|
دانش آموز شاد، ويترين جامعه پرنشاط
|
|
|
حميدرضا خالدى
دنياى مدرسه، دوران شادى، هيجان، تحرك و انرژى است. همان عواملى كه لازمه دوران جوانى است، اما گروهى معتقدند كه محيط مدارس ما شادى را از بعضى دانش آموزان مى گيرد. شادى يعنى عشق به زندگى، احساس زيبايى به جهان داشتن يا به عبارت ديگر شادى عاملى براى آرامش روح است. شادى، به معناى توازن در زندگى است. نشانه اى از سلامت روح، سلامت يك خانواده و در نهايت سلامت جامعه است. اما شادى دشمنى نيز دارد: «افسردگى».
بيشتر روانشناسان، افسردگى را نوعى انحراف عاطفى مى دانند. آنها معتقدند، افسردگى يك بيمارى ناشى از اختلالات مغزى و سيستم عصبى نيست، بلكه افكارى مسموم و خطرناك و مجموعه اى از احساسات ، غم و اندوه ، نداشتن اعتماد به نفس، بى تفاوتى و بى حوصلگى ،خستگى ، ضعف، نااميدى و يأس است. در تعريفى ديگر، افسردگى، شكلى از تنهايى يا اندوه است. متخصصان علم روان شناسى علائم آن را چنين بر مى شمارند: «غمگينى، اضطراب، تحريك پذيرى ، نداشتن اعتماد به نفس، ترديد و دودلى ، نداشتن فعاليت و فقدان انگيزش ، بى علاقگى ، بى اشتهايى ، فقدان نيروى زندگى و اختلال در خواب» براساس اطلاعات موجود ، آمار بيماران افسرده در آمريكا، به بيش از ۴ ميليون نفر مى رسد. همچنين براساس مطالعات انجام شده در اروپا، ۹ تا ۲۶ درصد زنان و ۵ تا ۱۲ درصد مردان در طول زندگى خود، حداقل به يك بيمارى كه منشأ افسردگى دارد مبتلا شده اند، به بيان ديگر آمار بيماران افسرده در بين زنان ، ۲ برابر مردان است. دراين ميان آنچه نگران كننده است ، كاهش ميزان «شادى» و متعاقب آن افزايش درصد افسردگى ، بين دانش آموزان است. جوانان و نوجوانانى كه آينده سازان هركشورى هستند. كاهش شادى بين دانش آموزان دلايل خاص خود را دارد. سخت تر شدن اصول آموزشى و تربيتى در مدارس از جمله اين مواردند. اصولى كه خارج شدن از آنها مساوى با «تنبيه» است . همين تنبيه مى تواند موجب كاهش شادى در دانش آموز شود. اينها را اضافه كنيد به قيدهاى ديگر زندگى دانش آموز كه از سوى خانواده و جامعه به او تحميل مى شود. كجا برو، كجا نرو، اين كار را بكن، آن كار را نكن، پول بالاى اين نده، آن را بخر و اين را نخر. * «تنبيه» كابوس دانش آموزان كوچك تر «تنبيه » يكى از مهم ترين عوامل مدرسه گريزى دانش آموزان در مقاطع ابتدايى و بويژه سال هاى نخست اين دوره است . شنيدن داستان هايى از تنبيه هاى بدنى، تجربه هايى از تنبيه كودكان در منزل يا محيط هاى ديگر، انگيزه هايى براى شكل گرفتن كابوسى واقعى درذهن دانش آموز مى شود. كابوسى كه دنياى شاد او را روز به روز كمرنگ تر و بيمارى افسردگى را بيشتر و بيشتر مى كند. اما قانون، درخصوص «تنبيه» نص صريحى دارد:«به استناد ماده ۶۵ آئين نامه اجرايى مدارس، اعمال هرگونه تنبيه از قبيل اهانت، تنبيه بدنى و تعيين تكاليف درسى با هدف تنبيه دانش آموزان در تمام مقاطع تحصيلى ممنوع است.» قانونگذار كه گويا به تأثير «تنبيه» بر زندگى دانش آموزان در بروز افسردگى بين آنها آگاه بوده است، در ماده ۵۹ قانون مجازات اسلامى آورده است: «هرگونه اقدام والدين و اوليا و اولياى معنوى آنها (شامل آموزگاران، مديران و معلمان مدارس) كه منجر به تنبيه بدنى دانش آموز شود، جرم محسوب شده و در مراجع قضايى قابل رسيدگى است.» * شيوه هاى نه چندان مدرن «تنبيه» يا «اعمال» سليقه؟ هنوز هم گاهى در گوشه و كنار، خبرهايى مى شنويم كه حاكى از استفاده شيوه هاى قديمى و غيراصولى در تنبيه دانش آموزان است. شيوه هايى كه در نهايت موجب بروز «افسردگى» و كم شدن ميزان «شادى» بين دانش آموزان مدارس مى شود. مانند تراشيدن موى سر يا حتى استفاده از «نمره انضباط» به عنوان عامل بازدارنده دكترحسين باهر، استاد دانشگاه و رفتارشناس درباره روش هاى كنترل يا تنبيه دانش آموزان مى گويد: «اينگونه اجبارها، فقط و فقط نتيجه معكوس خواهدداشت و بس» وى مى افزايد: «به جاى استفاده از اين شيوه ها، اگر از شيوه هاى توجيهى همراه با روش هاى روانشناختى استفاده شود، مسلماً جواب بهترى خواهيم گرفت» عباس رشيدى كه خود سالهاست به عنوان دبير فيزيك، سركلاس درس با بچه ها سر و كله مى زند نيز معتقد است: «امروز بچه ها، به همه چيز آن هم به صورت دقيق و موشكافانه توجه مى كنند.» وى مى افزايد: «دنياى كامپيوتر و اينترنت و توسعه صدا و سيما و شبكه هاى تلويزيونى و رسانه ها، خواه ناخواه فرزندان ما را نيز تحت تأثير قرار داده است. ذائقه دانش آموزان ما تغييرات فاحشى با گذشته كرده است. رشد فكرى و بلوغ ذهنى آنها بسيار بيشتر از همسن و سالان خود در يكى دو دهه اخير است.» اين دبير فيزيك ادامه مى دهد: «اين «رشد» فكرى، باعث شده تا دانش آموزان هر روز بيشتر و بيشتر با مشكلاتى ازجمله مسائل اقتصادى و اجتماعى دست و پنجه نرم كنند.» رشيدى مى افزايد: «اين كنكاش ها عاملى براى بيشتر شدن دغدغه هاى دانش آموزان مى شوند. دغدغه هايى كه پس از مدتى به قدرى زياد مى شوند كه تمام ذهن و فكر دانش آموز را اشغال كرده، درنهايت به مرور زمان روحيه ماجراجويى و شاد آنها را تحت تأثير قرارمى دهد.» وى با اشاره به عواقب و پيامدهاى اين امر مى گويد: «در چنين شرايطى، حتى يادگيرى دانش آموزان نيز كاهش پيداكرده، نوجوان و جوان در اصطلاح كم حافظه مى شود و ضريب خطاهايى كه انجام مى دهند، افزايش پيدا مى كند.» وى نتيجه مى گيرد: «بدين ترتيب با افزايش خطاها از سوى محصل و بروز اشتباه از سوى او، تنبيه ها و توبيخ ها نيز به مرور بيشتر و بيشتر مى شود. تنبيه هايى كه دانش آموز را بيشتر و بيشتر در خود فرومى برد و در معرض خطر ابتلا به افسردگى و دور شدن از روحيه اى شاد و پرانرژى قرارمى دهد.» * افسردگى، غول «بيمار» دنياى امروز افسردگى دانش آموزان و محصلان، فقط يك بيمارى است. بيمارى كه براى جلوگيرى از رشد و گسترش آن، بايد به دنبال راه حل هايى مناسب بود. «افسردگى» در مراحل ابتدايى، تنها يك بيمارى روحى و البته رايج در بين دانش آموزان بسيارى از كشورهاى جهان است. همانگونه كه براساس اعلام آموزش و پرورش «چين»، ۳۲ درصد از دانش آموزان مدارس ابتدايى و متوسطه و ۲۵ درصد از دانشجويان اين كشور، از مشكلات روحى، بويژه «افسردگى» رنج مى برند. دكترحسين باهر، با تأييد وجود «افسردگى» و كاهش روحيه «شاد» دانش آموزان مى گويد: «اين كه افسردگى در بين نسلى از دانش آموزان امروزى وجوددارد، امرى پذيرفته شده است.» وى مى گويد: «اما بايد به بررسى دلايل بروز اين مشكل روش هاى مقابله با آن پرداخت تا نسل «شاداب» جوانان امروزى ما، از هرگونه خطرى مصون بماند.» وى با مقايسه وضع دانش آموزان امروزى با نسل هاى گذشته مى گويد: «شادى» و «نشاط» در چهره دانش آموز امروز ما، در مقايسه با گذشته كمتر است. برخى از آنها بيش از اندازه سر به زير شده اند و برخى گاهى رفتارهاى ناهنجارى از خود بروز مى دهند. مواردى مانند ناهنجارى در نوع لباس و پوشش، اصلاح موى سر، بى قرارى در سر كلاس ها و كم توجهى در خصوص احترام به معلمان خود حاكى از اين مسأله است.» اين استاد دانشگاه، درباره علل شكل گيرى افسردگى در ميان دانش آموزان مى گويد: «من اين دلايل را به دو دسته تقسيم مى كنم. اول وجود مشكلات اقتصادى درخانواده ها كه باعث ايجاد تنش در آنها و ارتباط والدين با فرزندان مى شود و دوم بى توجهى به شأن و منزلت معلمان از سوى جامعه و برنامه ريزان.» وى ادامه مى دهد: «به طور خلاصه اين عوامل را مى توان در ۴ شاخصه «خانه»، «مدرسه»، مسير خانه تا مدرسه و محيط جامعه خلاصه كرد.» * حذف تنش زاها اين استاد «رفتارشناسى» در پاسخ به اين سؤال كه در مقابل اين عوامل چه بايد كرد؟ مى گويد: «بايد عوامل تنش زا را از ۴ محيط ذكر شده حذف كرد. براى اين مسأله نيز راهكارهاى مختلفى وجود دارد.» وى با اشاره به اين راهكارها ادامه مى دهد: «سر و سامان دادن به وضع اقتصادى خانواده ها، جامعه و تقويت «نويد» و «اميد» در ميان جوانان، در مورد اين كه اگر جوان تحصيلاتش را به خوبى به پايان برساند، شغل و منزلت و آينده روشنى در انتظار وى خواهد بود، از اساسى ترين شيوه هاى مقابله با اين بيمارى در ميان دانش آموزان است.» وى با برشمردن راهكارهاى ديگرى براى ايجاد محيطى شاد در مدارس مى گويد: «در اين ميان نبايد از توجه به ظاهر و تزئين «محيط» كلاس ها و مدارس غافل بود. استفاده از رنگ هاى شاد، گل و گياه، محيط هاى ورزشى و تفريحى از جمله مواردى است كه در ايجاد محيطى شاد براى مدارس مفيد است.» دكتر باهر، سومين عامل مؤثر در ايجاد محيطى شاد در مدارس را توجه به روابط «عاطفى» دانسته و مى گويد: «روابط ميان محصل و معلم، بايد رابطه اى «عاطفى» باشد. دانش آموز بايد حس كند كه فرزند خانواده اى به نام «كلاس» است.» كمرنگ تر شدن هر چه بيشتر نقش «درس هاى حفظى» چهارمين عاملى است كه اين كارشناس علوم رفتارى بر آن تأكيد دارد: «بايد «حفظيات » جاى خود را به «معلومات» بدهد. بايد با تصحيح شيوه هاى آموزشى، «معلومات» دانش آموزان را تقويت كرد نه «حفظيات» آنها را. نتيجه آن هم همين وضعى است كه امروز دچار آن هستيم. بيشتر استادان و دانشجويان ما به «ترجمه» روى آورده اند و تأليف بسيار كمرنگ شده است. وى حتى معتقد است: «در دوران استعمار هند از سوى انگلستان، شرط ورود دانش آموزان به دانشگاه «حفظ» كردن جدول لگوريتم بود. يعنى چند ده عدد۷ ، ۸ رقمى! اين يك نقشه حساب شده از سوى انگليس بود تا جوانان كمتر «فكر» كنند و به «خلاقيت» برسند.
|