يكشنبه ۳ تير ۱۳۸۶ - ۹ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sun, Jun 24, 2007
ويژه ۶ (سالگرد انتخابات سوم تير)
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ويژه ۱( سالگرد انتخابات سوم تير )
ويژه ۲ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۳ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۴ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۵ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۶ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۷ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ويژه ۸ (سالگرد انتخابات سوم تير)
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
دانش
ماجرا
رودررو
خانواده
حاشيه و متن انتخابات سوم تير در گفت و گوى «ايران» با
دكتر على ذبيحى مشاور رئيس جمهور
حاشيه و متن انتخابات سوم تير در گفت و گوى «ايران» با
دكتر على ذبيحى مشاور رئيس جمهور
پايان عصر چپ و راست
على ذبيحى مدرك دكتراى خود را در رشته مكانيك اخذ كرده و در همان زمان تحصيل در ابتداى تشكيل حزب جمهورى ، نقش فعالى در واحد خارج از كشور آن ايفا كرده است . او پس از آنكه سالها در شوراى مركزى برخى احزاب و انجمن ها حضور داشت ، در نهمين دوره انتخابات رياست جمهورى مسئول كميته استان هاى ستاد مردمى حمايت از دكتر احمدى نژاد بود و در حال حاضر مشاور رئيس جمهورى در امور منابع انسانى است .

زمينه هاى خلق حماسه سوم تيرماه ۸۴ چه بود؟ مى خواهيم درباره آن روزها و تصميم گيرى شوراى هماهنگى اصولگرايان درباره نامزد اين جبهه براى مردم بگوييد.
296634.jpg
قبل از هر چيز بايد به نكته اى اشاره كنم. صحبت هايى كه مطرح مى شود براساس برداشت ها و نظر شخصى است ولى به هر حال اين مسائل بايد در جايى گفته و از زواياى مختلف بررسى شود كه برآيند آن بتواند ان شاءالله به انقلاب كمك كند تا جبهه اى كه وظيفه اش استحكام بخشيدن به انقلاب است، پايدارتر و توسعه يافته تر شود. اصلاً بناى ما بر اين نبوده كه در بحث انتخابات سوم تير بخواهيم يك جريان را پيروز مطلق و ديگران را شكست خورده تلقى كنيم كه تقابل ايجاد شود. به همين خاطر نيز تا به حال دولت و در رأس آن رئيس جمهور و ما كه در كنار رئيس جمهور هستيم، تلاشمان اين بوده كه وارد بحث هاى حاشيه اى و بحث هايى كه افكار عمومى و فضاى سياسى جامعه را التهاب مى بخشد، نشويم. به همين خاطر من در طول دو سالى كه از انتخابات سوم تير مى گذرد هيچ مصاحبه اى نكرده ام مگر مصاحبه اى كه با ايسنا انجام دادم و بعد هم پشيمان شدم. گفت وگوى امروز هم با توجه به فضايى است كه مقام معظم رهبرى براى امسال توصيه فرمودند كه بايد در راستاى انسجام اسلامى و وحدت ملى گام برداريم همچنين سال بسيار مهمى را با توجه به انتخابات مجلس هشتم پيش رو داريم و به همين خاطر اميدوارم اين مباحث بتواند مقدارى در راستاى كدورت زدايى و نزديك شدن نيروهاى انقلاب به يكديگر باشد. درباره سوم تير خيلى ها تحليل هاى متفاوتى ارائه دادند اما آنهايى كه در متن قضيه بودند وحالا هم ادامه آن را با تلاش دنبال مى كنند، مى دانند بحث يك حادثه و اتفاق بدون زمينه نبود.
براساس يك تقسيم بندى ـ البته من اين تقسيم بندى غلط را قبول ندارم ـ در فضاى سياسى كشور جناح هاى راست و چپ به صورت پررنگى حضور داشتند. اين دو جريان هر كدام به صورت خيلى روشن تقريباً در عرصه كارهاى اجرايى بودند و تجربياتى را هم داشتند. ماحصل اين تجربه اين بود كه جامعه و مردم، آن چيزى را كه از انقلاب و دستگاه هاى اجرايى كشور انتظار داشتند كم رنگ ديدند يا اصلاً نديدند و ما كه مثل مردم عادى زندگى مى كرديم و مى كنيم و در ميان مردم بوديم، مى ديديم كه حناى آن جريان هاى مطرح سياسى خيلى ديگر در جامعه رنگى ندارد و قوام خودش را از دست داده است. بخصوص در يكى، دو سال آخر دولت قبل، با توجه به بحث هاى هسته اى و فشارهاى بيرونى كه وجود داشت تقريباً فضا به گونه اى پيش رفت كه گويا همه چيز انقلاب دارد از دست مى رود و ارزش ها و اصول همه در حال از دست رفتن است. به همين خاطر مى بايست حركتى از سوى جريان اصيل انقلاب و نيروهايى كه وفادار به امام(ره)، انقلاب، رهبرى و ولايت فقيه بودند، صورت مى گرفت كه البته مقدمه آن از زمان انتخابات دوره دوم شوراها شروع شد. در انتخابات شوراها و انتخابات مجلس هفتم يكسرى بحث هاى جديد مطرح شد اما ما در شوراى هماهنگى باز ديديم كه يكسرى رويكردها رو به گذشته انجام مى گيرد كه ممكن است بتواند در مقطعى يك حركت سياسى موفق را شكل دهد اما يك دوگانگى را ايجاد مى كند كه اين دوگانگى جز از دست رفتن آن وحدت ملى و بى اعتمادى در ميان مردم حاصلى نخواهد داشت. دوستانى كه در شوراى هماهنگى بودند، حرفشان اين بود كه در انتخابات رياست جمهورى بايد در فضاى اجرايى كشور يك دگرگونى جدى ايجاد شود، چون آنچه ما تقريباً از سال هاى ۶۰ به بعد در دستگاه هاى اجرايى ديديم، روندى يكنواخت بود و با وجود اين كه دولت ها عوض مى شدند اما آن روند همچنان ادامه داشت. در دستگاه هاى اجرايى يك حلقه مديريتى ايجاد شده بود و جزيره هاى قدرت به صورت پيوسته با همديگر تلاشى گسترده انجام مى دادند و براى نيروهاى وفادار به آرمان هاى اصلى انقلاب، امام(ره) و رهبرى، فضا بسيار تنگ بود. اما بخشى از نيروها احساس كردند همان روند گذشته كه خود شوراى هماهنگى بر ضرورت تغيير آن تأكيد داشت، با يك شكل جديد در حال شكل گرفتن در خود اين شورا است. خوب در فضاى آن زمان آن تحول گرايى كه مردم آن را قبول كرده بودند و بشدت هم از آن حمايت مى كردند و زبانزدشان شد، عملكرد اجرايى آقاى دكتر احمدى نژاد در شهردارى تهران بود. بسيارى از نيروهاى انقلاب هم كه سال ها دنبال چنين مديرى در دستگاه هاى اجرايى مى گشتند و وقتى كه ايشان را يافتند، گرد او جمع شدند و از او حمايت كردند، اما مشاهده شد در متن جريان هاى اصلى شوراى هماهنگى اين مقوله خيلى مورد قبول نيست. حتى گاهى اوقات برخى مطرح شدن ايشان را براى رياست جمهورى جدى نمى گرفتند. به همين سبب فضاى جديدى بوجود آمد و ميان نيروها در انتخابات انشقاق صورت گرفت و هر كسى متناسب با شناخت خود دنبال كانديداى موردنظرش رفت. در ميان جريانات سياسى كه در شوراى هماهنگى جمع شده بودند وفاق كامل وجود نداشت و هر طيفى شخص مورد نظر خود را انتخاب كرده بود و اين با شعارهايى كه در جلسه هماهنگى مطرح مى شد تضاد داشت. پس در آن اوضاع هماهنگ شدن بسيار مشكل بود و هماهنگى اتفاق نيفتاد. از طرفى، دوستانى كه دور آقاى دكتر احمدى نژاد جمع شديم برداشتمان اين نبود كه كوتاه بياييم چون كه اگر براى حفظ وحدت ميان نيروها مى خواستيم تفاهمى با همان جريان هاى قديمى در شوراى هماهنگى داشته باشيم و اگر مطمئن بوديم تحولى اتفاق مى افتد حتماً اين كار را انجام مى داديم ولى تجربيات گذشته نشان مى داد اين اتفاق رخ نخواهد داد و دوباره همان جريان هاى قبلى حاكم خواهند شد و اين پتانسيل موجود و ظرفيتى هم كه ايجاد شده در سايه قرار خواهد گرفت و از بين خواهد رفت. بناچار بايد با وجود تمام فشارها و تلاش هاى سياسى كه صورت مى گرفت، مقاومت مى كرديم. لذا اين جريان توانست خودش را در فضاى عمومى كشور مطرح كند. خوشبختانه چون اين جريان نمونه اى هم از كار اجرايى ـ شهردارى و شوراها ـ ارائه داده بود خيلى زود توانست در فضاى سياسى كشور جايگاه خودش را پيدا و تثبيت كند. اتفاقاً رأيى كه مردم دادند، نشان داد كه انتخابى درست انجام گرفته است. بنابراين وقتى در معرض رأى مردم قرار گرفت موفق شد جواب مثبت بگيرد.
آقاى دكتر! آيا آقاى احمدى نژاد پيش از انتخابات رياست جمهورى، طراحى رقابت انتخاباتى و برنامه هاى اجرايى براى تحول در كشور داشتند؟
ببينيد، در نشست هاى سياسى جريان اصولگرا بحث هاى زيادى در ارتباط با اين كه چه شد ۲ خرداد اتفاق افتاد صورت گرفت. ما در جامعه اسلامى مهندسين يا جمعيت ايثارگران كه بوديم، آقاى دكتر احمدى نژاد هم عضوى از اين دو تشكل بود. آنجا تحليل هاى مختلفى صورت مى گرفت. اين تجزيه و تحليل هاى كارشناسانه اى كه با نقطه نظرات همه دوستان اصولگرا شكل گرفت، منجر به اين شد كه شوراى هماهنگى فعاليت خودش را شروع كند. شوراى هماهنگى به اين دليل فعاليت خودش را شروع كرد كه بايد تحول جديدى را در جريان سياسى كشور شكل مى داد. بعضى از دوستان مطرح مى كردند چون بعد از انقلاب فعاليت ها زياد و گسترده بود فرصت فكر كردن نداشتيم و بيشتر كار مى كرديم و بعد كه دوم خرداد اتفاق افتاد تازه متوجه اوضاع شديم؛ چون ما سرگرم كار بوديم كمتر فكر مى كرديم و حالا كه فرصت زيادتر است بايد بيشتر فكر كنيم و بعد كه نشستيم و فكر كرديم، به اين نتيجه رسيديم كه بايد طرح جديدى در بيندازيم.
لذا محصول همفكرى همه دوستان درجريان اصولگرا و جريان خودى منجر به اين شد كه بايد طرح نويى در انداخت. اين طرح نو منجر به تشكيل شوراى هماهنگى شد. قوه محرك اصلى اين جريان هم آقاى دكتر احمدى نژاد بود. همه دوستان هم اتفاق نظر دارند كه آقاى دكتر احمدى نژاد به عنوان موتور اصلى آغازگر اين حركت بودند. از ديد افرادى كه در شوراى اجرايى اول هماهنگى حضور داشتند بايد يك پتانسيل جديد و نو، كار سر و سامان دادن به فعاليت هاى سياسى را شكل مى داد. از آن جا بود كه كليد شروع اين كار زده شد و بحث ها شكل گرفت و حتى بعد از بيانات رهبر معظم انقلاب، بحث به اين سمت رفت كه با نيروهاى اصولگراى جبهه ۲ خرداد هم تفاهماتى صورت بگيرد كه البته به نتيجه اى نرسيد. اين ديدارها انجام شد و بعد از همه رايزنى ها، صحبت ها، جمعبندى نقطه نظرات و... به اين جا رسيد كه بايد در جريان خودى يك جريان نو و مورد وفاق همه با شعارها و برنامه هاى جديد شكل بگيرد. خب آقاى دكتر احمدى نژاد شخصيت اصلى اين جريان بود كه پا جلوگذاشت و بقيه را هم اميدوار مى كرد و به صحنه مى آورد. براى همين تحولى كه بايد اتفاق بيفتد از قبل صحبت شده بود و همه هم اتفاق نظر داشتند. آقاى دكتر احمدى نژاد هم اين مسأله را دنبال كرد و جلو برد. در انتخابات دور دوم شوراى شهر و روستا هم كه برنامه ريزى شوراى شهر تهران صورت گرفت و در استان ها و شهرستان ها هم هماهنگى هايى به عمل آمد، در چينش نيروها و انتخاب افرادى كه در شوراها حضور پيدا كردند، از چهره هاى قديمى هيچ استفاده اى نشد به جز يكى، دو نفر (آقاى دكتر شيبانى و آقاى مهندس چمران) كه نماد بودند براى اين كه نشان دهند كه فلش به كدام جهت مى رود. بنابراين، تحولگرايى مذكور و اين كه بايد طرحى نو را دراندازيم از آن جا شروع شده بود و مشخص است كه آقاى دكتر احمدى نژاد در رأس اين تحولگرايى قرار داشت. نكته ديگرى در تأييد اين كه در اين حركت برنامه وجود داشت، انتخاب آقاى دكتر احمدى نژاد به عنوان شهردار بود. وقتى كه نظر قطعى شوراى شهر به شهردار شدن آقاى دكتر احمدى نژاد اعلام شد وزارت كشور در صدور حكم ايشان تعلل مى كرد و حدود ۲ هفته ايشان را معطل نگه داشت.
وزارت كشور مباحثى را مطرح كرد كه آقاى دكتر احمدى نژاد درآن بحث ها به صورت جدى ايستاد و گفت بحث ما اين نيست كه با فشارى كه وارد مى شود، كنار برويم زيرا ما برنامه و كار داريم. در واقع به وزارت كشور آن زمان گفت اگر نقطه ضعف و اشكالى در سابقه من وجود دارد در روزنامه ها طرح كنيد كه مردم بدانند و اگر ندارم چرا اجازه نمى دهيد اين كار به سرانجام برسد چون ما برنامه داريم. اين نشان مى دهد كه ايشان از قبل برنامه اى طراحى شده داشتند. اين به آن معنا نيست كه ايشان از قبل براى رياست جمهورى طراحى كرده بود بلكه مى خواست اين نهضت خدمت رسانى را كه مردم از انقلاب انتظارش را داشتند به گونه اى پياده كند كه اميدوارى در مردم ايجاد نمايد و فاصله ميان مردم و مسئولين كمتر شود. بحث رياست جمهورى ايشان هم كه از يكسال قبل از انتخاب در محافل سياسى مطرح بود و آقاى دكتر احمدى نژاد يكى از اشخاصى بود كه همواره مطرح مى شد. اصلاً بعد از انتخابات مجلس هفتم، اسم ايشان به عنوان يكى از افراد مطرح براى رياست جمهورى در محافل خصوصى جريانات سياسى خودى مطرح بود. ضمن اين كه در بيرون هم گاهى ميان نيروهاى حزب اللهى و بسيجى و... نيز مطرح مى شدند. بنابراين ايشان به صورت جدى داراى يك برنامه بود و آن برنامه هم كه با انتخابات شوراها و شهردارشدن ايشان و... شكل گرفته بود بايد تقويت مى شد. بنا بود همه از اين جريانى كه به وجود آمده بود حمايت كنند و با يكديگر به سوى هدف گذارى نهايى گام برداريم.
اما در انتخابات رياست جمهورى و انتخابات مجلس هفتم يك چرخش جزئى در شوراى هماهنگى اتفاق افتاد و تا اندازه اى تأثيرش را روى انتخاب برخى از نمايندگان گذاشت. اين جهت گيرى به انتخابات رياست جمهورى كه رسيد به صورت شفاف تر و عيان خودش را نشان داد و شايد بتوان گفت دو جريان اصلى كه در شوراى هماهنگى فعال بودند در انتخابات رياست جمهورى منويات درونى شان را بروز دادند. هرچند آنان در جريانى بودند كه آمده بودند تحول جديدى را در نيروهاى خودى ايجاد كند اما هركدام مى خواستند ايده هاى خودشان را بر انتخابات رياست جمهورى حاكم كنند و آن جريان سومى كه تقريباً با دو جريان اصلى شوراى هماهنگى اختلاف نظرى جزئى داشت، حول آقاى دكتر احمدى نژاد جمع شد و نتيجه اش اين شد كه از جريان خودى در شوراى هماهنگى ۳ كانديدا مطرح شد.
طيف آقاى دكتر احمدى نژاد و دوستانشان چقدر درانتخابات مجلس هفتم نقش داشتند؟ گفته مى شود اين مجلس ماحصل رايزنى هايى بود كه اين جريان صورت داده بود.
همان طور كه گفتم در ساختار شوراى هماهنگى تغييراتى ايجاد شد و در ديدگاه هايى كه بنا بود در شوراى هماهنگى حاكم باشد تغيير ديگرى اتفاق افتاد و اين دو بى ارتباط با همديگر نبود.
براى اين كه اين قضيه تا اندازه اى روشن تر شود بايد بگويم شوراى هماهنگى يك شوراى اجرايى داشت كه آن هم يك واحد انتخابات داشت. اين واحد در انتخابات شوراها، يك انتخابات برگزار كرد و در انتخابات مجلس هم قرار بود انتخابات ديگرى برگزاركند. بعد از اين كه آقاى دكتر احمدى نژاد به عنوان شهردار انتخاب شد و حتى قبل از آن، دوستان آمدند و گفتند چون انتخابات مجلس هفتم اصلى ترين كار ما است، خوب است همين شوراى اجرايى، شوراى انتخاباتى مجلس شود، درواقع نقش شوراى اجرايى كه خط دهى، برنامه ريزى سياست ها و... را ايفا مى كرد و بقيه واحدها اجراى آن را به عهده داشتند به شوراى انتخابات مجلس تبديل شد.
مسئوليت آن با آقاى دكتر احمدى نژاد بود؟
نه، آقاى دكتر احمدى نژاد ديگر به شهردارى رفته بود. منتها قبل از آن در دو سه جلسه اين مسأله مطرح شد. من دقيقاً يادم هست آقاى دكتر احمدى نژاد با يكى دو نفر ديگر و خود من هم كه آنجا بودم با اين طرح مخالفت مى كرديم كه اين شوراى اجرايى سرجاى خودش باقى بماند تا واحد انتخابات مجلس هفتم شكل بگيرد و زيرنظر اين شورا كاركند.
ولى دوستان مى گفتند ديگر نيازى به اين شوراى اجرايى نيست. اين شورا بيايد و همان شوراى انتخابات شود چون اصلى ترين كارما همان انتخابات است.
296808.jpg
با وجود اين كه دو، سه نفر ازجمله آقاى دكتر احمدى نژاد هم مخالف حذف واحد انتخابات بودند اما با رفتن ايشان نظر دوم حاكم شد. البته شاكله آن اصولگرايى و نيروهاى اصولگرا بودند منتها با آن تفكر ايجاد شده در شوراى هماهنگى، كه ما بايد خودمان را از قيد و بند شخصيت هايى كه سالها مطرح بوده اند جداكنيم و افراد را براساس شايسته سالارى بياوريم، اين موضوع تا اندازه اى تحت الشعاع قرارگفت. البته درباره ۳۰ نفر تهران تقريباً اين اتفاق نيفتاد ولى در شهرستان ها اتفاقات زيادى رخ داد و نتيجه اش اين شد كه حالا هم در مجلس هفتم ما يك مقدار اختلاف سليقه هايى با دولت مى بينيم كه ناشى از همان طرز تفكر است. اين ها مربوط به قبل از انتخاب شدن آقاى دكتر احمدى نژاد بود كه بگويم آقاى دكتر احمدى نژاد از ابتدا با برنامه آمده بود.
نكات كليدى و محورى در برنامه آقاى دكتر احمدى نژاد چه بود كه موجب تمايز ايشان با بقيه مى شد؟
اگر در جريان فعاليت هاى سياسى فردى خواست خود را بر ارزش هاى اسلامى و انقلابى و مصالح كشور و مردم ترجيح دهد اين اولين انحراف است و رمز موفقيت اخلاص است. به نظر من شاه كليد اصلى و تفاوتى كه ميان تفكر آقاى دكتر احمدى نژاد با برخى وجود داشت، همين بود. در شوراى هماهنگى قرار بود افراد نو، چهره هاى جديد و با وابستگى كمتر به پست و مقام و عدم اتصال به جزيره هاى قدرتى كه سالهاست در كشور شكل گرفته است حمايت شوند اتفاقاً نقطه آسيب پذيرى جريان اصلى انقلاب را هم كه ما در مسأله به وجود آمدن ۲ خرداد در تحليل هايمان به آن رسيده بوديم همين موضوع بود كه يك سرى افراد آمدند و آن فضا را ايجاد كردند. همه ما آمديم به انقلاب كمك كنيم نه اين كه از انقلاب سهمى براى خودمان داشته باشيم. آن چيزى كه من از آقاى دكتر احمد ى نژاد شناخته بودم و در شهردارى هم نشان داد و الآن هم كه نزديك به ۲ سال از عمر دولت مى گذرد مى بينيم، همين است كه هيچ چيز را براى خودش نمى خواهد بلكه مى خواهد همه چيز خود را براى انقلاب هزينه كند. اگر احساس كند كسى يا نيرويى مى خواهد از انقلاب براى خودش سهميه اى داشته باشد وى را طرد مى كند. نكته اصلى تفاوت اينجاست.
آقاى دكتر احمدى نژاد در جلسه تاريخى ۲۷ آذر شوراى هماهنگى اصولگرايان نيامد و نامه اى نوشت. به نظر مى رسد از همين جا تفاوت رويكرد و مشى حركت ايشان اندكى معلوم شد. به چه دليل در آن جلسه شركت نكردند؟
بعد از انتخابات مجلس هفتم، ديگر قطعى شد كه فضا براى نيروهاى اصولگرا مثبت شده است منتها برداشت ما اين بود كه با آن شعارهاى جديدى كه داديم فضا مثبت شد برخى دوستان برعكس فكركردند دوباره فضا براى نيروهاى قبلى و افرادى كه به نوعى از نگاه مردم در قبل از ۲ خرداد مقصر شناخته مى شدند، آماده شده است. انتخابات ۲ خرداد يك نه بزرگ به كسانى بود كه آن زمان در مصدر كار بودند ولى قضيه عكس شد و اين افراد گمان كردند كه دوباره مى توانند به مديريت آشكار صحنه باز گردند. ما موافق نبوديم اين اتفاق رخ دهد چون بالاخره اين ها ۱۵-۱۰ سال مدير بودند. دستشان هم درد نكند اما حالا شرايط به گونه اى بود كه بايد فضا را به نيروهاى جديد بدهند. افكار عمومى هم اين را مى طلبيد. مردم هم همين را مى خواستند. اما عده اى مى خواستند عكس اين اتفاق رخ دهد و به فضاى قبلى برگردند. به همين خاطر ما چون نتوانستيم در مركز هم انديشى شوراى هماهنگى اين فضاى مثبت را ايجاد كنيم، اين هماهنگى انجام نگرفت. آقاى دكتر احمدى نژاد هم كه نبود، خوب ناچار بايد كار جديدى را انجام مى داد كه با ديگران تفاوت داشته باشد، پس اين طور شد كه در جلسه ۲۷ آذر همه آمدند، اما ايشان نيامد. اين خودش داراى يك پيام بود.
خوب، اين مسأله چه تأثيرى در روند وقايع بعدى گذاشت؟
تأثيرش اين بودكه دوستان تا اندازه اى كانديداتورى آقاى دكتر احمدى نژاد را جدى تر تلقى كردند. به جاى اين كه با واقع گرايى اين قضيه مورد نقد و بررسى قرار بگيرد و به يك سرانجام مثبت برسد، توسط برخى تقابل سياسى صورت گرفت اما ما سياست ها، برنامه ها و هوش سياسى ايشان را ديده بوديم، خوب الحمدلله ايشان هم توانست از آن فضايى كه برايش ايجاد شده بود سربلند بيرون بيايد و خلاصه ايستاد. شايد ناراحتى بعضى دوستان هم از همين جا ناشى مى شود.
ظاهراً بعد از اين قضيه جلساتى بين آقاى دكتر احمدى نژاد و شوراى هماهنگى برگزار شد؟
من خبر ندارم. اما در جلساتى كه براى ارزيابى كانديداها برگزار شد، در جلسه اى با حضور ايشان، بحث هايى مطرح شده بود و در همان جلسات خبرهايى كه ما داشتيم اين بود كه رفتارها نسبت به حضور ايشان در مقايسه با ديگر كانديداها نامتعارف است و اين امر آنهايى را كه در جريان بودند بيشتر مصر كرد كه حضور ايشان در صحنه با جديت بيشترى دنبال شود.
آقاى دكتر! با توجه به اين كه جبهه اصولگرايى چند نامزد را روانه ميدان رقابت ها كرده بود، چه شد كه مردم از ميان آنها به دكتر احمدى نژاد متمايل شدند؟
بعد از آن كه شوراى شهر دوم كار خودش را شروع كرد، آقاى دكتر احمدى نژاد شهردار شد و نزديك به يكسال شهردار بود. بخش قابل توجه موفقيت نيروهاى اصولگرا در انتخابات مجلس هفتم ناشى از عملكرد ايشان درشهردارى بود كه حداقل فضايى ايجاد كرد تا مردم به اين نوع رويكرد جديد كه نيروهاى اصولگرا براى خدمت رسانى به مردم به وجود آورده بودند اقبال خوبى نشان دهند. بعد از انتخابات مجلس هم وقتى بحث انتخابات رياست جمهورى در محافل سياسى خودى مطرح شد، (چون من در شوراى هماهنگى، عضو شوراى استان ها بودم و با كل استان هاى كشور ارتباط داشتم) در ميان نيروهاى خودى در كل كشور وقتى ارزيابى مى كرديم، اذهان اكثر نيروهاى اصولگرا كه در شوراى هماهنگى و تشكل هاى خودى فعال بودند، نسبت به نوع مديريتى كه آقاى دكتر احمدى نژاد در شهردارى تهران شروع كرده بود، بسيار مثبت بود. اين موضوع تا جايى خودش را نشان داد كه اگر در يك شرايط خالى از فضاسازى كه در تشكل ها صورت مى گيرد رأى گيرى مى شد، اكثريت آرا به سمت آقاى دكتر احمدى نژاد متمايل بود. در جمعيت ايثارگران چند بار اين طرح اجرا شد كه آقاى دكتر احمدى نژاد بيشترين رأى را به دست آورد. در جامعه اسلامى مهندسين تقريباً گرايش به سمت آقاى دكتر احمدى نژاد بود. منتها در آن رأى گيرى آخر كه انجام شد با اختلاف يك رأى، آقاى دكتر لاريجانى را مطرح كردند. خب، ما در ميان فعالان نيروهاى خودى در جريان انتخابات رياست جمهورى مى ديديم اكثراً نظرشان با اين نوع مديريت و با اين فرد است. ما از جريانات خودى كه با مردم ارتباط دارند و بويژه استان هاى كشور مى شنيديم كه فضا براى كسى مثل آقاى دكتر احمدى نژاد بسيار مثبت است. در جلسات و كارگاه هاى هم انديشى شوراى هماهنگى كه انجام مى شد و نيزبرداشت سخنران هايى كه براى استان ها اعزام مى شدند، مقبوليت با آقاى دكتر احمدى نژاد بود. خود من به چند استان رفتم كه
۲۰۰-۱۵۰ نفر از نيروها جمع مى شدند و صحبت مى كرديم و سؤال و جواب مى شد، به صورت خيلى روشن مى ديدم كه فضا براى آقاى دكتر احمدى نژاد بسيار روشن است.
تحليل شما در رابطه با نظرسنجى هايى كه منتشر مى شد، چيست؟
من چون خيلى در پشت صحنه اين نظرسنجى ها نبودم، نمى خواهم در اين باره زياد حرفى بزنم. نظرسنجى ها به صورت غيرعلمى انجام مى شد و لذا قابل اتكا نبود و با واقعيت سازگارى نداشت.
آيا آقاى دكتر احمدى نژاد هيچ وقت در اين مسيرى كه آغاز كرده بود، ترديد كرد؟
من نديدم. البته آقاى دكتراحمدى نژاد هيچ وقت درباره هيچ طرفى از قضيه با قاطعيت تمام اظهارنظر نمى كرد. يعنى نه بودن در انتخابات و نه نبودن را. اين چيزى بودكه خود من ۸ ماه قبل از انتخابات برداشت كرده بودم. بعد از نيامدن ايشان به نشست ۲۷ آذر شوراى هماهنگى، براى خود من هم اين سؤال پيش آمد كه مبادا نيامدن او به معناى خالى كردن صحنه باشد، به همين خاطر يك تماس گرفتم و پيش ايشان رفتم. يكى، دو ساعت گفت وگوى دوستانه داشتم. درباره اين كه هستم و مى مانم چيزى به من نگفت، اما از تمام بحث هايى كه انجام شد فهميدم ايشان برنامه دارد و با اطمينان خاطر هم در صحنه است و حركت هايش هم به نوعى حركت هاى دقيق حساب شده است كه مى خواهد به افكار عمومى نشان دهد تفاوت هايى بين ديدگاه او و ديگران وجود دارد. لذا مطمئن شدم ايشان هست. از آن زمان كه آرام آرام فعاليتها پررنگ تر شد و ارتباط با استان ها و دوستان هم كه دائماً در تماس بودند، شكل گرفت. دائماً از طرف دوستان و آشنايان از ما سؤال مى شد كه آيا ايشان ثبت نام مى كند يا خير؟ اول كه بحث حضور و ثبت نام بود و... هيچ وقت ايشان نگفت كه مى رود ثبت نام مى كند يا خير. ايشان طبق برنامه حساب شده خودشان عمل مى كردند و ما هم دائماً به دوستان مى گفتيم كه ايشان ثبت نام مى كند. هيچ شك و شبهه اى هم نداريم. بعد هم كه ثبت نام كرد اين بحث مطرح شد آيا مى ماند يا به نفع كسى كنار مى رود كه البته از اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت سال۸۴ مشخص شد كه ميثاق شوراى هماهنگى جواب نداده و ما هم به طور قطع حضور دكتر را تأييد مى كرديم.
پايان عصر چپ و راست
(ادامه از صفحه ويژه ۶)

شما تقريباً در سال هاى اخير از ياران نزديك دكتراحمدى نژاد هستيد چه قبل و چه بعد از انتخابات. ويژگى هاى شخصيتى و درونى ايشان كه مى توانستند يك موج سياسى - اجتماعى ايجاد كنند چه بود و چه سهمى در جذب آرا داشت؟ سؤال ديگر اين كه سهم مردم در شهرستان ها در پيروزى آقاى دكتر احمدى نژاد چقدر بود؟
296643.jpg
در رابطه با سؤال اول بايد بگويم از يك سال قبل از انتخابات، ۵-۶ كانديداى ديگر به جز آقاى دكتر احمدى نژاد در صحنه آمده و مطرح شده و از چهره هاى شناخته شده بودند و طرح نويى از جانب آنها مطرح نشده بود. همه در نزد افكار عمومى روند ثابتى را طى مى كردند و برنامه جديدى نداشتند ولى آقاى دكتر احمدى نژاد با عملكرد درخشان مديريتى برنامه اى و كارا، اسلامى، انقلابى و مردمى با ديدگاه توسعه اى عدالت محور و مخلص و ساده و سالم در سطح كشور مطرح بود و حتى برخى او را به نام شهردار تهران مى شناختند. حتى در نظرسنجى هايى كه ضوابط علمى نيز در آن رعايت نمى شد اين روند يك سير يكنواخت را نشان مى داد در حالى كه فضا براى آقاى دكتر احمدى نژاد نسبت به بقيه كانديداها متفاوت بود و روز به روز كه اسم ايشان در خلال فعاليت هاى سياسى نيروهاى خودى و آنهايى كه با اجتماع و مردم ارتباط داشتند اين اسم مطرح مى شد زيرا زمينه آن همانا شخصيت معنوى و علمى و مديريتى دكتر احمدى نژاد بود و مردم خلوص و صفاى او را در عمل ديده بودند يعنى او را از جنس خود يافتند. بعد كه سفرهاى استانى آقاى دكتر احمدى نژاد از اواخر فروردين و اوايل ارديبهشت به صورت جدى دنبال شد، در استان هاى مختلف كه مى رفتيم وقتى اسم ايشان يا بحث سخنرانى شان مطرح مى شد مى ديديم كه دورنمايى از آقاى دكتر احمدى نژاد در ذهن مردم شكل گرفته است و چون يك فضاى نو و جديدى را هم ايشان در مديريت خودش ايجاد كرده بود خيلى ها مشتاق بودند كه ايشان را از نزديك ببينند. مردم مى خواستند بيايند و در سخنرانى او حضور پيدا كنند و از نزديك او را مشاهده كنند.
در آن جلسات سخنرانى كه مردم با انگيزه هاى مختلف آمده بودند هنگامى كه آقاى دكتر احمدى نژاد مواضع و حرف هاى خودشان را بيان مى كرد، ذهن من به اين معطوف مى شد كه ببينم در چهره هاى اين افراد چه تغييرى ايجاد مى شود. وقتى كه ايشان صحبت مى كرد من به وضوح مى ديدم كه چگونه اين صحبت ها در ذهن مردم تأثير مى گذارد. همين سخنرانى ها و حضور مردم موجب شد كه آن موج سياسى ـ اجتماعى كه در سؤال اشاره شد شكل بگيرد و نتيجه بدهد. در واقع اين موج روز به روز بيشتر مى شد. برداشت من اين است كه قبل از مرحله اول خيلى از جريانات يا رقباى ايشان متوجه شده بودند كه آقاى دكتر احمدى نژاد رقيب جدى براى آنها محسوب مى شود.
درباره مختصات شخصيتى آقاى دكتر احمدى نژاد كه مى توانست در ارتباط مستقيم با مردم يك موج را ايجاد كند برايمان فهرست وار صحبت كنيد.
شاكله سخنرانى هايى كه آقاى دكتر احمدى نژاد در آن دو، سه ماه آخر در شهرستان هاى مختلف انجام داد تقريباً ثابت و مشخص بود و سخنرانى يك استان با استان ديگر خيلى تفاوت نداشت زيرا برنامه ها و مطالب ايشان مشخص بود. اين مباحث همان مطالباتى بود كه مقام معظم رهبرى در سال هاى گذشته چندبار به آنها اشاره كرده و روى آنها دست گذاشته بودند و در افكار عمومى هم همين موارد وجود داشت. از اول انقلاب دائماً اينها را از مسئولان و مديران اجرايى كشور مطالبه مى كردند اما به هردليل به صورت ايده آل اجرا نشده و زمين مانده بود. آقاى دكتر احمدى نژاد اينها را مطرح مى كرد، مثل بى عدالتى هايى كه در حق مردم صورت گرفته بود، شكل گيرى باندهاى سياسى يا اقتصادى دركشور كه خيلى براى مردم ملموس بود.
ما كشورى ثروتمند با تنوع آب و هوايى بسيار مطلوب و نيروى انسانى بسيار خوب هستيم و در واقع همه شاكله هاى پيشرفت را هم داريم اما اين همه فاصله طبقاتى و فشارهاى اقتصادى كه روى مردم هست، فقر و فساد و تبعيضى كه قبلاً مقام معظم رهبرى اشاره كرده بودند، بحث اشتغال، مسكن و تبعيض ها در دستگاه هاى اجرايى كه همه مردم به صورت فراگير آن را مى دانستند. آنها مى خواستند كه يك نفر پيدا شود و اين بحث ها را به صورت جدى دنبال كند. بحث ديگر خدمت بى منت بودكه در مديريت هاى گذشته به صورت درست اجرا نمى شد البته انصاف هم نيست كه بگوييم بعد از انقلاب در دولت هاى گذشته و سال هاى قبل كارى انجام نشده است بلكه كارهاى بزرگى در كشور صورت گرفته اما آن چيزى كه نتوانسته رضايت مندى مردم را موجب شود نوع رفتار مديريتى با مردم بوده كه حالت تكبر و خودخواهى در مديران و اين كه خودشان را يك تافته جدابافته نسبت به مردم تلقى كنند و...
اينها چيزهايى بود كه در سال هاى گذشته ذهن و روحيه مردم ما را آزرده بود و وقتى دكتر احمدى نژاد با بيان ساده و بى تكلف خود كه نمونه اى از آن را هم در شهردارى تهران پياده كرد، با آن سادگى ظاهرى خودش كه با همان ظاهر در استانها و ميان مردم حاضر مى شد و اين بحث ها را هم به صورت جدى مطرح مى كرد، خوب طبيعى بود كه مردم خوشحال شوند و يك قرابت ميان خودشان وايشان احساس كنند. اين گونه بودكه بحث هايى كه آقاى دكتر احمدى نژاد مطرح مى كرد به دل مردم مى نشست. پس از انتخاب شدنش هم تقريباً تا الآن، آن طور كه شواهد نشان مى دهد مردم ايشان را داراى روحيه اى بدون تكبر، مردمى و مشتاق به خدمت به مردم مى دانند، و چه زيبا و با اخلاص در پاسخ به برخى بى انصافى ها گفت: من احمدى نژاد به درد خدمتگزارى و نوكرى مردم مى خورم. در واقع فرهنگ مردم از قديم الايام به گونه اى است كه اين گفتمان را خودى مى داند پس گيرايى خودش را پيدا مى كرد.
خلاصه اين كه گفتمان آقاى دكتر احمدى نژاد همانا دفاع از اسلام ناب محمدى، آرمان هاى بلند امام راحل (ره)، و خط نورانى خدا محور و عدالتخواه مقام معظم رهبرى و ارزش هاى انقلابى و توسعه عدالت محور همراه با رفع فقر و محروميت كه مؤيد به رفتار معنوى و كارآمد و مردمى و سالم وى نيز بود.
در دور دوم انتخابات رياست جمهورى فضا به شدت دوقطبى شد و موج تخريب عليه آقاى دكتر احمدى نژاد شدت گرفت. اگر بتوانيد آن روزها را برايمان ترسيم كنيد و يا خاطراتى از آن روزها بفرماييد فكر مى كنيم براى خوانندگان هم جذاب باشد.
مرحله دوم كه شروع شد مقدارى افكار عمومى جامعه در رابطه با انتخابات روشن تر و شفاف تر شد. اولاً كه تكليف خيلى ها مشخص شد زيرا در مرحله اول شك و شبهه داشتند كه از ميان ۴ ۳، كانديداى جبهه اصولگرا كه وارد شده بودند چه كسى را انتخاب كنند و تفكيك از ميان آنها برايشان زياد مقدور نبود. بنابراين گرچه در افكار عمومى مردم كه اساس رأى دادن است، درمرحله دوم مشخص شد كه تكليف چيست اما هجمه هاى به آقاى دكتر احمدى نژاد وارد شد براى اين كه بتوانند روند انتخابات را به نفع رقيب تمام كنند. البته به نظر من با وجود اين كه فضا بسيار سنگين بود اما جنبه هاى مثبتى هم داشت. چون اولاً فضاى ذهنى كه بخش هايى از مردم داشتند از همان سفرهاى قبل از مرحله اول آقاى دكتر احمدى نژاد شكل گرفته بود. در مرحله دوم فكر كنم به جز يك سفر مشهد، آقاى دكتر احمدى نژاد سفر استانى ديگرى نداشتند در نتيجه در انتخابات مرحله دوم، تغيير چندانى در مردم به وجود نيامد و با توجه به چيزهايى كه مردم از قبل شنيده بودند مثل ساده زيستى، مردمى بودن و... و تجربه مديريتى وى نيز نشانگر آن بود. به ايشان رأى دادند. قبل از مرحله اول هم برخى از مردم ايشان را از نزديك ديده يا از طريق تبليغات مردمى كه براى ايشان صورت گرفته بود آشنا شده بودند و صحبت هاى ايشان را شنيده بودند. خيلى ها احمدى نژاد را از طريق سخنرانى هايش كه در CD هايى كه توسط مردم تكثير و پخش شده بود، مى شناختند و با نقطه نظرات او آشنا شده بودند. ضمن اين كه خود آقاى دكتر احمدى نژاد در آن دوران، قبل و بعد از مرحله اول در همه زمان ها همان طور كه ما ديديم هيچ تغييرى در روحيه اش ايجاد نشد. همواره ما را به استقامت و صبر دعوت مى كرد و مى گفت نگران نباشيد. ايشان هميشه اميدوارى مى داد و تحولات، در روحيه ايشان هيچ تأثيرى نداشت. توصيه مى كرد بيشتر دعا كنيد و صلوات بفرستيد. اصلاً بحث اين كه چه كسى مى برد يا مى بازد هيچ وقت مطرح نشد. به وضوح مى ديدم كه ايشان وارد شدن دراين عرصه را تكليف مى دانست. تكليفى شرعى كه خودش احساس كرده بود روى دوشش قرار گرفته و ماهم به همين نقطه رسيده بوديم زيرا چه مى برديم و چه مى باختيم براى ما از لحاظ انجام وظيفه تأثيرى نداشت. البته، همه پيروزى را دوست دارند و ما هم از اين قضيه مستثنى نبوديم اما به اين نقطه رسيده بوديم كه اصلاً آمدن آقاى دكتر احمدى نژاد و طرح اين جريان، يك تفكر انقلابى بود. تفكرى كه در سال هاى گذشته به آن بى توجهى شده و به حاشيه رانده شده و حالا دوباره زنده شده بود اصلاً آمدن آقاى دكتر احمدى نژاد و فعال شدن نيروهاى مردمى در اين سطح گسترده و مطرح شدن اين موضوع و البته طرح رهنمودهاى مقام معظم رهبرى و بحث اجراى عدالت توسط آقاى دكتر احمدى نژاد در فضاى جامعه، چيز مثبت و جديدى بود كه عنوان شد. بنابراين حضور و مطرح شدن آقاى دكتر احمدى نژاد و ديدگاه هاى انقلابى او براى ما به منزله پيروزى بود و آن را به حال انقلاب مفيد مى دانستيم.
در دور دوم انتخابات رياست جمهورى تقريباً يك ائتلاف ميان گروه هاى سياسى مختلف از اپوزيسيون گرفته تا گروه هاى دوم خردادى عليه آقاى احمدى نژاد شكل گرفت و آنها عملاً از طرف ديگر حمايت كردند. ارزيابى شما از اين صف آرايى مقابل احمدى نژاد چيست؟
ببينيد، آرايش سياسى كشور براى ساليان متمادى مبتنى بر قطب بندى چپ و راست بود. از چند سال پيش، برخى دوستان انقلابى به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد تغييراتى در اين جبهه بندى كشور ايجاد شود، تحليل اين بود كه بعضى از چهره ها يا جرياناتى هستند كه طرفدار انقلاب و از جريانات انقلابند، اما آنها به دليل همين تقسيم بندى چپ و راست، كنار قرار داشتند. گاهى اوقات براى خودمان هم پيش مى آمد كه آيا چون حالا فلانى در آن جريان قرار دارد بايد آن را ضدانقلاب تلقى و آن را به صورت قاطع رد كرد يا... اينها بحث هايى بود كه بالاخره در آن زمان در فضاى سياسى كشور وجود داشت.
انتخابات نهم رياست جمهورى يك شفاف سازى كامل بود. در انتخابات نهم به نظر من اين شفافيت تا اندازه اى علنى شد و جبهه بندى ها مشخص شد. شايد نتوانم با قاطعيت بگويم در داخل يا خارج كشور اين سازماندهى به اين صورت و در قالب چپ و راست از كجا انجام گرفت اما به هر حال اين تقسيم بندى را قبول نداشتيم و بايد به هم مى ريخت و جبهه گيرى و مرزبندى جديدى شكل مى گرفت كه همانا خدمت به مردم و ترجيح خواست مردم و مصالح كشور و انقلاب بر خواست شخصى است. اين اتفاق در انتخابات نهم رخ داد.
درباره اعتقادات معنوى آقاى احمدى نژاد يك مسائلى رازگونه وجود دارد كه بعدها تحليل هاى انحرافى هم درباره آن مطرح شد. البته ما فكر مى كنيم همان مسأله توسل باشد كه در اكثر خانواده هاى ايرانى هم وجود دارد. شما براى ما بگوييد كه موضوع از چه قرار بود؟
كسى كه قصد قربت كرده براى خدا كار كند و همه چيز را براساس رضايت حق تعالى انجام دهد و در جمعبندى هايش هم به يك حجت شرعى رسيده كه اين كار بايد انجام شود، ديگر شك و شبهه اى در ذهنش باقى نمى ماند كه بخواهد مثلاً در معادلات سياسى، گفت و گوها و بحث هاى مطرح در جامعه، امروز يك موضع داشته باشد و فردا به گونه اى ديگر باشد، بلكه به صورت جدى پاى كار ايستاده و جلو مى رود. مثل همان رزمندگان جبهه ها كه در هشت سال دفاع مقدس بودند و در وصيتنامه هايشان يا نقل و قول هايى كه مى شود شنيده ايم و ديده ايم كه به قصد قربت مى رفتند و درگير زن و بچه و زندگى و بحث هاى دنيوى و مادى نبودند. در اين عرصه هم آقاى دكتر احمدى نژاد با اين قصد و نيت وارد شده بود و طبيعى بود كه اصلاً فكر شكست و اين كه الآن آبرويم مى رود و اگر اين كار را بكند دو رأى بيشتر يا كمتر شود و... مطرح نبود. ايشان تصميم خودش را گرفته و برايش حجت شده بود كه اين كارى كه انجام مى دهد درست و اصولى است. خوب تصميماتى هم كه مى گرفت و تذكراتى هم كه دائماً به اطرافيان و دوستان مى داد، حاكى از تبعيت از دستورات حق تعالى بود. در واقع ايشان بحث انقلاب سوم را مطرح كرد. در راستاى همان فرمايشات مقام معظم رهبرى كه تا به حال دو مرحله پيش رفته است، كه خود انقلاب به عنوان مرحله اول، تثبيت انقلاب مرحله دوم و تشكيل دولت اسلامى، انقلاب سوم و بعد هم فعاليت براى اين كه يك كشور توسعه يافته و پيشرفته، خدامحور، عدالت خواه و مردمى در دنيا محسوب شويم و زمينه را براى حكومت جهانى مهيا كردن. اين يك استراتژى است كه از سال ها پيش توسط مقام معظم رهبرى تبيين شده بود و آقاى دكتر احمدى نژاد هم در واقع در همين راستا گام برداشته و جلو آمده بود و تبيين مواضع مى كرد. طبيعى بود، پيشنهادها و دستوراتى كه مى داد و انتظاراتى كه از دوستان داشت حول همين محور بود كه ما نبايد كارى انجام دهيم كه يك موقع خداى ناخواسته گناهى اتفاق بيفتد يا حرف و حديثى كه خلاف دستورات الهى و ولايت باشد. يادم مى آيد يكى دو ماه قبل از انتخابات بود، يك شب، ما يك شوراى معين استان ها داشتيم كه از ايشان خواستيم در آن شركت كنند و اگر رهنمود، يا بحثى هست براى دوستان مطرح كنند. ايشان ۲۰ دقيقه اى آمدند، صحبت كردند. اصلاً حرف هايى كه مى زد خيلى از فضاى مادى و دنيايى فاصله گرفته بود و صحبت هاى خيلى معنوى و توصيه هايى كه مى كرد خيلى ناب بود. برخى از نكاتش يادم است. بعداً ما اين ۲۰ دقيقه نوار را پياده كرديم و تايپ شد. فردا يا پس فرداى آن روز آن را آورديم و گفتيم آقاى دكتر آن صحبت هايى كه جنابعالى داشتيد مى خواهيم به عنوان يك دستورالعمل انتخاباتى و ستادى به ستادهاى خودمان در استان ها بدهيم تا همه دوستان از اين دستورات تبعيت كنند و اين بحث ها را مدنظر داشته باشند و سرلوحه كارهاى خودشان قرار دهند، گفت يادم نمى آيد كه صحبت ها اين طور بوده باشد. گفتم چرا نوارش هست و اين صداى شماست. خلاصه آنها را خواند و با آن موافقت كرد. ما هم آن را به عنوان دستورالعمل روى سايت آورديم كه رعايت يكسرى نكات در ستادها بود. دو سه نكته از اين بحث ها اين بود كه ايشان طرح مى كرد ما مى خواهيم دولت اسلامى تشكيل دهيم. دولت اسلامى را نمى شود با مال حرام و شبهه ناك تشكيل داد. بايد كسانى كه براى كمك به ستادها مى آيند مطمئن شويم كه اين پول خمس داده است و حرام و شبهه ناك نيست. ما نمى خواهيم با پول حرام و شبهه ناك در انتخابات پيروز شويم و همه بايد پاى بند به اصول و مبانى اسلام و انقلاب باشيم و هيچ تخريبى نسبت به هيچ كس صورت نگيرد. تبليغات ساده و كم هزينه و در حد ضرورت و اطلاع رسانى باشد. خلاصه ستادها محل عبادت و بندگى خدا باشد و از معصيت پرهيز شود. در ستادهاى انتخاباتى آقاى دكتر احمدى نژاد كه دوستان از صبح تا شب در آن جا كار مى كردند غالباً غذاى آنها نان و پنير هم بود. كمترين امكانات مادى در ستادها براى افراد وجود داشت. هجمه سنگين تبليغات رقبا در فضاى كشور و پول هايى كه خرج كرده بودند و امكانات مادى كه در اختيار داشتند در مقابل ستادهاى ما اصلاً قابل مقايسه نبود و حاكى از اين است كه ايشان مى خواهد يك كار مبنايى انجام دهد كه رضايت خدا در آن باشد. پس مى گويد مال شبهه ناك و حرام نباشد و اين چيز درستى است. منتها با معيارهايى كه براى ما در فضاى مادى درست كردند تا اندازه اى همخوانى ندارد. برخى ها اينها را مى شنوند و پذيرش آن برايشان مشكل مى شود. اما در ذهن آقاى احمدى نژاد و دوستانى كه گرد ايشان جمع شده بودند اين بحث ها خيلى عجيب هم نبود. اصلاً ما آمده بوديم اثبات كنيم كه انقلاب دنبال اين تفكر بوده و هست. از موارد ديگر اين كه ايشان مى گفتند به مردم دروغ نگوييد. مردمى كه به ستادها مى آيند افراد مختلفى هستند. آنها مى آيند و سؤالاتى دارند كه مى خواهند از ستادها بپرسند مبادا يك وقت به مردم بى احترامى و بى توجهى شود. حتماً به سؤالات آنها با دقت پاسخ داده شود و به ظاهر افراد هم اصلاً توجه نكنيد كه چه كسانى هستند. هر جور آدمى كه هست باشد، شما وظيفه داريد كه به او احترام بگذاريد. ستادها نبايد جايى باشد كه به مردم بى احترامى شود. مبادا آنها را به حساب نياوريد. بالاخره طبيعى است كسى كه به حق و حقيقت اعتقاد دارد و همه افعال خودش را در معرض ديد حق مى بيند، سعى مى كند همه چيز را رعايت كند. اصلاً هنر ما مسلمان ها اين است كه هر چقدر حضور حق تعالى و امام عصر(عج) را بيشتر حس مى كنيم بايد خودمان را جمع و جورتر كنيم و بايد بدانيم افعال مان، حرف ها و بحث هايى كه مى كنيم در حضور امام حاضر (عج) انجام مى شود پس بايد درست حرف بزنيم و درست رفتار كنيم. خب رعايت كردن اين موارد، نبايد موجب آن شود كه عده اى بخواهند چيزهاى ديگرى مطرح كنند و از آن بهره بردارى سياسى و تخريب كنند.
296637.jpg
به نظر شما تأثير انتخابات سوم تير بر روند تكاملى انقلاب و فضاى فرهنگى كشور چه بود؟
تأثير سوم تير بر فضاى فرهنگى كشور خيلى زياد بود. بويژه اين كه در سال هاى قبل از سوم تير، تبليغات بسيارى انجام گرفت تا در باورهاى دينى جامعه تزلزل و شبهه ايجاد كنند و از اين طريق ميان مردم و اصول انقلاب فاصله بيندازند. در واقع سوم تير پيامى از سوى مردم بود كه هنوز به اصول و ارزش هاى انقلاب پايبندند و يك مانور سياسى براى انعكاس اين مطلب به افكار عمومى جهان بود كه با وجود اين كه مسائل مختلفى در ۸-۲۷ سال انقلاب اتفاق افتاده و عليرغم تلاش هاى دشمنان و تهاجم فرهنگى مردم به صورت جدى و حتى پرشورتر از گذشته به اصول پايبندند و مردم اگر از رفتار برخى مدعيان خوششان نمى آيد، اين را نبايد به حساب چيز ديگرى گذاشت. سوم تير اين اعتقاد را احيا كرد و الآن هم در اين مدتى كه از سوم تير مى گذرد روز به روز شاهد آن هستيم كه فضاى فرهنگى و مذهبى كشور بهتر و پوياتر مى شود. در فضاى جهان اسلام هم روشن و شفاف است كه در افكار عمومى اسلام و حتى جهان سوم اميدى ايجاد كرده كه اين شايد تثبيت ديدگاه اصيل انقلاب است كه در اوايل انقلاب هم مطرح شد ولى ديگران متأسفانه سعى كردند از آن تعبير غلط و اشتباه كنند. اين صدور انقلاب كه گفته مى شد يعنى همين كه ديدگاه ها و تفكر انقلاب به كشورهاى ديگر رسوخ پيدا كند. الآن بعد از سوم تير مى بينيم اين افكار به خوبى توانسته نشر پيدا كند و بخشى از ناكامى هاى دشمنان در منطقه هم ناشى از همين فضاى فكرى است كه در كشورمان بعد از سوم تير ايجاد شده است چرا كه اين حركت توانسته در منطقه، افغانستان، عراق، لبنان و... اميدوارى زيادى ايجاد كند.
سوم تير در آرايش سياسى كشور تا چه حد تأثيرگذار بوده است؟
در آرايش سياسى هم تا اين حد اثر داشته كه برخى گروه هاى سياسى كه در سال هاى گذشته با گستاخى تمام سعى مى كردند از تفكرات لائيك و سكولاريسم دفاع كنند الآن خودشان به اين نتيجه رسيده اند كه اگر رأى مردم را مى خواهند بايد خودشان را با فضاى دينى و فرهنگى كشور تطبيق بدهند. يعنى يك تغيير جهت گيرى در فضاى فكرى برخى گروه هاى سياسى كه در گذشته سعى مى كردند خيلى چيزها را تخطئه كنند، به وجود آمده است.
به نظر شما آسيب هايى كه مى تواند جنبش سياسى - اجتماعى سوم تير را كه سالها براى شكل گيرى آن كار شده تهديد كند، چه عواملى هستند؟
شهيد بهشتى ۳ محور را براى پيروزى و تداوم انقلاب مؤثر مى دانستند يكى اعتقاد و فكر انقلاب، يكى وحدت ميان نيروها و ديگرى رهبرى انقلاب. در انقلاب اسلامى اين سه فاكتور وجود داشت و انقلاب پيروز شد. دشمنان انقلاب هم سعى كردند اين انقلاب را حادثه اى اتفاقى تلقى كنند. البته آنها از راه هاى مختلف تلاش كردند به اين ۳ عامل پيروزى خدشه وارد كنند. سعى كرده و مى كنند كه ميان مردم و نيروى انقلاب اختلاف ايجاد كنند. به انحاى مختلف سعى داشتند به مسائل اعتقادى خدشه وارد كنند لذا احزاب و گروه هاى مختلف با عقايد گوناگون را كه عمدتاً طرفدارفرهنگ غرب بودند راه انداختند. البته در بحث رهبرى، چون امام (ره) شخصيتى در داخل و خارج كشور پيدا كرده بودند كه نمى توانستند در زمان حياتشان به ايشان خدشه اى وارد كنند به همين خاطر سعى كردند تا به نيروهاى اطراف امام (ره) ضربه بزنند.
جريان سوم تير هم همان گونه كه در سؤال قبلى گفتم حادثه اى اتفاقى نبود. براساس روندى بود كه از سال هاى گذشته مقام معظم رهبرى تبيين كرده بود. اين جريان كه در رأس آن آقاى دكتر احمدى نژاد حضور داشت، آمده بود تا اين را به يك سرانجامى كه همان تشكيل دولت اسلامى است برساند. حتى به همين تشكيل دولت اسلامى هم كه آن اوايل مطرح شد خيلى ها سعى كردند سؤال و خدشه واردكنند كه يعنى چه؟! مگر تا حالا دولت هاى ما اسلامى نبوده است؟ خب به همين دليل آقاى دكتر احمدى نژاد خيلى تأكيد داشت ما مى خواهيم دولت اسلامى تشكيل دهيم بايد حواسمان باشد كه اين دولت اسلامى را با خدعه و نيرنگ و سياسى بازى و كلاه سر ديگران گذاشتن، شروع نكنيم. بايد از يك مسير الهى،سالم و منطقى و عقلايى اين كار پيش برود. حالا سوم تير با توجه به تمام شرايط پيروز شده و اگر ما بخواهيم يك آسيب شناسى كنيم كه خداى نخواسته تزلزل و انحرافى دراين جريان اتفاق نيفتد بايد تقريباً همان معيارهايى را كه در گذشته بود، حفظ كنيم. رقبا و بخصوص دشمنان سعى مى كنند به اين وحدتى كه ميان نيروها براى تشكيل اين دولت به وجود آمده، خدشه وارد كنند به همين خاطر شما مى بينيد هنوز مدت زيادى از عمر اين دولت نمى گذرد ولى يك خواسته هايى كه در اين ۸-۲۷ ساله دولت هاى مختلفى كه آمده اند و نتوانستند براى مردم محقق كنند در اين مدت كوتاه، همه مطالبات را سعى مى كنند متمركز و جمع كنند و از اين دولت كه يك سال و اندى از تشكيل آن مى گذرد، مى خواهند. همه بحثشان هم اين است كه بتوانند ميان نيروها و مردمى كه طالب اين دولت شده و آن را آورده اند، تفرقه بيندازند و فاصله ايجاد كنند تا به پشتوانه مردمى اين دولت خدشه وارد كنند. شما هر روز در بعضى رسانه هاى كشور ملاحظه مى فرماييد يك سرى مسائل كه واقعيت ندارد، مطرح مى شود و مطالباتى كه دولت از روز اول خودش مطرح كرده و به حق هم هست و مربوط به مردم، معلمان، كارگران و ... مى شود را طورى مطرح مى كنند كه گويا دولت نمى خواهد اين حق را به مردم بدهد و يا اين كه قصورى دراين مورد دارد اتفاق مى افتد. اين شيوه ها شيوه هايى است كه ما در اول انقلاب تجربه كرديم. در اول انقلاب هم، هنوز آن چارچوب حقوقى نظام شكل نگرفته بود ولى عده اى سعى كردند مطالبات مردم را عليه انقلاب افزايش دهند. الآن هم به صورت گسترده سعى مى كنند از طريق مختلف، مشكل ايجاد كنند. بعضاً هم دست هايى در كار است فضاى كشور را براى زندگى مردم در دوران اين دولت سخت كنند. اين است كه يك مرتبه مى بينيد تحول شديدى يك شبه در قيمت مسكن اتفاق مى افتد و به تبع آن درجاهاى ديگر هم به همين صورت. اين ها همه در حالى است كه دولت تمام تلاش خودش را كرده است تا در يك سال گذشته نگذارد قيمت هايى كه در اختيار دولت است افزايش پيداكند و با سختى تمام دارد تلاش مى كند تا قيمت ها را ثابت نگه دارد اما در يك جاهايى كه در اختيار دولت هم نيست، توسط عواملى به اين مطالبات دامن مى زنند و با اين افزايش قيمت ها مى خواهند به نوعى با روند مشكل اقتصادى كه براى مردم ايجادمى كنند فاصله ميان مردم و دولت را زياد كنند و به نوعى در مردم تفرقه و ترديد و شك ايجاد كنند.
اين كارى است كه در اين راستا درحال انجام گرفتن است. از بعد اعتقادى هم، اين دولت بويژه شخص رئيس جمهور يكى از معتقدترين افراد به انقلاب، امام (ره)، رهبرى و اسلام و علماست. هدف كسانى كه ترديد ايجاد مى كنند خدشه به اعتقادات و پايگاه مردمى اين دولت است. بخش ديگر اين مسأله، رأس جريان دولت است. دراين جريان آقاى دكتر احمدى نژاد به عنوان پرچمدار و به تعبير خودشان علامت نشان دهنده جهت، مطرح شده است. سعى مى كنند ايشان و ياران يا اطرافيانش يا كسانى كه از ايشان طرفدارى مى كنند را طورى خراب كنند كه ديگر كسى جرأت نكند حتى بيايد و از ايشان دفاع كند. اين سياست را دارند دنبال مى كنند و اين سه فاكتور همان چيزهايى است كه شهيد مظلوم بهشتى به عنوان آسيب هاى انقلاب درباره آن تأكيد كرده بود. اينها همان چيزهايى است كه مى تواندخدشه هايى جدى واردكند. همه اين داستان هايى كه بعد از فضاى سوم تير مى بينيم شروع شده، دنباله همين جريان است. در حالى كه براى هيچ يك از دولت ها دراين فاصله كوتاه اين همه خواسته و مطالبه آن هم از طرف كسانى كه زمانى مسئول بوده و بايد پاسخگوى اين مردم مى بودند و مطالبات مردم را جواب مى دادند و ندادند مطرح نشده است. آنها آمده اند و طرفدار مردم شده اند و مطالبات مردم را از دولتى مى خواهند كه خودش اين موضوعات را مطرح كرده است. در واقع اين جفايى است كه به اين دولت مى شود البته من با وجود چنين مردمى فهيم و هوشمند هيچ نگرانى از اين بابت ندارم همان طور كه انقلاب با وجود تمام دسيسه هايى كه عليه آن وجود داشت، امروز پويا و سرحال تر از گذشته است و اين هم نتيجه عقلانيت و درايت رهبرى انقلاب بوده است. چه در زمان حضرت امام (ره) و چه در زمان مقام معظم رهبرى كه توانستند كشتى انقلاب را تا اين جا به اين صورت هدايت كنند؛ قطعاً اين دولت هم باكارهاى بزرگى كه در اين مدت (حدود ۲ سال) انجام شده - و البته بخش هايى از آن هم شايد براى مردم عزيز ما هنوز خيلى ملموس نشده است - مى تواند ادامه مسير دهد. وقتى دولتى در يك روند اقتصادى اشتباهى كه سالها به شيوه خاصى پيش رفته، با اين فضاى سنگين كه عليه او وجود دارد، تحول ايجاد مى كند حتماً زمان مى برد تا به يك نتيجه مثبت و مطلوبى برسد. ديگران ترسشان ازهمين است كه اين دولت بتواند به خواسته هاى مردم پاسخ مثبتى بدهد و آن موقع ديگر هيچ حرفى براى گفتن نداشته باشند. به همين دليل هم عجله كردند و الآن با تمام قوا به ميدان آمده اند و سعى مى كنند در اين فاصله كوتاه مردم را در يك حالت ترديد و شك نگاه دارند و نگذارند كه اين دولت موفق باشد، اما خب بحمدالله با اين عزم راسخى كه رئيس جمهور و اين دولت دارد، از اين بحث هايى كه به اين صورت مطرح مى شود، نگران نيستيم اما بالاخره ناراحت مى شويم كه چرا بعضى ها اين گونه عمل مى كنند. بعضى ها كه فرصت خدمت برايشان فراهم است، به جاى خدمت كردن و اين كه براى خودشان يك توشه اى ذخيره كنند با كج فهمى و گناه براى دنيا و آخرت خودشان مصيبت درست مى كنند لكن بحمدالله انقلاب راه خودش را پيدا كرده و جلو مى رود و احمدى نژادى ها هم در ايران زيادند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |