• رازهاى پرونده قتل همسر ناصر محمدخانى در گفت وگوهاى گروه حوادث «ايران» با وكلاى خانواده مقتول، شهلا و خواهر لاله
• وكيل مدافع اولياى دم: شهلا بهترين هنرپيشه تاريخ است. با مهارت بسيارى مى تواند در كوتاه ترين زمان نقش هاى مختلفى را بازى كند. يعنى در لحظه اى گريه مى كند، به سرعت مى خندد و...
• وكيل مدافع شهلا: مجرم بايد به سزاى اعمال جنايتكارانه اش برسد
گروه حوادث - خسرو مبشر: رسيدگى مجدد پرونده قتل همسر ناصر محمدخانى در شعبه ۳ تشخيص ديوان عالى كشور در دستور كار قضات ديوان عالى كشور قرار گرفته است. هيأت قضايى براى رسيدگى به اين پرونده جنايى وقت تعيين كرده است. در اين پرونده شهلا به عنوان عامل اصلى جنايت معرفى و به قصاص نفس - اعدام - محكوم شده است، اما اجراى حكم او با دستور رئيس قوه قضائيه براى رسيدگى مجدد در شعبه تشخيص ديوان عالى كشور متوقف شده است. گروه حوادث «ايران» در ۲ شماره در هفته گذشته در گفت وگويى با شهلا و بررسى پرونده وى مطالبى را به چاپ رساند و اكنون براى شفاف سازى اين پرونده با خانواده لاله سحرخيزان، احمد محققى وكيل مدافع خانواده اولياى دم در زمان رسيدگى پرونده وعبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع شهلا گفت و گويى انجام داده است. نيلوفر سحرخيزان (خواهر لاله) در ابتدا قبل از طرح هر سؤالى گفت: او بايد اعدام شود. ما براى روز اعدام شهلا لحظه شمارى مى كنيم. وى بايد به سزاى عمل جنايتكارانه خود برسد. خودم طناب دار را به گردنش خواهم انداخت.
* شما از چه زمانى متوجه شديد كه در زندگى خواهرتان زن ديگرى وجود دارد؟
حدود يك هفته و يا ۱۰ روز قبل از اين حادثه تلخ، لاله با من در شيراز تماس گرفت و تلفنى گفت؛ از تلفن همراه ناصر يك شماره تلفن ناشناس به دست آوردم كه متعلق به يك زن است. او (لاله) همچنين گفت: در اين مدت نيز رفتار ناصر تغيير كرده و خيلى مشكوك به نظر مى رسد.
من به خواهرم گفتم چند روز ديگر به تهران مى آيم و با هم اين قضيه را دنبال مى كنيم، اما خواهرم قبل از آمدن من تمام كارها را انجام داده بود، يعنى خودش با تحقيق در اين باره ناصر را تعقيب مى كرد. او حتى آپارتمان شهلا را هم پيدا كرد. ما تصميم داشتيم با شهلا صحبت كنيم تا او از زندگى ناصر بيرون برود و يا خواهرم از ناصر طلاق بگيرد. ما مى توانستيم با صحبت كردن با شهلا، اين قضيه را حل كنيم، اما فرصت نشد. او به خاطر كينه اى كه از خواهرم داشت و او را رقيب خود مى ديد، بيرحمانه لاله را كشت و اكنون بايد تقاص آن را پس بدهد.
* با توجه به اظهارنظر پزشكى قانونى، ضربات وارده به مقتوله (لاله) حدود ۳۷ ضربه اعلام شده است و اين نوع جنايت از عهده يك زن خارج است، آيا فكر مى كنيد شهلا در اين جنايت همدستى داشته است؟
شهلا بارها در بازجويى و بازسازى صحنه قتل، آشكارا اعتراف كرده به تنهايى اين كار را انجام داده است. او حتى چرخ خياطى خواهرم را شكست. او نمى توانست ببيند كه كس ديگرى با «ناصر» باشد، درحالى كه خواهرم زن شرعى، قانونى و مادر بچه هاى او بود.
اين زن با وارد شدن به حريم خصوصى زندگى خواهرم، زندگى او را از هم پاشيد. شهلا كليد آپارتمان را داشت و اين موضوع با مواجهه او و كليدساز به اثبات رسيده است. او مرتب و مخفيانه به آن آپارتمان رفت و آمد مى كرد و نقشه قتل خواهرم را از مدت ها قبل طراحى كرده بود. اگر احتمال داشته كه قتل توسط يك مرد انجام گرفته باشد، پس چرا شهلا چيزى نمى گويد. خانواده ما اطمينان دارند شهلا خواهرم را كشته است.
* گفته مى شود روز حادثه بين لاله و شهلا درگيرى و كشمكش در گرفته است، اما هيچ گونه اثر انگشتى يا تار موى طرفين و علائمى كه حاكى از درگيرى باشد در آپارتمان مقتوله پيدا نشده است. در اين زمينه چه مى گوييد؟
شهلا خيلى زرنگ است و براى همين به او ابليس مى گويم. طبق اعترافهاى خودش، پس از ارتكاب به جنايت، با يك دستمال و يا پارچه خيس همه جا را تميز كرده است تا اثر انگشتى از او باقى نماند و قاتل شناسايى نشود. ولى حالا مظلوم نمايى مى كند.
* از آپارتمان خواهرتان به جز پول نقد، تراول وطلا، آيا اسناد و مداركى نيز گم شده است؟
دقيقاً نمى دانم اين زن - شهلا - پس از قتل چه چيزهايى برداشته است. او حتى آلت قتاله و پارچه ها كه با آن اثر انگشت ها را پاك كرده بود را نيز با خود بيرون برده و دور انداخته است.
* بچه هاى لاله - عرفان و على - نظرشان درباره قاتل مادرشان چيست؟
عرفان ۱۱ ساله شده و نزد خانواده در قطر است. او خيلى شبيه خواهرم است. او در مدرسه محل تحصيل اش در قطر شاگرد ممتاز شناخته شده است.
اما على كه ۱۶ سال دارد، پيش پدرش در تهران است. او هم درس مى خواند. آنها يادگار خواهرم هستند و مانند ما براى اعدام شهلا روزشمارى مى كنند. عرفان گاهى اوقات به پدرم مى گويد: مگر شما نگفته ايد كه شهلا، مادرم را كشته است و دادگاه او را به اعدام محكوم كرده است، پس چرا اعدامش نمى كنند؟
* قبلاً پدرتان گفته بود كه شهلا را مى بخشم در صورتى كه افكار عمومى او را ببخشد.
اتفاقاً همين سؤال را ما از پدرمان كرديم. او گفت: از حرف من برداشت اشتباهى شده است. در واقع پدرم گفته بود زمانى او را مى بخشم كه حقيقت را بگويد. اگر او (شهلا) قاتل نيست، قاتل اصلى را معرفى كند. در اين صورت او را خواهم بخشيد.
پدرم نيز خواستار اعدام قاتل دخترش است و هميشه مى گويد: اجازه نمى دهم كه خون پاك دخترم پايمال شود. چون شهلا دختر جوانم را از من گرفت و اين حق قانونى و شرعى من است كه مجازات قاتل دخترم را بخواهم. خواهر لاله سحرخيزان در پايان به خبرنگار ما گفت: مراجع قضايى هيچ گاه پرونده شهلا را نقض نكرده اند، بلكه از سوى رئيس قوه قضائيه دستور توقف اجراى حكم اعدام صادر شده است تا قضات ديوان عالى كشور بار ديگر پرونده را رسيدگى كنند. ما مطمئن هستيم اين بار نيز حكم اعدام شهلا تأييد مى شود.
* در چه صورتى خانواده اولياى دم، شهلا را خواهند بخشيد؟
در هيچ صورتى ما قاتل خواهرمان را نمى بخشيم و بايد طناب دار را دور گردنش بيندازيم.
ضمناً وكيل متهم هميشه از اين ترفند استفاده مى كند كه ما دل رحم هستيم. اما براى شهلا دل رحم نيستيم. او بايد اعدام شود.