|
|
|
حرف تازه
|
|
|
|
|
|
|
حرف تازه
وعده مهم
منصوره لبيبى با نوع صبحانه اى كه مى خوريد مى توانيد احساس كنيد كه يك روز سراسر شاد و خوشى خواهيد داشت يا يك روز كسالت بار و خسته كننده! اگر هنگام صرف صبحانه طبق عادت هاى معمولى و عادى عموم مردم، فقط به صرف چاى شيرين همراه با كمى نان و پنير، اكتفا كنيد، مطمئن باشيد با گذشت زمان بيمارى در انتظارتان خواهد بود! و طولى نخواهد كشيد كه پيش درآمد بيمارى ها يكى پس از ديگرى، خود را نشان خواهند داد. چاقى يكى از اين نشانه ها است. صبحانه اى كه در آن، تنها از ماده غذايى چاق كننده يا همان هيدرات هاى كربن به شكل هاى مختلف شكر، نان و مربا استفاده مى شود، به سرعت غيرباورى در فرد ايجاد چاقى مى كند زيرا قندخون كه در اوايل صبح ۷۰ تا ۷۵ ميلى گرم در صد سى سى است با خوردن چنين تركيبى در وعده غذايى صبحانه به ۱۵۰ تا ۱۶۰ ميلى گرم مى رسد. وقتى قندخون با اين سرعت، بالا برود، لوزالمعده را به ترشح انسولين تحريك مى كند. انسولين هم به نوبه خود كبد و عضله هاى بدن را وادار به جذب قند خواهد كرد. عضله ها فقط قادرند مقدار كمى قند را به صورت گيلكوژن در خود ذخيره كنند در نتيجه قند اضافى در بدن به صورت چربى در بافت ها ذخيره مى شود و اين يكى از راه هاى بيمارى و علل چاق شدن است. حال اگر چنانچه، هنگام صرف صبحانه، كمى پروتئين، كمى شير، يك عدد تخم مرغ و يك ليوان آبميوه (مركبات)، كمى پنير و جوانه گندم مصرف كنيم، نه فقط با پديده اى به نام چاقى روبه رو نمى شويم، بلكه با توجه به آرام سوختن و مصرف پروتئين ها در بدن، ساعت ها سرخوش و شاداب بوده و روزى زيبا و دور از احساس خستگى را به شب خواهيم رساند. در تغذيه نوع اول، انرژى بدن همان طور كه به سرعت افزايش مى يابد، به سرعت نيز بعد از گذشت يك ساعت كاهش يافته و فرد دچار ضعف، بى حالى و احياناً سرما مى شود و گاه حتى اين وضع او را از انجام كارهاى معمولى و روزانه نيز بازمى دارد! اين شرايط درباره فرزندان شما هم صدق مى كند. آنها در ساعت هاى آخر كلاس از درس هاى گفته شده چيزى نمى فهمند زيرا سوخت و انرژى بدنشان تمام شده است. براى جلوگيرى از اين وضع، هر روز در كيف آنها يك ساندويچ بزرگ كباب بگذاريد و مجبورشان كنيد آن را نخورده از مدرسه به خانه نيايند و قبل از رفتن به مدرسه نيز به آنها يك ليوان بزرگ شير، يا يك ليوان بزرگ آب مركبات بدهيد. گاهى توصيه به خوردن روزى يك نوع ويتامين (Bكمپلكس يا مولتى مينرال) هم مى شود. در اين صورت كودكان يك روز سراسر شادى و خستگى ناپذيرى را طى خواهند كرد.
|
|
|
|
|
مهارت مادر حوصله كودك
|
|
|
فاطمه اميرى آسمان با وقفه هاى كوتاه مى بارد و قطره هاى باران روى شيشه هايى كه از تميز شدنشان بيشتر از ۲ ماه نمى گذرد، به دغدغه هاى زنى اضافه مى كنند؛ او مادرى است كه در ازدحام جمعيت داخل ايستگاه اتوبوس به سختى خودش را از پله هاى اتوبوس بالا مى كشد، در حالى كه بقچه پيچ كوچكى را محكم در آغوشش مى فشارد. برگه هاى تقويم ورق مى خورند تا اين بار مادرى دست در دست دختر بچه اى از ازدحام اتومبيل ها و سوارى هاى سر چهار راه با احتياط عبور كند و خود را به آن سوى خيابانى برساند كه در آن پسر بچه اى صورتش را روى شيشه مغازه اى كه مادر داخل آن سرگرم خريد است، چسبانده و شكلك درست مى كند. مادرها و بچه ها همه جا هستند. از پل ها، خيابان ها، چهارراه ها، مغازه ها مى گذرند و با هم براى كشف تازه اى، به زندگى نقب مى زنند. *** يك مادر ۸ ساعت از وقت روزانه اش را به طور مستقيم و مابقى آن را غيرمستقيم با كودكش مى گذراند. مادرهاى جوان هر روز ده ها جمله با هم رد و بدل مى كنند كه اغلب آنها جمله هاى معترضه اى درباره دشوارى هاى بچه دارى است؛ اين كه شب تا صبح پلك نزده اند، از فرط خستگى روى پاى شان بندنيستند و حتى فرصت يك استراحت كوتاه هم ندارند. هرچند خيلى از مادران معتقدند حضور كودك، فكر كردن و سر و سامان دادن به كارهاى مربوط به او، فقط اختصاص به ساعت هاى خاصى از شبانه روز ندارد و تمام اوقات زندگى شان را دربرمى گيرد. ميل سيرى ناپذير به بازى دشوارى اين شرايط براى مادرهاى شاغل بيشتر است. آنها وقتى خسته از محل كار به خانه مى رسند، مى دانند براى خودشان نيستند. نگاه هاى منتظرى هستند كه مادر بايد با حضورش به آنها امنيت و اطمينان خاطر بدهد. صاحب كوچك اين نگاه ها را در آغوش بگيرد و نيازهايش را برطرف كند. حورا حسينى مادر ۲۹ ساله وقتى به خانه مى رسد، تازه بايد خود را آماده بازى با پسر كوچك ۳ ساله اش كند: «در يك چشم به هم زدن از جلوى در ورودى تا اتاق انتهاى خانه اسباب بازى ها به صف مى شوند و ميل سيرى ناپذير او به بازى با همراهى من!» با همه اين سختى ها، مى شود قضيه را از بعد ديگرى هم ديد. ديدگاهى كه برخى از روان شناس ها در حال ترويج آن هستند. از آن جمله مينو ابهرى متخصص روانشناسى است كه مى گويد:« صرف نظر اين كه خيلى از پدرها و مادرها، بچه دارى را وظيفه اى مى دانند كه با دشوارى هاى خاص خود بايد انجامش بدهند، اما گاه از اين نكته غافل اند كه اين كار مى تواند بسيار لذت بخش و همراه با آموزش ها و كسب مهارت هايى باشد كه در شرايطى غير از آن، امكان تجربه كردن و كسب آنها وجود نداشت. به عنوان مثال مادر ۳۴ ساله اى براى من تعريف مى كرد قبل از ازدواج به قدرى خوابش سنگين بوده كه در تمام فاميل شهرت داشته، اما از وقتى بچه دار شده، حتى با كوچكترين صداى دختر دو ساله اش كه در اتاق ديگر خواب است، از جا مى پرد. اين همان مهارتى است كه در ديدگاه روانشناسى به عنوان قدرت تطبيق و نشان دادن واكنش به موقع و مناسب از آن ياد مى شود. البته منظور ترويج حساسيت هايى از اين قبيل نيست، بلكه طرح اين موضوع است كه والدين حين بچه دارى مهارت هايى را مى آموزند كه مى تواند براى بقيه زندگى شان هم مفيد و كارآمد باشد.» صبر و حوصله اى تعجب برانگيز مهارت تطبيق دادن خود با شرايط ، رشد خلاقيت، افزايش صبر و حوصله، سرگرم كردن كودكى كه بى حوصله است و تقويت حس هفتم از جمله مهارت هايى هستند كه والدين در حين بچه دارى مى توانند آنها را آموخته يا تقويت كنند. انبوهى از رخت هاى شسته نشده، كارهاى نيمه تمام، خريدهاى جابه جا نشده، صداى پشت سر هم زنگ تلفن و كودكى كه دلش بازى مى خواهد. از نظر منيره سجادى، كارشناس ارشد روانشناسى و مشاور خانواده اتفاقى كه در اين مواقع مى تواند بيفتد اين است: «مادر مى تواند حين جابه جايى موادى كه خريدارى كرده، با كودكش قايم باشك بازى كند. حين بازى با او لباس هاى شسته شده را جابه جا كند. اما وقتى كه مادر از اين كار خسته مى شود، كودك تازه سرحال شده و پر از انرژى آماده بازى يا سرگرمى ديگرى است. عجيب نيست كه مادر باز هم پا به پاى كودك به خواسته هايش عمل مى كند. اما مطمئناً اگر يك روز عصر كه مادر كار زيادى براى انجام دادن دارد، تلفن پشت سر هم زنگ بزند او به تماس چهارم و پنجم بى اعتنا مى شود و چه بسا گوشى تلفن را هم برندارد، اما اين كار را هيچ وقت با كودكش كه براى بار چندم مى خواهد با مادر بازى كند، نخواهد كرد. بنابراين بعد از مدتى مادر به درجه اى از صبورى و تحمل رسيده كه گاهى براى اطرافيان تعجب برانگيز هم هست.» هواپيمايى پر از مسافر براى دهان كودك سرگرم كردن كودكى كه بى حوصله است، دوست دارد قصه اى بشنود يا رفتار با كودكى كه به جاى خوردن غذايش با آن بازى مى كند هم معمولاً كارى است كه مادران به خوبى توان انجام دادن آنها را دارند. دكتر ابهرى مى گويد: «مادران از قاشق هاى غذا هواپيمايى مى سازند كه آماده است مسافرانش را در دهان كودك خالى كند. يا شكلك هاى عجيب و غريب درآوردن براى نشاندن خنده به روى صورت بچه اى گريان و توجه او را به چيز ديگرى جلب كردن و ساختن قصه اى در آن واحد، همگى مهارت هايى است كه در نهايت رشد خلاقيت مادر را به همراه دارد و حضور ذهن كه مادران مى آموزند، چطور در جريان يك مكالمه براى سؤال هاى پيش بينى نشده كودكشان جواب داشته باشند و پاسخ سؤال هاى او را سريع و بدون مكث بدهند. مهارت فكر كردن مثل كودكان و ديدن دنيا از زاويه ديد آنها و در عين حال هم صحبتى با فردى بزرگسال و شركت كردن در گفت گويى جدى با او هم البته ارزشمند و قابل توجه است.» مگسى كه در حين بازى با دوستانش از خانه خيلى دور شد. گربه اى كه با ميوميو كردن زياد ناراحتى صاحبخانه اش را موجب شد و گنجشكى كه يك روز از خواب بلند شد و ديد ديگر نمى تواند بخواند، كودكان با منطقى يا غيرمنطقى بودن قصه ها كارى ندارند و در عوض مادران چنان با مهارت اين قصه ها را در ذهن خود خلق مى كنند كه بسيارى از افراد عادى بايد ساعت ها درباره ساختن و پرداختن آنها فكر كنند و گاهى هم به نتيجه اى نرسند. پيدا كردن هم صحبت هاى جديد، برقرارى روابط نو و رفت و آمد خانواده ها و آدم هاى تازه به خاطر فرزندان به والدين نيز ايده هاى نويى داده و آنها را در معرض تجربه هاى متفاوتى قرار مى دهد. روانشناسان معتقدند: والدين بايد به خاطر فراگيرى چنين مهارت ها و ايجاد اين موقعيت ها از فرزندان خود سپاسگزار باشند. آنها به مادران سفارش مى كنند كه به پدرها هم فرصتى براى سهيم شدن در اين تجربه ها و يادگيرى اين مهارت ها بدهند و از آنها بخواهند با مادران همراه شوند.
|
|
|
|
|