پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۸۶ - ۱۵ رمضان ۱۴۲۸
Thu, Sep 27, 2007
اقتصاد
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
حقوقى
ماجرا
قاب عكس۱
قاب عكس۲
نظام بانكى كشور در ۲ قالب
317046.jpg
دكتر سيدحسين ميرجليلى ‎/بخش پايانى

در شماره پيشين به ماهيت حقوقى بانكدارى بدون بهره پرداخته شد. در اقتصاد معاصر بانك در جذب و تخصيص وجوه داراى شخصيت حقوقى واسطه گرى در قرض ربوى است. اما بانك طبق قانون عمليات بانكى بدون ربا، داراى دو شخصيت حقوقى است. يك شخصيت حقوقى بانك واسطه گرى مالى است كه در ازاى آن كارمزد دريافت مى كند. شخصيت حقوقى ديگرى كه بانك بدون ربا، از آن برخوردار است، شخصيت شريك در سرمايه گذارى است كه شخصيت دوم بانك با ماهيت واسطه گرى بانك، ناسازگار است. لذا نگارنده پيشنهاد مى دهد به واسطه دارا بودن دو شخصيت حقوقى در بانك قهراً نظام بانكى كشور نيازمند دو نوع مؤسسه مالى است.

بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار، بازار ثانوى براى اوراق سهام و اوراق مشاركت شركت هاى سرمايه گذارى است. بورس اوراق بهادار در الگوى پيشنهادى وظايف زير را انجام مى دهد: دارندگان وجوه مازاد كه تمايل به سرمايه گذارى دارند، از راه مكانيزم بورس قادر به سرمايه گذارى مى شوند. صاحبان اوراق بهادار مى توانند از راه فروش اوراق خود نقدينگى به دست آورند. به شركت هاى توليدى اجازه مى دهد، تأمين مالى خارجى خود را افزايش دهند و از راه آن خطوط توليدى خود را گسترش دهند. خريد و فروش اوراق بهادار توسط شركت هاى منتشركننده اوراق بهادار باعث مى شود تا از نوسانات قيمت اوراق بهادار در كوتاه مدت جلوگيرى شود. از آنجا كه عملكرد بنگاه هاى اقتصادى در قيمت هاى سهام و درآمد اوراق بهادارشان منعكس مى گردد، بازار اوراق بهادار مى تواند سرمايه گذارى ها را به سمت سودآورترين و كارآترين موارد هدايت نمايد. (متوالى، ،۱۹۸۴ ص۲۴).
اوراق بهادار منتشر شده توسط شركت هاى سرمايه گذارى به ۲ دسته كلى تقسيم مى شود: اوراق سهام و اوراق مشاركت در سود و زيان (PLS).
تفاوت اين ۲ نوع اوراق بهادار اين است كه خريدار اوراق سهام با خريد سهم در واقع سهم الشركه خريدارى مى كند و مالك بخشى از دارايى شركت مى شود. اگر يك شركت سرمايه گذارى بخواهد بخشى از دارايى خود را به ديگران واگذار كند، اقدام به انتشار اوراق سهام مى كند. اما اگر يك شركت سرمايه گذارى تمايل به واگذارى و فروش دارايى خود نداشته باشد و بخواهد آن را براى خود نگهدارد، اما بخواهد در كوتاه يا ميان مدت كمبود منابع مالى خود را تأمين كند و صاحب منابع مالى را در سود و زيان فعاليت خود شريك كند، آنگاه اقدام به انتشار اوراق مشاركت در سود و زيان مى كند. اوراق مشاركت و سهام منتشر شده توسط شركت هاى سرمايه گذارى در الگوى پيشنهادى نيز به ۲ دسته عام و خاص تقسيم مى شود. بنابراين، ۴ نوع اوراق بهادار جهت تأمين مالى و الگوى پيشنهادى خواهيم داشت كه عبارتند از: اوراق سهام عام شركت سرمايه گذارى؛ اوراق سهام يك طرح خاص؛ اوراق مشاركت عام شركت سرمايه گذارى؛ اوراق مشاركت يك طرح خاص.
اوراق سهام عام: اوراق سهامى است كه يك شركت سرمايه گذارى منتشر مى كند تا آن را در فعاليت هايى كه براساس عقود مشاركتى مربوط به بخش خود است به كار گيرد. خريداران اوراق سهام عام شركت سرمايه گذارى در سرمايه شركت سهيم خواهند شد.
اوراق سهام خاص: اوراق سهامى است كه براى يك طرح خاص منتشر مى شود. خريداران اين نوع سهام، تنها مالك بخشى از دارايى طرح جديداً تأسيس شده مى شوند.
اوراق مشاركت عام: اوراق مشاركتى است كه سرمايه گذار با خريد آن، مالك بخشى از دارايى شركت سرمايه گذارى نمى شود، بلكه تنها در سود و زيان فعاليت هاى شركت سرمايه گذارى براساس درصد توافق شده شريك مى شود.
اوراق مشاركت خاص: اوراق مشاركتى است كه سرمايه گذار با خريد آن در سود و زيان يك طرح خاص براساس درصد توافق شده شريك مى شود.
صندوق هاى مشترك سرمايه گذارى (Mutual Fund) در اوراق بهادار
اين صندوق ها در خريد و فروش اوراق بهادار سرمايه گذارى مى نمايند. سهام صندوق هاى مشترك سرمايه گذارى، برعكس شركت هاى سرمايه گذارى، در بورس اوراق بهادار معامله نمى شوند. وجوهى كه از محل فروش سهام عادى به دست مى آيد، مستقيماً در اوراق بهادار شركت هاى ديگر سرمايه گذارى مى شود. اين صندوق هاى سرمايه گذارى، بسيارى از مشكلات سرمايه گذاران را از راه انجام تحقيقات مالى، مديريت تخصصى پرتفوى و تعيين زمان مناسب خريد و فروش، حل مى كنند. اگر قيمت اوراق بهادارى كه صندوق در آنها سرمايه گذارى كرده است، افزايش يابد، آنگاه ارزش سهام اين صندوق به همين نسبت افزايش خواهد يافت و همه سهامداران يا مالكان شركت در سود يا ضرر صندوق به طور مشترك سهيم هستند. شركت هاى سرمايه گذارى، بورس اوراق بهادار و صندوق هاى مشترك سرمايه گذارى در اوراق بهادار، مكمل بانك پيشنهادى هستند.
نقش بانك مركزى
بانك مركزى، ارگان ناظر و سياستگذار در تمامى بخش مالى اقتصاد است. مهم ترين وظايف بانك مركزى در الگوى پيشنهادى عبارتند از: الف ـ تعيين و تغيير سقف هاى تأمين مالى سرمايه گذارى در مقياس كوچك: تعيين و تغيير حد مجاز تأمين مالى در هر رشته از عقود معاملات، وظيفه بانك مركزى است كه مى تواند با تغيير اين سقف ها، بر توزيع منابع مالى در تأمين مالى معاملات اثر بگذارد. از سوى ديگر بانك مركزى مى تواند بر نرخ هاى اجاره و مرابحه و تنزيل بدهى نظارت داشته باشد كه مطابق بازدهى بخش واقعى اقتصاد باشد.
ب ـ تعيين نرخ كارمزد خدمات بانك سرمايه گذارى كه از شركت هاى سرمايه گذارى اخذ مى كند. ج ـ بانك مركزى از راه يك صندوق سرمايه گذارى مشترك كه مرتبط با سازمان بورس اوراق بهادار است، در مواردى كه لازم بداند مى تواند با خريد يا فروش سهام يا اوراق مشاركت بخش عمومى و دولتى بر روند تأمين مالى و نقدينگى تأثير گذارد و عمليات بازار باز در بخش سرمايه اى را بدين طريق انجام دهد. د ـ سياستگذارى بانك مركزى در بخش پول از راه كاهش و افزايش حجم پول در گردش با ابزارهاى ذخيره قانونى، سپرده هاى ديدارى و ذخيره احتياطى سپرده هاى قرض الحسنه، سقف وام و توصيه هاى اخلاقى است. ه ـ تعيين سقف انتشار اوراق بهادار در هر بخش و رشته هاى فعاليت اقتصادى شركت هاى سرمايه گذارى، ابزار ديگر سياستگذارى بانك مركزى است.
ارتباط ميان ۲ نوع مؤسسه مالى
۲ مؤسسه يعنى بانك ها براى واسطه گرى و شركت هاى سرمايه گذارى براى عامليت در بخش واقعى اقتصاد، به صورت مكمل يكديگر عمل مى كنند. بانك ها مى توانند منابع مالى مازاد خود را از راه اوراق بهادار در اختيار شركت هاى سرمايه گذارى قرار دهند و در سود حاصل از سرمايه گذارى شريك شوند. به بيان ديگر از عقد مشاركت استفاده نمايند. سود حاصله به بانك ها تعلق مى گيرد كه صرف اعطاى جايزه به سپرده هاى قرض الحسنه و اعطاى قرض الحسنه و ارائه خدمات بانكى ارزان، گسترده و جديد مى شود. صاحبان سپرده ها براى خدمات مالى و قرض به بانك مراجعه مى كنند و قصد انتفاع ندارند. آنان كه قصد انتفاع دارند، به مؤسسات تأمين مالى و شركت هاى سرمايه گذارى مراجعه مى كنند. از سوى ديگر شركت هاى سرمايه گذارى منابع مالى خود را در شبكه بانكى نگهدارى مى كنند.
نتيجه گيرى
نظام مالى پيشنهادى از هر ۲ نوع رابطه حقوقى دائن و مديون و مشاركت استفاده مى كند. بنابراين از اين جهت با نظام مالى فعلى مشترك است كه از هر ۲ نوع رابطه حقوقى استفاده مى كند. اما با اين تفاوت كه رابطه دائن و مديون تنها براى قرض الحسنه مجاز شمرده شده و رابطه مشاركت براى سرمايه گذارى است. رابطه دائن و مديون مختص بخش پول است و در كانال هاى حقوقى مختلف در بخش پول از آن بهره جسته مى شود. يكى براى قرض الحسنه كه وام بدون بهره است و ديگرى براى حساب جارى. رابطه مشاركت مختص بخش سرمايه اى است و در ۲ موضع مختلف از آن استفاده مى شود، يكى سهيم شدن در دارايى شركت و ديگرى مشاركت در سود و زيان.
نظام مالى پيشنهادى يك نظام مالى مختلط از پايه بانكى و پايه اوراق بهادار است. برخلاف نظام مالى موجود كه سهم اصلى و مسلط با پايه بانكى است.
ويژگى مهم نظام مالى پيشنهادى جدا كردن امور واسطه گرى مالى از امور عامليت است و به بيان ديگر جدا كردن بخش پولى از بخش سرمايه اى است. در بخش سرمايه اى، ارگان هاى سياست گذار، دولتى هستند، ولى مؤسسات زير پوشش، خصوصى هستند. تخصص و تقسيم كار در الگوى پيشنهادى رعايت شده است. در اين الگو بانك ها به توسعه خدمات بانكى خود اقدام نمايند. با جدا كردن بخش سرمايه اى از نظام بانكى و تخصصى شدن شركت هاى سرمايه گذارى، بخش مالى تابع نيازهاى بخش واقعى مى شود.در حالى كه در نظام مالى كنونى به دليل اختلاط ۲ بخش پولى و سرمايه اى و حتى پولى شدن سرمايه گذارى، بخش واقعى با عمليات بخش مالى به تحرك واداشته مى شود يا متوقف و راكد مى شود. مسلط بودن بخش مالى بر بخش واقعى يكى از مشكلات اقتصادى معاصر است. در نظام مالى كنونى كشور، بخش اعظم وظايف بخش مالى برعهده نظام بانكى است. در حالى كه در نظام مالى پيشنهادى، وظايف بخش مالى ميان مؤسسات مختلف توزيع شده است. بنابراين الگوى پيشنهادى بر الگوى فعلى ۲ مزيت دارد. اول، اين كه بار اضافى نظام بانكى را كاهش مى دهد و آن را به مؤسسات مربوطه مى سپارد. دوم، اين كه مؤسسات مالى جديدى معرفى مى كند كه براى كاركرد سالم نظام مالى ضرورى است. در نظام پيشنهادى بانك مركزى بالاترين ارگان ناظر، سياستگذار و هدايت كننده بخش مالى است و از طريق چند شوراى عالى بر بخش هاى مختلف زير پوشش نظارت مى كند. اين شوراها عبارتند از: شوراى پول و اعتبار (براى نظام بانكى) و شوراى اوراق بهادار (براى بخش سرمايه اى). در الگوى پيشنهادى، بهره از نظام بانكى حذف مى شود و با «كوچك» و «تخصصى شدن» نهادهاى مالى، عدم تقارن اطلاعات كاهش مى يابد و امكان نظارت و بازرسى در مؤسسات تأمين مالى افزايش مى يابد. از سوى ديگر به دليل عامليت شركت هاى سرمايه گذارى، سرمايه گذارى مستقيم افزايش مى يابد و توسعه اقتصادى كشور شتاب پيدا مى كند.
دارايى هاى ثابت آغازى براى اصلاح
هادى اكبرى

سال هاست كه كارشناسان بر لزوم تغيير ساختار نظام بانكى كشور تأكيد و بارها از فاصله گرفتن نظام بانكى از مسئوليت و وظايف خود استدلال علمى ارائه مى دهند.
رئيس جمهور نيز در مراسم توديع و معارفه رئيس بانك مركزى به صراحت گفت: «بعضاً ديده مى شود كه بانكها علاوه بر تملك شعبات درگران قيمت ترين نقاط، شركت سرمايه گذارى هم تأسيس مى كنند و وارد عرصه خريد و فروش مسكن يا نهادهاى اوليه ساخت آن مى شوند و رسماً نقش معاملات املاك را بازى مى كنند. كجاى اين فرآيند به توسعه كشور كمك مى كند».
واقعيت اين است كه بنا به ساختار بيمار اقتصاد ايران (بيمارى هلندى) تملك دارايى هاى ثابت و بخصوص مسكن سودآور بوده و همين امر يكى از موانع جريان سرمايه به عرصه توليد و بخش واقعى اقتصاد مى شود. اما چاره انديشى براى اين مشكل سخت تر خواهد شد اگر منابع عظيم بانك هاى دولتى نيز كه به هر نحو متعلق به مردم است، در تشديد و اثر گذارى بر اين روند مؤثر باشد گواه اين مدعا ترازنامه و تركيب دارايى بانك هاست و ديگر اين كه در كتب مالى رشد دارايى هاى ثابت نبايد بيشتر از ساير اجزا و دارايى ها باشد بلكه بايد كمتر نيز باشد بخصوص براى فعاليت هايى مانند بانك ها كه محور فعاليتشان بر دارايى هاى جارى و وجوه نقد متمركز باشد.
در ميان ارقام تراز نامه، حجم تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى كه جزيى از دارايى بانك ها به شمار رفته و بالا بودن آن نشانگر انجام مطلوب تر وظايف بانك به شمار مى رود. در مقابل، افزايش دارايى ثابت بانك و افزايش نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها حاكى از فاصله گرفتن بانك از وظيفه اصلى خود كه به جريان درآوردن سرمايه و بالا بردن گردش مالى است، مى باشد. ذكر اين نكته الزامى است كه در سال هاى پايانى برنامه سوم توسعه دارايى اكثر بانك ها تجديد ارزيابى شده و به همين دليل در سال هاى ۸۳ و ۸۴ دارايى ثابت آنها جهش داشته است. اين مسأله هيچ تناقضى با بالابودن نسبت دارايى ثابت بانك ها و روند صعودى آن ندارد چرا كه اگر دارايى بانكها تجديد ارزيابى نمى شد، آمار گمراه كننده بوده و كمتر از حد قلمداد مى گرديد.
۱- بانك هاى دولتى
۱-۱ بانك هاى تجارى
طبق جدول ۱- تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى كمتر از ۲ برابر در ۵ سال افزايش يافته و اين در حالى است كه در همين مدت دارايى هاى ثابت بانك ملى كه اكثراً املاك و ساختمان است بيش از ۵ برابر افزايش داشته است و همچنين نسبت دارايى ثابت جمع دارايى ها از حدود ۲ درصد در سال ۸۱ به رقم حدود ۵ درصد در سال ۱۳۸۵ افزايش يافته است.
مطابق جدول ۲- در ۵ سال، رقم تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى از رشد ۱۷۷ درصدى (كمتر از ۲ برابر) برخوردار بوده در حالى كه دارايى هاى ثابت بانك صادرات بيش از ۶‎/۵ برابر افزايش يافته است و در عين حال كل دارايى هاى بانك حدود ۱۸۰ درصد (كمتر از ۲ برابر) در مدت مذكور رشد داشته است. از طرف ديگر نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها از حدود ۲ درصد در سال ۸۱ به حدود ۶ درصد در سال ۸۵ افزايش يافته است كه بررسى نسبت هاى فوق همگى حاكى از افزايش دارايى هاى ثابت بانك مى باشد.
مطابق جدول ۳- تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى بانك كشاورزى از سال ۸۱ تا سال ۸۵ حدود ۲ برابر شده است. اما دارايى هاى ثابت بانك در مدت مذكور بيش از ۵ برابر افزايش يافته در عين حال كه جمع دارايى هاى بانك كمى بيش از ۲ برابر افزايش داشته است. همچنين نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها نيز از حدود ۲ درصد در سال ۸۱ به بيش از ۴‎/۵ درصد در سال ۸۵ رسيده است. بررسى جدول فوق نشان مى دهد كه سرعت رشد دارايى هاى ثابت بانك از جمع دارايى ها و همچنين تسهيلات اعطايى بيشتر بوده است.
بررسى جدول ۴ نشان مى دهد كه از سال ۸۱ تا ۸۵ تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى بانك مسكن حدود ۲‎/۵ برابر افزايش و دارايى هاى ثابت آن حدود ۴ برابر افزايش و در مجموع دارايى هاى ثابت حدود ۲۷۰ درصد رشد داشته است. اما بر خلاف سه بانك دولتى فوق الذكر نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى هاى آن افزايش چندانى نداشته و در مدت ۵ سال از رقم ۰‎/۰۲۱ به رقم ۰‎/۰۲۸ افزايش يافته است.
۲- بانك هاى خصوصى
بررسى ارقام دارايى هاى بانك پارسيان در جدول ۵ حاكى از تفاوت شديد با بانك هاى دولتى ذكر شده است. مطابق جدول رقم تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى در مدت ۵ سال ۱۲۳ برابر شده است. در حالى كه دارايى هاى ثابت بانك كمتر از ۲۳ برابر افزايش داشته و مجموع دارايى هاى بانك نيز حدود
۶۴‎/۵ برابر افزايش داشته است. بررسى نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها در طى مدت مذكور تا حدى كاهش و در حد ۱‎/۵ درصد ثابت بوده است. از آنجا كه رشد مجموع دارايى ها از رشد دارايى هاى ثابت بسيار بيشتر بوده و از طرفى نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها در حدود ۱‎/۵ درصد ثابت مانده مى توان استدلال كرد كه رشد ساير اجزاى دارايى ها از رشد دارايى ثابت بيشتر و گردش دارايى هاى جارى وتسهيلات اعطايى محور فعاليت بانك بوده است.
بانك اقتصاد نوين به عنوان نخستين بانك خصوصى كشور در جدول ۶ مورد بررسى قرار گرفته است. رقم تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش غير دولتى در ۵ سال بيش از ۷۶ برابر شده است. در عين حال دارايى ثابت ۱۸ برابر و جمع دارايى ها نيز ۴۴ برابر شده است. از طرف ديگر نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها به جز سال ،۱۳۸۱ در حول و حوش ۲‎/۵ درصد ثابت مانده است. نتيجه تا حد زيادى مشابه بررسى هاى بانك پارسيان است چرا كه نسبت دارايى ثابت به جمع دارايى ها تقريباً ثابت و همچنين رشد دارايى ثابت نيز از رشد تسهيلات اعطايى و مطالبات بخش خصوصى و رشد مجموع دارايى ها كمتر بوده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |