروپا و روس ها به تسخير آمريكايى ها درآمد.
فرصت هاى طلايى همان آغوش و استقبالى بود كه آحاد دولت و ملت ها پس از دوره تاريك جنگ سرد براى ظهور قدرت هاى جديد گشوده بودند.

|   يادداشت   |   رئيس جمهور (۱)   |   رئيس جمهور (۲)   |   رئيس جمهور (۳)   |   رئيس جمهور (۴)   |   سياسى (۱)   |   سياسى (۲)   | 
|   سياسى (۳)   |   سياسى (۴)   |   سياسى (۵)   |   سياسى (۶)   |   سياسى (۷)   |   سياسى (۸)   |   سياسى (۹)   | 
|   سياسى (۱۰)   |   بين الملل (۱)   |   بين الملل (۲)   |   بين الملل (۳)   |   طرح و كاريكاتور (۱)   |   طرح و كاريكاتور (۲)   |   اجتماعى (۱)   | 
|   اجتماعى (۲)   |   اجتماعى (۳)   |   اجتماعى (۴)   |   اقتصادى (۱)   |   اقتصادى (۲)   |   اقتصادى (۳)   |   اقتصادى (۴)   | 
|   اقتصادى (۵)   |   اقتصادى (۶)   |   اقتصادى (۷)   |   هنرى (۱)   |   هنرى (۲)   |   هنرى (۳)   |   هنرى (۴)   | 
|   هنرى (۵)   |   هنرى (۶)   |   پايدارى (۱)   |   پايدارى (۲)   |   پايدارى (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۱)   |   فرهنگ و انديشه (۲)   | 
|   فرهنگ و انديشه (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۴)   |   فرهنگ و انديشه (۵)   |   فرهنگ و انديشه (۶)   |   تاريخى (۱)   |   ورزشى (۱)   |   ورزشى (۲)   | 
|   طنز (۱)   |   ورزشى (۳)   |   ورزشى (۴)   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |