پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶ - ۲۰ شوال ۱۴۲۸
Thu, Nov 1, 2007
ديپلماتيك
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ويژه ۱ايران اقتصادى
ويژه ۲ايران اقتصادى
ويژه ۳ ايران اقتصادى
ويژه ۴ ايران اقتصادى
ايران زمين
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
حقوقى
ماجرا
قاب عكس۱
رودررو
خانواده
فرهنگى
نگاه
پيروزى تازه براى جبهه چپ در آمريكاى لاتين
نگاه
راه تازه كابل و اسلام آباد در جنگ ترور
[ عبيدالله خان‎/ ترجمه: پوراندخت مجلسى]

ايالات متحده و متحدانش در حال حاضر افغانستان را در اشغال و پاكستان را تحت نفوذ خود دارند؛ تفاوت اين است كه افغانستان را پس از وارد شدن به جنگى تمام عيار عليه دولت طالبان به اشغال خود درآورده اند ولى بخشى از پاكستان را به ترتيبى ديگر و با بهانه تعقيب اعضا و رهبران طالبان و القاعده. با اين كه پرويز مشرف بر خلاف حامد كرزاى با پيروزى نيروهاى آمريكايى بر سر كار نيامده است، اما آمريكا اميد وار است كه اهداف خود را در پاكستان آزادانه تر و راحت تر پيش ببرد.
همراه با اين اشغال هاى كامل و نفوذ نسبى ، موقعيت استراتژيك، ظرفيت هسته اى و فاكتورهاى گوناگون ديگر در پاكستان و افغانستان به شدت در حال ايجاد تغيير در وضع فعلى هستند. نتيجه هر چه باشد مى توان با اطمينان گفت كه پاكستان و افغانستان زمانى طولانى به عنوان دو دولت مستقل بر روى نقشه جغرافيا باقى نخواهند ماند. تقريباً همه نيروهاى مشهود دست به دست يكديگر داده اند تا اين دو دولت را در ضعف نگه دارند. با وجود همه اين ها احساس مى شود كه نيروهاى نامشهود ديگرى اين دو كشور را به طرف اتحاد پيش مى برند. يك بررسى كامل نشان مى دهد همان فاكتورهايى كه براى تلاشى اين دو دولت در كارند ، به طور غيرمستقيم مى توانند به اتحاد اين دو كشور منجر شوند. ولى نبايد اين امر را ناديده بگيريم كه هر مرز جديدى بين اين دو كشور بايد مورد تأييد واشنگتن قرار گيرد.
آمريكا درست پيش از تهاجم شوروى به افغانستان در جنگ افغانستان شركت كرد. در واقع به قول زبيگنيو برژينسكى مشاور امنيتى دولت كارتر، رئيس جمهور هر كار ممكن را انجام داد تا «روس ها را به تله افغان بكشاند» و ۶ ماه پيش از تقاضاى دولت افغانستان از شوروى براى كمك نظامى، نخستين كمك پنهانى سيا به مجاهدين تصويب شد.
برژينسكى در مصاحبه اى در سال ۱۹۹۸ اظهار داشت: «من يادداشتى براى رئيس جمهور فرستادم و در آن توضيح دادم كه به عقيده من اين كمك به مداخله نظامى شوروى خواهد انجاميد.... ما روس ها را مجبور به مداخله نكرديم ولى آگاهانه احتمال اين را كه به اين امر دست بزنند افزايش داديم.» بنابر اين نفوذ افغانستان سياست آمريكاست و ما نمى توانيم اين احتمال را انكار كنيم كه تنش اخير بين پاكستان - افغانستان در راستاى منافع آمريكا براى بهره بردارى از طريق ايفاى نقش مستقيم ترى در مسائل پاكستان است.
سياست تضعيف از درون در افغانستان و پاكستان مدت هاست كه در مذاكرات قدرت ها به شيوه هاى مختلف مطرح شده است. براى توجيه اين امر، جنگ با ترور و مبارزه با اسلام گرايى افراطى عنوان مى شود ـ اصطلاحى كه مفهوم ايجاد ترس و توجيه سياست هاى غير عادلانه را در پى دارد ـ درست همان طور كه در زمان جنگ سرد ترس از كمونيسم را ايجاد مى كردند.
پس از زمينه سازى هاى قدرت هاى بزرگ، شوراى امنيت به نام «مبارزه با تروريسم» از تحريم عليه طالبان پشتيبانى كرد. نتيجه رأى گيرى در شوراى امنيت در اين مورد ۱۳ رأى مثبت بود ، بدون رأى منفى . چين و مالزى با اين حمله مخالف بودند ولى به آن رأى ممتنع دادند. هيچ كس نمى خواست در برابر «تروريسم» داراى نرمش به نظر آيد. سفير آمريكا نانسى سودبرگ اين رأى را «موضعى نيرومند عليه تروريسم» خواند و «براى حفظ صلح و امنيت جهان»؛ سفير كانادا نتيجه اين رأى گيرى را «به خاطر پيام ضد تروريستى شديد آن» يك تصميم و راه حل قاطع ناميد. بريتانيا، كانادا و هلند در خفا مخالف اين تحريم بودند زيرا « پيامد آن فجيع تر كردن شرايط رقت بار افغانستان بود.» اكنون دوباره همان جار و جنجال ها با هدف تغيير جغرافياى جنوب آسيا و به بهانه جنگ با تروريسم جهانى شدت گرفته است. تقريباً تمام خبرها بر اين فرض متكى است كه «كل شبكه تروريسم به وسيله نيروهاى تروريستى اداره مى شود كه محل شان در پاكستان است و زير چتر امنيتى پاكستان قرار دارند. اين نيروهاى تروريستى به خاطر تحقق بخشيدن به طرح هاى خطرناك زير سلطه گرفتن جنوب آسيا به خود هويت ايدئولوژيك داده اند.» در سايت ها و روزنامه ها مطرح شده است كه تجزيه پاكستان تنها گزينه براى از بين بردن شبكه تروريسم است. طرح هايى هم براى تقسيم افغانستان به چهار بخش مطرح بوده است. اگر اين كار به مفهوم قومى انجام شود عملاً اين كشور به چهار بخش تاجيك، هزاره، ازبك و پشتو تقسيم خواهد شد. اين تعريف در طرح دوشنبه گنجانده شده است و هدف آن بسط استراتژى آمريكا براى فرستادن نيرو به افغانستان و آسياى مركزى است.
در گزارشى در « فرانتى ير پست» آمده است كه آمريكا به دليل اين كه مدت هاست در افغانستان مانده است بدون اين كه موفقيتى براى ايجاد ثبات و صلح مورد نظر خود در منطقه، به دست آورد، ممكن است اغوا شود كه راه را براى تجزيه اين كشور آماده كند. ولى به رغم طرح هاى تجزيه افغانستان و پاكستان، فاكتورهاى تاريخى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى و حتى فاكتورهاى امنيتى دلالت بر اين دارد كه تشكيل افغانستان بزرگ غير قابل اجتناب است. جالب است كه همه عوامل تجزيه به طور غير مستقيم ، به اتحاد پاكستان- افغانستان شتاب مى بخشند. تنها اين سؤال پيش مى آيد كه آيا امنيت پاكستان و افغانستان در پى بى ثباتى و استعمار به وسيله نيروى خارجى حاصل مى شود يا با اتحاد و ايجاد افغانستان بزرگ قابل حصول است. تا وقتى موجوديت پاكستان بستگى به امنيت آن دارد ، اين موجوديت مى تواند تنها با برخوردارى از قدرت دوام يابد. درگيرى پاكستان در «جنگ ضد تروريستى» مربوط به آمريكا، جنبه بسيار وحشتناكى به خود گرفته است و پاكستان اگر مى خواهد شأن ملى خود را از دست ندهد، بايد هويت تاريخى و تمدنى اسلامى خود را حفظ كند. در شرايط پس از ۱۱ سپتامبر اگر پاكستان بخواهد در واشنگتن كارنامه خوبى داشته باشد مجبورشده است در جنگ هاى به ظاهر ضد تروريستى آمريكا كه در حقيقت براى سلطه است، با آمريكا همراهى كند. طبق همان گزارش (فرانتى ير پست) آمريكا اسلام گرايى محدودى را در پاكستان اجازه خواهد داد ، به طورى كه گويى اين آمريكاست كه بايد « نوع و سطح اسلام قابل قبول براى ما» را تعيين كند. اين امر به اين مفهوم است كه امنيت و بقاى كشور ما مشروط به خرسندى واشنگتن است. اگر بتواند آمريكا را راضى نگاه دارد مى تواند به حيات خود ادامه دهد وگرنه براى بقاى آن تضمينى وجود ندارد. از لحاظ داخلى به جز سياستمداران فرصت طلب ، مردم پاكستان از هر قشرى مخالف دخالت هاى آمريكا هستند. پاكستان به شدت گرفتار مبارزه آمريكا با «تروريسم» شده است و از اين جهت دارد به شدت نسبت به شهروندان خودش بيگانه مى شود. امروز موضع ديپلماتيك پاكستان چه در جبهه افغان و چه در جبهه كشمير بسيار ضعيف است . از طرف ديگر موقعيت جغرافياى سياسى در افغانستان با هر معيارى كه بسنجيم به شدت نااستوار است. از نظر بسيارى از كارشناسان، گزينه عملى براى بر طرف كردن ضعف اقتصادى و نظامى پاكستان نسبت به هند، در ايده اتحاد با افغانستان قرار دارد.
پيروزى تازه براى جبهه چپ در آمريكاى لاتين
جادوى سياسى كرشنرها
324561.jpg
]سليمان دعويسرا[

بانوى ۵۴ ساله آرژانتينى روز ۲۸ اكتبر نخستين پيام هاى تبريك خويش را از سوى ۲ طيف از حاميان غير آرژانتينى اش دريافت كرد؛ پيام نخست مزين به امضاى تيم رهبران چپگراى آمريكاى لاتين و اروپا بود كه روى كار آمدن او را نويد استمرار حكومت عدالت گراى چپ خوانده بود و پيام دوم به سازمان هاى مدافع حقوق زنان تعلق داشت كه كرشنر را نماد شايستگى زنان در خطه سياسى آمريكاى لاتين دانسته بود.
بيانيه تبريك محافل زنان حاوى نكات جالب ترى هم هست از جمله اين كه گفته اند اين پيروزى نويد اقبال تاريخى ساكنان قاره آمريكا به رهبرى زنان سياستمدار است. اين عبارت در واقع اشاره اى مستقيم به كوران مبارزه انتخاباتى در نيمه شمالى قاره آمريكا است كه در آن نماينده اى ديگر از زنان سياستمدار - هيلارى كلينتون - درگير مبارزه اى سخت با رجال اين كشور براى تصدى كرسى مهم كاخ سفيد است. يعنى همان فردى كه مطبوعات آرژانتين در طول مبارزه انتخاباتى عكس او را در كنار تصوير سياستمدار محبوب خويش مى نشاندند.
نكته جالب تر اين كه هر دو پيام تبريك كه يكى به جناح رهبران چپ مانند رويال و زاپاته رو تعلق دارد و ديگرى به گروه هاى ليبرال هاى فمنيست، با يك آرزوى واحد خاتمه يافته است كه كرشنر پل تفاهم تازه اى در برداشتن شكاف ها و فاصله ملت هاى آمريكا برقرار سازد.
همه چيز دست به دست هم داد كه انتخابات ۲۸ اكتبر به يك رويداد مهم در نگاه افكارعمومى جهان تبديل شود. بسيارى از آن جهت نگاه خويش را به انتخابات اين كشور دوختند كه ميدان آزمون يك بانوى سياسى در مبارزه با گروهى از رجال حزبى بود. برخى ديگر نيز با علايقى كه به سرنوشت جنبش چپ در خطه آمريكاى لاتين دارند كارزار انتخاباتى آرژانتين را به عنوان امتحان سياسى جديد براى سوسياليسم تعقيب كردند.
امابا همه اين توصيف ها، انتخابات اخير آرژانتين يك رويداد ويژه سياسى شد به اين دليل كه خود آرژانتين سرزمينى رازآلود و حلقه اى متفاوت در منظومه جغرافياى سياسى قاره آمريكا است. كشورى است كه همه فرازهاى آن را حوادثى عجيب پوشانده است. به معناى واقعى سرزمين تضاد ها و چندگانگى ها است. كشورى كه به تعداد اديبان وشاعران بلند آوازه، مردان ديكتاتور درآن ظهور كرده اند و شهرت شاهكارهاى مؤلفان و هنرمندان و ورزشكاران اين سرزمين همان اندازه ذهن ها را متحير مى سازد كه دامنه توحشى كه افسران اين كشور آفريده اند. كافى است مرورى در نيم قرن تاريخ سياسى اين كشور شود. همه روزهاى آرژانتينى ها با تلاطم و بحران سپرى شده است. حاكميت نظاميان از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ اين كشور را به قتلگاه فعالان سياسى تبديل كرد. در فاصله اين سال ها ده ها هزار نفر از مردم آرژانتين در نبرد هاى موسوم به جنگ كثيف كشته شدند. اجساد بسيارى از افراد ربوده و يا ناپديد شده در اين سال ها نيز هرگز پيدا نشد.
در سال هاى پس از استقلال، علاوه بر حكومت هاى متعدد ديكتاتورى، وقايع نامطلوبى مانند شكست در برابر انگلستان، از دست دادن جزاير مالويناس و وضعيت نامطلوب اقتصادى در اين كشور رخ داده است.
نام آرژانتين براى متفكران علم سياست معادل كشورى تك محصولى است؛ الگويى از يك كشور جهان سوم است كه آونگ توسعه در آن دائم حركت ناموزون داشته است. اين كشور ۳۸ ميليون نفرى به رغم آن كه از نظر منابع معدنى كشورى غنى محسوب مى شود و داراى نيروى كار آموزش ديده است اما وضعيت اقتصادى اين كشور همواره داراى نوسانات بسيارى بوده. ركود اقتصادى سال ۲۰۰۱ آرژانتين سبب شد تا نيمى از مردم اين كشور با فقر دست و پنجه نرم كنند.
به تعبير يكى از نويسندگانش آرژانتين كشورى استثنايى است زيرا در هيچ كجا عناصر فقر و بدهى و جرم و جنايت با روح مبارزه مانند اين سرزمين با هم جمع نشده است.
با اين اوصاف اين سرزمين از ۲۰۰۳ در جاده ثبات گام نهاد آنهم با روى كار آمدن چهره اى كاريزما به نام نستور كرشنر. اكنون در پايان دوره نخست و يك مرحله از زمامدارى اين معمار اصلاحات، مردم بار ديگر زير بيرق نماينده اى ديگر از خاندان كرشنر جمع شده اند. جانشين نستور كرشنر پرنفوذ كسى نيست جز همسر سناتور او ، كريستينا فرناندزكرشنر.
آن گونه كه مطبوعات آرژانتين نوشته اند اين زن و شوهر در ايام تحصيل در رشته حقوق در دانشگاه با يكديگر آشنا شدند و مسير رشد سياسى را از همين دانشگاه پيمودند. آنها ابتدا در ايالت سانتاكروز به عنوان وكيل املاك كار كردند سپس كرشنر در همين ايالت به فرماندارى رسيد و نخستين مسئوليت سياسى خود را شروع كرد .
اكنون ۲۸ اكتبر براى خاندان كرشنر شروع زندگى سياسى تازه اى است. آنها اميدوارند كه اين بار عصرى را به نام كرشنر ها در تاريخ آرژانتين و آمريكاى لاتين ثبت كنند اما اين آرزو به راستى چه ميزان امكان تحقق در جامعه اى با بافت پيچيده آرژانتين دارد؟
* مبارزه اى با پرچم پرونيسم
كريستينا كرشنر از ابتدا با شعار و پرچم جنبش محبوب چپ اين كشور يعنى پرونيسم به صحنه آمد. در كل همه زنان سياستمدار آرژانتين يك الگوى تاريخى دارندواو كسى نيست جز خانم اوا (ايزابل) پرون همسر رئيس جمهور دهه ۴۰ و ۷۰ اين كشور، خوان پرون.
با آنكه نزديك ۴ دهه از دوران زمامدارى اوا پرون مى گذرد اما هنوز سايه محبوبيت وى در اين كشور جارى است. خاندان پرون جزو كسانى بودند كه انديشه هاى چپ اقتصادى را دراين كشور مطرح كردند. شعارهاى دهه ۱۹۷۰ پرونيست ها در ميدان سياست واقتصاد همان است كه تاحدى امروز از زبان كرشنر ها مطرح مى شود. آنها پرچمدار ناسيوناليسم و مدافع حقوق فقرا شناخته شدند و از مهم ترين شعارهاى آنان مداخله دولت در اقتصاد و به حاشيه راندن نظاميان از سياست بود و عاقبت خودشان نيز قربانى همين انديشه ها شدند و همانان كه طرح خوان پرون را ريخته بودند اين بار براى ساقط كردن ميراث دار او، اوا پرون خيز برداشتند. نظاميان كه در آن برهه نيروى مسلط بر سياست آرژانتين بودند در يك كودتا به حيات دو ساله خاندان پرون خاتمه دادند.
در جريان انتخابات اخير اين كشور الگو پذيرى خانم كرشنر از پرون بحث زيادى برانگيخت شايد بيش از همه خود خانم كرشنر اين شبيه سازى را دامن زد وقتى كه به روزنامه اسپانيايى ال پاييس گفت، من بيشتر از هر كسى با اوا پرون احساس نزديكى مى كنم. اوا پرون به دو جهت توانسته جايگاه يك سمبل را در تاريخ آرژانتين پيدا كند اول از اين جهت كه او در اوج حاكميت مردان و مردسالارى نقش زنان در سياست را در اين نقطه آمريكاى لاتين مطرح كرد. پرون در برهه اى به صحنه آمد كه حتى قوانين اساسى بسيارى از كشور ها حق رأى زنان را به رسميت نشناخته بودند.
افزون براين اوا پرون چنان كه مورخين آمريكاى لاتين نوشته اند در مدت زمان كوتاه رياست جمهورى خويش كارنامه بسيار موفقى را از خود به جاى نهاد. به باور ناظران نفوذ و محبوبيتى كه خانواده پرون كسب كردند فراتر از شهرت امروز كرشنر ها بود . در حدى كه دوران زمامدارى آنها حالت يك مكتب نمادين به نام پرونيسم را در اين كشور رقم زد.
شايد از همين روست كه رسانه هاى آرژانتين نوشته اند كه نه كريستينا خواهد توانست به جايگاه تأثيرگذار اوا پرون دست يابد نه آن كه كرشنر ها در حدى نيستند كه سرمشق يا جريانى تاريخى مانند پرونيست ها پايه گذارى كنند.
* زير چتر محبوبيت نستور
بسيارى از ناظران پيروزى فرناندز را پاداش مردم آرژانتين به ۴ سال زمامدارى مردى مى دانند كه تصوير يك منجى را در اقتصاد بحران زده اين كشور از خودش ترسيم كرد.
نستور كرشنر در دوره تصدى چهار ساله خود باعث بهبود اقتصاد آرژانتين پس از يك دوره ركود شديد شد. او آرژانتين را از بحران اقتصادى، مالى و سياسى سال هاى ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ رهانيد. از زمانى كه او قدرت را در سال ۲۰۰۳ به دست گرفت، به يمن ۴ سال رشد اقتصادى بالاى ۸ درصد، فقر و بيكارى در كشور آرژانتين نصف شده است. نستور در ميان سياستمداران نه تنها يك معمار موفق اقتصادى شناخته مى شود كه فردى با توانايى برقرارى نظم و ثبات سياسى نيز ناميده شده است.
البته گفته مى شود كه كرشنر در مهار اقتصاد افسار گسيخته اين كشور از همراهى يك وزير تكنوكرات، روبرتو لاراگنا بهره مند بود و در سايه انديشه اقتصادى اين وزير بود كه توانست توليد زمينگير شده اين كشور را احيا كند ومحصولات كشاورزى آرژانتين را دوباره روانه بازارهاى منطقه كند.
اما خانم كرشنر چندان خوش ندارد كه مردم آرژانتين او را سايه اى از قدرت همسرش بدانند. به همين دليل او مدعى شده كه در پيمودن پلكان سياست نه تنها زير نام نستور كرشنر نبوده است كه حتى حرفه سياست ورزى را قبل از همسرش آزموده است. او بار ها در مبارزه انتخاباتى خود در پاسخ حريفانش كه استقلال عمل او را زير سؤال بردند مى گفت از سال هاى ۷۰عضو حزب عدالتخواه و از ۱۹۹۵ سناتور بوده و در زمانى كه شوهر او تنها يك فرماندار ايالتى صرف بوده، وى يك چهره سياسى ملى بوده است.
نستور كرشنر در اوج محبوبيت اش قدرت را ترك كرد. با اين تصميم ناجى اقتصاد آشفته اين بار حالت يك سياستمدار وارسته و فروتن را پيدا كرد. كناره گيرى غير منتظره او از كاخ رياست جمهورى اين پيام را براى هوادارانش داشت كه اين بار آرژانتينى ها داراى رئيس جمهورى داراى فضايلى افزونتر از سياستمداران ديگر هستند. نستور كرشنر اكنون به معناى واقعى جايگاه يك رهبر را در آرژانتين پيدا كرده است كه جمعى از توده اين كشور او را مى ستايند.
به كار بردن اين تاكتيك ماهرانه يعنى برخاستن از صندلى قدرت در موعدى مناسب بسيار مؤثر واقع شد. حداقل دستاورد اين تاكتيك اين بود كه روز ۲۸ اكتبر چند ميليون آرژانتينى دعوت نستور را هنگام نوشتن برگ رأى لبيك گفتند .
شايد اين سؤال كه چرا كرشنر اين تاكتيك را پيش گرفت جزو مسائل تكرارى باشد بويژه اين كه خودكرشنر تلاش مى كند ماجراى كنار رفتن او به صورت راز سر به مهر بماند. در اين باب موافقان و مخالفان برداشت هاى متفاوتى دارند؛ مخالفانش مى گويند كه هدف او اين است تا ۴ سال بعد دوباره به عرصه قدرت بازگردد. به گفته آنها كرشنر مى خواهد طى اين مدت حاكميت خانواده اش را در قدرت حفظ كند و بعد دوباره به عرصه بازگردد.
اما حاميانش مى گويند، رئيس جمهورى پس از ۴ سال احساس كرد كه اداره كشور به يك رهبر تازه نفس نياز دارد و دراين راستا او به طور جدى باور دارد كه همسرش براى مقابله با مشكلاتى كه اكنون پيش روى كشور آرژانتين وجود دارد قابليت و توانايى بيشتر از خود او دارد. به هر حال كرشنر مى توانست طبق قانون براى يك دوره ديگر نيز براى رياست جمهورى اين كشور نامزد شود اكنون با واگذارى زمام امور پيچيده آرژانتين به همسرش درست است كه خود را از معركه پاسخگويى نجات داده است اما بى گمان هر نتيجه اى در آزمون رهبرى همسرش دامن او را هم خواهد گرفت.
* ضعف و قوت رهبر جديد
مى توان انتظار داشت كه كارنامه خانم كرشنر همانند ديگر همتايانش مثل آنگلا مركل با وسواسى بيش از رجال سياسى تعقيب شود. بازتاب هاى پردامنه پيروزى او در محافل خبرى اين را گوشزد مى كند كه جمع زيادى در خارج آمريكاى لاتين وآرژانتين نيز عملكرد وى را زير نگاه خواهند داشت.
به اين صورت كاميابى يا ناكامى او سه پيامد مهم مى تواند در پى داشته باشد، پيامد نخست آن سرنوشت نسل جديد سياستمداران آرژانتين را رقم مى زند. پيامد دومش دامن جريان چپ آمريكاى لاتين را در بر مى گيرد كه آقا و خانم كرشنر را نماينده لايق و صداى زنده چپ دراين كشور معرفى كرده اند و بالاخره پيامد سوم آن متوجه محافل پيگير زنان است كه براى تقسيم قدرت جهانى و احياى نقش زنان در عرصه سياست مبارزه سختى را پيش مى برند.
اغلب كارشناسان از پيش بينى و گمانه زنى در باره عصر رهبرى خانم كرشنر امتناع كرده اند چيزى كه باعث شد خانم كرشنر دوران رهبرى خويش را در ابهام شروع كند اين است كه وى حرف چندانى درباره برنامه هايش نگفته است. او بدون انجام تبليغات نه چندان زيادى، با اتكا به همان ميراث اقتصادى همسرش رأى آورد.
در اين زمينه با دو طيف نظرات بدبينانه و خوشبينانه روبه رو هستيم. آنها كه به موفقيت كرشنر باور دارند مى گويند او نه تنها در اين مسير به اراده سياسى همسرش متكى نيست بلكه خود داراى توانايى هاى افزون ترى است از جمله اين كه مى گويند خانم كرشنر قدرت چانه زنى بالايى دارد و همين ويژگى او را قادر خواهد ساخت كه با باند ها و جناح هاى قدرت وارد مراوده شود.
همراهان كرشنر توصيف هاى زيادى ازمهارت او در تعامل با افكار عمومى دارند يعنى همان چيزى كه برخى نقطه ضعف همسرش مى خواندند. ترديدى دراين نيست كه كريستينا يك مبلغ و مدافع توانا براى انديشه چپ بوده است و اغلب هواداران جريان چپ در كنار نستور حساب ويژه اى روى نقش او در اشاعه انديشه هاى سوسياليسم نوين آمريكاى لاتين بازكرده اند.
* دشمن هميشگى سياستمداران بوئنوس آيرس
همه اميد رهبر جديد آرژانتين به اين است كه با تكيه بر ريسمان سياست هاى موفق همسرش سكان كابينه را پيش براند. حتى بسيارى معتقدند كه اين انتخابات در واقع نوعى واگذارى قدرت از سوى نستور به اطرافيانش بود و او در اداره امور همان نقشه اى را پيش گرفته كه بسيارى از سياستمدارانى مانند پوتين در سردارند.
خانم كرشنر بر ادامه سياست هاى اقتصادى همسرش تأكيد كرده است. وى گفته است به سياست هاى چپ ميانه ادامه خواهد داد. كرشنر دوم از يك نظر در جاده هموارى گام نهاده است؛ اقتصاد آرژانتين از پيچ تند بحران هاى سخت آغاز هزاره سوم گذشته است اما واقعيت اين است كه هنوز سايه بحران بر اين كشور آمريكاى لاتين حكمفرما است چنان كه ناظران گفته اند پس از كناره گيرى معمار اقتصادى اين كشور رشته كنترل دولت بر اقتصاد اين كشور سست شده است، نرخ بهره ها بالا رفته و تورم دوباره سير صعودى پيدا كرده است.
در پديده فقر آرژانتين سرنوشت مشترك با ديگر كشورهاى آمريكاى لاتين دارد اما از حيث اجتماعى وضعيت اين كشور بيشتر با جوامعى مانند كلمبيا قابل قياس است كه در آنها سياست همزاد جرم است و احزاب و نيروهاى سياسى رودرروى باند ها و مافيا هاى قاچاق هستند.
در اين سرزمين بلاى سياست دو چيز بيشتر نيست تورم و جنايت. چالش هاى دوره فرناندز همان مشكلاتى هستند كه چندين دولت را از پاى در آورده است.
چنان كه خبرنگاران مى گويند دو موضوع اقتصاد و مبارزه با جرم و جنايت از موضوع هاى محورى انتخابات آرژانتين بوده است. اما به لحاظ حزبى اعتقاد براين است كه دولت دوم كرشنر ها هم مانع بزرگى پيش رو نداشته باشد زيرا جبهه اپوزيسيون دولت در ۴ سال ايام رهبرى نستور كرشنر در پرتو محبوبيت او ضعيف شدند. به همين دليل هم بود كه خانم كرشنر با وجود داشتن حريفان سرشناس يك پيروزى آسان به دست آورد. مهم ترين رقيب او در ۴ سال آينده پس از فقر و تبهكارى حزب راديكال خواهد بود حزبى كه مخالف سنتى پرونيست هاى حاكم در آرژانتين است. زيركى نستور كرشنر اين بود كه همصدا با آرژانتينى ها جناح راديكال ها را مسئول بحران اقتصادى دانست. درست است كه با شكست روز ۲۸ اكتبر حزب راديكال در بحرانى ترين روزهاى خويش قرار گرفت اما هر تزلزلى در عملكرد خانم كرشنر مى تواند اين جريان و ديگر نحله هاى اپوزيسيون را احيا كند. نبايد از نظر دور داشت صحنه سياسى آرژانتين به همان اندازه كه ميدانى مستعد براى سياستمداران بلندپرواز است كه همانند كرشنر ها قله هاى حاكميت را به سرعت فتح مى كنند قربانگاه بسيارى از رجال نام آشنا در تاريخ اين كشور نيز بوده است. كافى است كه پايگاه اجتماعى يك سياستمدار دچار تنزل شود آنگاه اتهام و دستاويز براى خارج كردن او از گردونه سياست فراوان است كما اين كه در كارزار انتخابات اخير، فعالان اپوزيسيون فهرستى از اتهام فساد كرشنر را ارائه كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |