|
عشق هايى كه بوى مرگ مى دهد
|
|
|
] فرناز قلعه دار ]
خيلى راحت تر از آن بود كه فكرش را مى كردم. به همين سادگى شروع شد. مايه اش فقط يك لبخند بود و سر سوزنى گستاخى كه البته بيشتر دخترها آن را دارند. چند هفته اى بود كه امير دائم سر راهم سبز مى شد و تقاضاى دوستى مى كرد. سال آخر دبيرستان بودم و بسيارى از دوستانم، تجربه دوستى با جنس مخالف را داشتند، اما من هميشه به خاطر توصيه هاى پدر و مادر و اطرافيان از اين نوع دوستى ها وحشت داشتم. فكر مى كردم دوستى با پسرها بزرگترين گناه دخترهاست. مادرم مى گفت دخترى كه دوست پسر بگيرد، ديگر پسر خانواده دارى حاضر نمى شود با او ازدواج كند. پدرم هميشه از دخترهايى كه در خيابان ها و پارك ها با پسرها قدم مى زنند با الفاظ بد و تحقيرآميز ياد مى كرد و در اين ميان من مانده بودم كه آيا پدر و مادرم درست مى گويند يا برخى ازدوستانم كه هر روز صبح قبل از هر چيز در مورد آنها با آب و تاب حرف مى زنند و از جاهايى كه به اتفاق رفته يا هدايايى كه ميان آنها رد و بدل شده تعريف مى كنند. حالا با پيدا شدن سر و كله اين پسر خوش قيافه در زندگى ام نمى دانم چه كنم اسير وسوسه هاى دوستانم شوم و من هم مثل بعضى دخترهاى هم سن و سالم دوستى با جنس مخالف را تجربه كنم يا اين كه دنباله رو اعتقادات مذهبى خانواده ام باشم. ۲ماه ديگر هم گذشت و بالاخره تصميم خودم را گرفتم. خيلى راحت تر از آن كه فكرش را مى كردم دوستى من و امير كليد خورد. آن هم فقط با يك لبخند. در اين ميان به توصيه دوستم سارا عمل كردم و بالاخره منت كشى هاى امير را با يك به اصطلاح لبخند احساسى پاسخ دادم. به همين سادگى حالا ۲ سال از آن روز لعنتى مى گذرد. نمى خواهم از يادآورى روزهاى تلخى كه آن موقع برايم شيرينى و تازگى داشت دوباره خودم را آزار دهم. دوستى من و امير چند ماه بيشتر طول نكشيد و دختر يكى يكدانه و چشم و گوش بسته آقاى ... كاسب شهر خيلى زود خام حرف هاى بى ريشه پسرى هوسران شد و فريب خورد و بدبخت شد. امير پسرى خوش تيپ، چرب زبان و در عين حال حقه بازى بود كه خيلى زود مرا به تباهى كشاند. پدرم وقتى از موضوع دوستى ما با خبر شد از ناراحتى سكته كرد. برادرم هم با كارد سلاخى به قصد قتل به جانم افتاد. اما من با يك دست لباسى كه بر تن داشتم از خانه فرار كردم. مى خواستم جانم را نجات دهم. غافل از اين كه ارزش جان انسان ها به شرافت و روح پاك آنهاست و من با فرار از خانه دومين اشتباه بزرگ زندگى ام را مرتكب شدم. حالا به جاى يك امير، ده ها امير ديگر وارد زندگى ام شده اند، اما افسوس كه حضور آنها فقط باعث فرورفتن هر چه بيشتر من در لجنزارى است كه... *** متأسفانه با مرور پرونده هاى مطروحه در پليس آگاهى درمى يابيم دخترهايى مثل «ساناز» كه گوشه اى از سرگذشت تأسف بار او را خوانديم در جامعه ما كم نيستند. دخترانى كه ناخواسته قربانى هوس هاى شيطانى و حرف هاى پوچ دوره نوجوانى و دوستانشان مى شوند و در دام گرگ هاى انسان نما و اسير خوشگذرانى ها و لذت جويى هاى تمام نشدنى آنها مى شوند. دوستى هاى خيابانى دختران و پسران يا همان دوستى هاى پنهانى امروزه خطرناك ترين نوع رابطه هاست. چنين روابطى معمولاً از نگاه هاى پنهانى و لبخندهاى معنادار شروع مى شود و با نامه پرانى، تماس ها يا پيام هاى كوتاه تلفنى، ديدارهاى پنهانى، هديه دادن و موارد مشابه ادامه مى يابد. «سونيا» يكى ديگر از قربانيان اين نوع رابطه هاى پنهانى است. او يك سال قبل با بهزاد آشنا شد. خيلى سريع و ساده. يك روز كه سونيا كنار خيابان منتظر تاكسى بود، سوار خودروى بهزاد شد. مسير ۱۰ دقيقه اى او براى رسيدن به مقصد كافى بود تا آشنايى مختصرى بين آنها شكل بگيرد. بعد هم شماره تلفنى رد و بدل شد و ملاقات ها يكى پس از ديگرى تكرار شدند. اما اين دختر فريب خورده هم مانند ساناز خيلى زود خود را در دام ديد. بهزاد او را به يك ميهمانى به قول خودش خانوادگى دعوت كرد تا او را به عنوان همسر آينده اش به پدر و مادر و فاميل معرفى كند. اما نه تنها كسانى كه در آن ميهمانى حضور داشتند خانواده بهزاد نبودند بلكه به جاى آنها ۴ پسر شرور كه از فرط خوردن قرص هاى روانگردان و مصرف مواد مخدر حالت عادى نداشتند به استقبالش رفتند و مانند گرگى گرسنه، بره نوپايى را كه با پاى خود به دام افتاده بود را قربانى هوس هاى شيطانى شان كردند. دخترها بيشتر آسيب مى بينند فريبا همتى روانشناس و مشاور خانواده، دوستى هاى خيابانى را نشأت گرفته از يك سرى نيازهاى غريزى و انسانى مى داند و معتقد است در اين گونه روابط فقط دخترها نيستند كه متحمل ضرر و خسارت هاى جبران ناپذيرى مى شوند، پسرها نيز به نوبه خود زيان هاى عاطفى، روحى و گاه جسمى مشابهى را متحمل مى شوند. شايد شما هم شنيده باشيد كه برخى مردان معتاد، شكست در عشق را عامل اعتياد خود مى دانند يا افسردگى و اختلالات روانى خود را ناشى از شكست هاى عاطفى، وجود رقيب عشقى و يا طرد شدن از سوى دختر مورد علاقه شان مى دانند. به گفته اين روانشناس، چنين مواقعى به دخترها بيشتر صدمه وارد مى شود. از اين رو دختران جوان بايد قدرت نه گفتن را در خود تقويت كنند و به اين گونه دوستى ها يا عشق هاى سراب گونه و بى اساس پاسخ منفى دهند. فريب حرف هاى عاشقانه، ظاهر آراسته يا پيام هاى احساسى را نخورند تا با احساساتشان بازى نشود. هرچند كه به بازى گرفته شدن احساسات آنها شايد بى خطرترين قسمت ماجرا باشد؛ چرا كه اگر واقعيت را در نظر بگيريم در بيش از ۹۵ درصد اين روابط خيابانى و پنهانى دختران عفت و پاكدامنى خود را از دست مى دهند. اما آيا پسران و دختران جامعه امروزى ما هم چنين اعتقادى دارند مژگان ۱۷ ساله در يك كافى شاپ پشت ميز تنها نشسته است. نگاه هاى پى درپى او به ساعت مچى نشان مى دهد بشدت منتظر ورود شخص خاصى است. نظرش را در مورد ارتباط آزاد و دوستى هاى خيابانى مى پرسم. با لبخندى كه بيشتر شبيه نيشخند است مى گويد: اين رابطه يعنى هيجان، تفريح و تنوع. در ضمن تجربه اى است براى زندگى مشترك آينده! اين ارتباط لازم است تا دختر و پسر از هم شناخت پيدا كنند. امروز زمان آن كه دختر و پسر تا پاى سفره عقد همديگر را نمى ديدند، گذشته است و... خانواده ها تنها تصميم نگيرند دكتر على نجفى توانا جرم شناس و استاد دانشگاه نيز مى گويد: در جامعه امروزى ما كه ازدواج براى جوانان و تشكيل خانواده به دلايل گوناگون آسان نيست در نتيجه برخى جوان ها براى ارضاى نيازهاى جنسى يا عاطفى خود ناگزير خارج از معيارهاى عرفى و دينى به روابط نامتعارف رو مى آورند. حال آن كه گمنامى در شهرهاى بزرگ، چشم و هم چشمى ميان دختران و حتى پسران دبيرستانى و دانشگاهى در يافتن دوست از جنس مخالف اين نوع روابط را افزايش داده است. مطالعات ميدانى نشان مى دهد هم اكنون در برخى از لايه هاى اجتماعى اگر دختر يا پسرى داراى دوست از جنس مخالف نباشد، وى را از لحاظ روانى و شخصيتى بيمار يا ضعيف قلمداد مى كنند كه تمام اين نوع تفكرات ناشى از صنعتى شدن جوامع و تغيير روش زندگى انسان ها و ارتباط و آشنايى هرچه بيشتر و نزديك تر با جوامع غربى است. همتى ـ روانشناس ـ با استناد به اين جمله معروف كه «خلق را تقليدشان بر باد داد» اظهار مى كند: وجود تمايلات شديد ميان خانواده ها و جوانان در رابطه با فرهنگ غرب اين اعتقاد را در ميان برخى افراد تقويت كرده كه رابطه آزاد ميان دختر و پسر لازم است. حال آن كه وجود اعتقادات غنى دينى حاكم بر جامعه و سنتى بودن قشر وسيعى از افراد، به ايجاد تعارض هاى شديد در اين رابطه دامن زده است. بعضى از دخترها و پسرها به دليل ماندن بر سر دوراهى انتخاب سنت و مذهب و مدرنيته و غريزه ذاتى دچار سردرگمى و نابسامانى هاى روانى مى شوند. در جامعه ما با توجه به تحريم روابط پنهانى و آشكار با جنس مخالف از طرف خانواده ها، مدارس و دانشگاه، دختران و پسران گاه با برخوردهايى تند و خشن روبه رو مى شوند كه در مواردى به حدى آنها را تحت تأثير قرار مى دهد كه اقدام به فرار و انجام كارهاى غيرمنطقى مى كنند كه عواقب آن سال ها گريبانگير خود و خانواده هايشان است. دكتر نجفى توانا مى گويد: در شرايط كنونى و با توجه به گسترش تكنولوژى هاى نوين ارتباطى در جهان، خانواده ها بايد بدانند كه به تنهايى قادر به مبارزه با رابطه هاى پنهانى و خطرناك فرزندان خود با جنس مخالف نيستند. اين در حالى است كه جامعه بايد حركت كند و توأم با برنامه ريزى، فرهنگسازى و ايجاد تسهيلات لازم و منطقى، شرايط در امر ازدواج را تغيير دهد؛ چرا كه اگر پاى صحبت جوانانى بنشينيم كه تجربه هاى مختلفى در برقرارى ارتباط با جنس مخالف دارند خواهيم ديد كه خود آنها نيز براى امر ازدواج تابع سنت هاى گذشته و عرف جامعه هستند. به همين خاطر اين دختران و پسران براى ازدواج به دنبال زوجى مى گردند كه از هر نظر پاك باشند و سابقه روابط آزاد با جنس مخالف را نيز نداشته باشند؛ چرا كه وجود چنين روابطى در زندگى مشترك آنها نيز تأثيرگذار خواهدبود و همواره با نوعى شك و بدبينى همراه خواهدبود. خانواده ها بايد از دوران كودكى و نوجوانى با فرزندانشان درباره معايب و خطرات دوستى با جنس مخالف و خطراتى كه ممكن است براى آنها داشته باشد به طور صريح صحبت كنند. در واقع آنها را از همان كودكى واكسينه نمايند. هرچند كه ترساندن يا تهديد در اين رابطه نه تنها كارساز نخواهدبود بلكه باعث افسردگى، ترس از جنس مخالف و يا بالعكس ايجاد هيجانات روحى و جسمى مى شود كه گاه پسر يا دختر با يك كلام محبت آميز عنان اختيار از دست داده و به راحتى فريب مى خورد. از اين رو توصيه مى شود خانواده ها با فرزندانشان ارتباط دوستانه، صميمى و محبت آميز داشته باشند. هرچند نيازهاى جنسى امرى طبيعى است اما ارضاى اين نيازها از راه هاى غيرمتعارف امرى غيرطبيعى است. اگر دختر يا پسر با والدين خود احساس راحتى و صميميت كنند در صورت قرار گرفتن جنس مخالف بر سر راهشان به طور حتم آن را با پدر و مادر درميان مى گذارند. البته نوع برخورد و نحوه راهنمايى والدين نيز تأثير بسزايى در قطع ادامه يا پنهان كارى رابطه فرزندان خواهدداشت. دكتر نجفى توانا توصيه مى كند: خانواده ها به ويژه والدين بايد در صورت مواجهه با چنين مواردى با يك مشاور مجرب صحبت كنند؛ چرا كه آگاهى، آشنايى و داشتن علم نوين تربيتى براى هدايت فرزندان امرى ضرورى است. بنابراين آنچه تأثيرگذار و پاسخگو خواهدبود شيوه هاى صحيح برخورد است. مطمئن هم باشيم خشونت و رفتار تند والدين نه تنها مؤثر نيست بلكه فرزندان را از خانواده جدا مى كند و فشار زياد از حد بر جوانان جز فرار از خانه و خودكشى نتيجه ديگرى نخواهدداشت. اين جرم شناس و آسيب شناس اجتماعى در ادامه اظهارداشت: رفتار و برخورد با جوانان نبايد قهرآميز باشد؛ چرا كه رفتار خشن، جوانان را بر ارتكاب و پيگيرى خواسته هاى نامعقول و غيرمنطقى مصرتر مى كند. گوش جوان حرفى را مى شنود كه با زبان او قابل فهم باشد. اسارت در دام مطالعات ميدانى از دختران و پسرانى كه در دام هاى فساد و اعتياد گرفتار شده اند نشان مى دهد نداشتن رابطه صميمى ميان والدين و فرزندان، رفتارهاى خشك و بى روح پدر و مادر، خشونت و تربيت غيرصحيح، جوانان را به داشتن رابطه هاى عاطفى خارج از خانه ترغيب مى كند كه يكى از مهم ترين عواقب اينگونه روابط خيابانى، تباهى و نابودى جوانان فريب خورده است. هشدار پليس سرهنگ عبدالله قاسمى رئيس اداره اجتماعى پليس آگاهى ناجا هم مى گويد: ۴۰ درصد تعرضات به دختران و زنان جوان در قالب دوستى هاى خيابانى و به بهانه شناخت قبل از ازدواج صورت مى گيرد كه بايد زنگ هشدار را براى خانواده ها به صدا درآورد. به گفته وى، خانواده ها و دختران جوان بايد هوشيار باشند و با ارزش نهادن به اعتقادات حاكم بر جامعه و ايجاد شرايط مطلوب در روابط خانوادگى، اجازه ورود افراد شياد و بيگانه كه تنها در انتظار يك فرصت هستند را به حريم خود ندهند، چرا كه اين افراد چرب زبان پس از معرفى خود به عنوان دكتر، مهندس، دانشجو و مشاغل مشابه با طرح پيشنهاد ازدواج پس از دوستى خيابانى، فقط در پى رسيدن به خواسته شوم خود هستند. دوستى هاى خيابانى زمينه ساز جرائم خشن قاضى صفر خاكى نماينده دادستان در دادسراى جنايى تهران هم در اين باره اظهار مى كند: «متأسفانه روابط پنهانى پسران و دختران با توجه به شرايط جامعه همچنان رو به افزايش است به همين خاطر خيلى از جرائم از جمله قتل، آدم ربايى، اخاذى و تجاوز به عنف در اين شرايط به راحتى به وقوع مى پيوندد. در ظاهر امر رابطه پنهانى ميان دختر و پسر كه اغلب با عشق هاى دروغين خيابانى شروع مى شود و ناشى از احساسات زودگذر است شايد امر ساده اى به نظر بيايد.اما آمار جرائم وقوع در اين شرايط موضوعى جدى و قابل بحث است.دختران در اين شرايط از آسيب پذيرى فراوانى برخوردار هستند. زيرا با برقرارى روابط پنهانى در شرايطى قرار مى گيرند كه تمام آبروى خود و خانواده را به باد مى دهند. حال آن كه زمانى متوجه اشتباه خود مى شوند كه يا در داخل يك باند تبهكارى و فساد اخلاقى اسير شده اند يا وسيله اى براى اخاذى افراد هوسران و سودجو هستند. به همين خاطر وقتى كار از كار مى گذرد و پل هاى پشت سر يكى پس ازديگرى خراب مى شوند ديگر روى برگشت به كانون خانواده را ندارند. در نهايت به بزهكارى روى آورده يا افسرده شده و دست به خودكشى مى زنند.» قاضى خاكى نقش خانواده و نظارت صحيح بر رفتار فرزندان براى كاهش چنين آسيب هاى ويرانگر اجتماعى را اجتناب ناپذير دانسته و مى گويد: برخورد خانواده ها با فرزندانشان بايد منطقى و دور از احساسات و عصبانيت هاى زودگذر باشد.توجه به نيازها و خواسته هاى منطقى فرزندان و برخورد توأم با تدبير با آنها باعث مى شود والدين هم اقتدار خود را در خانواده حفظ كنند و هم با صميميت و عطوفت اشتباهات فرزندان كم تجربه خود را رفع كنند.خانواده ها مطمئن باشند خشونت و تحقير و تنبيه باعث فرار بچه ها ازخانه و گرفتار شدن آنها در گرداب تبهكارى ها مى شود. در كنار خانواده ها، مدارس و صدا و سيما و رسانه ها نيز بايد با ارائه برنامه هاى آموزشى صحيح و كارشناسى روابط پسران و دختران را در حد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء و خانمان برانداز روابط نسنجيده را از طريق بررسى هاى علمى همواره به آنها گوشزد كنند.
|