شنبه ۱۶ تير ۱۳۸۶ - ۲۲ جمادى الثانى ۱۴۲۸
Sat, Jul 7, 2007
زندگى
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
خانواده
زندگى
اسرار تاريخى اوقات فراغت
299754.jpg
على تركاشوند

اوقات فراغت امروز طولانى تر از هر زمان ديگرى است، چرا كه ساعات رسمى كار در كشورهاى مختلف تقليل يافته است. بنابراين هر يك از افراد جامعه، چند ساعتى را فارغ از كار در اختيار دارد كه بايد براى استفاده از آنها طبق نظر، ميل و امكانات خود برنامه ريزى كند. بديهى است همان گونه كه استفاده صحيح از اوقات فراغت هم بر زندگى فرد و هم بر جامعه تأثير مثبت خواهد داشت، باز هم تابستان ديگرى در راه است و جمعيت جوان كشورمان كه نيازمند برنامه ريزى دقيق،كامل و منسجمى براى آتيه است تا سرنوشت درخشان جامعه اسلامى ايران را رقم بزنند.

پيشينه: در مصر و يونان قديم، فقط طبقات بالا از امكان تفريح و سرگرمى برخوردار بودند. يونانيان به اوقات فراغت اهميت زيادى مى دادند و از آن براى ورزش، بازيهاى قهرمانى و هنرهايى مانند نقاشى و تمرين سخنورى استفاده مى كردند. بازيهاى المپيك در ۸۸۴ سال قبل از ميلاد مسيح به وسيله يونانيان ابداع شد. روميان نيز از اين اوقات براى ورزش، كسب آمادگى رزمى و شركت در جشنهاى ملى و مذهبى سود مى جستند. ايرانيان پيش از آنها اوقات فراغت خود را به اسب سوارى، تيراندازى، شكار، درختكارى و شركت در مراسم و جشنها مى گذراندند. پس از ظهور اسلام نيز ورزش و تفريحات سالم متناسب با احكام دينى مورد توجه و تشويق بود. پيشرفتهاى علمى، فنى، هنرى و ادبى مسلمانان، معلول استفاده صحيح و مناسب از اوقات فراغت خود بوده است.
در قرون جديد و با به وجود آمدن تمدن و زندگى شهرى، كوتاه شدن تدريجى زمان كار روزانه، پيدايش مراكز و وسايل گوناگون جديد، اوقات فراغت و چگونگى گذران آن مورد توجه خاص قرار گرفت؛ به گونه اى كه در سالهاى اخير عده اى اظهار داشته اند كه اصولاً اوقات فراغت محصول جوامع صنعتى جديد است؛ چرا كه شرايط واقعى استفاده از اوقات فراغت، در اين گونه جوامع آمده است. اين عده معتقدند كه اين اوقات فراغت است كه در شرايط غير كارى فرصت پرداختن به امورى مانند اخلاقيات و ارزشهاى اجتماعى را در اين گونه جوامع فراهم مى سازد و به همين دليل مراكز ويژه اى، برنامه ريزى براى گذران اوقات فراغت را بر عهده گرفته اند.
اوقات فراغت در جوامع صنعتى با «ساعات خالى» در جوامع سنتى كاملاً متفاوت است. گذران صحيح اوقات فراغت بر بازدهى كار مى افزايد و از اين رو «صنايع تفريحاتى» در جهت متنوع تر كردن و پربارتر كردن اوقات فراغت و گذران آن، مانند هر رشته صنعتى ديگرى بوجود آمده است.
كاربرد و نقش: معمولاً سه نقش عمده را براى اوقات فراغت بر مى شمارند: «رفع خستگى»، «تفريح و سرگرمى» و «ايجاد امكان براى بالا بردن سطح معلومات، مشاركت آزاد اجتماعى و پرورش استعدادها». تجديد قوا، گريز از ملال انگيز بودن زندگى روزمره، فرار از كارهاى تكرارى تحميلى، ترميم ضايعات عصبى ناشى از زندگى ماشينى، بدست آوردن نشاط و سرزندگى، ارضاى صحيح و مناسب تمايلات پرخاشجويانه افراد و تقويت عواطف، از كاربردهاى اوقات فراغت به شمار مى روند كه در قالب دو نقش نخست قرار مى گيرند.
ديدگاه ها
ديدگاه اسلام: دين مبين اسلام به همه جنبه ها و امور زندگى انسانها توجه دارد. حديث قدسى تقسيم شبانه روز به ۳ زمان كار، عبادت، خانواده و تفريح، بيانگر اهميت برنامه ريزى و لزوم اختصاص قسمتى از شبانه روز به خانواده و تفريحات سالم و سازنده است. تفريح از ديدگاه اسلام، انسان را ازملالت كارهاى يكنواخت زندگى رهايى مى بخشد. پيامبر گرامى اسلام (ص) نسبت به يادگيرى شنا، تيراندازى و سواركارى تأكيد بسيار كرده اند. اسلام در مورد معاشرت و آميزش با دوستان مؤمن معتقد است كه مى توان قسمتى از اوقات فراغت را به اين امر اختصاص داد.
جامعه شناسى تفاهمى: جامعه شناسان پايبند به اين نظريه، برخلاف كاركردگرايان، به تقويت هنجارها و اخلاق اشاره اى نمى كنند. از نظر آنها، در جهان پول زده و ماديگراى امروزى كه آدميان با اكراه و حتى بى اعتنايى با يكديگر روبرو مى شوند، گذران اوقات فراغت را نوعى گريز از واقعيت مى دانند كه آدميان در آن گرفتار آمده اند. در اين ديدگاه، بسيارى از مردم پس از كار اوقات خود را صرف كارهاى پر زرق و برق و مبتذل مى كنند كه از اين گونه كارها مى توان به گردش بى هدف در خيابان، خريدن چيزهاى پيش پا افتاده مثل آدامس و شكلات و تماشاى ويترين مغازه ها و مانند آنها اشاره كرد كه به نوعى گذران اوقات فراغت هستند و هيچ هدف والايى در آنها ديده نمى شود.
مكتب فرانكفورت: از نظر اين مكتب، تفكيك قديمى بورژوايى مبنى بر اقليم عمومى و خصوصى، در عصر جديد معنى ندارد. نظريه پردازان اوليه بورژوايى بر آن بودند كه آدمى در قلمرو عمومى به كارهاى مشترك جامعه مى پردازد و در قلمرو خصوصى با شركت در جريانهاى فرهنگى هم تجديد قوا مى كند و هم فرهيخته مى شود. اين تقسيم بندى و اشاره به قلمرو خصوصى در واقع همان مفهوم قديمى جامعه شناسى دال بر به وجود آمدن اوقات فراغت جديد است. اما اين ديدگاه مى گويد گذران اوقات فراغت در قديم با جريان فرهيخته شدن فرد رابطه داشته است. فرد در جريان اين فعاليت به نوعى استقلال و بلوغ مى رسيد. اما در حال حاضر، وسايل ارتباط جمعى، امكان رسيدن به هر نوع بلوغ را از ميان برده اند و او را به مصرف كننده صرف محصولات فرهنگى بدل كرده اند. حضور تلويزيون در خانه به معناى آن است كه صاحبان و متخصصان وسايل ارتباط جمعى، فيلمسازان و بازيگران به او ديكته مى كنند كه اساساً چه چيز را واقعى بداند و چه چيز را غير واقعى.
جامعه شناسى آرايشى: اين ديدگاه معتقد است كه در دوران قرون وسطى مردم مستقيماً در جنگ شركت مى كردند و خوى تجاوزكارانه و خشن خود را پنهان نمى كردند، اما در حال حاضر مردم اين تمايلات را در خود پنهان مى كنند. گذران اوقات فراغت و ورزش، جايگزينى براى همان خويهاى سركوب شده اى است كه بر مردم تحميل شده است. مردم اكنون خود از ريختن خون ابا دارند و آن را نشانه توحش مى دانند، اما با لذت به تماشاى فيلمى مى نشينند كه در آن قهرمان فيلم دهها نفر را سلاخى مى كند. به همين سبب از اين نظر، ورزشى شدن و فراغتى شدن جامعه حاصل آرايش جديد نيروها در عصر حاضر است.
آنها اوقات فراغت را «برانگيخته شدن اشكال لذت بخش هيجان» تعريف مى كنند. اكنون كه زندگى انسان به دست نيروهاى عقلانى نهاده شده و افراد بايد بر اساس قوانين دقيق كار كنند، گمان مى رود كه اوقات فراغت دقيقاً همان ايامى است كه فرد مى تواند نوعى هيجان «خود انگيخته بدوى غير تأملى» را به ظهور برساند و به همين سبب اوقات فراغت تابع قاعده معمولى شدن و غير معمولى شدن است و به همين سبب است كه بشر در عصر جديد، به طور مداوم در جهت تنوع بخشيدن به اوقات فراغت تلاش مى كند، چرا كه از يك نوع اوقات فراغت خسته مى شود و نياز به تفنن دارد.
نظر آنها در مورد اوقات فراغت اين تذكر را به ما مى دهد كه روند فعلى گذران اوقات فراغت را با نظرى انتقادى تر بنگريم. به عبارت ديگر نظر آنها مبين نوعى تنش سركوب شده است كه به اين شكل بروز پيدا مى كند و جلوه هاى آن را مى توان به روشنى در تخريب مراكز ورزشى به وسيله طرفداران تيمهاى رقيب، گلاويز شدنها و مانند آنها ديد كه نشان دهنده همين تمايلات فرو خورده است و در هر صورت، ضرورت يك برنامه ريزى جامع را ايجاب مى كند.
ماكس وبر: جامعه شناسانى چون رايان ترنر تلاش كرده اند كه با استفاده از نظريه وبر، ابعاد گوناگونى همچون رسانه ها را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند. از اين ديدگاه، فيلمهاى تلويزيونى و سينمايى نيز الگويى براى مردم در اين مورد هستند كه خود را چگونه مدرنيزه و دنيوى كنند. فرهنگ مصرفى جديد، درست با استفاده از همين امر است كه توانسته اين همه در جامعه رسوخ كند. دهها انسان كه در خيابانها بدون هدف ويترين ها را تماشا مى كنند و در كلاسهاى يوگا و پرورش اندام و مانند آنها وقت مى گذرانند و يا با نگاه كردن به فيلمها و سريالهاى سينمايى و تلويزيونى نحوه رفتار و لباس پوشيدن آنها را الگوى خود مى كنند، در واقع همين الگوهاى دنيوى شده را مد نظر دارند.
مقوله ديگر وبر كه مى توان با تفسير آن به مفهوم اوقات فراغت تصريح بيشترى بخشيد، تلاش وبر براى جدا كردن قلمروهاى ارزشى است. وبر به تبعيت از كانت و با توجه به گسترش عقلانيت، قلمروهاى نظرى يعنى علم، قلمرو اخلاقى يا دنياى عمل و قلمرو زيباشناسى را از هم جدا كرده است. وبر اين مقوله را تحت عنوان «تفكيك ارزشى» Value Neutrality معرفى مى كند.
استنلى پاركر : وى معتقد است براى تعريف اوقات فراغت از ۳ طريق مى توان اقدام كرد:
۱. بيست و چهار ساعت شبانه روز را در نظر بگيريم و آنگاه از ميان آن، زمان غير فراغت را استخراج كنيم كه شامل مواردى همچون كار، خواب، خوردن، برآوردن نيازهاى فيزيولوژيك و مانند آنها خواهد بود. در اينجا مشكل اين است كه چه چيزهايى را در اين ليست قرار دهيم تا به اين ترتيب به اوقات فراغت برسيم. مثلاً آيا نمى توان خوردن را در حالتى جامعه پذيرانه، جزو اوقات فراغت به شمار آورد؟ همين سؤال درباره مواردى مانند سفر براى كار و ملاقاتهاى ضرورى با ديگران نيز قابل طرح است.
۲. اوقات فراغت اساساً يك بخش از زمان نيست، بلكه يك كيفيت كار است، يا كيفيت مشخصى است كه در يك عمل مشهود است. اين نوع تعريف بيشتر به وسيله نويسندگان متون فلسفى يا نويسندگان متون مذهبى ارائه شده و به عنوان «يك نقطه نظر و نگرش فكرى و معنوى و روحى» تلقى شده است. بر اساس همين برداشت، بعضى از جامعه شناسان نيز بر كيفيت آزادى موجود در اوقات فراغت تأكيد مى كنند. مثلاً تورين كه اوقات فراغت را آزادى از قوانين و هنجارهاى جامعه تلقى مى كند.
۳. سومين دسته از تعاريف در واقع تركيبى است از دو مورد قبل. مثلاً يكى از تعاريف اوقات فراغت در اين گروه اين است: «اوقات فراغت زمانى است كه هر فرد از كار يا ساير وظايف آزاد بوده و ممكن است براى منظورهاى مختلفى مانند استراحت ،سرگرمى، دستاوردهاى اجتماعى يا رشد شخصى مورد استفاده قرار گيرد.» و نيز: «اوقات فراغت عبارت است از تعدادى از اشتغالات كه در طى آنها شخص از وقت آزاد خود به منظورهاى مختلفى اعم از استراحت، سرگرمى، افزايش اطلاعات و معلومات و مهارتها و افزايش مشاركتهاى داوطلبانه در زندگى اجتماعى، پس از فراغت از وظايف حرفه اى خانوادگى و اجتماعى استفاده مى كند.» اين تعاريف، دو عنصر مهم «زمانى كه در اختيار داريم» و در حد خود تعيين كننده است و همچنين «نحوه گذران اين زمان» را مورد توجه قرار مى دهند.
ژوفر دومازديه: دومازديه معتقد است كه در دوران صنعتى جديد به عللى چند، پديده اى به نام اوقات فراغت به وجود آمد كه در دوران قبل وجود نداشته است. بعضى از اين علل عبارتند از: تقليل ساعات كار؛ ارتقاى سطح زندگى كارگران و مزدبگيران؛ زيادتر، متنوع تر و پيچيده تر شدن تفريحات؛ تثبيت فراغت و فعاليتهاى فراغتى، نه تنها به عنوان حق هر فرد، بلكه به عنوان يك ارزش. از نظر وى، پديد آمدن مفاهيم فراغت و ايام فراغت با خصوصياتى همراه بود كه آنها را از ديگر فعاليتها متمايز مى كرد.
دومازديه سه كاركرد عمده براى فعاليتهاى فراغتى قائل است: «استراحت» كه نقش آن رفع خستگى، جبران فشارهاى روحى و جسمى ناشى از هيجانات مداوم كار و انجام وظايف گوناگون است؛ «تفريح» كه نقش آن رهانيدن انسان از كسالت ناشى از يكنواختى انجام وظايفى در محل كار و خانه است و در نهايت «رشد شخصيت» كه از طريق افزايش معلومات و اطلاعات و افزايش مشاركت اجتماعى افراد حاصل مى شود. لذا فراغت فرصت پرورش استعدادهاى بدنى و ذهنى را براى فرد فراهم مى كند.
نهادهاى اجتماعى و اوقات فراغت
خانواده: شرايط شغلى افراد خانواده بر نحوه گذراندن اوقات فراغت اعضاى خانواده اثر مى گذارد. افرادى كه از يك كار سخت و فشرده روزانه به خانه بر مى گردند، نمى توانند در آنجا افراد خلاق، فعال و پر از احساس باشند.
خانواده درنحوه گذراندن اوقات فراغت خود استقلال تام ندارد. هابرماس به رابطه بين كار و اوقات فراغت اشاره مى كند و يادآور مى شود كه هم قالب و هم محتواى نحوه گذراندن اوقات فراغت تا حد زيادى از ميزان رشد و حيات كار صنعتى تبعيت مى كند. علاوه بر تأثيرپذيرى نحوه گذران اوقات فراغت از محيط شغلى، اين امر به عوامل ديگرى نيز وابسته است. پايگاه اجتماعى خانواده كه خود به موقعيت شغلى پدر بستگى دارد و تا حد زيادى حوزه رفت و آمدهاى خانوادگى بيرون از محدوده خويشاوندان را نيز مشخص مى كند. حتى مى توان گفت كه استفاده از تعطيلات آخر هفته دقيقاً به ميزان درآمد بستگى دارد. علاوه بر اين، وجود مراكز متعدد تفريحى، علمى، هنرى و آموزشى سبب مى شود كه نقش خانواده در امر گذران اوقات فراغت تحت الشعاع قرار گيرد. حضور وسايلى مانند تلويزيون و ويدئو در خانه ها باز هم به نوبه خود بر اين موضوع اثر مى گذارد.
مدرسه: يكى از نقشهايى كه براى نهادهاى آموزشى و پرورشى بخصوص در جوامع پيشرفته در نظر گرفته شده، پرورش مهارتهاى شاگردان براى گذران اوقات فراغت است. تقويت مهارتهاى ورزشى از طريق ساعات بازى رسمى و ساعات غير رسمى، ترتيب دادن مسابقات ورزشى ميان كلاسهاى مختلف و يا انجام فعاليتهاى هنرى مثل برپا كردن كلاسهاى آموزشى هنرى مانند كلاس نقاشى، موسيقى، خطاطى و مجسمه سازى، تشكيل گروههاى دانش آموزى براى درست كردن منظم و مرتب روزنامه ديوارى، تشكيل گروههاى نمايشى، ترتيب دادن بازديد دانش آموزان از مراكز تفريحى و فرهنگى از جمله اين اقدامات است.
مراكز مذهبى: اين مراكز با استفاده از نفوذ معنوى خود بر فكر و ذهن مردم و به خصوص جوانان، مى توانندآنان را در امر گذران صحيح و مناسب اوقات فراغت يارى كنند. در كشورهاى اسلامى همچون ايران، مساجد متناسب با امكانات خود در اين مورد ايفاى نقش مى كنند. كلاسهاى قرآن و عقيدتى، كلاسهاى ورزش، كلاسهاى آموزشى، كتابخانه و ارائه مشاوره هاى تحصيلى و خانوادگى از نمونه هاى بارز اين امر است.
دولت: دولتها با توجه به اختيارات و امكانات وسيعى كه در اختيار دارند و همچنين با توجه به توسعه كاركردهايى كه از گذشته برعهده داشته اند و انتظارات جديدى كه مردم از آنها دارند، هم مى توانند و هم بايد در برنامه ريزى براى بهبود و غنى تر كردن نحوه گذران اوقات فراغت مردم خصوصاً جوانان، نقش عمده اى ايفا كنند. اين امر ناشى از اين واقعيت است كه حتى در كشورهاى غربى كه فردگرايى اساس فلسفه سياسى آنهاست نيز، مداخلات دولت در شئون مختلف زندگى اجتماعى گسترش يافته است. حكومتها در بسيارى از فعاليتهاى خصوصى نيز كه جنبه و اهميت عمومى دارند، مداخله مى كنند. در واقع حكومتها، گذشته از تأمين نظم اجتماعى كه كاركرد دائمى آنها بوده است، نقشهايى را كه نهايتاً به تأمين رفاه عمومى مى انجامند، بر عهده گرفته اند.
شيوه ها و وسايل:
در همه جوامع، متناسب با شرايط و امكانات، راهكارها و وسايلى براى گذران اوقات فراغت در نظر گرفته مى شود. شيوه ها و وسايل گذران اوقات فراغت به اين صورت ياد شده است: ورزش و بازيهايى كه به پرورش جسمانى مربوط مى شود (امكانات اين قبيل فعاليتها عبارتند از: باشگاههاى ورزشى، زورخانه ها، پاركها، گردشگاهها، پلاژها و پيستها، اردوگاههاى برون شهرى و استاديومهاى ورزشى)، مراسم و فعاليتهاى سنتى(امكانات اين قبيل فعاليتها عبارتند از: مساجد، زيارتگاهها، تكيه خانه ها، مراكز فرهنگى، اتحاديه ها و انجمنهاى خانه و مدرسه ، كافه ها و قهوه خانه ها، زورخانه ها)، فعاليتهاى فكرى برون زا (همچون كلاسهاى هنرى و فنى، مجالس سخنرانى، نشستهاى سياسى و اجتماعى، گالريها و كارگاههاى هنرى، مراكز و خانه هاى فرهنگى) و فعاليتهاى ذهنى درون زا (مانند نمايشگاهها، باغ وحشها، اتحاديه ها و انجمنهاى ادبى، تالارهاى نمايش، كتابخانه ها، رسانه هاى گروهى، اماكن مذهبى و مراكز جهانگردى).
چاره انديشى
جوانان در مورد چگونگى گذران اوقات فراغت، خواستها و گرايشهايى متفاوت از پدران و مادران خود دارند. بعضى از اين تفاوتها طبيعى و ناشى از تفاوتهاى سنى و مقتضيات آن است. جوانان علاوه بر نيازهاى زيستى اوليه، نيازهاى ثانويه اى مانند احتياج به محبت، نياز به معناجويى براى زندگى، نياز به تعلق خاطر به گروه جمع متجانس با خود، نياز به امنيت، نياز به احساس ارزشمندى و موفقيت، نياز به نوآورى، نياز به همدلى و همدردى، نياز به احساس كمال و تعالى و پيشرفت، نياز به پذيرفته شدن توسط گروه همسن و سال و نياز به شناخت ارزشهاى اخلاقى را دارند كه در مجموع، آنها را در شرايط خاص روانى، رفتارى ، فكرى، تصورى و عاطفى قرار مى دهد. در اين ميان خصوصيات خانوادگى، تعليمات مدرسه، رسانه ها و گروههاى همسن و سال وجود دارد، نياز جوانان به برخوردارى از اوقات فراغتى مناسب را كه در آن بدون ممانعت هاى رسمى ، شغلى و خانوادگى بتوانند به بخشى از نيازها و اميال خود پاسخ مناسب بدهند، بسيار مهم تلقى مى شود.
اين امر از طريق سرمايه گذارى در خدماتى كه امكان استفاده و لذت بردن از مسافرت، ورزش و پرداختن به امور هنرى فراهم سازد ، عملى مى شود.
نتيجه تلاشها مى تواند به امور ذيل بينجامد: تقاضا براى بازنشستگى زودرس، اشتغالات نيمه وقت، استقبال جوانان از فرصتهاى مطالعاتى و همچنين تقاضا براى تقليل ساعات كار كه در صورت عملى شدن مى تواند به توزيع كار ميان تعداد بيشترى از نيروهاى آماده به كار منجر شود. البته اين راه حل را بايد به عنوان يك چاره انديشى دراز مدت تلقى كرد، زيرا اوقات فراغت نمى تواند مشكلات كسانى را كه در حال حاضر بيكار هستند، در كوتاه مدت حل كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |