شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۶ - ۲۲ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sat, Jul 7, 2007
رودررو
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
خانواده
زندگى
گفت وگو با نصرالله متقالچى
تنها صداست كه مى ماند
299745.jpg
زينب بردبار
با صداى ابوسفيان او را مى شناسيم وقتى كه مى گفت: «شرف من پشت شترهام است». قبل از اين كه بابالنگ دراز را ببينم، شعرى در مورد آن شرلى مى شنيدم، افسانه شجاعان و تعداد زيادى فيلم وسترن (ازجمله خوب، بد، زشت) ما را در برابر صداى او مى گذارد. گفته مى شود دوبلورها، هنرپيشه هاى نشسته هستند. كسانى كه ديده نمى شوند ولى فيلم ها را قابل ديدن مى كنند. فيلم ها از گذرگاه حنجره همين مردان و زنان به جغرافياى زبان فارسى عبور مى كند. احتمالاً هم عقيده هستيد كه بهترين صداى سياه در ايران از آن نصرالله متقالچى است. كسى كه وقتى با او مصاحبه مى كنيد نمى دانيد در حال مصاحبه هستيد يا در حال ديدن يك فيلم سينمايى، با دوبله او.
لطفاً كمى راجع به نسل اول دوبلورها بگوييد.
قسمتى از آنچه در اين باره مى توانم بگويم مربوط مى شود به شنيده هاى من از زمانى كه هنوز وارد دوبله نشده بودم و بقيه را هم چون خودم در صحنه بودم با چشم خود ديده ام. كسانى كه دوبله را شروع كردند اغلب از تئاتر وارد اين كار شدند مانند زنده ياد موبدى، زرندى، ايرج دوستار و آقايان رسول زاده، هوشنگ بهشتى، تقى ظهورى، جليل وند، مقامى، اسماعيلى، لطيف پور و خانم ها كاظمى، كسمايى و ديگرانى كه نامشان الآن در خاطرم نيست. اينان همت گماشتند و كارهاى بزرگى انجام دادند و دوبله را شكافتند و به قله رفيع خودش رساندند و به نظر من اين صعود تا سال ۵۶ ادامه داشت.
به نظر شما دليل قدرت آنها چه بود؟
آنها قوى نبودند. فرهاد بودند. مانند فرهاد كه عاشق بود و سنگ سخت برايش بى معنا بود آنها نيز عاشق كارشان بودند و بخاطر آن فرهادگونه تلاش مى كردند.
دوبله چطور وارد ايران شد و در چه سالى؟
دو دانشجوى ايرانى كه يكى از آنها دكتر كوشان بود در سال ۱۳۲۴ در تركيه مشغول دوبله فيلم براى ايران شدند كه بخاطر جنگ جهانى دوم نتوانستند آنها را وارد ايران كنند. بعد عده اى به ايتاليا رفتند و همين كار را انجام دادند. در داخل ايران اينطور بود كه دو نفر جلوى پرده مى ايستادند و فيلم را ترجمه مى كردند (كه يكى از آنها پدرزن من بود كه از فرانسه به فارسى ترجمه مى كرد). در سال هاى بعدى كم كم دوبله در ايران رواج يافت.
چه زمانى دوبلورها وارد استوديو شدند و نخستين استوديوها در ايران كجا بود؟
تقريباً از سال ۱۳۳۵-۱۳۳۴ آغاز شد و اينطور كه شنيده ام نخستين استوديو، استوديوى سانترال واقع در ميدان انقلاب فعلى بود. ديگرى در مجيديه فعلى كه من براى نخستين بار به آنجا رفتم و استوديو اطلس فيلم. كم كم استوديوها هم زياد شد. چون مردم برايشان جالب بود كه به سينما بروند و ببينند هنرپيشه هاى خارجى به فارسى صحبت مى كنند.
شما جزو كدام نسل هستيد؟ نسل شما چه تفاوتى با گذشتگان داشت؟
تقريباً نسل دوم هستيم. آنها خوب بودند و ما سعى كرديم راه ديگر و بهترى برويم. ما در كارمان ظرافت بيشترى داشتيم. در سال ۴۱ كه من وارد اين كار شدم. عده اى ديگر هم آمدند ولى نماندند و آنهايى كه ماندند براى خود جايگاهى ساختند و آن را محكم كردند. البته ما كار خاصى نكرده ايم. ما فقط دقت زيادى به خرج داديم و ما نسل ديگرى از فرهاد بوديم در كوه ديگر.
شما به ادبيات مسلط هستيد. آيا نسل اول هم همينطور بود. به نظر شما يك دوبلور به چه دانشى نياز دارد؟
يك دوبلور به هر دانشى نياز دارد. هرچقدر اطلاعاتش بيشتر باشد به همان اندازه در كارش دقيق تر و موفق تر است. به نظر من يك گوينده يا مجرى يا گزارشگر بايستى اطلاعاتش زياد و به روز باشد و تهيه كننده، دو برابر آنها. چرا كه بايد به گوينده بگويد كه چطور اجرا كند و بتواند اشتباهات گوينده را بگيرد و اين اطلاعات مى تواند در هر زمينه اى باشد از نجارى و معمارى گرفته تا دروس فيزيك و شيمى و ادبيات و رياضى. اين علوم براى استفاده شدن به وجود آمده اند و يكى از آن موارد استفاده در دوبله است.
در دكلمه شعرها چه كسانى را موفق مى شناسيد؟
فقط كار هاى آقاى خسرو شكيبايى و شاملو خوب هستند. بخاطر اين كه ديگران حس و صداى لازم را ندارند. صدايى كه مخاطب يك ساعت يا بيشتر مى خواهد گوش كند، بايد صدايى خاص و جذاب باشد. و شعر را درست و خوب بخواند. اين كه يك نفر شاعر شعر است، دليل نمى شود كه شعر را هم خوب بخواند. چرا كه شاعر، گوينده نيست. مثلاً اخوان ثالث افكارى بلند را به صورت شعر آورده و شعر هايش را آنطور كه دوست داشته خوانده است اما قواعد فن بيان آنگونه خواندن را نمى پذيرد. وظيفه گوينده اين است كه بازيبايى كلام و در نظر گرفتن قواعد سراغ شعر برود و آن را اجرا كند.
نظرتان درباره بحث هاى مربوط به تعيين شرايط سنى و تحصيلى براى گوينده ها و دوبلورها چيست؟
گوينده ها و دوبلورها انجمن دارند كه در اين موارد تصميم گيرى مى كند.
در انجمن گويندگان هيأتى مخصوص اين كار وجود دارد. اين هيأت تصميم مى گيرد چه كسانى را به استوديوها بفرستد. ممكن است جوانى كه وارد اين حرفه مى شود چيزى بلد نباشد اما استعداد داشته باشد. همانطور كه ما هم وقتى وارد اين كار شديم تا اين حد اطلاعات نداشتيم. همه به مرور زمان ياد گرفتيم چطور تيشه بزنيم.
الآن چون جامعه پيشرفت كرده، مى شود حد و حدودى را قائل شد. مثلاً اين كه صدايش در چه حدى است و آيا مى تواند از اين صدا استفاده كند. آيا تلفظ حروف را درست انجام مى دهد و يا اين كه پرده زير زبانش چه انداز ه اى است. اما بازهم استعداد حرف اول را مى زند و شرط هاى ديگر دست و پاگير است.
سيستم هاى ديجيتالى كه اخيراً استفاده از آنها باب شده چه تأثيرى بر دوبله دارد؟
اين كار مانند كوه نوردى با هليكوپتر است. اين تكنيك پيشرفته كه شما به آن ديجيتالى مى گوييد براى كار ما مانند سرطان است بخاطر اين كه از آن به درستى استفاده نمى كنند. مثلاً اگر گوينده جايى از متن را درست اجرا نمى كند ديگر اهميت نمى دهند و مى گويند ادامه دهد و سپس آن را به وسيله باند ديگرى درست مى كنند و به هم وصل مى كنند و اين كار، گوينده را تنبل بار مى آورد. زمانى كه ما با ضبط كار مى كرديم و اين نوع سيستم ها نبود بايد بر مى گشتيم و مطلب را از اول مى خوانديم. در نتيجه باعث مى شد تمركز فكرى مان را بالا ببريم و خوب تمرين كنيم تا دوباره اشتباه نكنيم. كارما حوصله زيادى مى طلبد استفاده نابجا از اين سيستم ها همه را بى حوصله كرده است. اين سيستم ها بد نيستند اما به درستى از آنها استفاده نمى شود. مانند چاقوى تيزى كه بايد مواظب باشيم درست از آن استفاده كنيم تا صدمه نبينيم.
اما اين دستگاه ها سرعت دوبله را بالا برده اند و به تازگى كارهاى زيادى را با آن انجام داده اند.
سرعت در كار خوب است. اما وقتى نتيجه نامطلوب باشد پس زيانبار است. وقتى خيابان شلوغ است شما نمى توانيد سرعت داشته باشيد بايد با حوصله جلو برويد.
آيا به خاطر همين سيستم هاى ديجيتالى و تنبلى نسل معاصر است كه كشور ما ديگر جزو كشورهاى صاحب دوبله نيست؟
شما درست گفتيد و علت را يافتيد. من و همكارانم كه همان آدم هاى گذشته هستيم و حرفه اى تر هم شده ايم. دليل ديگر تهيه كنندگان و مسئولان كار هستند كه دوبله را خوب نمى فهمند و به آن علاقه مند نيستند، فقط مى خواهند برنامه پر شود رسانه ها و مؤسساتى كه داير مى شوند (و حتى تلويزيون) نسبت به دوبله بى اهميت شده اند. براى ترجمه از هر مترجم تازه كارى كه با ديكشنرى ترجمه مى كند و پول كمتر مى گيرد استفاده مى كنند خوب وقتى پى كار اينقدر سست ريخته شد، خود ساختمان هم سست شده و با يك تكان فرومى ريزد.
به نظر مى رسد انجمن گويندگان جوان و صدا و سيما موازى كارى مى كنند. اين وضعيت مايه پيشرفت است يا خير؟
عده اى آماتور با همين سيستم هاى ديجيتالى وارد اين عرصه شده اند و فيلم هاى انيميشن را دوبله كرده و به صورت رايگان به تلويزيون داده اند، آنها هم پخش مى كنند. وقتى كه فيلم پخش شده گويى مجوز ارشاد برايش صادر شده در بازار فروخته شده است. اگر تهيه كنندگان و صاحبان كار مى دانستند دوبله يعنى چه اصلاً به اين كارها بها نمى دادند و آنها را پخش نمى كردند. وزارت كار به دوبله به چشم يك حرفه نگاه مى كند. در صورتى كه اين اصلاً حرفه نيست و به وزارت كار مربوط نمى شود. البته به تازگى اين كار ممنوع شده و در حال جمع كردن اين فيلم ها هستند.
در واقع اين نوع تصميم گيرى ها در صدا و سيما باعث پائين آمدن سطح عمومى دوبله مى شود. صرفاً لهجه ها را به صورت ابزارى استفاده كردن، با چيزى به نام دوبله متفاوت است.
به تازگى در روزنامه ها تعداد زيادى آگهى جذب گوينده مى بينيد. اينها چه سازمان هايى هستند و آيا مجوز دارند؟
به نظر من بايد وزارت ارشاد جلوى آنها را بگيرد. اين يك كلاهبردارى است. جوانان علاقه مند كه عشق به گويندگى دارند به آنها مراجعه مى كنند و آنها پول زيادى مى گيرند و بعد از او مى خواهند يك جمله بگويد و بلافاصله او را رد مى كنند، اما در انجمن هاى اصلى وقتى گوينده وارد مى شود او را ۶ ماه كارآموزى مى فرستند بعد مدير دوبلاژ نظر مى دهد كه او به درد اين كار مى خورد يا نه. كسانى كه اين آگهى ها را مى دهند بدون داشتن هيچ مدركى از اين كار سوء استفاده مى كنند و ماهيانه چند ميليون درآمد كسب مى كنند.
شايد يكى از دلايل بد شدن دوبله ها زياد شدن شبكه هاى تلويزيونى و فيلم هاى انيميشن و كمى دوبلور است به نظر شما اين طور نيست؟
خير. اينها همه بهانه است و ربط مستقيمى به بد شدن دوبله ندارد. همين همكاران فعلى و باتجربه هرچقدر فيلم لازم باشد دوبله مى كنند. همين حالا هم بعضى از دوستان جوان هستند كه صداهاى خوبى دارند و بسيار بااستعداد و باتجربه هستند مانند آقاى كسروى كه مى گويند حنجره طلايى دارد. من به تلويزيون و مؤسسات پيشنهاد دادم به جاى اينكه از صفر شروع كنند و به دنبال دوبلور بگرديد بياييد و از اينها استفاده كنيد كه سابقه كار دارند.
براى بهتر شدن وضع دوبله چه پيشنهادى داريد؟
بايد مترجم هاى باتجربه انتخاب شوند و خوب ترجمه كنند و اول پى كار را خوب بريزند و با دوبلورهاى خوب و باتجربه كار كنند و اگر مى بينيد فلان آدم فيلمى را بهتر دوبله مى كند كار را به او بسپارند و مديران و مسئولان كسانى باشند كه بتوانند دوبله خوب و بد را از هم تشخيص دهند.
متقالچى يك صدا و تصوير محبوب است كه ما سال هاست مى شناسيم. به نظر مى رسد ايشان به تازگى نسبت به مخاطبان كم لطف شده اند، چرا؟
من نزديك به ۵ سال است كه ديگر با تلويزيون كار نمى كنم و اگر چيزى هم پخش مى شود از كارهاى قديم است كه ما يك دفعه از آنها پول گرفتيم و چند دفعه در تلويزيون پخش مى شود. اين كار اصلاً درست نيست. كار با تلويزيون مشكلات زيادى دارد.
به كدام كارتان از همه بيشتر علاقه داريد؟
من تمام كارهايم را دوست دارم. هر ميوه اى، مزه اى دارد و من تمام رل ها و دوبله هايم را دوست دارم، چه يك كلمه و چه يك رل. مثل وقتى كه در فيلم محمد رسول الله بازى كردم واقعاً زحمت كشيدم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |