سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۶ - ۹ ذيقعده ۱۴۲۸
Tue, Nov 20, 2007
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
محيط زيست
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
گزارشى از سخنرانى وزير سابق اقتصادآرژانتين
در نشست سالانه «مجمع جهانى دولت» در پراگ
كتاب انديشه
گزارشى از سخنرانى وزير سابق اقتصادآرژانتين
در نشست سالانه «مجمع جهانى دولت» در پراگ
شكست دوسويه جهانى سازى
329214.jpg
]ترجمه : ارسلان مرشدى ]

مجمع جهانى دولت تشكلى غير دولتى است كه سعى دارد با نظارت، حمايت و تلاش گسترده در رابطه با تشكيل گردهمايى ها و برقرارى زمينه هاى گفت وگو و تعامل سازنده پيرامون جهانى شدن، فرصت جهانى شدن پايدار را براى همه كشورها فراهم كند. اين مجمع در سال ۲۰۰۰ دركنگره اى موسوم به نشست هزاره، نمايندگان ۱۶ كشور جهان را دعوت كرد كه در سخنرانى هاى خود به جهانى شدن عادلانه اشاره كنند و گفتمان نوينى را در راه جهانى شدن آگاهانه نهادينه سازند. آنتيگوئه و باربودا، فرانسه، گواتمالا ، گويان، اندونزى، جامائيكا، هلند، نيكاراگوئه، نيجريه، پاكستان، لهستان، پرتغال، سنت لوميا، آفريقاى جنوبى، تايلند و اوگاندا اعضاى اوليه مجمع بودند. اين مجمع تاكنون در مكزيكوسيتى، نيويورك و اسلو نشست هاى مشابهى را برگزار كرده است. در ۲۹ سپتامبر تا ۴ اكتبر سال جارى نيز مجمع جهانى دولت در پراگ، پايتخت جمهورى چك نشستى را با حضور ۱۷۰۰ نفر از ۹۵ كشور جهان پيرامون جهانى شدن در زمينه هاى متفاوتى نظير؛ اقتصاد، فرهنگ، هويت و محيط زيست برگزار كرد. در نشست امسال همانند سالهاى گذشته چهره هاى منتقد برجسته اى نظير ميخائيل گورباچف، سايمو روان برتى، تابو امبكى، يوشيره ناكازونه، جهان سادات، ژان برتراند آريستيد، دسمونه توتو، جورج سورس، افل كوو، شون هيلى، خوان سانتا بالاندو، ماهاتير محمد و ... در مورد ابعاد گوناگون جهانى شدن سخنرانى كردند. خوان سانتا بالاندو، وزير اقتصاد آرژانتين در سال هاى ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ يكى از سخنرانان روز ۲ اكتبر نشست مجمع جهانى دولت بود. وى در سخنرانى اش با عنوان «شكست دوگانه جهانى كردن» به بن بست رسيدن سياست هاى نابخردانه جهانى كردن در آمريكاى لاتين پرداخت و به صراحت تأكيد كرد كه آنچه امروز در آرژانتين بعد از سالها جهانى شدن رخ داده است به روشنى و به وضوح به ياد ما مى آورد كه شعارهاى بازار آزاد تنها يك بازى فريبكارانه در راستاى جهانى كردن است.
با توجه به مهم بودن سخنرانى وى كه باعث واكنش هايى از سوى فرى راث، نماينده سازمان جهانى تجارت كه براى اولين بار در مجمع حضور مى يافت، نيز شد، متن كوتاه شده سخنرانى وى در ادامه مى آيد.

جريان آرژانتين به روشنى و وضوح به ياد ما مى آورد كه شعارهاى بازار آزاد يك بازى فريبكارانه جهانى كردن است. نئوليبراليسم سعى دارد در پوشش بالاترين كار و اخلاق براى بيشترين تعداد به كمين بنشيند، اما در واقع مبلغ و مشوق قدرت شركت هاى چند مليتى است. آنها دوست دارند هميشه به اصطلاح محاسن بازار را براى توضيح موفقيت هاى خويش به رخ بكشند، ولى به واقع آن مسير براى اين كه به صورت در بيايد نه با دنباله روى از اصول بازار، بلكه به طور استراتژيك با پرداخت پول به مقدار زياد هموار شده است. آنها راه رسيدن به آن بالا را در كمتر از ۱۰ سال گذشته با صرف صدها ميليون دلار خريدارى كرده اند. آن گونه كه يك تاجر نيويوركى به من گفت صرف اين همه پول براى ايجاد يك «سوراخ فرهنگى و اقتصادى سياه» در بازار كنترل زدايى شده كه در آن كارهاى مالى پرسش برانگيز به طور نامحدود ادامه يابد، لازم بود. براى كسب اطمينان از اين كه سازمان رويش را به طرف ديگر برمى گرداند و اجازه مى دهد « بازار» كار خودش را انجام بدهد.
رسوايى، سازمان را درست به تجربيات تلخ دهه ۹۰ يا همانطور كه گفتند «به نظر مى رسد ما يك قاره مشتركيم نه يك كشور» بازگردانده است. اين رسوايى چارچوب ايدئولوژيك تعيين كننده را در خاطره ها زنده كرد. تأمين مالى گسترده شركت هاى بزرگ، دموكراسى را به صورت پلوتكراسى (حكومت ثروتمندان) تصوير كرد و مشروعيت اش را به شدت كاهش داد و حتى از بين برد.
من هميشه گفته ام كه جهانى كردنى كه از سوى كارتل ها و تراست هاى بزرگ هدايت مى شود؛ فراگشتى است به شدت فاسد كه بطور عميقى مخرب دموكراسى و آزاد انديشى است. «شل» نمونه جالبى در نيجريه بود. «اكسون موبايل» هم يك نمونه جالب در ليبى بود. شمارى از شركت هاى چند مليتى و بانك جهانى در اقتصاد سياسى سوهارتو در اندونزى و قذافى در ليبى درگير بودند. اكنون آنها ماسك آن چه را كه وال استريت «اقتصاد جديد» مى خواند كنار زده اند. «اقتصاد جديد» درحالى كه به فعالان مالى فاسد مثل آنها پاداش مى دهد هزينه را بر بقيه دنيا سرشكن مى كند. يكى از هزينه هايش اكنون به صورت جدى ترين ركود از سال هاى ۱۹۴۵ به اين سو در حال شكل گرفتن است. به همين خاطر بود كه ما هميشه به كسانى چون سازمان كه مى كوشيد برايمان درباره «حكومت خوب، اقتصاد خوب و فرهنگ خوب» سخنرانى كند مى گفتيم آنها بايد اول خود را اصلاح كنند.
فساد شركت هاى بزرگ مركزيت دارد. اين واقعيت كه اين نوع فساد قانونى است و به صورت كمك از طريق «كميته عمل» در اختيار آنها قرار مى گيرد، باعث نمى شود كه اين نظام را از انواع سرمايه سالارى رابطه سالار كمتر غير اخلاقى بدانيم. در واقع فساد از نوع جهانى شدن بسيار زيانبارتر است، چون تصميمات بسيار مهمى كه با صرف هزينه هاى بسيار زياد خريدارى مى شوند نه فقط پيامد ملى كه پيامد جهانى دارند. ترديدى نيست كه سياستمداران فاسد جهان سوم را بايد دار زد، به دريا انداخت، ولى بياييد واقع بين باشيم. ميزان پول وقدرتى كه دراختيار آنهاست در مقايسه با مقياس و پيامد فساد در آنها به راستى هيچ است.
اگر سازمان فساد و فريبكارى كنترل زدايى را به نمايش مى گذارد، آرژانتين هم چهره ديگرى از پروژه جهانى كردن بوسيله شركت هاى بزرگ ـ رهاسازى تجارت و جريان آزاد سرمايه ـ را عيان مى سازد. با بدهى خارجى ۲۱۰ ميليارد دلارى به سازمان هاى بين المللى، صنايع گرفتار بحران و برآورد افزوده شدن ۳۵۰۰ نفر در روز به كسانى كه در زير خط فقر زندگى مى كنند وضع آرژانتين به واقع بد و بحرانى است.
در مقايسه با ديگر كشورهاى آمريكاى لاتين، آرژانتين موانع تجارى را سريع تر كنار گذاشت. رهاسازى حساب هاى سرمايه اى به طور راديكال ترى انجام گرفت و به عنوان ايمان نئوليبرالى بسيار چشمگير دولت آرژانتين داوطلبانه با وابسته كردن ارزش پزو به دلار هر گونه ابزار كنترل معنى دار اقتصاد داخلى را در برابر تغييرات اقتصاد جهانى از دست داد. دلارى كردن آن گونه كه شمارى از تكنوكرات ها وعده داده بودند، دم دست بود و وقتى اين گونه شد و آخرين مانع بين اقتصاد داخلى و بازار جهانى كنار رفت ادعا كردند كه ملت آرژانتين به نيرواناى رونق دائمى وارد شده است.
اكنون همه اين سياست ها يا به اصرار و يا با تأييد آنها و دست پروردگانش ـ صندوق بين المللى پول ـ به اجرا درآمده است. در واقع همزمان با بحران مالى وقتى كه اغلب ناظران رهاسازى حساب هاى سرمايه اى را به عنوان مسبب اصلى بحران مى شناختند سازمان، خصوصى كردن بانك هاى آرژانتين را به عنوان الگويى براى جهان در حال توسعه ستود. « امروزه۶۰ درصد نظام بانكى، ۷۵ درصد بانك هاى خصوصى آرژانتين در مالكيت خارجى هاست كه ميزانش در ۱۹۹۲ فقط ۳۵ درصد بود. نتيجه اين كار نظام بازار گسترده تر و كارآمدتر و سرمايه گذاران خارجى است كه منافع بيشترى در حفظ آن دارند». تكنوكرات هاى آرژانتينى مصمم بودند تا از رقباى لاتينى خود در فرمان بردارى از سازمان و بعد هم بازار فراتر بروند. جالب است كه اين كار درست در هنگامى صورت گرفت كه خود آنها كارآمدى بازار را در شرايط متغير جريان سرمايه به پرسش گرفته بودند.
همراه با افزايش ارزش دلار در اواسط سال هاى ۱۹۹۰ ارزش پزوى وابسته به آن هم بالا رفت و در نتيجه كالاهاى آرژانتينى در بازارهاى بومى و جهانى قادر به رقابت نبودند. بالابردن تعرفه روى واردات سيل آسا هم كه قابل قبول نبود. براى تأمين مالى كسرى تجارى خطرناك وام گرفتن آغاز شد. آرژانتين در مارپيچ قرض گرفتار آمد و همراه با قرض بيشتر، نرخ بهره هم بيشتر شد. وام دهندگان اگر چه از رفرم هاى اوليه بهره مند شده بودند ولى رهاسازى كنترل نشده بازار را خطرناك مى ديدند.
برخلاف ادعاى كنترل نظام بانكدارى به وسيله ديگران مددكار نبود. در واقع كنترل آنها فرار سرمايه را تسهيل كرد. آن هم سرمايه اى كه به شدت مورد نياز بانك ها بود كه بطور روزافزونى علاقه كمترى به وام دادن به دولت و يا شركت هاى بومى داشتند. عدم دسترسى به اعتبار باعث شد كه شركت هاى كوچك و متوسط و بزرگ تعطيل شده، هزاران نفر بيكار شوند. براى يك وام چند ميلياردى و براى بازپرداخت بدهى ۱۸۵ ميلياردى كه سر رسيدش نزديك بود و مثل بچه اى حرف گوش كن آرژانتين به دوست خود مراجعه كرد. دوست ما هم جواب رد داد مگر اين كه دولت از هزينه هايش كاسته و سياست پولى سخت ترى در پيش بگيرد. همان طور اين دقيقاً همان اشتباهى بود كه سازمان مرتكب شده بود. به جاى كوشش براى گسترش فعاليت ها يك برنامه تورم ستيز كه فراگشت ركود را تشديد مى كند به كار گرفته شد. به نظر مى رسد كه سازمان از نظر سازمانى و عمداً قادر به درس آموزى از اشتباهات خود نيست. آرژانتين سند ديگرى است كه چرا اين سازمان كه در راستاى جهانى كردن بد و زيان ده است، بايد منحل شود. اين سازمان كه در ضمن ايدئولوگ بازار آزاد است نگران است كه پيامد هاى شكست آرژانتين ممكن است از مرزهاى آرژانتين بگذرد. از همه آنها مهمتر مشروعيت زدايى از پروژه جهانى كردن و احياى پوپوليسم است كه كوشش سازمان براى ايجاد «منطقه آزاد تجارى» را غيرممكن مى سازد. اين ديگر به عهده نهضت مخالف جهانى كردن در هدايت شركت هاى بزرگ است تا نه فقط در آمريكاى لاتين بلكه در همه جهان ثابت كنند كه ديل و مافياى وال استريت به درستى نگران اند. علل شكست آرژانتين آن چنان روشن و آشكار است كه به سهولت مى توان آنها را براى مردم سراسر جهان توضيح داد و اين كار مى تواند به صورت سكويى براى نهضت در آيد تا ابتكار عمل جهانى كردن را كه از دست داده است دوباره به دست آورد. ما اكنون مى گوييم ديگر زمان آن به پايان رسيده يا آن گونه در تگزاس مى گويند: «وقت آن رسيده است كه كار اين لعنتى هاى بى ارزش را تمام كنيم.»
كتاب انديشه
عشق درمثنوى معنوى
329154.jpg
همراه با پژوهشى در شعر فارسى
*دكتر سيداحمد حسينى كازرونى
* انتشارات زوار

در اثر حاضر سخن از مولانا جلال الدين محمد است و شرح عشق از زبان مثنوى. عشقى كه خميرمايه حيات و برجسته ترين مصراع شعر زندگى است.
اساس عرفان در مثنوى معنوى بر محبت و عشق استوار است. مولوى جان آدمى را همانند عاشقى مى داند كه از وصال بازمانده و در غربتى جانگداز پرو بال مى زند. از اين رو، هردم هواى وصل را در سر مى پروراند و مى خواهد كه شرف وصل و فيض بارگاه الهى را حاصل كند.
مولوى براين اساس، عشق را پايه ترقى و كيمياى سعادت مى شمرد. او در مثنوى، انسان را اصل جهان مى داند و مى گويد كه انسان به صورت، عالم اصغر و به معنى، عالم اكبر است:
پس به صورت آدمى، فرع جهان
در صفت، اصل جهان، اين را بدان
ظاهرش را پيشه اى آرد به چرخ
باطنش باشد، محيط هفت چرخ
آدمى چون نورگيرد از خدا
هست مسجود ملائك ز اجتباء
... پس به صورت، عالم اصغر تويى
پس به معنى، عالم اكبر تويى
آدم اسطرلاب اوصاف علوست
وصف آدم، مظهر آيات اوست
احسن التقويم و از فكرت برون
احسن التقويم از عرشش فزون
در مثنوى، صحبت از عشق خداست و تمناى وصال او كه هدف غايى سالك است و از اين جهت است كه اغلب اشعارش رنگ عاشقانه دارد، حتى او غزل را از عشق شهوانى به محبت روحانى رسانده است. مولانا مثنوى را وسيله اى براى تعليم عرفان و اخلاق كرده است.
مثنوى، درس انسان شناسى را در آينه روزگار به خوبى مى نماياند. از قرآن و حديث و كلام سخن مى گويد، كلام خدا را مى شكافد، از انبيا و اوليا گفت وگو مى كند و كتاب حاضر كه پژوهشى گسترده در مثنوى معنوى محسوب مى شود روايتگر و شرح و تفسير همين جنبه هاى ذو ابعاد مثنوى است.
اين پژوهش كه در سال ۸۳ انجام شده است به تازگى به همت نشر زوار به چاپ سوم رسيده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |