سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶ - ۹ ذيقعده ۱۴۲۸
Tue, Nov 20, 2007
گزارش
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
پيرى فعال
329163.jpg
] مهرى حقانى]

آنتونيونى و برگمن دو تن از غول هاى سينماى معاصر هستند. آنتونيونى در آستانه ۹۰ سالگى هنوز فيلم مى ساخت و برگمن هر شب در سينماى خانگى خود فيلم مى ديد و حتى اگر فرصت مى كرد به سينما نيز مى رفت. همان طور كه پاواروتى در آخرين ماه هاى زندگى همچنان كه از سرطان لوزالمعده خود رنج مى برد اثر حنجره قدرتمند خود را در سفر به نيويورك به نمايش گذاشت. براى يك پيرى فعال لازم نيست از مشاهير بود. هر كدام از انسان هاى عادى نيز مهارت ها، توانايى ها و حرفه خاص خود را دارند، مهم اين است كه كسانى دوران سالخوردگى آرامتر و دلپذيرتر و سالمترى دارند كه هيچ گاه قواى مغزى و بدنى خود را فارغ از دنياى بيرون و فعاليت هاى فردى و اجتماعى نمى دانند.

نخستين خطوط مقدمه گزارش را نوشته بودم كه پيرمردى كاملاً سپيدمو به راهنمايى دخترش وارد كتابخانه شد. كتابداران برخاستند و به راهنمايى آنها چشم به قفسه هاى كتابخانه دوخت. همين قدر شنيدم در جست وجوى جلد چندمى از نامه هاى ادوارد براون بود. او مى توانست در خانه بخوابد، استكان هاى مكرر چاى و نوبت داروهاى روزانه اش را تكرار كند. كم حوصلگى كند و دريغ بر ديروز بخورد و لعنت بر امروز. از درد معهود پيرى بنالد و تنها به ديدار پزشكان اكتفا كند. اما به معرفى دخترش به كتابخانه آمده بود، صدايش شكسته و فرتوت بود اما نگاهش همچنان تيز، پابه پاى مجله هاى كتابخانه مى گشت. او بايد از سالخوردگى خود خشنود باشد چون همچنان زندگى مى كرد.
* ابتكار سالخوردگى
سازمان بهداشت جهانى به تازگى موضوعى را در دستوركار خود قرار داده است: «پيرى فعال.» پيرى فعال يعنى اين كه دوست داشته باشيم يا نه، سير طبيعى طبيعت و گذر زندگى سلول هاى عمر، ما را از دوران پر شر و شور جوانى خواهد گذراند از بلوغ چهل سالگى نيز مى گذريم و آنگاه بسيارى از نيروهاى متراكم فيزيكى كم كم به تحليل مى رود، اينك او يك مادربزرگ يا پدربزرگ است. اين مهم نيست كه چقدر توانسته ايم فرزندان و نوادگان را دور خود جمع كنيم و كدام ملك را قبضه كرده ايم. پيرى در حقيقت مكنت دوباره اى است كه بايد بياموزيم چگونه از آن برخوردار شويم. چگونه با آن وفق پيدا كنيم و چگونه از آن لذت ببريم. اين نهايت هنر و ابتكار ماست. واقعيتى كه به تناسب موجوديتش بايد با آن كنار آمد در آن هضم شد و اين بار پس از جوانى و ميانسالى از دريچه سوم عمر يعنى سالخوردگى به جهان رنگارنگ با تمام زيبايى ها و قابليت هايش نگريست. در حقيقت ما هيچگاه بازنشسته نمى شويم، تنها كالبد ماست كه زمانى در زير خاك خواهد آرميد. ما حتى مى توانيم براى زندگى پس از مرگ خود نيز برنامه ريزى كنيم. حتى اگر اين بخش آخر را به مزاح خوانديد اما شكى نيست كه در «پيرى فعال» مزاحى نيست. اما تعريف مشخص ترى كه سازمان بهداشت جهانى از پيرى فعال مى دهد يعنى با فراهم آوردن شرايط بيرونى و انگيزه هاى درونى از كناره گيرى سالمندان در فعاليت هاى ذهنى - بدنى و شركت در عرصه هاى اجتماعى جلوگيرى شود. در اين ديدگاه، در حقيقت آنچه خسارت جبران ناپذير تعريف مى شود، پيرى نيست بلكه پيرى غيرفعال است.
* سال هاى زيربناى پيرى
پيش از پرداختن به آنچه مى تواند در دوران پيرى، برنامه ساز، سازنده و نشاط آور باشد، پيش زمينه هاى ديگرى نيز وجود دارد. در حقيقت پيرى فرآيندى است كه در ادامه سال هاى پيشين آن به وجود مى آيد و ادامه پيدا مى كند. سالخوردگى از سويى تشديد چارچوب اخلاقى، عادت ها و روش هاى زندگى در دوران جوانى است و از سويى ديگر محك نهايى براى بهره بردارى از همه آنچه در اين سال ها اندوخته شده، فراگرفته شده يا مدل و سبك زندگى است كه در زندگى خود تا به حال انتخاب كرده ايم. شايد نيازى نباشد كه به سال هاى خيلى دور آغاز دوران جوانى نيز برگرديم دهه هاى ميانى زندگى نيز باركدهاى دقيقى براى شناخت فعاليت ها، آموزش ها و غيره است. در حقيقت دوران پيش از سالخوردگى تعيين كننده ترين سال ها بر چگونگى شرايط در دوران سالخوردگى به حساب مى آيند.
دكتر افروز خادم متخصص نورولوژى به عوامل تأثيرگذار اين دوران اشاره مى كند: «مهم ترين مسأله اى كه موجب پيرى زودرس مى شود، استرس و نگرانى است در حقيقت استرس سلول هاى مغز را كوچك مى كند و منجر به پيرى سيستم ايمنى مى شود. در حقيقت مغز يك انسان پراسترس، با مغز يك فرد نرمال متفاوت است. ظرفيت آنها فرق مى كند و آن كسى كه مضطرب تر است، توانايى كمترى براى توجه، يادگيرى و حافظه دارد. كسانى كه دچار استرس ذهنى هستند با مشكلات ديگرى پيش رو هستند. مسأله مهمى كه در اين ميان وجود دارد اين است كه سلول هاى مغز دوباره تجديد نمى شوند و هنگامى كه نرون ها بر اثر استرس تخريب مى شوند جايگزينى ندارد. بدين ترتيب مغز با از دست دادن نرون هاى خود به مرور كوچكتر مى شود و اين به معناى پيرى مغز است كه بر روى ديگر ارگان هاى بدن نيز تأثير مى گذارد. اما براى جلوگيرى از اين روند راه هاى زيادى وجود دارد. آموزش روش هاى دفاعى در برابر استرس و دورى هرچه بيشتر از آن نخستين و شايد كلى ترين راهكار باشد. ورزش راهكار ديگرى است كه در جلوگيرى از اين روند تأثير زيادى دارد. در حقيقت درست است كه سلول جديدى در مغز ساخته نمى شود ولى با ورزش و فعاليت هاى بدنى مغز به سرعت خود را ترميم مى كند. از سويى نرون هاى باقيمانده اگر تقويت شوند مى توانند وظايف همكاران از دست رفته خود را انجام دهند. يعنى طبيعت مى تواند راه هايى را براى بازسازى خود پيدا كند ولى اين به شرطى است كه براى ارائه راهكارها و تقويت كننده فرصت غنيمت شمرده شود و افراد به تكنيك هاى زندگى سالم پى ببرند و الگوهاى نادرست را از برنامه خود حذف كنند. خواب كافى، فعاليت بدنى و رژيم غذايى سالم نيز سيستم ايمنى بدن را هرچه بيشتر سرپا نگه مى دارد.
مطالعات ديگرى كه در همين باره انجام شده نشان مى دهد وزن كل بدن و ميزان فعاليت بدن و مغز بر روند پيرى تأثير مى گذارد. چنان كه حيوانات فعال بيشتر از حيوانات غيرفعال عمر مى كنند. همچنين يافته هايى وجود دارد كه واكنش غدد فوق كليوى نسبت به تحريكات ناشى از فعاليت هاى بدنى اثر ويژه اى روى جوان ماندن سلول دارند. ورزش بخش مركزى و قشر غدد فوق كليوى را تحريك مى كند و چنين چيزى نشانه اى از مكانيسم عملى سلولى براى افزايش طول عمر بر اثر ورزش و حركت است. تغذيه مناسب و استفاده از يك رژيم متعادل، هميشگى و طبيعى، فعاليت هاى اجتماعى، ورزش و تحرك جسمى، پويايى فكرى، الگوى زندگى سالم، تفكر سالم و شاداب، آموزش، يادگيرى مهارت هاى جديد در طول سال هاى پيش از پيرى در حقيقت سرمايه سالخوردگى سالم تر هستند. از سوى ديگر عادات و رفتارهاى اخلاقى دوران جوانى انعكاس مكررى در دوران سالخوردگى دارند.
* شكوه بازآمده
اينك نوبت به دوران پيرى رسيده است. از واژه هاى ناگزير و حتمى استفاده نمى كنم، قرار است از زاويه جديدى به اين دوران بنگريم، دوستش بداريم و با آن به عالى ترين وجه ممكن خو بگيريم. درحقيقت مى توان دوران پيرى را هم جشن گرفت. اگر جوانى يعنى من آرزو مى كنم، من مى خواهم، اما داستان پيرى يعنى باز هم آرزو باز هم حركت، اگرچه آرامتر، مطمئن تر و آسوده تر. فعاليت ما در اين دوران اگرچه نه با سرعت، هيجان و ولع اما دوباره تكرار مى شوند. پيرى فعال يعنى هنوز ابتكار عمل در دست شماست.
دكتر خادم در اين مورد مى گويد: فايل دوران سالخوردگى نيازمند برنامه ريزى، حركت، آموزش، تجديدقوا، يادآورى و ارتباط است. يكى از بيمارى هاى شايع دوران پيرى، آلزايمر است.
به زبان ساده ترى اين بيمارى نوعى زوال عقل است. پيرى و ژنتيك از عوامل اصلى آن هستند. اما نحوه زندگى افراد نيز در به وجود آمدن آن نقش مهمى دارد. كم شدن ارتباطات بين سلول هاى مغزى موجب كم شدن توان مغز در دوران پيرى مى شود.
در اين حال، فعال نگه داشتن مغز مى تواند باعث بازسازى سلول ها و ارتباطات بين آنها شود. حتى نشان داده شده كه سطح پائين تحصيلات يا آموزش ها مى تواند آلزايمر را افزايش دهد. اين مسأله در اثر سطوح پائين تحريكات مغز در طول زندگى پيش مى آيد. ارتباطات سلول هاى مغز در افرادى كه تا مراتب بالا تحصيل مى كنند، محكم تر است و اين افراد ديرتر دچار تحليل مغز مى شوند. دانشمندان پيشنهاد مى دهند كه تغيير هيچ گاه براى فعاليت مجدد مغز دير نيست، يعنى لازم نيست به يكباره تغيير بزرگى در زندگى به وجود آوريد. اما مى توان از يك حركت كوچك مانند پياده روى روزانه شروع كرد و كم كم حركت را وارد برنامه هاى فيزيكى و مغزى كرد. اين مسأله به ويژه درمورد افراد سالخورده، پاسخ مى دهد. در حقيقت آنها از حركت، فعاليت، آموزش بازنشسته نيستند. آنها براى يك سالخوردگى آرامتر نيازمند فعاليت، مشاركت اجتماعى و تمرين هاى فكرى هستند. با اين حال پيرى فعال معناى فراگيرترى نياز دارد و اين به معناى ادامه فعاليت، خلاقيت در اين دوران است. شايد چنين چيزى به فرهنگ جامعه نيز برمى گردد. اين كه انسان ها هيچگاه از ايده هاى نو، از ارائه توليدات فكرى و فيزيكى جديد، از مشاركت اجتماعى نااميد و خسته نمى شوند. شايد هم ادامه انرژى دوران جوانى است كه هيچگاه نمى ميرد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |