|
گفت و گو با دكتر صارمى متخصص زنان و زايمان و فوق تخصص نازايى وIVF
ويروس جديد نابارورى
|
|
|
]محمدرضا هاديلو ]
درخبرها آمده است كه يك ميليون نفر از مردان ايرانى نابارورند. علاوه بر اين رقم آمار ديگر مى گويد حدود ۱۵درصد زوج هاى ايرانى مشكل نابارورى دارند. از زندگى شهرى، مشكلات، معضلات و گرفتارى هاى ناشى از آن زياد گفته و شنيده ايم. استرس ها، بيمارى ها، كم تحملى ها، سرطان ها، سكته ها و اين بار صنعت به جنگ رودررو با انسان آمده و قصد دارد نسل او را منقرض كند. نازايى، درد جديدى است كه گريبان شهرنشينان را چسبيده و به ما هشدار مى دهد كه اگر كوه، دشت و طبيعت را به فراموشى بسپاريم، روزى خود هم فراموش خواهيم شد.به سراغ دكتر ابوطالب صارمى، متخصص زنان و زايمان و فوق تخصص نازايى و IVF رفتيم تا قدرى بيشتر تأثيرات زندگى شهرى روى نابارورى ها را به عنوان ويروس جديد اين ناتوانى بررسى كنيم.دكتر صارمى، رئيس بيمارستان فوق تخصصى زنان صارم با بيش از ۳۰ سال تجربه كارى و تحقيق بر روى علل نازايى ها، شهرنشينان را انسان هايى ماشينى مى داند كه اسير دست ماشين ها هستند.
*آقاى دكتر! اساساً نازايى يعنى چه؟ و در چه شرايطى پزشك اعلام مى كند كه زوجى نمى توانند صاحب بچه شوند؟ به طور معمول كلمه «نازايى» براى خانم ها به كار برده مى شود و اگر مشكل بچه دار نشدن از طرف مرد باشد كلمه «نابارورى» مطرح مى شود. طبق تعريف كتابى، اگر يك سال از زمانى كه زوجى مايل به داشتن فرزند باشند، بگذرد و حاملگى صورت نگيرد، احتمالاً مشكلى وجود خواهد داشت كه اين مشكل را نازايى مى ناميم. *از نظر طبيعى و با در نظر گرفتن عوامل امروزى، چنددرصد امكان دارد كه زوجى صاحب فرزند نشوند؟ در درجه اول وقتى به خاطر مسائل كارى، مأموريت هاى كارى زن يا شوهر و عواملى كه موجب فاصله آنها از يكديگر مى شوند حاملگى نيز به وجود نمى آيد. اما از نظر روحى و روانى آماده نبودن زوج ها كه دلايل عمده آن آپارتمان نشينى اجاره اى، پائين بودن درآمد، نداشتن جاى كافى براى بچه و ... هستند نيز به عنوان سركوفت هاى ناخودآگاه، زن و شوهر را از بچه دار شدن منع مى كنند. اعتقاد بر اين است كه اگر بعد از يك سال از تصميم به بچه دار شدن گذشت و زوج بچه دار نشوند، مشكلى وجود دارد اما اين امر در ۷۰ درصد افراد صدق مى كند زيرا در ۲۰ درصد موارد امكان دارد مشكل در عدم تطابق زمانى باشد كه اين هم حساب احتمالات است. اما بعد از ۲سال حتى حساب احتمالات نيز بايد جواب بدهد و حاملگى صورت بگيرد و ۱۰ درصد باقيمانده كه بعد از پيدا نكردن هيچ موردى به وسيله پزشك صورت مى گيرد، تست تايمينگ است كه جواب مى دهد. *وقتى زوجى بچه دار نمى شود ـ در شرايط مساوى ـ چند درصد مشكل از زنان است و چند درصد مردان؟ على الاصول هر دو در يك بارورى سهيم هستند اما گفته مى شود ۴۰ درصد مشكل از آقايان، ۵۰ درصد خانم ها و ۱۰ درصد هم علل نامشخص است. *و درمان كدام طيف براى زودتر بچه دار شدن راحت تر است؟ در قديم درمان زنان راحت تر بود و درمان مردان خيلى مشكل، اما امروزه با امكانات تكنولوژيكى كه خوشبختانه در مملكت ما هم به وفور در همه مراكز هست، نابارورى مردان تقريباً به صورت كامل قابل درمان است. *آقاى دكتر! اجازه بدهيد به زندگى شهرى و معضلات موجود در آن بازگرديم، در دنياى امروز آلودگى ها اعم از صوتى، هوا، امواج و ... چقدر در بچه دار نشدن زوج ها تأثير گذارند؟ قطعاً آلودگى ها تأثير مستقيم بر اين مسأله دارند، براى مثال در يك كار تحقيقاتى مشخص شد كه آلودگى هوا و بويژه مسأله سرب در نابارورى دخالت دارند و از طرف ديگر آلودگى هوا مسائل ديگرى همچون كمبود اكسيژن (هايپوكسى) را در پى دارد. *آلودگى ها به صورت مساوى روى مردان و زنان تأثير منفى مى گذارند؟ بله، به خاطر اين كه ياخته هاى توليد مثل از لحاظ روند تكامل تقريباً مانند هم هستند و آنچه كه مسلم است، در زن ها پيچيدگى خاص خودش را دارد، از طرف ديگر در حركت نطفه نيز تأثير مى گذارد، در مجموع تأثير آلودگى ها روى هر دو طرف توأم و مساوى است. *شما به تأثير كمبود جا و فشارهاى ناشى از آن بر روح و روان زوج ها و بچه دار نشدن اشاره كرديد، يعنى معتقد هستيد كه آپارتمان نشينى بر روى نازايى و نابارورى افراد تأثير گذار است؟ بله، آنچه كه مسلم است، زندگى شهرى قوانين و مقررات خاص خودش را دارد. در يك آپارتمان كوچك براى زندگى يك نفر يا حداكثر دو نفر امكانات پيش بينى مى شود، جايى براى يك بچه كه بتواند رشد ونمو طبيعى داشته باشد، شيطنت بكند، بازى كند و بتواند به هر چيز كه دلش مى خواهد دست بزند، وجود ندارد. اين مسأله سبب مى شود زن و شوهر تا زمانى كه يك آپارتمان مناسبى ندارند خودشان را از بچه دار شدن منع كنند. از طرف ديگر زندگى شهرنشينى موجب شده براى يك زندگى مشترك لاجرم زن و شوهر كار بكنند، خب! طبيعى است كه يك حاملگى مى تواند مزاحمت هايى براى كار كردن زن و متعاقب آن زندگى شان ايجاد كند. پس ترجيح مى دهند تا زمانى كه وضع مالى، اقتصادى و امكانات رفاهى آنها فراهم نشده، اجازه ورود بچه به زندگى شان را ندهند. *نقش سن بالا و ازدواج هايى كه دير صورت مى گيرد در بچه دار نشدن ها چقدر است؟ اين يك معضل است كه متأسفانه ازدواج ها دير صورت مى گيرند. دخترها و پسرها در سن و سالى ازدواج مى كنند كه مشكلات نازايى به خاطر بالابودن سن بروز مى كنند. به طور طبيعى گفته مى شود بهترين سن براى خانم ها ۱۸ تا ۲۵ سالگى است البته تا ۳۵ سالگى و حتى بالاتر هم امكانپذير است اما ۱۸ تا ۲۵ بهترين دوره بچه دار شدن است. امروزه تقريباً بيشتر حاملگى هاى شهرى بالاى ۲۵ سال صورت مى گيرد. درباره آقايان بايد گفت كه مشكلى ندارند و تا حدود ۷۰ سالگى قدرت بارورى شان را دارند مگر اين كه آلودگى ها و بويژه آلودگى هوا و صوتى تأثيرى بر مكانيزم فيزيولوژى آنها بگذارند. *با بالا رفتن سن ، اگر زوج صاحب فرزند شوند، تأثيرى روى بچه نيز دارد؟ مهم اين است كه بپذيريم، جنين اوليه كه تشكيل مى شود، تأثيرات محيط برايش خيلى مهم است. اگر از نظر تغذيه اى مادر در شرايط خوبى نباشد، اگر مادرى عصبانى شود، ناراحت باشد يا تحت فشار روحى قرار داشته باشد، موادى به نام فاكتورهاى استرس در بدنش توليد مى شود و ازجفت مى گذرد و بر روى بچه تأثيرگذار خواهد بود. در عمل پرخاشگرى هاى آينده و مسائل روحى، روانى بچه هاى آينده به ۹ ماهى كه بچه در شكم مادر است، ربط پيدا مى كند. اگر مادر از آرامش كامل و خوشبختى كامل برخوردار باشد به طور قطع بچه مشكلى در آينده نخواهد داشت. اگر مادر، به دلايل مختلف در زندگى مرتب در تشنج باشد، اثرات آن روى بچه مشخص خواهد شد، تغذيه جنين كم خواهد شد و مى بينيم كه جنين رشد خوبى در حين بارورى ندارد و بعد از زايمان نيز كمتر از وزن طبيعى، وزن دارد. اين مسأله نشان مى دهد جنين در حال زجر بوده است و در يك حالت قحطى رشد يافته است. * تأثيرات غذاهاى دنياى ماشينى مثل «فست فودها»، سوسيس، كالباس و غذاهاى كنسرو شده روى پدر، مادر و در نتيجه آن روى بچه چقدر است؟ دردهاى كمر، ديسك كمر، نارسايى هاى قلبى و... حاصل آن است و از موقعى كه بشر تمدن پيدا كرد و شهرنشينى را جايگزين زندگى طبيعى اش كرد به طور طبيعى تغييرات زيادى در روند تكامل به وجود آمد. چه بسا اگر بشر به اين تمدن و شهرنشينى نمى رسيد، روند تكاملى ديگرى پيدا مى كرد. انسان امروز به علت كار زياد و خستگى، قدرت استفاده از طبيعت را ندارد، زيبايى طبيعت را فراموش كرده و گل ديگر معناى حقيقى اش را ندارد. از طرف ديگر انسان شهرى، فرصت غذا پختن ندارد، غذاهايى كه طبيعى هستند و همه نياز بدن را تأمين مى كنند در غذاهاى شهرنشينان وجود ندارد. در كنسروها تمام ويتامين ها از بين مى روند و در فست فودها از روغن هاى آنچنانى استفاده مى شود كه داراى كمترين مواد مفيد غذايى هستند و مى بينيد كه بشر شهرنشين هرگز از غذا سير نمى شود، زيرا موادى كه بدن و سلول هاى آن نياز دارند در غذاهاى امروزى پيدا نمى شوند. *با توجه به وضع اسفبار تغذيه در دنياى كنونى، شما استفاده از مكمل هاى غذايى را به زنان باردار تجويز مى كنيد؟ ابتدا بايد ديد خانواده اى كه قصد استفاده از مكمل را دارد كجا و با چه امكاناتى در حال زندگى است، افرادى كه در روستا هستند و تقريباً از همه ميوه ها استفاده مى كنند نيازى به مكمل ندارند، اما در برخى نقاط محروم حتماً بايد از تمام مكمل ها مثل Bكمپلكس، كلسيم، مواد يونى (معدنى)، تركيبات منيزيم و... استفاده كنند. به نظر من مكمل هايى كه داراى ويتامين ها هستند براى تمام مردم ايران مورد نياز است. *آيا هر كس، هر مكملى را مى تواند استفاده كند؟ به هيچ عنوان! بدون مشورت با پزشك و بدون تجويز دكتر نبايد به سمت مكمل ها رفت. متأسفانه امروزه در همه داروخانه ها مانند نقل و نبات مكمل غذايى در اختيار مردم قرار گرفته است، مكمل هايى كه از چين و يا كشورهاى ديگر به صورت قاچاق وارد كشور شده و اصلاً مشخص نيست داراى چه محتوايى هستند، مكمل ها ابتدا بايد مورد تأييد وزارت بهداشت بوده و بعد از آن نوع، مقدار و زمان استفاده را نيز دكتر تجويز كرده باشد. *زنان حامله از چند ماهگى مى توانند استفاده از مكمل ها را آغاز كنند؟ تا ۳ ماهگى فقط غذاى معمولى براى آنها كافى است اما بعد از ۳ ماهگى با مشورت پزشك مى توانند از اسيد فوليك، آهن، ويتامين C و ديگر مواد مورد نياز بدنشان استفاده نمايند. *پس اگر عوامل طبيعى نازايى را كنار بگذاريم، مى توانيم بگوييم زندگى شهرى و معضلات ناشى از آن نوع جديدى از عوامل نازايى نوين را به وجود آورده اند؟ بله! اين مسأله ثابت شده است؛ به عنوان مثال چند سال پيش يك زوج پزشك ايرانى مقيم نيويورك كه بعد از ۵ سال بچه دار نشده بودند، نزد يك پزشك متخصص رفته بودند و بعد از آزمايشات كامل و متفاوت هيچ عيبى در آنها يافت نشده بود. آنها به ايران مى آيند و بعد از چند ماه، زن حامله شده بود. استرس هاى غربت، استرس هاى شغلى در نيويورك و مسائل روحى سبب شده بود آنها «ساپرس» كنند؛ خواسته هايشان را و نيازهايشان و بخصوص نيازهاى روحى شان را بكشند.
|