دوشنبه ۵ آذر ۱۳۸۶ - ۱۵ ذيقعده ۱۴۲۸
Mon, Nov 26, 2007
ديپلماتيك
۳۷۹۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه سوم تير
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۵
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
دانش
ماجرا
قاب عكس۱
خانواده
چرا مهم ترين خواسته اعراب در ضيافت بوش محقق نخواهد شد
چرا مهم ترين خواسته اعراب در ضيافت بوش محقق نخواهد شد
آناپوليس بر پايه يك تئورى شبه محال
330486.jpg
] ايمانوئل والراشتاين ‎/ترجمه: مهردخت مهاجرانى]

كنفرانسى كه بوش و رايس به زور و زحمت در آناپوليس بر پا مى كنند بر پايه يك تئورى و نظريه آشنا ومشهور استوار است . همه موضوعات و مسائل ديگر كنفرانس ذيل اين تئورى قرار مى گيرند. و آن چيزى جز طرح تشكيل دو دولت مجزاى فلسطينى و اسرائيلى نيست. اين طرح اكنون در چهره دو ميهمان اصلى اجلاس يعنى محمود عباس و ايهود اولمرت تبلور يافته است . اگر كسانى به پيش بينى قاطع در باره فرجام اجلاس آناپوليس دست زده اند، به اين دليل است كه پيشاپيش پاسخ اين معادله دو دولتى بودن را مى دانند و برآورد دقيقى در دست دارند كه چه ميزان تئورى دو دولت در فضاى ملتهب قلمرو امروز فلسطينيان امكان تحقق دارد. اما پيش از آن كه از نگاه خود سياستگذاران آمريكا ضريب عملى اين طرح را بسنجيم لازم است سابقه آن را مورد اشاره قرار دهيم.
راه حل به اصطلاح دو دولت، ديدگاه غالب محافل غرب براى حل سياسى مناقشه اسرائيل-فلسطين است؛ يعنى ايجاد دو دولت اسرائيلى و فلسطينى درون مرزهاى فلسطين كه زمانى تحت قيموميت بريتانيا بود.
اما اين ديدگاه به ظاهر غالب به هيچ وجه ديدگاهى جديد نيست. اين ديدگاه در طول قرن بيستم متداول بوده است. ريشه اين نظريه به انگليسى ها بر مى گردد.
دولت بريتانيا در بيانيه بالفور در سال ۱۹۱۷ خواستار تأسيس «خانه ملى يهوديان» در فلسطين شد كه مفهوم ضمنى دو دولت را در خود داشت. سازمان ملل در ۱۹۴۷ قطعنامه اى تصويب كرد كه صراحتاً استقراردو دولت را با تأكيد ويژه بر بيت المقدس خواستار شد.
در آن زمان ايالات متحده و اتحادجماهير شوروى طرفداران تقسيم بندى فلسطين بودند. معاهدات ۱۹۹۳ اسلو نيز خواستار ايجاد دو دولت بود و امروز كاندوليزا رايس اصرار مى ورزد كه توافقى نهايى براى ايجاد دو دولت امرى ضرورى است و اميدوار است كه در كنفرانسى كه در آناپوليس مريلند برگزار مى شود چنين پيشرفتى حاصل آيد.
بازتاب تاريخى جنبش صهيونيستى از يك سو ونمايندگان اعراب فلسطينى از سوى ديگر درباره ايده دو دولت چه بود
در عمل، تا كنون هيچ يك از طرفين اين ايده را نپسنديده اند. در آغاز سه موضع در اسرائيل وجود داشت كه تقسيم سرزمين اشغالى ، مطلوب هيچ كدام از آنها نبود. تجديدنظرطلبانى هم بودند كه صراحتاً خواستار كشورى منحصراً يهودى بودند.
در طرف ديگر اين طيف، گروه اندكى از نخبگان قرار داشتند كه خواستار ايجاد كشور يكپارچه با دو دولت عربى- يهودى بودند، اما پس از به وجود آمدن رژيم اسرائيل در سال ،۱۹۴۸ اين موضع به كلى از بين رفت و سپس صهيونيست هاى جريان غالب بودند كه رهبران سياسى اسرائيل شدند.
گرچه آنها ايده تقسيم بندى را به عنوان حقيقتى اجتناب ناپذير پذيرفته بودند، با اين حال به اميد اشغال تمام يا بخش اعظم كشور،خواهان توسعه تدريجى مرزهاى دولت يهودى نشين بودند. در اصل، اين موضع سران برجسته رژيم صهيونيستى همچون ديويد بن گورين و بعدها آريل شارون بود.
تا كنون تنها گروه هاى صهيونيستى كه خواهان دو دولت به عنوان راه حلى پايدار و قطعى بودند،تشكل هايى از قبيل «اكنون صلح» است. اين تشكل ها پس از سال ۱۹۶۷ به وجود آمدند و مبادله «زمين براى صلح» را پيشنهاد دادند. با اين حال اين گروه ها هرگز قادر به كسب اكثريت قابل توجه در انتخابات اسرائيل نبودند و امروز بيش از پيش در اقليت هستند. اما در سوى ديگر، فلسطينى ها همواره در برابر ايده دودولت ايستادگى كرده اند. در ابتدا هيچ كسى از اين ايده حمايت نكرد. به همين دليل هنگامى كه سازمان ملل در سال ۱۹۷۴ تقسيم بندى فلسطين را تصويب كرد از ميان فلسطينى ها و اعراب موافقى پيدا نكرد.
سازمان آزادى بخش فلسطين در سال ۱۹۶۴ مشخصاً به عنوان سازمانى مخالف با اين ايده بوجود آمد. در دهه ۱۹۸۰ اين سازمان به تدريج موضع خود را تغيير داد و به عنوان بخشى از معاهده اسلو ۱۹۹۳ ايده دو كشور را رسماً پذيرفت.
با اين حال از نظر بسيارى از اسرائيلى ها اين تغيير در مشى سازمان ساف تاكتيكى است، نه حقيقى و صادقانه. اين تغيير بازتاب رويكرد بن گوريون- شارون در موافقت آنها با تقسيم فلسطين به عنوان واقعيت روز بود و در عين حال آرزوى هميشگى شان براى رسيدن به راه حل يك كشور است.
با اين همه امروز محمودعباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، حامى مشهور راه حل دو دولت است، و آن گونه كه از خبرها پيداست كشورهاى عرب تحت رهبرى عربستان سعودى آماده حمايت از اين موضع هستند. از طرف ديگر، با نگاهى خوش بينانه مى توان گفت ايهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، به نحوى، اما نه چندان مصمم،حامى ايجاد دولت فلسطين است.
اما مسأله اصلى اين است كه چشم اندازهاى رسيدن به توافق در خصوص همين طرح سرگردان دو دولتى شدن چه هستند
اين سؤال دشوار و پيچيده اكنون پاسخى سهل پيدا كرده است. نه اسرائيل و نه دولت بوش طرح دو دولتى بودن را به آن شكلى كه اعراب و طرف فلسطينى مطرح مى كند نخواهند پذيرفت. جالب است كه پيش از همه دو گروه از سياستمداران سرشناس دموكرات و جمهورى خواه آمريكا در پيگيرى خويش به اين نتيجه نااميد كننده رسيده اند. ابتدا هشت چهره مطرح دموكرات هاى آمريكا اخيراً بيانيه اى در نشريه « بررسى كتاب هاى نيويورك» منتشر كردند، و راه حل ايجاد دو دولت را به عنوان «آخرين خواسته» در مناقشه مزمن فلسطين مطرح كردند.
آنها بيانيه خود را كه لحنى تهديد آميز داشت «پيامدهاى زيان بار خطرات شكست» ناميدند. نخستين نام زبگنيو برژينسكى، مشاور امنيت ملى جيمى كارتر در دوران رياست جمهورى وى و مشاور كليدى باراك اوباما، است. سه امضا كننده ديگر نيز از شخصيت هاى برجسته دموكرات هستند: لى هميلتون، كه رياست مشترك « گروه مطالعات عراق» را به عهده داشت؛ توماس پيكرينگ، معاون وزير امور خارجه بيل كلينتون، و تئودور سورنسان، مشاور ويژه جان اف كندى.
در جبهه جمهورى خواهان نيز به همين نسبت چهره هاى برجسته ديده مى شوند: برنت اسكوكرافت، مشاور امنيت ملى جرالد فورد و جورج اچ دبليو بوش، كارلا هيلز، نماينده تجارى جورج اچ دبليو بوش ، نانسى كاسنبام-بيكر، سناتور سابق، و پل ولكر، رئيس سابق هيأت مديره «نظام ذخاير فدرال».
اعضاى اين گروه عالى رتبه در اين ويژگى مشتركند كه هيچ كدام با دولت فعلى بوش همكارى نمى كنند. نامه آنها به بوش و كاندوليزا رايس فرستاده شد. آنها طرح مفصل خود را ارائه دادند. پيشنهادى كه از نظر همگان تنها راه حل عملى دو دولت است: بر مبناى مرزهاى ۱۹۶۷ دو دولت، دو پايتخت در بيت المقدس با توافق مشخصى بر سر اماكن مذهبى، و راه حلى براى مسأله پناهندگان كه همراستا با راه حل دو دولت است، پرداختن به بى عدالتى هاى بسيارى كه بر فلسطينى ها روا داشته شده است و دادن غرامت به آوارگان و تأكيد بر اسكان مجدد آنها. آنها همچنين خواهان مشاركت سوريه و حماس در مذاكرات شهرك ها و توقف فورى ايجاد شهرك هاى اسرائيل هستند. اين طرح طى نشست طابا در دسامبر ۲۰۰۰ وهمزمان با آخرين روزهاى دولت كلينتون «تقريباً» تصويب شد. اما اين كافى نيست. بدون ترديد اين طرح براى عباس و به احتمال زياد براى حماس قابل قبول است. اما مدت هاست كه دولت اولمرت آن را علناً و قوياً ناديده گرفته است.
دليل لحن نااميدانه سياستمداران آمريكا كه بيانيه دفاع از دولت مستقل فلسطينى را مطرح كردند روشن است، اين نويسندگان بعيد مى دانند بوش و يا رژيم اسرائيل اين طرح را بپذيرند. پارلمان اسرائيل نسبت به هر توافقى با اكراه برخورد مى كند و در آستانه كنفرانس جديد صلح هيچ نشانه اى حاكى از آمادگى آنها براى تغيير موضع شان نيست، و همچنين هيچ نشانه اى حاكى از آمادگى دولت بوش براى حقيقتاً وادار كردن آنها به اين امر وجود ندارد و اين كاملاً تناقض آميز است.
چرا اين هشت سياستمدار امضا كننده آن را آخرين خواسته دانستند به اين دليل كه اجماع بين المللى قرن بيستم بر راه حل دو دولت ضعيف شده است. حمايت ازاسرائيل كه زمانى بشدت قوى بود، حتى براى گروه هايى هم كه زمانى قوياً حامى موضع اسرائيل بودند، بشدت كاهش يافته است و در كنار آن حمايت از كشورى يكپارچه افزايش يافته است. اما با توجه به وحشت و خصومت هر دو طرف، اسرائيل هرگز ايده « يك دولت » را نخواهد پذيرفت و بى ترديد ترجيح مى دهد چرخه بى پايان خشونت را ادامه دهد. آنچه برژينسكى و سايرين به طور ضمنى هشدار مى دهند ناكامى امروز اسرائيل و دولت ايالات متحده در پذيرش اين طرح است كه منجر به پيامدهاى زيانبار ناشى از خشونت فزاينده خواهد شد كه شايد ۳۰سال ديگر ادامه يابد و پيامد نامعلومى براى بقاى رژيم اسرائيل درپى خواهد داشت.
يك چريك در كسوت نخست وزير
330468.jpg
]ترجمه:محمدعلى فيروزآبادى ‎/فرانكفورترآلگماينه [

انتخابات ۱۷ نوامبر، ايالت پر التهاب كوزوو را در مسير حوادث مهم قرار داد. پس ازاين انتخابات، دولت صربستان و آلبانى تبارهاى كوزوو با يكديگر برسر تعيين سرنوشت سياسى كوزوو پاى ميز مذاكره خواهند نشست. در همان حال گفت وگوهاى تعيين سرنوشت سياسى كوزوو زيرنظر گروه «تروييكا» متشكل از آمريكا، روسيه و اتحاديه اروپا درحالى از سرگرفته خواهد شد كه اين مذاكرات پس از نزديك به يك دهه - ازسال ۱۹۹۹ تاكنون - هنوز به نتيجه اى نرسيده است . در چنين فضايى رأى مردم كوزوو همه بازيگران اين مناقشه را غافلگير كرد. اكثريت مردم بويژه جوانان كوزوو به حزبى رأى دادند كه تفكر راديكال ترين بخش جامعه را در اين بحران نمايندگى مى كند. برنده اين مبارزه هاشم تاچى رهبرحزب دموكراتيك كوزوو است، كسى كه همه آلبانى تبارهاى كوزوو به اميد آنكه او تا ۱۰ دسامبر - پايان ضرب الاجل استقلال - پرچم كشور مستقل را بر فراز بالكان به اهتزاز درخواهد آورد، نام او را در برگ آراى خود نوشتند . اكنون چهره اى آماده نشستن در منصب نخست وزيرى كوزوو است كه همه ايام جوانى خويش را در مسير مبارزه براى استقلال گذرانده است. او در سال ۱۹۶۸ ميلادى در كوزوو متولد شد و تحصيلات خود را در رشته تاريخ در دانشكده ادبيات پريشتينا به اتمام رساند و در رشته علوم سياسى دراتريش و سوئيس تحصيل كرده است. «هاشم تاچى» از فرماندهان عملياتى ارتش آزاديبخش كوزوو بوده كه در سال ۱۹۹۳ ميلادى توسط «آدم ياشاى» از آلبانيايى تباران مبارز كوزوو بنياد نهاده شد. تاچى در آلبانى آموزش نظامى ديده و عليه نيروهاى نظامى صربستان جنگيده است. به همين دليل هاشم تاچى در مذاكرات كوزوو در «رامبويه» فرانسه در فوريه ۱۹۹۹ ميلادى رئيس گروه مذاكره كننده آلبانيايى تباران بود و سپس براى پست نخست وزيرى كوزوو پيشنهاد شد. درآن زمان حكومت يوگسلاوى از پليس بين الملل در فرانسه خواهان دستگيرى «هاشم تاچى» و تحويل وى به يوگسلاوى شد.
بنا به درخواست حكومت بلگراد، تاچى در ماه ژوئن ۲۰۰۳ ميلادى در فرودگاه بوداپست دستگير ولى با وساطت هيأت غير نظامى سازمان ملل آزاد شد.
در دوران فعاليت حزبى نيز هاشم تاچى تفكر مبارزه با صرب ها را تعقيب كرد، او بعد از پايان دادن به فعاليت نظامى خود در اكتبر ۱۹۹۹ ميلادى با تشكيل حزب «دموكراتيك گسترش كوزوو» كه بعداً به حزب «دموكراتيك كوزوو» تغيير نام داد به صحنه سياسى كوزوو وارد شد. تاچى در شوراى حكومت موقت كوزوو كه در پانزدهم دسامبر ۱۹۹۰ ميلادى از سوى هيأت غير نظامى سازمان ملل در كوزوو تشكيل شد به عنوان يكى از معاونان رئيس اين شورا فعال بود. پيروزى او با موج نگرانى بلگراد روبه رو شده است. تاچى به بيانيه هاى تهديد آميز صرب ها اعتنا نكرد. اكنون نيز با همان انديشه مبارزه جويى در باره آينده كوزوو گام برمى دارد. «هاشم تاچى» نخست وزير آينده كوزوو در گفت و گويى با روزنامه آلمانى «فرانكفورترآلگماينه» ضمن احترام به مذاكرات تروييكاى اروپايى، اعلام مى كند كه پس از اين مذاكرات، كوزوو در مورد استقلال خود تصميم نهايى را خواهد گرفت.


* كوزوو چه زمانى صاحب يك دولت جديد خواهد شد
ما تا دهم دسامبر صبر مى كنيم و سپس يك دولت ثبات تشكيل خواهيم داد.
* آيا از مذاكرات ميان صرب ها و آلبانيايى ها كه به سرپرستى تروييكاى اروپايى تا اوايل دسامبر ادامه دارد و طى آن در مورد وضعيت آينده كوزوو بحث مى شود، انتظار خاصى داريد
انتظار مصالحه ميان صرب ها و كوزوو را ندارم اما دستورجلسه تروييكا تا دهم دسامبر براى ما محترم است. پس از آن كوزوو دستورجلسه خود را خواهد داشت و در مورد آينده خود تصميم نهايى را خواهد گرفت و من در اين مورد انتظار حمايت هاى بين المللى را دارم. ما نمى توانيم صبر كنيم تا همه دولت ها براى به رسميت شناختن ما آماده شوند. پيشنهاد صرب ها مبنى بر ارائه مدل هنگ كنگ هم قابل قبول نيست و به همين صورت مدل قبرس را هم نمى توان براى كوزوو تجويز كرد. آن پيشنهاد تشكيل فدراسيون و يا كنفدراسيون با صرب ها هم پذيرفتنى نيست. هيچيك از اين ايده ها مناسب و قابل تأمل نيست.
* آيا تشكيل اتحاديه اى مانند اتحاديه اى كه ميان صربستان و مونته نگرو تشكيل شد و سه سال بعد مونته نگرو طى يك رفراندوم از آن خارج شد، مى تواند راه حلى براى مسأله كوزوو باشد
نه، الآن زمان تصميم گيرى است و ترديد جايز نيست. ما يكصد سال تمام منتظر چنين روزى بوده ايم.
* آيا مذاكرات تروييكا تنها بر سر آمادگى براى توافقى ميان دولت هاى اتحاديه اروپايى كه احتمالاً براى استقلال كوزوو آماده مى شوند، نيست
اين هم مى تواند باشد. من با اكثر رهبران اروپايى صحبت كرده ام. همه آنها بر اين عقيده هستند كه بايد تصميم نهايى گرفته شود و آنها هم آنچه را كه صربستان مى داند، مى دانند: استقلال تنها راه حل ممكن است.
* آيا پارلمان كوزوو طى اعلاميه اى نمادين استقلال صرب ها را به رسميت خواهد شناخت
كوزوو آماده به رسميت شناختن استقلال صرب ها است و من اميدوارم كه صرب ها هم بزودى در موقعيتى قرار بگيرند كه استقلال دولت كوزوو را به رسميت بشناسند.
برخى دولت هاى اتحاديه اروپايى نمى خواهند استقلال كوزوو را به رسميت بشناسند و حتى با مأموريتى در چارچوب سياست دفاع و امنيت اروپايى در كوزوو هم مخالفت مى كنند.
نمى خواهم باور كنم كه يونان قصد منزوى شدن در اتحاديه اروپايى را دارد. به رسميت شناختن كوزوو بيشتر در جهت منافع يونان است تا به رسميت نشناختن آن. داشتن مناسبات خوب مبتنى بر همكارى با كوزوو به نفع يونان است و اين كشور نبايد اين موقعيت را از دست بدهد.
*و قبرس
نمى توانم تصور كنم كه قبرس بر اين موضع خود ايستادگى كند. من مشكلات قبرس را درك مى كنم اما اين كشور نبايد تبديل به بخش جدامانده و منزوى اتحاديه اروپايى شود. به نظر من در نهايت قبرس هم بخشى از آن تصميم اروپايى خواهد شد. اما كوزوو نمى تواند منتظر قبرس شود. دنيا و كوزوو نمى توانند قربانى مشكلات برخى كشور ها شوند.
* آيا پارلمان جديد كوزوو اعلام استقلال را در همين سال جارى تصويب مى كند
كوزوو بنا ندارد دنياى آزاد، واشنگتن و اتحاديه اروپايى را به صورتى ناخوشايند غافلگير كند. رفتار ما هماهنگ با جامعه جهانى خواهد بود زيرا ما نمى خواهيم كشورى مستقل اما منزوى باشيم. ولى پس از دهم دسامبر و با توافق واشنگتن و بروكسل، كوزوو تصميم نهايى را خواهد گرفت.
* اگر كوزوو بخواهد در سازمان هايى عضو شود و ديگر اعضا اين عضويت را نپذيرند، آنگاه اين چه استقلالى خواهد بود كوزوو چگونه خواهد توانست به عضويت سازمان ملل متحد درآيد
كوزوو به سرعت عضو صندوق بين المللى پول و چهار تا شش ماه پس از استقلال، عضو بانك جهانى خواهد شد. اما مسأله مهم در وهله اول براى ما اين است كه رسماً مستقل شويم و سازمانى مثل ناتو در مأموريتى بين المللى و غيرنظامى، مناسبات خوب ما با همسايگان را حفظ كرده و مناسبات بهتر با صربستان را پايه ريزى كند. بدين صورت ما مى توانيم گام به گام همرنگ مكانيسم هاى جهانى شويم.
* جورج بوش در همين تابستان گذشته در تيرانا طى نطقى اعلام كرد كه ايالات متحده آمريكا، كوزوو را به عنوان يك كشور(مستقل) به رسميت خواهد شناخت. اين سخنرانى فقط براى آلبانيايى تبارهاى كوزوو يك نطق تاريخى بود يا براى همه آلبانيايى ها
ايالات متحده آمريكا نقشى منحصر به فرد براى كوزوو دارد. آن سخنرانى پرزيدنت بوش هماهنگ با خواسته هاى ملت كوزوو بود. در نهايت هم همه با ارزيابى وى مبنى بر اين كه استقلال كوزوو حتمى است، هم رأى خواهند شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |