• احمدى نژاد: از همگان دعوت مى كنم تا جبهه برابرى، دوستى و صلح پايدار برپايه خداپرستى وعدالت راتحت عنوان «همبستگى براى صلح» تشكيل دهيم
• مجمع عمومى بايد به عنوان اصلى ترين ركن سازمان ملل شناخته شود تا به دور از فشارها و تهديد هاى قدرت هاى بزرگ نسبت به اصلاح ساختارهاى سازمان ملل اقدام كند
• حضور برخى قدرت هاى انحصار طلب، شوراى امنيت را از انجام وظايف اصلى خود بازداشته است
• حداد عادل: رئيس جمهور با حضور و سخنرانى شجاعانه خود در دانشگاه كلمبيا و مجمع عمومى سازمان ملل، موجب عزت و افتخار ملت ايران شد
• هاشمى شاهرودى: با وجود حركت هاى گستاخانه استكبار جهانى، رئيس جمهور با اقتدار برنامه هاى خود را ادامه داد
• ۲۰۰ نماينده مجلس: سخنرانى احمدى نژاد در دانشگاه كلمبيا موجب سربلندى مسلمانان شد
گروه سياسى ـ دكتر محمود احمدى نژاد، رئيس جمهور عصر سه شنبه به وقت نيويورك (بامداد چهارشنبه به وقت تهران) در شصت ودومين نشست مجمع عمومى سازمان ملل ضمن برشمردن مهم ترين چالش هاى اصلى كنونى جهان به بررسى دلايل و در نهايت راهكارهاى رفع آنها پرداخت.
به گزارش دفتر امور رسانه هاى رياست جمهورى، در اين نشست كه رهبران ارشد ۱۲۰ كشور جهان در كنار شمار زيادى از وزيران امور خارجه اعضاى سازمان ملل حضور داشتند، رئيس جمهورى اسلامى ايران با تأ كيد بر لزوم اصلاح ساختار سازمان ملل متحد بويژه شوراى امنيت، پيشنهاد تشكيل جبهه برادرى، دوستى و صلح پايدار برپايه خداپرستى و عدالت را تحت عنوان «همبستگى براى صلح» به جهانيان ارائه كرد. دكتر احمدى نژاد برخى چالش هاى امروز جهان را برشمرد و با تأ كيد بر اين كه دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهانى و دوران انديشه هاى مادى مبتنى بر خودخواهى و سيطره طلبى پايان يافته است، تصريح كرد: ملت ها و دولت ها مجبور نيستند كه تابع بى عدالتى برخى قدرت هايى باشند كه شايستگى رهبرى و تدبير امور جهان را از دست داده اند.
* دوران گرايش به مهرورزى و عدالت آغاز شده است
رئيس جمهورى اسلامى ايران با بيان اين كه بشر از يك گردنه سنگين تاريخى عبور كرده و دوران گرايش به توحيد، پاكى، مهرورزى، احترام به ديگران، عدالت و صلح طلبى واقعى آغاز شده است، اظهارداشت: طبق وعده الهى حق پيروز است و زمين به انسان هاى صالح به ارث خواهد رسيد و آزادگان، مؤمنان و مردم جهان بايد با خدمت به انسان ها و عدالت خواهى، فرصت تحقق اين وعده بزرگ الهى را فراهم كنند.
دكتر احمدى نژاد در بخش ديگرى از سخنان خود بابيان اين كه موضوع هسته اى ايران خاتمه يافته و به يك امر عادى در آژانس بين المللى انرژى اتمى بدل شده است، تأ كيد كرد: ملت ايران برخلاف قدرت هاى انحصارطلب آماده است دستاوردهاى خود درزمينه دستيابى به فناورى صلح آميز هسته اى را در اختيار ديگر كشورها قرار دهد.
رئيس جمهور با اشاره به رفتارهاى ناشايست برخى قدرت ها در برخورد با ملت ايران در مسأله هسته اى گفت: به كسانى كه حدود ۵ سال مزاحم ملت ايران شدند نصيحت مى كنم كه از تاريخ و اقدامات اخيرخود عبرت بگيرند و با ديگر اعضاى سازمان هاى بين المللى چنين نكنند و آبروى سازمان هاى جهانى را قربانى خواسته هاى خود نكنند زيرا امروز ملت ها بيدارند و مى ايستند.
متن كامل سخنرانى رئيس جمهورى اسلامى ايران به اين شرح است:رئيس محترم، هيأت هاى محترم نمايندگى، خانم ها و آقايان
از اين كه توانستم بار ديگر در اين مجمع مهم جهانى شركت كنم خوشحالم و خداى بزرگ را سپاسگزارم.
در فضاى پرالتهاب كنونى و غلبه فريادها، تهديدها و تنش ها و در دورانى كه تدابير قدرت هاى بزرگ از حل مشكلات ناتوان، عدم اعتماد در عرصه هاى منطقه اى و بين المللى روزافزون و امنيت روانى جوامع، تحت هجوم سنگين طراحى هاى تبليغاتى و سياسى مخدوش و نااميدى از اثربخشى سياست ها و اقدامات سازمان هاى بين المللى در برقرارى صلح و امنيت پايدار و صيانت از حقوق ملت ها رو به گسترش است، قصد دارم به برخى چالش هاى مهم و اصلى امروز جهان و علل و ريشه هاى آن اشاره و راههاى برون رفت از آنها را بررسى نمايم. از ضرورت اصلاح وضع موجود و چشم انداز اميدبخش و روشن آينده، دوران تجلى همه زيبايى ها، عشق ها و كرامت ها، برپايى عدالت و شكوفايى همه استعدادهاى الهى انسان و حاكميت خداپرستى و تحقق وعده خداوند حكيم با شما سخن بگويم. سپس موضوع هسته اى ايران را به عنوان يك واقعيت و آزمايشگاه سنجش صداقت ها و كارآمدى ها و ايستادگى ها و پيروزى ها در معرض قضاوت شما قرار دهم و در پايان پيشنهادات خود را ارائه نمايم.
* چالش هاى امروز بشريت دوستان و همكاران گرامى
مى دانيد كه بشريت، امروز با چالش هاى مهم، متعدد و متنوعى مواجه است كه به برخى از آنها اشاره مى كنم:
۱- تلاش سازمان يافته براى فروپاشى خانواده و كاهش منزلت زن
خانواده مقدس ترين و با ارزش ترين بنياد انسانى است كه به منزله كانون پاكترين عشق ها و محبت متقابل مادران، پدران و فرزندان و محيط امن براى تربيت نسل هاى بشرى و بستر شكوفايى عاطفه ها و استعدادها، همواره مورد احترام همه اقوام و اديان و فرهنگ ها بوده است. امروز شاهد يك هجمه سازمان يافته از ناحيه دشمنان انسانيت و چپاولگران اقتصادى براى فروپاشى اين نهاد اصيل هستيم كه با ترويج لاابالى گرى و خشونت و شكستن حريم هاى عفت و پاكدامنى در صدد انجام آن هستند. وجود ارزشمند زن به عنوان مظهر جمال الهى و نقطه جوشش محبت، عاطفه و پاكى، دردهه هاى اخير دستخوش سوءاستفاده گسترده اصحاب قدرت، رسانه و ثروت شده است. در برخى از جوامع، اين وجود عزيز را در حد ابزار تبليغاتى ساقط كرده اند و همه پرده هاى عفت و حريم زيبايى ها و پاكى ها را شكسته اند. اين يك خيانت بزرگ به جامعه بشرى و نسل هاى متوالى و ضربه اى جبران ناپذير به پايه انسجام اجتماعى يعنى خانواده است.
۲- نقض گسترده حقوق بشر، توسعه تروريسم و اشغالگرى
امروز متأسفانه حقوق بشر به طور وسيع توسط برخى قدرت ها به ويژه از ناحيه مدعيان انحصارى آن مورد تعرض قرار مى گيرد. برپايى زندان هاى مخفى، ربايش افراد و محاكمه و مجازات مخفيانه و بدون رعايت معيارهاى دادرسى، شنود گسترده مكالمات، بازگشايى نامه ها و احضارهاى مكرر به مراكز پليسى و امنيتى به امرى عادى بدل شده است. با اعلام نظر دانشمندان و مورخان در موضوعات مهم جهانى مخالفت و آنان را محاكمه و زندانى مى كنند.
به بهانه هاى گوناگون كشورها را اشغال و ناامنى و اختلاف ايجاد مى كنند و همين ها را بهانه استمرار اشغالگرى قرار مى دهند. بيش از ۶۰ سال سرزمين فلسطين به عنوان جبران خسارتى كه در جنگ در سرزمين اروپا ديده اند در اشغال رژيم غيرقانونى صهيونيستى است، مردم آن آواره و يا تحت فشارهاى سنگين نظامى و تحريم هاى اقتصادى و يا در زندان هاى مخوفند. اشغالگران حمايت و تمجيد مى شوند و مردم مظلوم مورد هجوم سياسى و نظامى و تبليغاتى قرار مى گيرند. به جرم آزادى خواهى آب و برق و دارو را بر مردم فلسطينى و در شهر و ديار خودشان مى بندند و با دولت برآمده از رأى آنها مخالفت مى كنند. جريانات تروريستى زير سايه سياستمداران و نظاميان قدرت هاى بزرگ سازمان مى يابند و به جان و مال ملت ها تعرض مى كنند. با اعلام قبلى، صهيونيست هاى بى فرهنگ، مردم را در خانه و شهرشان ترور مى كنند و تروريست ها مدال صلح مى گيرند و حمايت مى شوند. از طرف ديگر عده اى از مردم يهودى را با تبليغات دروغ و به بهانه رفاه و شغل و غذا از نقاط مختلف دنيا آواره و در سرزمين اشغالى فلسطينى اسكان مى دهند و آنان را تحت سخت ترين محدوديت ها، فشار روانى و تهديد دائمى نگه مى دارند، از بازگشت آنان به وطن اصلى شان جلوگيرى مى كنند و با زور و تبليغ آنان را وادار به كينه ورزى نسبت به مردم بومى فلسطين مى كنند.
سرزمين عراق به بهانه اسقاط ديكتاتور و كشف سلاح كشتار جمعى اشغال مى شود. ديكتاتور عراق كه زمانى طولانى مورد حمايت همين اشغالگران بود، مى رود و سلاحى كشف نمى شود ولى اشغالگرى به بهانه هاى گوناگون همچنان ادامه مى يابد. هر روز مردم كشته، زخمى و آواره مى شوند و اشغالگران نه تنها پاسخگو و شرمنده نيستند بلكه در گزارشى، ايجاد بازار فروش سلاح را به عنوان دستاورد لشكركشى خود معرفى مى كنند. حتى با قانون اساسى، مجلس و دولت برآمده از رأى مردم عراق نيز مقابله و مخالفت مى كنند و در عين حال شجاعت پذيرش و اعلام شكست قطعى خود و خروج از عراق را نيز ندارند. متأسفانه شاهد اين واقعيت تلخ هستيم كه برخى قدرت ها جز براى خود و حزب و گروهشان براى هيچ انسان و ملتى ارزش قائل نيستند. از نظر آنان حقوق بشر، برابر با درآمد ها و منافع كمپانى هاى آنان و دوستانشان است. حقوق و حيثيت مردم آمريكا نيز قربانى خودخواهى هاى برخى قدرتمندان است.
۳- هجمه به فرهنگ هاى بومى و تحقير ارزش هاى ملى ملت ها
فرهنگ، نماد هويت و رمز ماندگارى ملت ها و اساس تعامل آنان با ديگران است. در يك حركت سازمان يافته، فرهنگ هاى بومى كه پيام آور يكتاپرستى، عشق و برادرى اند مورد هجوم گسترده تخريبى قرار مى گيرند، سنت ها و ارزش هاى ملى تحقير و خودباورى و شخصيت ملت ها مورد توهين و تمسخر قرار مى گيرد. هدف از اين، ترويج روحيه تقليد، مصرف گرايى، دورى از خدا و ارزش هاى انسانى و شكستن مقاومت ملت ها و چپاول منابع آنان توسط قدرت هاى بزرگ است.
۴- گستره فقر، بى سوادى و محروميت از بهداشت و فاصله فقير و غنى در جهان
در حالى كه بخش مهمى از منابع طبيعى در آسيا، آفريقا و آمريكاى لاتين با تسلط سياسى و اقتصادى برخى قدرت ها به يغما مى رود، وضعيت فقر و محروميت بسيار هشدار دهنده است. به برخى آمارهاى منتشره توسط سازمان ملل متحد توجه كنيد.
- روزانه حدود ۸۰۰ ميليون نفر گرسنه سر بر بالين مى گذارند و حدود ۹۸۰ ميليون نفر در فقر مطلقند. يعنى روزانه كمتر از يك دلار قدرت خريد دارند.
- مردم ۳۱ كشور يعنى ۹ درصد جمعيت جهان داراى طول عمر متوسط ۴۶ سال يعنى ۳۲ سال كمتر از متوسط كشورهاى برخوردار هستند.
- نسبت برخوردارى بين غنى و فقير در برخى نقاط به ۴۰ برابر رسيده است.
- در بسيارى از كشورها، اكثريت مردم از آموزش و تعليم و تربيت محرومند.
- در كشورهاى در حال توسعه از هر يكصدهزار مادر در هنگام زايمان ۴۵۰ نفر مى ميرند. اين نسبت در كشورهاى برخوردار ۷ است و نسبت كودكانى كه درهنگام تولد مى ميرند ۵۹ در برابر ۶ است.
- يك سوم مرگ و مير در جهان يعنى روزانه ۵۰ هزار نفر ناشى از عوامل مربوط به فقر است.
گمان مى كنم همين تعداد عدد و رقم گوياى واقعيت بسيار تأسف بار حاكم بر مناسبات اقتصادى در جهان است.
۵- ناديده گرفتن ارزش هاى متعالى و ترويج فريب و دروغ
برخى قدرت ها تمام ارزش هاى بشرى نظير صداقت، پاكى و امانتدارى را براى پيشبرد اهداف خود قربانى مى كنند. ترديد و فريب كارى را در مناسبات بين دولت ها و بين مردم رواج مى دهند. آشكارا دروغ مى گويند، تهمت مى زنند، بر خلاف قانون عمل مى كنند و فضاى اعتماد و دوستى را به شدت تخريب مى كنند. آنان رسماً اخلاق و ارزش هاى متعالى را از مناسبات كنار گذاشته اند و خودخواهى،برترى جويى، كينه ورزى و تحميل را جايگزين عدالت، احترام به ديگران، عشق، محبت و صداقت كرده اند. اينان همه خوبى ها و زيبايى هاى زندگى را فداى مطامع خود مى كنند.
۶- نقض قوانين و حقوق بين الملل و ناديده گرفتن تعهدات
برخى از كسانى كه خود واضع قوانين بين المللى هستند آشكارا و به راحتى آن را نقض و سياست تبعيض آلود و دوگانه اعمال مى كنند. قانون خلع سلاح اتمى را وضع مى كنند ولى هر روز نسل هاى جديدى از آن را آزمايش و انبارها را پر مى كنند. منشور ملل متحد را تنظيم كرده اند ولى حق استقلال و حاكميت بر سرنوشت ملت ها را محترم نمى شمارند. قراردادهاى رسمى خود را به راحتى و با تغيير سياست زير پا مى گذارند. به قوانين مربوط به حفظ محيط زيست تن نمى دهند. بيشترين تخلف از قوانين توسط چند قدرت جهانى انجام مى شود.
۷-گسترش سايه تهديد و مسابقه تسليحاتى
برخى قدرت ها در مناسبات جهانى و هر كجا كه منطق آنان درمى ماند به راحتى از زبان تهديد استفاده مى كنند. رقابت سنگين تسليحاتى سايه تهديد را بر جهان مى گستراند. مردم اروپا كه قربانى ۲ جنگ بزرگ و چند جنگ ديگر خانمانسوز و چند دهه جنگ سرد در قرن گذشته بودند، امروز نيز زير سايه تهديد زندگى مى كنند و منافع، امنيت و سرزمين آنان در سايه مسابقه تحميلى از سوى برخى قدرت ها در خطر قرار مى گيرد.
يك قدرت زورگو به خود حق مى دهد كه با استقرار سامانه موشكى، زندگى را به كام مردم يك قاره تلخ كند و زمينه ساز رقابت تسليحاتى گردد.
برخى حاكمان به ظاهر قدرتمند كه تصور مى كنند وسيله اقتدارى در اختيار دارند، بى صبرانه و در هر موضعى و هر زمانى از زبان تهديد استفاده مى كنند و به اين ترتيب سايه ناامنى را بر مردم، ملت ها و مناطق مى افكنند.
و بالاخره ؛
۸- ناتوانى سازو كارهاى بين المللى براى رفع اين چالش ها و برپايى صلح و امنيت پايدار
آشكارا مشاهده مى شود كه سازمان ها و سازوكارهاى موجود فاقد ظرفيت و توانمندى لازم براى حل مشكلات، رفع چالش ها و تنظيم عادلانه مناسبات و برقرارى صلح و برادرى و امنيت هستند. كمتر دولت و ملتى است كه براى احقاق حقوق و يا دفاع از استقلال،تماميت ارضى و منافع ملى خود اميدى به اين سازو كارها داشته باشد.
دوستان و همكاران صميمى
چالش ها بيش از اين است و مى دانم اگر هريك از شما در اين موضع سخن مى گفتيد موارد فراوان ديگرى را ذكر مى كرديد، ليكن به همين بسنده مى كنم. اينك سؤال مهم و تعيين كننده اين است كه ريشه اين چالش ها و نابسامانى ها چيست و در كجاست؟ در يك ارزيابى علمى و دقيق ريشه اين وضعيت در دو عامل اساسى خلاصه مى شود.
بدون ترديد عامل اول را بايد در مناسبات برآمده از جنگ دوم جهانى جست وجو كرد. آنجا كه برخى قدرت هاى پيروز، نقشه سلطه برجهان را ترسيم و سياست هاى خود را نه براساس عدالت بلكه براساس تضمين منافع پيروزمندان در برابر شكست خوردگان تنظيم كردند. از اين رو سازوكارهاى برآمده از اين رويكردها و سياست ها نيز ۶۰ سال است كه از حل عادلانه مسائل جهانى عاجز است. برخى قدرت هاى بزرگ همچنان رفتار پيروزمندان در جنگ جهانى را دارند و ساير دولت ها و ملت ها، حتى آنان كه در جنگ هيچ مشاركت و دخالتى نداشته اند را شكست خوردگان جنگ به حساب مى آورند و از موضع ارباب و رعيتى، ملت ها را تحقير و از آنان باج خواهى مى كنند. براى خودشان حقوق برتر قائلند و در برابر هيچ سازمان و مرجع بين المللى پاسخگو نيستند.
همكاران، جناب رئيس، خانم ها و آقايان
در ميان همه سازمان هاى ناكارآمد، متأسفانه شوراى امنيت سازمان ملل در صدر قرار دارد.
شرايطى ايجاد كرده اند كه برخى قدرت ها با حق ويژه و انحصارى در شوراى امنيت، چه شاكى باشند و چه متهم، همزمان دادستان، قاضى و مجرى حكم هم هستند. بسيار طبيعى است كه كشورها و ملت هاى مورد تعرض آنان اميد نداشته باشند از طريق آن شورا حقوق خود را تأديه كنند.
بشريت شاهد بود كه متأسفانه در تمام جنگ هاى طولانى نظير جنگ كره و ويتنام، جنگ صهيونيست ها عليه فلسطينيان و لبنان، جنگ صدام عليه ملت ايران و جنگ هاى نژادى در اروپا و آفريقا همواره برخى از قدرت هاى عضو در شوراى امنيت در يك طرف مخاصمه بوده اند و يا از يك طرف كه غالباً متجاوز بوده است و يا از اصل مخاصمه حمايت كرده اند. عراق را ببينيد، ابتدا سرزمين را اشغال و سپس از شوراى امنيت تقاضاى مجوز كردند. شورايى كه همين اشغالگران با حق وتو در آن حضور دارند. مردم عراق بايد از چه كسى و به كجا شكايت كنند و اميد احقاق حق خود را داشته باشند ؟
در لبنان ديديم كه برخى قدرت ها مدت ۳۳ روز شوراى امنيت را، به اميد غلبه رژيم صهيونيستى، از تصميم گيرى بازداشتند و زمانى كه از پيروزى آن رژيم اشغالگر مأيوس شدند اجازه دادند قطعنامه آتش بس صادرشود. در حالى كه وظيفه اصلى شوراى امنيت جلوگيرى از گسترش نزاع، برقرارى آتش بس و متعاقب آن صلح و امنيت است. مردم لبنان بايد به چه كسى و كدام سازمانى شكايت كنند ؟
عاليجنابان، خانم ها و آقايان
حضور برخى قدرت هاى انحصارطلب، شورا را از انجام وظايف اصلى خود يعنى پاسدارى از صلح و امنيت بر پايه عدالت بازداشته است. اعتبار شورا مخدوش و كارآيى آن در دفاع از حقوق اعضاى سازمان ملل از بين رفته است. بسيارى از ملت ها اعتماد خود را به اين شورا از دست داده اند. برخى ديگر از ساز و كارها مثل ساز و كارهاى پولى و بانكى نيز وضعيت مشابهى داشته و به ابزار تحميل خواسته برخى قدرت ها تبديل شده اند. روشن است كه اين ساز و كارها توان پاسخگويى به نيازهاى امروز و حل چالش ها و برقرارى مناسبات عادلانه و پايدار را ندارند.
همكاران عزيز
باز بدون ترديد عامل دوم و مهمتر، روى گردانى برخى از قدرت هاى بزرگ از اخلاق، ارزش هاى الهى و آئين پيامبران و ناديده گرفتن دستورات خداى حكيم و همچنين حاكميت انسان هاى ناصالح است. افراد ناصالحى كه نمى توانند خود را اداره و كنترل كنند چگونه مى توانند بر بشريت حكومت و امور انسان ها را اصلاح كنند ؟
متأسفانه آنان خود را به جاى خدا قرار داده اند ! تابع هوس هاى خود هستند و همه چيز را براى خودشان مى خواهند. براى آنان كرامت انسانى، جان و مال و سرزمين ديگران اعتبارى ندارد.
قرنهاست بشر زخم عميق برخى قدرت هاى ناصالح را بر تن خسته خود دارد و هم امروز نيز ريشه اصلى مشكلات جهان، بى اعتنايى به ارزش ها و اخلاق و مديريت انسان هاى خودخواه و ناشايسته است.
دوستان، خانم ها، آقايان
تنها راه اصلاح پايدار، بازگشت به تعليمات انبياى الهى، يكتاپرستى، احترام به كرامت انسان ها و جارى شدن عشق و محبت در همه تعاملات، مناسبات و قوانين و سپس اصلاح ساختارها بر همين اساس است.
براى تحقق اين هدف از همگان دعوت مى كنم تا جبهه برادرى، دوستى و صلح پايدار برپايه خداپرستى و عدالت را تحت عنوان «همبستگى براى صلح» تشكيل دهيم و از تجاوزها و خودخواهى ها جلوگيرى و فرهنگ محبت و عدالت را ترويج كنيم و اعلام مى كنم كه جمهورى اسلامى ايران با كمك همه دولت ها و ملت هاى مستقل، صلح طلب و عدالت خواه در اين مسير حركت خواهد كرد.
خداپرستى، عدالت و عشق به انسان ها بايد بر همه اركان سازمان ملل حاكم شود و اين سازمان بايد مرجع عدالت محورى باشد كه هر عضو آن از حمايت هاى معنوى و حقوقى برابر با ديگران برخوردار باشد.
مجمع عمومى به نمايندگى از جامعه بين المللى بايد به عنوان اصلى ترين ركن اين سازمان شناخته شود تا به دور از فشارها و تهديدهاى قدرت هاى بزرگ نسبت به اصلاح ساختارهاى سازمان ملل اقدام كند و به ويژه شوراى امنيت را از وضعيت موجود تغيير دهد و ساختار جديدى مبتنى بر عدالت و دموكراسى براى آن تعريف نمايد تا بتواند پاسخگوى نيازهاى موجود و حل چالش ها و برقرارى ثبات و امنيت پايدار باشد.
جناب رئيس، عاليجنابان
موضوع هسته اى ايران يك نمونه آشكار از عملكرد اين سازو كارها و انديشه حاكم بر آنان است. همه مى دانيد، ايران عضو رسمى آژانس و پايبند به قوانين و مقررات آن است و بيشترين همكارى را در تمام زمينه ها داشته است. همه فعاليت هاى ايران صلح آميز و كاملاً شفاف بوده است. طبق اساسنامه هر عضو آژانس حقوق و تكاليفى دارد. مكلف است در مسير صلح آميز حركت و تحت نظر آژانس به ديگر اعضا براى بهره مندى از چرخه توليد سوخت يارى كند و حق دارد كه از حمايت آژانس برخوردار باشد و طبق قوانين با كمك ساير اعضا و آژانس چرخه توليد سوخت را دراختيار بگيرد.
ايران تاكنون همه تكاليف خود را به جا آورده است ولى از حق كمك هاى فنى سايرين و آژانس و در مقاطعى از حمايت آژانس نيز بى بهره بوده است. حدود ۵ سال برخى از همان قدرت هايى كه ذكر كردم با فشار سنگين بر آژانس بين المللى انرژى هسته اى تلاش كردند از بهره مندى ملت ايران از حقوق خود جلوگيرى كنند.
موضوع هسته اى را از مسير قانونى خارج و بافضاسازى سياسى از همه توان خود براى تحميل خواست هايشان بهره بردند. دولت ايران براى اعتمادسازى، تمام راه ها را طى كرد ولى آنان به چيزى جز توقف كامل همه تحقيقات و فعاليت ها و حتى رشته هاى دانشگاهى و محروم كردن ملت ايران از همه حقوق خود قانع نبودند تا جايى كه حتى مراكزى كه جزو چرخه توليد سوخت و نيازمند نظارت آژانس نبود نيز تعطيل شد. پس از ۳ سال مذاكره و تلاش براى اعتمادسازى، ملت ايران به اين باور قطعى رسيد كه دغدغه اين قدرت ها انحراف احتمالى فعاليت هاى هسته اى ايران نيست بلكه اين بهانه اى براى جلوگيرى از پيشرفت علمى او است و اگر روند ادامه يابد تا ۲۰ سال بعد هم احتمال برخوردارى از حقوقش وجود ندارد. به همين دليل تصميم گرفت كار را از همان مسير درست حقوقى يعنى آژانس دنبال كند و تحميل هاى سياسى و غيرقانونى قدرت هاى زياده خواه را كنار بگذارد. در مدت ۲ سال اخير بارها و بارها ملت ايران به واسطه سوء استفاده قدرت ها از شوراى امنيت مورد اتهام و حتى تهديد نظامى و تحريم هاى غيرقانونى قرار گرفت ولى به لطف ايمان به خدا و وحدت ملى، گام به گام جلو رفت و اينك كشور ايران به عنوان دارنده چرخه توليد صنعتى سوخت هسته اى با كاربرد صلح آميز شناخته شده است. متأسفانه شوراى امنيت در اين موضوع بسيار روشن حقوقى تحت تأثير فشار برخى قدرت هاى زورگو نتوانست عدالت را برپا دارد و از حقوق ملت ايران پاسدارى كند.
|
|
|
خوشبختانه اخيراً آژانس مجدداً در صدد بازيابى نقش قانونى خود يعنى حمايت از حقوق اعضا در كنار نظارت بر فعاليت ها برآمده است. ما اين را رويكرد درست و عملكرد صحيح اين سازمان ارزيابى مى كنيم. قبلاً، به طور غير قانونى اصرار بر سياسى كردن موضوع هسته اى ملت ايران داشتند ولى امروز به لطف ايستادگى ملت ايران، كار به آژانس برگشته است و من رسماً اعلام مى كنم كه از نظر ما موضوع هسته اى ايران خاتمه يافته و به يك امر عادى در آژانس بدل شده است. امروز سؤال هاى مهم و فراوانى درباره فعاليت هاى هسته اى برخى از همين قدرت ها در آژانس مطرح است كه بايد بررسى شود. البته ملت ايران همواره آماده گفت و گوى سازنده با همگان بوده و خواهد بود. مى خواهم از همه دولت ها و ملت هايى كه در اين دوره سخت، ازحقوق قانونى ملت و سرزمين من حمايت كردند و از كشورهاى عضو جنبش عدم تعهد و ديگر دوستان در شوراى امنيت و شوراى حكام و از كارشناسان قانونمدار و متعهد آژانس و از مديركل آن به خاطر ايستادگى بر قانون تشكر كنم و اعلام كنم كه برخلاف قدرت هاى انحصارطلب، ملت ايران آماده است طبق تكاليف اساسنامه آژانس و زير نظر اين سازمان تجربيات خود را در قالب برنامه آموزشى در اختيار ديگر اعضا قرار دهد.
اينك خطاب به كسانى كه حدود ۵ سال مزاحم ملت ايران شدند، به مردم با فرهنگ و تمدن ساز سرزمينم توهين كردند و اتهام ها زدند، نصيحت مى كنم كه؛ از تاريخ و از اقدامات اخيرخود عبرت بگيرند. با ملت بزرگ ايران بسيار بدرفتارى كردند ولى توجه كنند كه با ديگر اعضاى سازمان هاى بين المللى چنين نكنند. آبروى سازمان هاى جهانى را قربانى خواسته هاى خود نكنند. امروز ملت ها بيدارند و مى ايستند. شما خودتان را اصلاح كنيد، دنيا اصلاح مى شود. ملت ها خوبند و مى توانند با هم در صلح و صفا زندگى كنند. آنها بكوشند به ملت هاى خودشان خدمت كنند، ديگران نيازى به آنها ندارند. آيا وقت آن نرسيده است كه آنها از مسير خودخواهى و تبعيت از شيطان به مسير خداپرستى برگردند؟! آيا دوست ندارند كه از آلودگى ها پاك شوند، تسليم امر خدا شوند و به او ايمان بياورند؟
ايمان به خدا يعنى ايمان به صداقت، پاكى، عدالت و عشق به ديگران ! آنان بدانند كه از پاكى، صداقت، عدالت، دوست داشتن و احترام به كرامت انسان ها ضرر نمى كنند و مطمئن باشند در نزد ملت ها اين ارزش ها زيباتر و پسنديده تر است. اين دعوت همه پيامبران الهى از حضرت آدم تا نوح و ابراهيم، موسى كليم الله، عيسى روح الله و حضرت محمد رسول الله(ص) است.
اگر دعوت را اجابت كنند نجات مى يابند و اگر اجابت نكنند به سرنوشت گذشتگان دچار مى شوند. قرآن كريم مى فرمايد: «و هركس دعوت حق را اجابت نكند خدا را در زمين ناتوان نمى كند و براى او ياورانى جز خدا نخواهد بود و او در گمراهى آشكار است.» سوره احقاف آيه ۳۲
آنان هيچ چيز از خود ندارند و نمى توانند از سيطره حكومت و اراده خدا فرار كنند. در اين اجتماع مهم بايد اين سخن خداى بزرگ در قرآن كريم را به آنان يادآور شد كه:
«آيا به قدرت ها و دولت هاى قبل از خود نمى نگرند. اگر گذشتگان صاحب چيزى بودند، آن را نگه مى داشتند و اجازه نمى دادند شما جايگزين آنان شويد. خدا به واسطه گناهانشان آنان را نابود كرد و كسى در برابر خدا از آنان حفاظت نكرد.» آنان بدانند راه و رسم و انديشه مبتنى بر بى عدالتى و ظلم از بين خواهد رفت. آيا نشانه هاى بيدارى و مقاومت مبتنى بر خداپرستى، انسان دوستى و عدالت طلبى ملت ها را نمى بينند. آيا متوجه نيستند كه غروب امپراتورى ها نزديك است. اميدوارم اين دعوت پاسخ عملى داشته باشد.
عاليجنابان
ملت ها و دولت ها مجبور نيستند كه تابع بى عدالتى برخى قدرت ها باشند. آنان به دلايلى كه ذكر شد شايستگى رهبرى و تدبير امور جهان را از دست داده اند. من رسماً اعلام مى كنم كه؛ دوران مناسبات برخاسته از جنگ دوم جهانى و دوران انديشه هاى مادى مبتنى بر خودخواهى و سيطره طلبى پايان يافته است. بشر از يك گردنه سنگين تاريخى عبور كرده است و دوران گرايش به توحيد، پاكى، مهرورزى، احترام به ديگران، عدالت و صلح طلبى واقعى آغاز شده است. وعده الهى است كه حق پيروز است و زمين به انسان هاى صالح به ارث خواهد رسيد.
اى آزادگان، مؤمنان و مردم جهان به خدا اميدوار باشيد و اى تشنگان ارزش هاى متعالى در هر كجا كه هستيد بكوشيد تا با خدمت به انسان ها و عدالت خواهى، فرصت تحقق اين وعده بزرگ الهى را فراهم كنيد. دوران تاريكى ها پايان مى پذيرد، اسيران به خانه هاى خود برمى گردند، سرزمين هاى اشغالى آزاد مى گردد، فلسطين و عراق از سلطه اشغالگران آزاد مى شود و مردم اروپا و آمريكا از فشار صهيونيست ها رهايى خواهند يافت. دولت هاى مهربان و دوستدار انسان ها جايگزين دولت هاى خشن و زورگو خواهند شد. كرامت انسانى اعاده مى گردد. عطر دل انگيز عدالت منتشر خواهد شد و مردم با محبت و برادرى در كنار يكديگر زندگى خواهند كرد.
تلاش در اين راه و براى حاكميت انسان هاى صالح و انسان صالح كامل، آخرين برگزيده خدا و موعود امم، در حقيقت مرهم نهايى زخم ها و حلال همه مشكلات و بر پا كننده عشق، زيبايى، عدالت و حيات سعادتمند در همه دنياست. همين اعتقاد و تلاش، رمز وحدت و تعامل سازنده بين ملت ها و دولت ها و آحاد جامعه بشرى و همه عدالتخواهان واقعى است. بدون ترديد موعود امم و مصلح كل و نجات بخش نهايى و آخرين پيك آسمانى مى آيد و همراه همه خداپرستان، عدالت طلبان و مهرورزان، آينده درخشان را بر پا و جهان را پر از عدل و زيبايى خواهد كرد. اين وعده خداست و وعده خدا تخلف نمى پذيرد.
بياييد ما هم سهمى در تحقق اين همه شكوه و زيبايى داشته باشيم. به اميد آينده روشن بشرى و طلوع صبح رهايى و آزادى همه انسان ها و محو مظاهر ظلم، نفرت و خشونت و حاكميت كامل عشق و محبت در سراسر جهان.
آينده اى كه آن را نزديك مى بينم.