جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۶ صفر ۱۴۲۸
Fri, Mar 16, 2007
سياسى (۳)
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
يادداشت
رئيس جمهور (۱)
رئيس جمهور (۲)
رئيس جمهور (۳)
رئيس جمهور (۴)
سياسى (۱)
سياسى (۲)
سياسى (۳)
سياسى (۴)
سياسى (۵)
سياسى (۶)
سياسى (۷)
سياسى (۸)
سياسى (۹)
سياسى (۱۰)
بين الملل (۱)
بين الملل (۲)
بين الملل (۳)
طرح و كاريكاتور (۱)
طرح و كاريكاتور (۲)
اجتماعى (۱)
اجتماعى (۲)
اجتماعى (۳)
اجتماعى (۴)
اقتصادى (۱)
اقتصادى (۲)
اقتصادى (۳)
اقتصادى (۴)
اقتصادى (۵)
اقتصادى (۶)
اقتصادى (۷)
هنرى (۱)
هنرى (۲)
هنرى (۳)
هنرى (۴)
هنرى (۵)
هنرى (۶)
پايدارى (۱)
پايدارى (۲)
پايدارى (۳)
فرهنگ و انديشه (۱)
فرهنگ و انديشه (۲)
فرهنگ و انديشه (۳)
فرهنگ و انديشه (۴)
فرهنگ و انديشه (۵)
فرهنگ و انديشه (۶)
تاريخى (۱)
ورزشى (۱)
ورزشى (۲)
طنز (۱)
ورزشى (۳)
ورزشى (۴)
گفت وگوبادكتر غلامحسين الهام وزير دادگسترى وسخنگوى دولت
سوزنبان قبلى
ريل را اشتباهى عوض كرده بود
حسن روزى طلب و حامد طالبى
نماينده ويژه شهيد بهشتى، مسئول قضايى سپاه پاسداران، معاون مالى دادستان تهران و دادستان كل كشور، معاون دانشگاه تهران، رئيس مركز تحقيقات شوراى نگهبان، عضو شوراى نگهبان، سخنگوى شوراى نگهبان، سخنگوى قوه قضائيه، رئيس دفتر رئيس جمهور ، سخنگوى دولت وبالاخره وزيرجديد دادگسترى ،بخشى از مسئوليت هايى است كه دكترغلامحسين الهام ازسال ۱۳۵۹ تابه امروز درنظام جمهورى اسلامى برعهده داشته است .دكترالهام اگرچه ازجمله چهره هاى مطرح اصولگرادرتمام سالهاى اخيربوده وبه عنوان سخنگوى قوه قضائيه وشوراى نگهبان ارتباط زيادى باخبرنگاران ورسانه ها داشته است ، اما حضوراودردولت احمدى نژادبه عنوان رئيس دفتررئيس جمهوروسخنگوى دولت نهم موجب شد تااوحضورى پررنگ تر والبته پرحاشيه تر دراخبار رسانه ها داشته باشد. دكترالهام بواسطه مسئوليتى كه تاچندى پيش برعهده داشت
(رياست دفتر رئيس جمهور) به تعبيرى گنجينه اسراردولت نهم است . آنچه درپى مى آيد گفت وگويى است براى بازخوانى مختصر آنچه براين دولت گذشته است.
آقاى دكتر! مسئولان دولت قبل مى گفتند ما هر ۹ روز يك بحران داشتيم؛ دولتى كه شما سخنگوى آن هستيد هر چند روز يك بحران دارد؟
هنوز حساب نكرده ايم! اما حقيقتاً اين دولت با مشكلات و مسائل ويژه اى مواجه بوده كه گريبانگير هيچ دولتى نبوده است. همه دولت هاى قبلى با يك عقبه حزبى آغاز به كار كردند اما اين دولت از ابتدا با مخالفت هاى گروهى و حزبى شروع كرد. همه دولت   ها با يك پشتوانه رسانه اى شروع كردند اما اين دولت از ابتدا با يك موج انتقادى و تهاجمى رسانه اى مواجه بود. رؤساى جمهور قبلى كار خود را با تبريك رقبايشان آغاز كردند اما دكتر احمدى نژاد با انتقاد رقبا و نمايش انتقام آن  ها شروع كرد. دولت هاى قبل حداقل حمايت مجلس را داشتند اما اين دولت با مخالفت جدى مجلس شكل گرفت. از جهت دوستان، خواص دولت هاى قبلى معمولاً از دولت  ها حمايت مى كردند اما خواص دولت كنونى در مواجهه با اين دولت و حمايت از آن خيلى احتياط كردند. الآن هم خيلى احتياط مى كنند. يعنى با ترديد و كلى ملاحظه، كمترين حمايت را بعمل مى آورند.
000057.jpg
آقاى احمدى نژاد در شرايطى كشور را تحويل گرفت كه در بحث سياست خارجى و پرونده هسته اى همه چيز متوقف بود. دشمنان خارجى تا عمق پيش آمده بودند، مطالبات نامشروع زيادى داشتند، طمع زيادى داشتند. براى زورگويى و زياده خواهى، اميد ويژه اى به جريانات همسو با خودشان در داخل بسته بودند. به يك شكلى در ذهنشان حال و هواى دوران قبل از انقلاب هم تداعى شده بود. آقاى احمدى نژاد بايد اين فضا را عوض مى كرد.
در حيطه اقتصادى يك گروه ممتازى شكل گرفته بود. مردم دنبال خلع يد از اين مافيا بودند. اين حلقه مافيايى در بدنه مديريت سايه سنگينى انداخته بود و آقاى احمدى نژاد بايد اين ديواره را فرو مى ريخت و از مديران كاملاً جديدى استفاده مى كرد. طبيعى بود كه پيدا كردن آدم هاى جديد، آدم هايى كه به بازى گرفته نشده بودند، خيلى سخت بود.
البته اسم اين شرايط شكل گيرى دولت را نمى شود بحران گذاشت. ولى به هر حال شرايط خاصى بود. آقاى احمدى نژاد بر اين فضا غلبه كرد و خودش را حتى به مخالفين باوراند. اگر چه آن  ها حاضر نشدند اعتراف كنند كه احمدى نژاد اين قدرت را دارد كه امور را مديريت كند و كار را در كنار رهبرى نظام پيش ببرد و نفر دوم كشور باشد؛ اما توانمنديهايش را باور كردند، البته اعتراف نكردند. خيلى   ها دنبال به دست آوردن نقاط ضعفى بودند تا فرضيه هاشان ابطال نشود. لذا دولت را زير ذره بين بردند و شروع به مچ گيرى كردن از دولت نمودند. انگار اگر دولت موفق شود، فرضيه آن  ها به شكست مى انجامد. ناراحت بودند و مى خواستند هرجور شده اين فرضيه را به اثبات برسانند كه تصميم آنان در انتخابات كه مى گفتند «احمدى نژاد، نه» تصميم درستى بوده است.
فكر مى كنيد تا الآن فرضيه آنان با توجه به شرايط موجود و عملكرد رئيس جمهور و دولت روبه اثبات است يا روبه ابطال؟
كاملاً ابطال شد. برخلاف فرضيه اى كه در ذهن حضرات بود و تصور مى كردند كه رئيس جمهور در عرصه جهانى ناكام خواهد ماند، احمدى نژاد موفق ترين برگ ها را در عرصه جهانى روكرد. نه تنها تأثيرگذار بر معادلات جهانى شد بلكه يك موج ملى از مردم را هم به دنبال خودش كشاند. موج آفرينى كرد و يك پديده جهانى شد؛ مسير هسته اى را هم خيلى سريع تحت رهبرى مقام معظم رهبرى پيش برد.
آقاى احمدى نژاد يك بازوى بسيار مؤثر و توانمندى براى رهبرى شد كه باسرعت، فضاى زياده خواهى غربى  ها را شكست و يك روند تكاملى در پيش گرفت؛ مخالفين را منفعل كرد و ما در عرصه جهانى تأثيرگذار و فعال شديم.
فعاليت هاى صنعتى و تحقيقات هسته اى كه متوقف شده بود، راه افتاد. تحقيقات به نتيجه رسيد، حركت به سمت فاز صنعتى آغاز شد و خلاصه در مدت كوتاهى دستاوردهاى خيلى خوبى به دست آمد. به نسبت دستاوردها، هزينه اى بر كشور تحميل نشد. قطعنامه و تصميماتى از اين دست، پيش از آن هم مى توانست قابل تصور باشد.
به يارى خدا همه دستاورد  ها از نظر سياسى بسيار كم هزينه بود. اين جريانات براى برخى آقايان گران آمد. سعى كردند شرايط را طورى جلوه دهند كه براى آينده نگرانى ايجاد كنند. آمدند و گفتند كه كشور در «وضعيت فوق العاده» است و وضعيت عادى نيست. در حالى كه رهبر معظم انقلاب به صراحت تأكيد كردند هيچ حالت فوق العاده اى وجود ندارد و كشور در شرايط كاملاً طبيعى به سر مى برد.
فكر كنيد اين مخالفت   ها و اعتراض هايى كه دقيقاً از فرداى انتخابات سوم تير هم آغاز شد، تا چه اندازه همسو با تحريكات و برنامه ريزى هاى دشمنان آن سوى مرز   ها باشد؟ آيا ارتباطى مى بينيد يا نه؟
هم آن طرف هست و هم اين طرف. دليلى ندارد كه همه مخالفان را به خارج وصل كنيم اما جرياناتى قبل از دوره كنونى ارتباط ويژه اى با خارج داشتند و اين ارتباط هنوز هم هست. منتها خارجى   ها نياز جديدى براى شناسايى افراد پيدا كردند. با يك پديده جديدى از انقلاب اسلامى مواجه شدند كه قبلاً چنين تصويرى نداشتند. چنين تصورى نداشتند كه ممكن  است انقلاب اسلامى چنين پويندگى و پايندگى را در دل خودش پرورانده باشد. با يك واقعه بدون زمينه سازى و بدون پيش بينى مثل خود انقلاب اسلامى درگير شدند و به دنبال منابعى براى شناخت واقعه جديد مى گشتند. سرمايه گذارى هاى جديدى را شروع كردند. در اين سرمايه گذارى جديد ممكن است لغزشهايى هم از يك سرى افراد سر بزند. خودخواهى، ساده انديشى و فقدان تحليل مى تواند بعضى   ها را به حركت در مسير دشمن و يا حتى ارتباط با دشمن بكشاند. اما به نظر من محور اصلى همه اين  ها برمى گردد به خودخواهى ها. اين  ها بسترهايى است كه مى تواند شرايط را ناخودآگاه براى دشمن مستعد سازد.
به نظرم «نگاه قبلى» براى دشمن يك ابزار مصرف شده بود. صاحبان اين نگاه نتوانستند دشمنان را به مسيرى ببرند كه جواب بگيرند. آن  ها را به بن بست كشيده بودند. ولى باز هم تلاش هاى جديدى شروع شده كه در داخل، اين جريان شكست خورده، دوباره احيا شود. به نظر من يك سرمايه گذارى مشترك دارد صورت مى گيرد. هم از داخل، هم از آنطرف؛ بخصوص جريان شكست خورده در انتخابات نهم دنبال احياى آن نگاه قبلى هستند. احياى اين جريان نقطه قوتى براى غربى ها خواهد بود. براى داخل هم، يك نقطه شكست روحى سنگين خواهد بود. حيثيت غربى    ها در اين هست كه جريان تندروى مدعى اصلاح طلبى را احيا كنند. چون اين جريان روى دوش آنان است. الآن هم اميدشان را بايد محقق كند. فرصت راه اندازى يك جريان تازه را ندارند؛ شايد هم ضرورتى برايشان ندارد.
آقاى احمدى نژاد تا به حال و در چند جا هشدار داده كه نگذاريد بگويم دولت را در چه وضعيتى تحويل گرفتم. به نظر مى رسد ملاحظات جايگاه رياست جمهورى موجب شده تا احمدى نژاد نتواند، صريح تر از اين، در اين رابطه سخن بگويد. شايد شما ملاحظه كمترى براى شكافتن اين موضوع داشته باشيد.
واقعاً بعضى مسائل را آدم نمى تواند بگويد. شايد نبايد بگويد و نمى تواند هم بگويد. خيلى حرف   ها هست كه بنابه مصالح بزرگتر سربسته مى ماند.
چرا براى تاريخ نمى گوييد؟
اولاً مسلمان بيش از آنكه به تاريخ بينديشد به قيامت و حساب و كتاب و آخرت فكر مى كند. بعضى وقت   ها يك دردى از يك جريانى هست كه مثلاً شايد چهل، پنجاه سال تحمل شده؛ بعدها يك اقتضايى پيدا كرده و يك حرفى گفته شده. من قبول دارم كه احمدى نژاد در قبال خيلى مسائل سكوت تلخى دارد. اما اين سكوت تلخ از مردانى كه مسئوليت هاى بزرگ را مى پذيرند قابل انتظار است. شرح صدر لازمه كارهاى بزرگ است.
دوم اين كه، به هرحال ما بايد فضاهاى واقعى ترسيم بكنيم. مأيوس نشويم و قدر گام هاى مثبت را بدانيم. بعضى اوقات اين فضا تبديل به فضاى منفى مى شود. مثلاً يك پدرى اگر از مشكلات بگويد ممكن است روحيه بچه    ها را قوى تر بكند كه پيش بروند، اما ممكن است در يك فضايى همين حرف    ها بچه ها را دچار توقف، ركود، ترس و يأس و نااميدى كند. بايد شرايط را سنجيد و به اقتضاى آن حرف هايى را زد.
ما يك وقت ظرفيت انقلاب، ظرفيت مردم، ظرفيت رهبرى و ظرفيت اعتقادى را به عنوان فرصت هاى انقلاب مى سنجيم و بعد مشكلات را هم مى آوريم و متوجه مى شويم كه ما از اين ظرفيت   ها خيلى بيشتر مى توانستيم بهره ببريم.
اما وقتى شرايط را ريز ترسيم كنيم و بخواهيم بگوييم اين چيزى است كه تحويل گرفتيم، خيلى مشكل مى شود. واقعاً خيلى مسائل را نمى توان به تفصيل بيان كرد. ما نگران اين هستيم كه دشمن از آن سوءاستفاده كند و بعضى دوستان دچار يأس بشوند.
فكر نمى كنيد نخستين نتيجه نگفتن مسائل و پاسخ ندادن به برخى ادعاها، جرى شدن مدعيان باشد. به هرحال مخالفان دولت ماشين رسانه اى و تبليغى قدرتمندى دارند و سكوت دولت را در افكار عمومى به مثابه پذيرش انتقادات و ضعف    ها قلمداد مى كنند؟
تنها چيزى كه ما را محزون مى كند همين است كه خيلى مسائل را نمى شود گفت.
سربسته بگويم خط و مسير انقلاب درست است. ريل هست، ريل انقلاب به سمت عدالت مى رود، ريل درست است ولى سوزن بانان قبلى، اشتباهى ريل را عوض كرده بودند.
وقتى بگوييم ارزش اصلاح اين مسير و بازگشت به ريل انقلاب و ريل عدالت خيلى بالاتر از قيمت گوجه فرنگى است ، ممكن است همان دستى كه مى خواهد مردم را مأيوس كند گوجه را به ۷۰۰ تومان و ۱۲۰۰ تومان برساند. حالا اگر با تمام فشار   ها دولت گوجه را به ۳۰۰ تومان برساند هيچ كس حرفى نمى زند. تورم در اين دو سال، نسبت به زمانى كه احمدى نژاد دولت را تحويل گرفت پائين تر بوده (مطابق آمار بانك مركزى) اما اين توفيقات كمتر گفته مى شود. برخى توقعات را در عين تورم صفر مطالبه مى كنند! القا هم مى كنند. مثلاً خبرنگارى از من پرسيد آيا سال ۸۶ تورم را از بين مى بريد؟ من گفتم: اين حرف را چه كسى زده؟ آقاى احمدى نژاد گفتند مى خواهيم تورم را يك رقمى كنيم نه صفر.
ولى آن    ها مى گويند دولت حركت معكوس داشته در حالى كه تورم ۵۰درصدى دوره آقايان هنوز از ياد   ها نرفته است.
شما در مراسم توديعتان از دفتر رياست جمهورى گفتيد، احمدى نژاد را نمى توان كاناليزه كرد. آيا واقعاً اين گونه است. آيا درگيرى هاى كارى رئيس جمهور موجب نمى شود كه او از اخبار و اطلاعات روزمره دور بماند و تنها به اخبارى كه دفتر مى دهد، بسنده كند؟
احمدى نژاد را نمى توان كاناليزه كرد، چون در قالبهاى بسته حفاظتى، محصور نشده است. او شرايط را براى اطلاع يابى فراهم مى كند. آقاى احمدى نژاد، شما را طورى مى بيند كه مثلاً من را مى بيند. وقتى يك شهروند عادى با رئيس جمهور حرف مى زند، وقتى خانواده اش با مردم زندگى مى كنند، خيلى مسائل در اختيارش هست. وقتى در هر فرصتى در دل مردم مى رود، وقتى در محله، در خانه و تا پاسى از شب ارتباطش با مردم قطع نمى شود؛ وقتى با همه سختى ها، و در اوج فشار كارى، ملاقات مردمى مى گذارد و حجم عظيمى از كارهاى سنگين مردم را با كارهاى خرد و كوچك مى پذيرد؛ درواقع در يك ارتباط مستقيم به صورت عادى و عاميانه با مردم، خيلى حرف   ها را مى گيرد.
وقتى احمدى نژاد سرزده خيلى جا   ها مى رود، به خانه افراد مى رود و در طيف گسترده اى در سفرهاى استانى اين ارتباط را فراهم مى كند، فضا خيلى برايش باز مى شود. احمدى نژاد از شنيدن حرفى كه ناراحتش مى كند ابايى ندارد. او سايت    ها و روزنامه هايى كه عليه او تندترين مطالب عمدتاً كذب را مى نويسند و ما را عصبانى مى كنند، مى خواند و اثرى بر او ندارد.
وقتى پيام هاى كوتاه را مى خواند، وقتى نامه هاى الكترونيكى را مى خواند و همه اين   ها را با يك هوشمندى ذاتى است تحليل مى كند، پس ديگر قابل كاناليزه شدن نيست.
بدون اغراق مى گويم كه در ايفاى مسئوليت رياست جمهورى، احمدى نژاد شخصى است كه بر فضا مسلط است و فضا بر او مسلط نمى شود. نمى خواهم بگويم موجودى است كه تحت تأثير قرار نمى گيرد. من نمى خواهم يك چيزهاى غيرعادى ترسيم كنم، من مناسبات عادى را عرض مى كنم والا هركسى وقتى خودش را محدود كند تحت تأثير قرار مى گيرد. هر بشرى اثر پذير هست. ولى در يك گستره اينچنينى كه خودش اين جايگاه را مى بيند و متعلق به همگان مى داند، طبيعى است كه خطر كاناليزه شدنش كم است.
آقاى الهام! امسال چقدر به شما سخت گذشت؟ و اصلاً فهميديد چقدر زود گذشت؟!
گذر زمان را حس نكردم. براى من احساسى مشابه احساس زمان انقلاب است. از سال ۵۷ كه انقلاب پيروز شد تا سال هاى ۶۷ و ۶۸ كه گذر زمان را حس نمى كردم. اما در اين دوران ۱۵ ، ۱۶ ساله اخير شايد يك حالت پيرى و فضاى خيلى سنگين را احساس مى كردم. حدود يكسال است كه شرايط كار براى امثال ما   ها به صورت واقعى بعد از مدت    ها فراهم شده است. من احساسم احساس اول انقلاب است. گذر زمان را حس نمى كنم. البته گذر زمان روى ما اثر مى گذارد و اين   ها را ديگران مى بينند. ولى سختى و شدت   ها چون در يك فضاى عقيدتى دارد شكل مى گيرد، احساس نمى شود.
در شهريور ماه امسال به خاطر مطلبى كه در يك سايت اينترنتى منتشر شد، در يك روز تقريباً تمام روزنامه    ها، سايت ها، شخصيت هاى سياسى و صداوسيما و. . . به همسر شما حمله كردند و از ايشان انتقاد كردند. آن روز چه احساسى داشتيد؟
000054.jpg
من دوست داشتم آزاد مى بودم، حرف مى زدم و از حق دفاع مى كردم. بخصوص كه بخشى از اين كم لطفى، ناشى از من بود. بالاخره در اين مسأله شما عنصر عاطفه را هم ببينيد، اما مصلحت بالاتر است. واقعاً شرايط سختى بود. هم از لحاظ روحى سخت بود و هم از لحاظ تكليفى كه نمى توانستم چيزى بگويم. مثلاً من ارتباط خانمم را با پدرش مى دانستم. خانم من خيلى عاطفى است ولى به عنوان مظهر خشونت معرفى شد. ايشان دو كتاب درباره حضرت زهرا(س) نوشته اند كه واقعاً يادم هست تمام يادداشت   ها با اشك نوشته مى شد. اين نوشته    ها با دل ارتباط داشت و محبت اهل بيت عليهم السلام با آن عجين بود.
اين خصوصيت را ايشان در ارتباط با پدرشان هم داشتند. در يك شرايطى پدر چيزى مى نويسد كه عليه دختر تلقى مى شود، نمى دانم مى شود اين حس تلخ را منتقل كرد يا نه؟ البته خداوند تفضل و كمك كرد.
اين هم شايد به خاطر يك مصلحت بالاترى تشخيص داده شده بود. آدم در اين مسائل قرار بگيرد چه بايد كند؟ سعى كردم سكوت كنم. ولى اميدوار بودم اين احساس منفى به خانمم دست نداده باشد كه يك بى تفاوتى را در من حس كند. آدم وقتى كه در فشار قرار مى گيرد حمايت عمومى خيلى موضوعيت پيدا مى كند. البته آدم هاى بزرگ از تنهايى هراسى ندارند، ولى هر انسانى نياز به حامى دارد.
شما اگر اين مطلب را در يكى از روزنامه ها بخوانيد كه راه دكتر الهام از همسرش جداست، چه احساسى خواهيد داشت؟
از اين چيز   ها خوشم نمى آيد. يعنى اين   ها چيزى نيست كه در ذهنم اثر مثبت بگذارد. هركس شخصيت ويژه خود را دارد. بعضى    ها دوست دارند با اين حرف    ها ديگران را تخريب كنند. اين مسأله بدى است. اين شيوه حمايت از خودم را دوست ندارم.
شما در وزارت دادگسترى اموالتان را اعلام كرديد. سه دانگ يك منزل صدمترى در شهرك آزادى كيلومتر ۴ جاده كرج و يك پيكان مدل ۸۳. چه طور مى شود فردى كه از سال ۵۹ تا كنون پى در پى مسئوليت و مديريت هاى ميانى و كلان داشته ؛ سه دانگ خانه و يك پيكان داشته باشد اما يك نفر كه فقط عضو هيأت مديره يك شركت دولتى است به اندازه تمام دارايى شما در آخر يك ماه حقوق بگيرد؟!
ما وضع فوق العاده اى نداريم. الآن احساس من نسبت به مردم جور ديگرى است چون مراجعات مكرر دارم. مشكلاتى كه در درون خانواده    ها و افراد هست ذهن مرا مشغول مى كند. مى خواهم بگويم كه سختى هاى زيادى در درون مردم مى گذرد. فقر، بيمارى، مشكلات بهداشتى و زندگى و خواسته هايى كه براى يك زندگى خوب بايد باشد و سرپرست خانواده براى تأمين آن   ها مشكل دارد. همين حالا كه من در خانه خودم زندگى مى كنم فكر مى كنم خيلى مرفهم و نمى دانم اين حقم هست يا نيست؟ من با آن مردم دچار مشكلات خودم را مى سنجم نه با يك مدير مرفه.
به نظرم يك مسئول بايد خوابيدن راحت را در جامعه اى كه گرسنه در آن وجود دارد فراموش كند. وقتى مشكلات مردم را مى فهميم واقعاً نمى دانم چطور مى شود به فكر اندوخته و مال و منال باشيم. خيلى    ها به من گفتند خانه را بايد تعويض بكنى.
اما من چرا بايد با زياده خواهى، از حكومت مطالبه حقوق فوق العاده كنم. مسكن كالايى براى تجارت نيست. مسكن حقى است براى آسايش افراد. هر چند كه بايد بگويم مردانى كه زندگى سالم دارند مرهون زنانى هستند كه زياده خواهى نكرده اند. بزرگترين نعمت براى يك مرد اين است كه زنى معتدل و قانع داشته باشد . البته نمى خواهم گناه زياده خواهى مردان را به گردن زنان بيندازم. عكسش را مى گويم.
شما از ديد يك مقام دولتى بگوييد وقتى زياده خواهى    ها را مى بينيد چه مى كنيد؟
اگر در جايگاه كارى باشم سعى مى كنم تعادلى ايجاد كنم. نظام پرداخت فعلى ما غلط است و واقعاً بايد اصلاح بشود. ما اين را نتوانستيم اصلاح كنيم. شهيد بهشتى نسبت حقوق    ها را حداكثر يك به سه قابل تحمل مى دانستند و بيشتر از آن را نه. ما برابرى سوسياليستى را نمى خواهيم ولى تفاوت در اين حد زياد هم قابل قبول نيست. ما فضايى را درست كرديم به اسم مديران و مديريت. در سال هاى ۷۳ به بعد كه مى گفتند بايد مديران را راضى كرد. اما حالا به اين تبعيض هاى گسترده رسيده ايم.
برداشت من هميشه اين بوده كه حكومت كردن در جمهورى اسلامى فرق مى كند. ممكن است حس قدرت طلبى افراد ارضا بشود ، اما شهوت مالى آن   ها را نبايد اين گونه ارضا كنند. جمهورى اسلامى جايى است كه مسئولانش بايد بپذيرند كه مايه بگذارند، در ازاى مايه اى كه مردم مى گذارند. اين را ساختارى بايد درست كرد.
البته من در كار، اين افراد را به كار نمى گيرم. اين جور آدم   ها هيچ وقت دور و بر من پيدا نمى شوند.
آقاى الهام ! حقوق شما چقدر است؟
من از سال گذشته در دانشگاه نيمه وقت بوده ام و نيمه وقت حقوق مى گيرم. از وقتى كه به دولت آمدم تا به حال هيچ حقوقى دريافت نكرده ام. جالب است بدانيد وضعيت رئيس جمهور هم مثل من است و ايشان هم از دولت حقوقى نمى گيرند.
سؤال آخر هم اين كه بعضى    ها مخصوصاً مخالفان دولت مى گويند شما را از دفتر رياست جمهورى دك كردند! نظرتان چيست؟
من چنين ذهنيتى به آقاى رئيس جمهور ندارم. اصلاً نياز به دك كردن من نبود. من به خود آقاى احمدى نژاد هم گفتم هر وقت بحث تغيير پيش بيايد من حرفى ندارم. عوض هم نمى خواهم بشوم كه مثلاً اگر از اين قسمت رفتم حتماً در جاى ديگر مشغول به كار شوم. اگر كسى بهتر از من جايى پيدا شود حتماً بايد به آن تحويل بدهند و جايگزين كنند. كنار رفتن از مسئوليت براى من سنگين نيست.
البته وزارت دادگسترى از اول هم مطرح بود. سال ۸۴ آقاى احمدى نژاد به من گفت سه جا برايتان در نظر دارم ؛ دادگسترى، معاونت پارلمانى و دفتر. ايشان اولويتشان دفتر بود. حالا نمى دانم شايد ايشان در دفتر با من رودربايستى داشتند. حجت را هم بر هم تمام كرده بوديم كه چيز پوشيده نداشته باشيم. ايشان درروز توديع صحبت هايى كردند كه مرا هم شرمنده كردند.

|   يادداشت   |   رئيس جمهور (۱)   |   رئيس جمهور (۲)   |   رئيس جمهور (۳)   |   رئيس جمهور (۴)   |   سياسى (۱)   |   سياسى (۲)   | 
|   سياسى (۳)   |   سياسى (۴)   |   سياسى (۵)   |   سياسى (۶)   |   سياسى (۷)   |   سياسى (۸)   |   سياسى (۹)   | 
|   سياسى (۱۰)   |   بين الملل (۱)   |   بين الملل (۲)   |   بين الملل (۳)   |   طرح و كاريكاتور (۱)   |   طرح و كاريكاتور (۲)   |   اجتماعى (۱)   | 
|   اجتماعى (۲)   |   اجتماعى (۳)   |   اجتماعى (۴)   |   اقتصادى (۱)   |   اقتصادى (۲)   |   اقتصادى (۳)   |   اقتصادى (۴)   | 
|   اقتصادى (۵)   |   اقتصادى (۶)   |   اقتصادى (۷)   |   هنرى (۱)   |   هنرى (۲)   |   هنرى (۳)   |   هنرى (۴)   | 
|   هنرى (۵)   |   هنرى (۶)   |   پايدارى (۱)   |   پايدارى (۲)   |   پايدارى (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۱)   |   فرهنگ و انديشه (۲)   | 
|   فرهنگ و انديشه (۳)   |   فرهنگ و انديشه (۴)   |   فرهنگ و انديشه (۵)   |   فرهنگ و انديشه (۶)   |   تاريخى (۱)   |   ورزشى (۱)   |   ورزشى (۲)   | 
|   طنز (۱)   |   ورزشى (۳)   |   ورزشى (۴)   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |