پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۶ - ۱۱ رجب ۱۴۲۸
Thu, Jul 26, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
(اشارات و تنبيهات )
تاريخ
گزارش ويژه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
قاب عكس
خانواده
نگاه نو آموزگاران درآموزش نوين
حميده احمديان راد
304728.jpg
اخيراً رئيس جمهورى تأكيد كرد كه نظام آموزش ما يك نظام پرهزينه و كم بازده است و بايد تغيير كند. وى از اين كه «آموزش و پرورش تلاش دارد تا فردى را تربيت كند كه در كنكور قبول شود» و نيز از اين كه «گرايش پرداختن به تئورى محض در كشور رشد كرده است» انتقاد كرد. وزير آموزش و پرورش هم تأكيد كرد تغيير در نظام آموزشى در پى تأكيدات رئيس جمهورى، با شدت بيشترى دنبال مى شود.اين دست از انتقادات سال هاست كه از سوى كارشناسان آموزشى نيز مطرح مى شود. نتايج ضعيف دانش آموزان ايرانى در مطالعات مهم بين المللى نيز بيش از پيش لزوم ايجاد تغييرى اساسى در شيوه هاى كهنه آموزش و پرورش ايران را خاطرنشان مى كند.

* كتاب محورى در نظام آموزشى
كارشناسان آموزشى مى گويند كه نظام آموزشى ما كتاب محور است و دانش آموزان را به پيروى از قواعد و دستورات وامى دارد. ما در نظام آموزشى مان بچه ها را هدف رگبار اطلاعات پراكنده قرار مى دهيم كه خيلى زود فراموششان مى شود. دكتر عليرضا كيامنش برگزاركننده يك دوره از مطالعات بين المللى در سال تحصيلى ۷۴-۱۳۷۳ در ايران چندى پيش به گزارشگر روزنامه گفت: «در كشورهاى ديگر هم مباحث عمق كافى دارند و هم با يكديگر مرتبط اند».
در يك كلاس آموزش بازاريابى و تبليغات، استاد از شركت كنندگان در كلاس كه همگى تحصيلكرده و داراى سمت هايى در شركت هاى مختلف هستند مى خواهد سلسله هاى ايرانى را از ابتدا تاكنون نام ببرند. حتى وقتى همگى شاگردان عقلشان را روى هم مى گذارند باز هم در نهايت نمى توانند تمام سلسله ها را نام ببرند!
استاد مى گويد: «با اين كه تعداد سلسله هاى چينى بيشتر از سلسله هاى ايرانى است، ولى وقتى از دانش آموزان چينى خواسته شد اين سلسله ها را نام ببرند، بيش از ۹۵ درصد آنها توانستند، اين كار را انجام دهند. تفاوت ما و چينى ها در اين است كه نحوه ارائه مطالب در كتاب هاى تاريخمان با هم تفاوت دارد. چينى ها در ارائه مطالب نگاه سيستمى دارند در حالى كه ما مطالب را جزء به جزء و پراكنده بيان مى كنيم».
مرتضى خلخالى كارشناس باسابقه آموزشى مى گويد: «در ايران كتاب درسى مظهر تحولات برنامه ريزى درسى و محور آموزش و سنجش به شمار مى رود و نارسايى هاى آن در عمل از بنيادى ترين معضلات نظام آموزش به شمار مى رود. در نتيجه طراحان برنامه و مؤلفان كتاب هاى درسى در نظام آموزشى ايران كه شديداً دانش محور است، تحت تأثير نيروهاى متضاد گرايش به كاهش حجم كتاب درسى و يا افزايش حجم كتاب درسى قرار دارند. مفهوم حجم در نظام آموزشى ما هم كميت دانش محض است، نه حاصل جمع يا برآيند دانش و روش. از ميان دلايل مختلف يكى از دلايل اين برداشت يك بعدى، اولياى دانش آموزان هستند كه كميت دانش و اطلاعات انباشته در ذهن فرزندانشان را ملاك قضاوت و مباهات درباره استعداد و موفقيت آموزشى آنها مى دانند و بهاى لازم را به چگونگى انديشيدن و مهارت هاى يادگيرى نمى دهند. در حالى كه در دنياى فناورى اطلاعات و با سهولت دسترسى دانش آموزان به دانش انباشته شده از طريق سى دى، ديگر نيازى به انباشتن ذهن فرزندانمان به بسيارى از اطلاعات نداريم. در اغلب موارد، آموختن چگونگى دسترسى به اطلاعات و انجام برخى پردازش ها روى آنها كافى است. از طرف ديگر نظام سنجش «دانش محور» و «مفهوم محور» ايران هم كارى به ارزيابى مهارت هاى شناختى سطح بالاتر، مهارت هاى روشى، نگرشى و عادات مطلوب يادگيرى ندارد و فقط آموختن محتواى علمى و كلاسيك كتاب را مورد سنجش قرار مى دهد. اين نظام سنجش سنتى ما كه محتواى دانشى كتاب را هدف قرار مى دهد هم موجب راه اندازى موج دعوت به كاهش حجم كتاب نزد دانش آموزان، اوليا و افكار عمومى مى شود. به هر صورت تغيير نگرش نسبت به مفهوم محتواى درس و دانش نيازمند يك كل نگرى و يك خانه تكانى عالمانه در طرز تلقى همگان نسبت به مفهوم يادگيرى و نوع مهارت هاى ذهنى موردنياز دانش آموزان امروز و شهروندان فرداست».
وى مى افزايد: «مشكل بزرگ نظام آموزشى «دانش محور» ما اين است كه كل فرايندها و تلاش هاى خود را جهت آماده سازى تعداد داوطلبانى كه به آموزش عالى راه مى يابند صرف مى كند و بقيه كه وارد دانشگاه نمى شوند هم فرصتى براى يادگيرى مهارت هاى اجتماعى، مهارت هاى زندگى و مهارت هاى يادگيرى در مدرسه را پيدا نكرده اند. چون تمام وقت درگير آموزش مفاهيم و واقعيت هاى علمى محض كتاب هاى درسى بودند. البته اين سرنوشت شامل گروه دانشگاه رفته ها نيز مى شود. چون آنها نيز تمام وقت نوجوانى خود را صرف تلاش براى كسب موفقيت در انباشتن علم محض در ذهن خود كرده اند و فرصت درگير شدن با تجارب زندگى اجتماعى و كسب مهارت هاى لازم براى برخورد منطقى و علمى با مسائل زندگى را پيدا نكرده اند».
* لزوم نگاهى نو به معلمان
معلمان بايد تلاش دوچندانى انجام دهند تا شكل سنتى آموزش و پرورش ما به سياق دنياى مدرن درآيد. بسيارى از ما در خاطراتمان معلمانى را به ياد مى آوريم كه گوينده بودند و ما ناچار بوديم به صحبت هاى يك طرفه آنها گوش دهيم. ما در كلاس بسيارى از معلمان از ترس به خود مى لرزيديم چون موقع درس پرسيدن به ازاى هر «واوى» كه جا مى انداختيم يك نمره از ما كم مى شد. از اظهارنظر مى ترسيديم چون ممكن بود مسخره شويم و يا به اصطلاح به ما گير بدهند. به طور كلى در بيشتر كلاس ها ما شنونده صرف و معلم گوينده صرف بوده است. در جهان امروز در حرفه معلمى تحولات زيادى به وجود آمده تا اين حرفه با تحولات علمى و فنى عصر جديد تطبيق پيدا كند. در واقع تا زمانى كه حرفه معلمى متحول نشود، نمى توان اميدى به تغيير شيوه آموزش و پرورش داشت.
كارشناسان آموزشى مى گويند معلم وسيله و راهنماست نه همه چيز گوى مقتدر. او راه را نشان مى دهد و استعدادهاى درونى بچه ها را شناسايى مى كند و به شاگردانش كمك
مى كند تا ذهنى پويا داشته باشند. در حالى كه در روش هاى آموزش و پرورش كنونى معلم به كودكان مى آموزند چگونه تست بزند. معلمان ما در مدارس به بچه ها مى گويند آنچه را كه ما مى گوييم بگوييد و بشنويد و بخوانيد و بنويسيد. معلمان به بچه ها نمى گويند كه چگونه مسأله پيدا كنند، دنبال حل آن بروند، نتيجه گيرى كنند و بعد مفاهيم را بيان كنند.
محترم شجاعى كارشناس تكنولوژى آموزشى مى گويد: «انجام هر نوع تحولى در نظام آموزش و پرورش بايد از معلمان شروع شود. تجربيات متعدد گذشته نشان داده بدون انجام اين تغيير، هر نوع برنامه اى در نظام آموزش و پرورش محكوم به شكست است».
* شيوه هاى ارزيابى دانش آموزان نيازمند تغيير است
ارزشيابى در آموزش و پرورش بايد اصولى و درست انجام بگيرد. در حالى كه سيستم ارزشيابى آموزشى در كشور ما با انتقادات زيادى روبه رو است. بزرگ ترين انتقاد متوجه كنكور است كه باعث شده كل نظام آموزش و پرورش تحت الشعاع قرار بگيرد.
يك دانش آموخته در كشور فرانسه مى گويد: «در اين كشور از بدو ورود به مدرسه تا پايان دوره دبيرستان، شوراى كلاس نتايج عملكرد نهايى دانش آموزان را ارزيابى مى كند. اين شورا از تمام معلمان كلاس،
۲ نفر به عنوان نمايندگان دانش آموزان و
۲ نفر نمايندگان والدين و مدير مدرسه تشكيل مى شود. در طول سال نيز دائماً و تقريباً هر ۲ هفته يك بار امتحان كتبى برگزار مى شود. معلم براساس نمرات دانش آموز و فراز و فرود نمرات وى عملكردش را توصيف مى كند. دانش آموزى كه دائماً در حال پيشرفت باشد حتى اگر سرانجام نمره خيلى بالايى كسب نكند، دانش آموز زرنگ تلقى مى شود. ولى بدترين شرايط براى دانش آموزى است كه نمراتش سير نزولى طى مى كند. در مورد دانش آموزى كه دائماً در مرز ۱۰ نمره مى آورد والدين تصميم مى گيرند كه مى خواهند فرزندشان مردود شود يا به پايه بالاتر برود. مجموع اين ارزشيابى ها در كنكور بسيار مؤثر است. نتيجه اين ارزشيابى ها براى رتبه بندى مدارس هم بسيار مهم است. مثلاً مدارسى كه اكثر دانش آموزان آنها وارد دانشگاه هاى معتبرى مثل پلى تكنيك مى شوند، در صورت عملكرد منفى دانش آموز، وى را از مدرسه بيرون مى كنند. حتى در دوره دانشگاه هم دانشجويان به صورت شرافتمند، خيلى شرافتمند، توصيف مى شوند!»
اين در حالى است كه چنين نظام ارزشيابى سيستماتيكى كه سرانجام بر روى نتيجه كنكور سراسرى دانش آموزان هم تأثير بگذارد، در كشور ما وجود ندارد. همين نبود سيستم ارزشيابى صحيح هم باعث مى شود سرانجام كنكور حالت ناهنجارى پيدا كند.
مرتضى خلخالى مى گويد: «متأسفانه در نظام آموزشى ما كتاب درسى و محتواى دانشى آن تقريباً تنها شاخص و استانداردى است كه رعايت محتواى آن ضرورى به نظر مى رسد. نظام امتحانى و سنجش سنتى هر آن چه در كتاب عينيت دارد را پيگيرى مى كند و آن را مورد سؤال قرار مى دهد».
به اين ترتيب تا نظام ارزشيابى مناسبى براى دانش آموزان از بدو ورود به مدرسه تا پايان فارغ التحصيلى ايجاد نشود نمى توان به بهبود عملكرد نظام آموزشى اميد داشت.
ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش از كارهايى بسيار سخت ولى بسيار ضرورى است. چرا كه امروزه اين امر كاملاً پذيرفته شده است كه موفقيت اقتصادى در گروى پيشرفت تحصيلى است و در دنيايى كه رقابت اقتصادى حرف اول را مى زند در صورتى كه نظام آموزش و پرورش مناسبى نداشته باشيم، از قافله پيشرفت عقب مى مانيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |