يكشنبه ۶ خرداد ۱۳۸۶ - ۱۰ جمادى الاول ۱۴۲۸
Sun, May 27, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
گفت و گو
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
رودررو
شغلى براى تمام روزها
292515.jpg
مهرى حقانى

اختصاص يك روز براى برخى حرفه ها نتايجى دارد. نتايج از آن جهت كه جشن روزانه اى برگزار مى شود، پلاكاردى نوشته مى شود، حرف هايى هم گفته مى شود كه اين چيز بدى نيست ولى بيشتر يك رسم است. اما آن چه مخصوص يك روز نيست و به برآيند كلى و شرايط كلى آن حرفه و به باقى روزها برمى گردد، حركت مستمر و پيگير خواسته ها و اشتياق به بهبود وضعيت حرفه ها و تخصص هاى موجود جامعه است كه كم كم مى تواند اين مسأله را هم به يك نتيجه مستمر و ادامه دار تبديل كند. اين كه روز پرستار يا كارگر يا معلم يك روز است، اما پرستاران و كارگران و معلمان و روزنامه نگاران و... در همه روزهاى سال حضور زنده و تأثيرگذار در شرايط جامعه دارند و اين كه به ياد آوردن يك روز، فراموش كردن بقيه فرصت ها نيست.
۱۴۵ دانشكده پرستارى با سالى بيش از ۷ هزار نفر فارغ التحصيل در مقاطع كارشناسى و كارشناسى ارشد، سالانه ۶ تا ۷ هزار نفر به جمعيت پرستاران مى افزايند. با اين حال، شغل پرستارى در جامعه از دو زاويه ديده مى شود؛ از يك سو، خيل فارغ التحصيلان اين رشته در برابر شرايط سازمانى بهداشتى و پزشكى كشور قرار دارند و از سوى ديگر، نگاه عمومى به عنوان جامعه طرف تعامل اين حرفه رضايتمندى ها و نارضايتى هاى خاص خود را دارد. با اين حال، چه در عرصه مشكلات و مسائل كه جامعه حرفه پرستاران درگيرآنهاست و چه در بازخورد و انتظارى كه جامعه از پرستاران دارد، هر دو از يك واقعيت سرچشمه مى گيرد. در حقيقت، هنگامى كه آموزش، خدمات و حقوق به حق ادا شود اين دو كفه هم به تعادل مى رسد. اما حرفه اى كه از برخى نارسايى ها رنج مى برد، امكان بروز در شرايط بهتر را چندان نمى يابد. كسى كه راضى نيست شايد نتواند مردم را نيز راضى كند. اما اين حرف پايانى نمى تواند باشد. به حتم، در زنجيره پى در هم شرايط هر كارى نقاطى از قلم افتاده است. هدف بهبود و كشف اين نقاط است.
استاندارد خدمات در بخش پرستارى به ازاى هر هزار نفر، ۳ نفر پرستار است. اين در حالى است كه هم اكنون به ازاى هر تخت بيمارستانى تنها نيم نفر پرستار وجود دارد و همين مسأله باعث شده كه تنها از ۳۰ درصد ظرفيت و توانايى پرستاران استفاده شود. از سويى، دو شيفت بودن كادر پرستارى در بيمارستان هاى دولتى و اضافه كارى اجبارى پرستاران موجب خستگى و بالا رفتن ميزان خطاى پرستار و همچنين فشارهاى روحى و روانى در ميان كادر پرستارى مى شود.
اين نكته در حقيقت از عمده ترين مسائل حرفه پرستارى در كشور ماست كه به ترتيب موجب پديد آمدن و گسترش آن به مسائل ديگر مى شود. فريده رفعت جاه پرستار يك بيمارستان خصوصى است كه با مدرك فوق ليسانس از حقوق و مزاياى يك پرستار ليسانس برخوردار است. وى در بيان علت اين مسأله مى گويد: «چون بنا نيست حقوق بيشترى به يك پرستار داده شود، بنابراين مدرك بالاتر را نمى پذيرند. اين در حالى است كه يك دانشجوى پرستارى از هنگام آغاز تحصيل، به شدت درگير كار در اين رشته مى شود. يعنى درس هاى عملى و تئورى امكان هيچ كار متفرقه اى را نمى دهد. مهمترين شانس بازار كارى يك فارغ التحصيل رشته پرستارى طرح اجبارى است كه همه آن را مى گذرانند. اما برخى طرحى ها مجبورند ۱۰۰ تا ۱۵۰ ساعت اضافه كارى كار كنند. علاوه بر اين كه ۱۷۵ ساعت هم شيفت كارى دارند. در نهايت، اگر آن مركز به نيرو نياز داشته باشد، نيروى طرحى را نگه مى دارد و در درازمدت استخدام مى كند كه قرارداد هم شركتى است و در حد يك كارگر است. ممكن است بازار كار خصوصى هميشه وجود داشته باشد، ولى امنيت شغلى در آنجا كم است. حتى گاهى پرستارى به مرخصى ازدواج هم نياز داشته باشد، كارفرما مى تواند بگويد نرو. تمام روزهاى تعطيل، شادى ها، جشن ها و مناسبت ها يك پرستار كار مى كند و براى يك مرخصى كوتاه مجبور است از ۲۰ روز پيش هماهنگ كند و اين مسأله تا حدى است كه گاهى اوقات خانواده ها با شرايط كارى يك پرستار مشكل پيدا مى كنند. مسأله ديگر حقوق و مزاياى يك پرستار است. براساس مصوبه وزارت كار، حقوق ليسانس حداقلى دارد ولى در سازمان هاى مختلف امتيازاتى نيز در كنارش وجود دارد. اما براى خود من با مدرك فوق ليسانس ۲۲۰ هزار تومان پايه حقوق تعيين شده است و اگرچه حق مسكن يا CCU هم افزوده مى شود، ولى دوباره با كسر ماليات و بيمه به همان حد مى رسد. در بخش خصوصى هم اضافه كارى وجود ندارد.»
اگرچه همواره وضعيت خدماتى و حقوقى بخش خصوصى چشم انداز بهترى دارد، ولى اين پرستار بخش خصوصى مى گويد: «پرستاران دولتى امتيازات بيشترى دارند. حق CCU و شب كارى آنها بيشتر است. آنها حتى مى توانند اعتراضات صنفى داشته باشند، ولى اگر ما هرگونه اعتراضى داشته باشيم، كارفرما مى تواند به هر شكل خواست تصميم بگيرد. پس افراد چون نياز دارند به همين حداقل راضى هستند. اين در حالى است كه من پرستار، آگاهانه و عاشقانه وارد اين رشته شده ام، ولى رضايت شغلى ندارم و حتى بسيارى از همكاران من در پى اين هستند كه كار خود را تغيير دهند. كارهايى چون مربى مهدكودك، آموزش و پرورش، منشى پزشك خصوصى جزو انتخاب هاى اين افراد است. در نهايت، مسأله اين است كه وزارت كار همه چيز را به نفع كارفرما تعريف كرده، بنابراين افراد به هر سختى بايد تن دربدهند و يا در نهايت بعد از مدتى خسته مى شوند و شغلى كه با زحمت فراوان به دست آورده اند را ترك مى كنند.»
مسأله بسيار حرفه اى و تخصصى ديگر كه در مورد شغل پرستارى در كشور ما وجود دارد، غيرتخصصى بودن آن است. اين در حالى است كه به گفته يك پرستار، در دانشگاه تمام بيمارى ها تدريس مى شود؛ از بيمارى هاى داخلى و اطفال گرفته تا زنان و بيمارى هاى روانى. پس از آن افراد بدون هيچ گونه تمركز يا تأكيدى وارد يك عرصه عمومى مى شوند، در حالى كه در كشورهاى پيشرفته افراد هر كدام با تمركز بر يك بخش وارد يك حيطه تخصصى تر مى شوند. مثلاً پرستار CCU، پرستار اطفال، پرستار خاص دياليز. در ايران هم تا حدى اين آموزش ها وجود دارد ولى در حد غيررسمى در بيمارستان ها و كارگاه هاى آموزشى برگزار مى شود. تعريف مشاغل جديد براى پرستاران درصدر درخواست هاى سازمان نظام پرستارى در روزهاى اخير قرار داشته است. اين سازمان در بيانيه اى كه منتشر كرده است تأكيد مى كند: «وجود تصادفات و معلوليت هاى ناشى از آن، وجود بيماران و بيمارى هاى مزمن قلبى، ريوى، كليوى، ديابتى، بيمارى خاص و سالمندان ناتوان ايجاب مى كند كه حضور پرستاران به صورت كاملاً علمى در مشاغل جديدى تعريف و شفاف شود تا بتوانيم فرصت ها را به درستى مديريت كنيم و تلفات را به كمترين برسانيم.»
اين نهاد تأكيد مى كند: «در عرصه سلامت الكترونيك، تله نرسينگ، پرستارى هوشمند و ديگر زمينه ها، لازم است تا پرستاران جايگاه خود را بيابند. هم اكنون بسيارى از پرستاران از اين آمادگى برخوردارند كه در تيم نظام سلامت به ويژه در رشته هاى بين رشته اى و طب مكمل فعاليت كنند و سياستگذاران نظام سلامت كشور بايد حرفه پرستارى را عملاً باور داشته باشند. از توان، حضور، علم و عمل آنها به درستى استفاده شود.»
از سوى ديگر، چنان كه محمد شريفى مقدم، معاون پشتيبانى سازمان نظام پرستارى، اشاره مى كند: «تعداد اندك پرستاران متخصص بخش هاى ويژه ، نشان از اين واقعيت دارد كه پرستار دوره ديده كم داريم. گذراندن حداقل يك دوره ۶ ماهه براى كسب مهارت در بخش هاى ويژه از ضروريات است در حالى كه بيش از ۷۰ درصد پرستاران بخش ويژه بيمارستان ها دوره نديده اند. چنين وضعيتى در بيمارستان دولتى چون امام خمينى(ره) در حدود ۸۰ درصد است. اين در حالى است كه براساس مصوبه سال،۷۵ در تمامى دستگاه هاى دولتى، وزارت بهداشت مكلف به ارائه آموزش مداوم به جامعه پزشكى بود كه اين موضوع تنها براى گروه پزشكان اعمال شد و ساير بخش هاى بهداشتى و درمانى از اين مصوبه محروم ماندند.»
شريفى مقدم در حالى كه از نگاه هزينه اى متوليان امر سلامت به حوزه بهداشت و درمان انتقاد مى كند، مى گويد: «آموزش پرستارى در ايران مغفول مانده است. وقتى يك پزشك جراح براى گذراندن دوره جديد از يك نوع عمل جراحى به خارج از كشور اعزام مى شود، پرستار مربوطه آن عمل نيز بايد اعزام شود تا تجربه به دست آورد. در حقيقت، جان انسان ها بسيار باارزش تر از هزينه اى است كه صرف اعزام و آموزش پرستاران مى شود.»
مطالباتى كه تاكنون سازمان نظام پرستارى مطرح كرده است به تعرفه گذارى خدمات پرستارى، نوشتن آئين نامه اجرايى و عادلانه كردن آن براى همه پرستاران، تعديل، يكسان سازى و تعريف استاندارد ساعت كارى براى همه پرستاران است. مسائل ديگر پرستاران به كمبود نيروى انسانى پرستارى و استاندارد حداقل به ازاى هر تخت بيمارستانى برمى گردد. همچنين قرار گرفتن پرستارى در رديف مشاغل سخت و زيان آور در تمامى بخش هاى دولتى و غيردولتى از ديگر خواسته هاى پرستاران است.
ارتقاى شغلى، براساس سابقه كارى و حتى محاسبه يك روز آن است تا اين كه براساس كفايت و لياقت كار انجام شده محاسبه شود.
از سويى، در مورد پرستارى در ذهن عوام قضاوت چندان خوبى وجود ندارد. مثلاً مى گوينداين رشته با وجود تمام مشكلات و كمبودهايى كه وجود دارد در خارج از كشور بازار جذب مناسبى براى اين رشته با امكانات خوب وجود دارد و بسيارى از همدوره اى هاى ما جذب آن مى شوند. جايگاه و شأن پرستار در كشورهاى پيشرفته در حد عالى قرار دارد. نسبت پرستار به بيمار در آن كشورها بسيارمتناسب است، به شكلى كه پرستار تمام برنامه هاى مريض را شخصاً پيگير است. در هر موردى توضيح مى دهد، آنها نقش هاى آموزشى، مشاوره اى و مراقبتى دارند ولى تراكم كارى در اينجا باعث مى شود.كاركرد پرستاران به انجام امور مهم و حياتى منحصر شود. يعنى ما فقط بايدها را مى توانيم انجام دهيم و جنبه كيفيت و ظرايف كار از بين مى رود. حتى استادانى كه اكثراً از سال هاى دور هستند و در انگلستان آموزش ديده اند، نسل آنها از نوعى ديسيپلين كارى برخوردارند.»
با اين حال، اين پرستار جوان اميدوارى هايى هم دارد. يكى از آنها ايجاد سازمان نظام پرستارى است.
وى در اين زمينه مى گويد: «تا چند سال پيش براى ما وجود يك چنين سازمانى مانند رؤيا بود ولى با تلاش هاى پيگيرى نخست به يك انجمن پرستارى دست پيدا كرديم. سپس با نماينده هاى مجلس ارتباط برقرار شد و با سمينارها و مجالس مختلفى كه برگزار شد، در نهايت به تصويب مجلس رسيد كه هم اكنون حدود ۴ سال از عمر آن مى گذرد.»
تعرفه گذارى خدمات و كارانه هاى پرستارى، حق سختى كار، حق نوبت كارى، حق شب كارى، متوقف شدن طرح پرستارى خصوصى، افزايش استخدام و به كارگيرى پرستاران و وارد شدن پرستاران در طرح پزشك خانواده از نيازهاى ضرورى اين شغل حياتى در بخش بهداشت و سلامت جامعه است. در حقيقت، افزايش رضايت مردم و مراجعان بيمارستان ها و مراكز درمانى به رضايت شغلى دست اندركاران اين حرفه از سويى و آموزش مداوم آنها نيز برمى گردد و پرداختن به بعد علمى و آموزش حرفه اى اين رشته نبايستى موجب غفلت از آموزش برخى جنبه هاى ظريف تر موضوع شود. در حقيقت ، نوع تعامل با بيمار و مراجعه كننده جزو نرم افزار آموزشى بخش پرستارى است. شغلى كه مهم انجام دادن آن به هر صورت نيست و نگاه ارزشمندتر و تخصصى ترى نسبت به آن مورد نياز است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |