گروه اجتماعى- مهدى جابرى- يك سؤال سياسى: بودجه را زيرزمين ببريم يا روى هوا هزينه كنيم يك جواب سياسى: آن را زيرزمين مى بريم و هوايش را داريم. البته مى توانيم بودجه را در هوا، زمين گير كنيم.
مهم نيست كه بودجه روى زمين يا زيرزمين هزينه شود مهم اين است كه براى هر كدام از اين گزينه ها توجيه فنى و كارشناسى داشته باشيم.
مترو و مونوريل، اين برادران ناتنى، چندى است كه به اجبار درگير بازى هايى شده اند كه در يك ريل و مسير مشخص و براى اهداف و ايستگاه هاى خاص طراحى شده اند. مونوريل نه به عنوان يك اسباب بازى، كه به عنوان يك وسيله حمل و نقل عمومى كه از سال ۲۰۰۰ جايگاه ويژه اى در جهان يافته، قابل توجه است.
مترو نيز كه سال ها قبل در شهر بازى ها با گذشتن از تونل وحشت، وسيله اى براى سرگرمى كودكان بود، هم اكنون جايگاه خود را در تونل هاى بزرگ تهران محكم كرده است. در مصاحبه اى با مهندس كامران حاج نصراللهى دبير شوراى عالى ترافيك وزارت كشور، درباره مسائل مربوط به حمل و نقل عمومى از جمله مونوريل و مترو به گفت وگو نشستيم.
زيرزمينى، زمينى يا هوايى، مسافر بايد راحت جابه جا شود. هر از چندگاهى اين طور مطرح مى شود كه راه اندازى مونوريل توجيه و صرفه اقتصادى ندارد. آيا شوراى عالى ترافيك براى احداث مونوريل توجيه اقتصادى ارائه داده است
وقتى مى توانيم يك سيستم حمل و نقل عمومى كارآمد و تأثير گذار داشته باشيم كه هر گاه يك شهروند از خانه خود خارج شد، به يك فاصله معقول پياده روى كه نبايد خيلى طولانى باشد، خود را به يك نوع سيستم حمل و نقل عمومى برساند. بنابراين بايد تاكسى، اتوبوس، مينى بوس، قطار شهرى و مترو به صورت مكمل و تغذيه كننده يكديگر فعاليت كنند تا شاهد ايجاد سيستم حمل و نقل يكپارچه باشيم.
سفرهاى شهرى غالباً در يك نقطه به حجمى مى رسد كه استفاده از يك نوع خاص سيستم حمل و نقل را توجيه مى كند.
از نظر استانداردهاى حمل و نقل عمومى، در كريدورهايى كه ۱۰ هزار مسافر در يك ساعت و در يك جهت وجود دارد مى توان از سيستم اتوبوسرانى استفاده كرد. هرچند كه سيستم هاى اتوبوسرانى پيشرفته اى همچون BRT در دنيا وجود دارد كه مى تواند تا ۴۰ هزار مسافر را در ساعت جابه جا كند. البته آنچه در تهران اجرا مى شود با BRT فاصله زيادى دارد و اصلاً BRT نيست.
اگر حجم مسافر در كريدور بين ۱۰ تا ۳۵ هزار مسافر در ساعت و در يك جهت باشد، از سيستم قطارهاى سبك شهرى استفاده مى شود و اگر اين تعداد مسافر بيش از ۳۵ هزار نفر بود، بهترين گزينه استفاده از مترو است.
اگر هريك از اين سيستم ها را در جاى خود استفاده نكنيم، توجيه اقتصادى نخواهد داشت. يعنى اگر اتوبوس را در جايى كه بايد ۲۰ هزار مسافر را جابه جا كند به كار گرفتيم، موجب سرگردانى شهروندان و معطل ماندن آنها در خيابان مى شود. اگر قطار را به جايى برديم كه در اصل بايد در آنجا از اتوبوس استفاده شود، بودجه را دور ريخته ايم و اين بدان معناست كه پول زيادى داريم و به ارزيابى اقتصادى اهميتى نمى دهيم. درباره قطار سبك شهرى نيز وضعيت به همين صورت است. اگر در جايى كه حجم مسافر ۲۵ هزار نفر است مترو گذاشتيم، بودجه را هدر داده ايم؛ چرا كه مترو هزينه هاى بسيار سنگينى دارد و در عوض مسافران را در حجم بسيار بالايى بايد جابه جا كند. بنابراين در بسيارى از موارد، استفاده از مترو و يا حتى ديگر وسايل حمل ونقل عمومى توجيه اقتصادى ندارد. در سال ۸۰-۷۹ كه مسئوليت حمل ونقل و ترافيك تهران به عهده من بود، فقط دو خط براى مترو تصويب شده بود و ما نگران بوديم كه مشكلات شهرى مانند تهران را نمى توان با دو خط مترو حل كرد. اين بود كه مطالعات امكان سنجى ريلى را انجام داديم و علاوه بر آن، خطوط سه و چهار كه از قبل مطالعات آن انجام شده بود را مورد تأكيد قرار داديم و علاوه بر آن ۱۱ كريدور مشخص شد كه حجم مسافر آنها به گونه اى بود كه بايد در قالب قطار سبك شهرى اجرا مى شد. در نهايت هم مطالعات تكميلى ديگرى انجام شد كه در كريدورهايى كه حجم مسافر آنها مناسب قطار سبك شهرى است (۱۰ تا ۳۵ هزار مسافر)، چه نوع سيستمى اجرا شود: زيرزمين، همسطح و يا هوايى. البته قطارهاى سبك انواع و اقسام مختلفى دارند مانند قطار مغناطيسى، مونوريل، تراموا، قطار سبك زيرزمينى، قطار سبك هوايى، قطار سبك با چرخ لاستيكى و قطار سبك بدون راننده.
از ميان گزينه هاى زيرزمينى، همسطح و هوايى كداميك ارجحيت دارد
هركدام از سيستم ها معايب و محاسنى دارد. براى گزينه زيرزمينى به اين مسأله رسيديم كه يكى از دلايل زمانبر بودن مترو، تونل زنى است وگرنه ريل گذارى و تحويل ناوگان زمان چندانى نمى خواهد و دليل اصلى اين كه ساخت مترو در طول ۲۰ سال گذشته حجم بالايى را به خود اختصاص نداده، همين است. به طور كلى پتانسيل تونل زنى در كشور ما قوى نيست و براى وارد كردن دستگاه هاى TVM و نيز تعمير و نگهدارى تجهيزات، وابستگى شديدى به خارج داريم.
بنابراين بحث تونل زنى و قطار سبك زيرزمينى را كنار گذاشتيم، چرا كه نمى توان با زمان بازى كرد و ما نياز داريم كه راهكارها را در كوتاه ترين زمان با ارزان ترين قيمت و به صورت زودبازده، عملياتى كنيم.
از آن گذشته، مشكلات تأسيساتى فراوانى در زيرزمين وجود دارد. سال هاى زيادى از عمر شهر تهران مى گذرد و زير آن پر از تأسيسات پيچيده اى است كه به طور مثال اگر به يك لوله آب برخورد كنيم، شايد براى جابه جايى آن به يك سال وقت و هزينه هاى بسيار زيادى لازم باشد.
گزينه همسطح نيز اصلاً اين اجازه را نمى دهد كه حجم بالايى از مسافر جابه جا شود. معمولاً گزينه هاى همسطح كه به صورت تراموا انجام مى شود، حجم جابه جايى بيشترى نسبت به اتوبوس ندارد. در حالى كه حجم كريدورهاى ما بالاتر از ۲۰ هزار ولى كمتر از ۳۵ هزار نفر در ساعت بود كه اين گزينه هم صرفه اقتصادى نداشت و با وضعيت فعلى شهر تهران و امكاناتى كه وجود دارد، قابل اجرا نبود.
تنها گزينه اى كه باقى مى ماند، اجراى خطوط قطار سبك شهرى در هوا بود؛ چرا كه در هوا نه تأسيسات پيچيده زيرزمينى وجود دارد، نه نيازى به تونل زنى است و نه با ترافيك روى زمين مواجه هستيم. ضمن اين كه از لحاظ كار ساختمانى هم سال هاست كه در كشور مشغول ساختن پل هستيم. ظرفيت ساخت پل در كشور ما در مقايسه با تونل زنى بى نهايت است. هر پيمانكارى مى تواند براى ما پل بزند. نياز به دستگاه و علم خاص و وابستگى به خارج نيز ندارد و مى تواند در اجراى سريع، ارزان و زودبازده موفق باشد.
شما گزينه هوايى را ترجيح مى دهيد، در حالى كه منتقدان اجراى سيستم قطار سبك شهرى معتقدند كه با نصب عرشه و پل براى اين سيستم، سايه اى به عرض ۹ متر بر روى شهر قرار مى گيرد كه مانع از تابش نور مستقيم خورشيد مى شود و علاوه بر آن سر و صداى زيادى در شهر به علت ساييده شدن چرخ ها بر روى ريل ايجاد مى گردد.
در گزينه هوايى دو نوع سيستم مطرح است. يك قطارهاى رايج موجود و ديگرى مونوريل.
اگر بخواهيم سيستم را به صورت قطارهاى رايج كه عرشه و پل دارد اجرا كنيم، انتقاد اين افراد صحيح است؛ چرا كه حداقل ۹ متر عرض لازم دارد كه جلوى تابش آفتاب را مى گيرد. علاوه بر آن، در قطارهاى رايج كه سيستم «آهن روى آهن» است، سر و صداى زيادى ايجاد مى شود در حالى كه مونوريل، عرشه ندارد و عرضى را اشغال نمى كند.
مونوريل در حقيقت يك ستون T شكل است كه دو تير در دو انتهاى آن قرار مى گيرد و بين اين دو تير، يك فضاى باز موجود است كه نور خورشيد به راحتى از آن عبور مى كند و بر معابر و تأسيساتى كه زير آن قرار مى گيرد، سايه نمى اندازد.
معمولاً سيستم مونوريل به صورت بتون اجرا مى شود و چرخ هاى آن لاستيكى است، به طورى كه كمترين سر و صدا را خواهد داشت. ضمن آن كه از لحاظ بصرى نيز نسبت به قطارهاى رايج برترى دارد.
بنابراين شما معتقديد كه مونوريل بر خلاف برخى اظهار نظرها، توجيه اقتصادى دارد.
مونوريل براى آنچه كه بايد انجام دهد (جابه جا يى حجم مسافر بين ۱۵ تا ۳۵ هزار نفر در ساعت) كاملاً توجيه اقتصادى دارد. ولى اگر مونوريل را در جايى اجرا كرديم كه كمتر از ۱۰ هزار و يا بيش از ۳۵ هزار نفر مسافر دارد، توجيه خود را از دست خواهد داد.
البته بايد توجيه كنيم كه مقايسه مترو و مونوريل به هيچ وجه صحيح نيست و مبناى علمى ندارد؛ چرا كه هر كدام جايگاه و تعريف خاص خود را دارد، ولى برخى ها در مقالات و مصاحبه هاى هدفمند طورى مطرح مى كنند كه دولت مى خواهد مونوريل را جايگزين مترو كند.
با تعاريفى كه در ابتدا از كريدورهاى مختلف ارائه داديم، مشخص شد كه چنين چيزى اصلاً امكان ندارد.
اگر بخواهيم در كريدورهايى كه بين ۱۰ تا ۳۵ هزار مسافر را در ساعت و در يك جهت جابه جا مى كنند، تنها سيستم با هزينه قابل قبول كه در كوتاهترين زمان اجرا مى شود و با شرايط اجتماعى و زيست محيطى مطابقت دارد، مونوريل است. از لحاظ زمان اجرا نيز مونوريل زودتر به بهره بردارى مى رسد. زمان اجراى تأسيسات زيربنايى مونوريل (مسير و ايستگاه ها)، يك پنجم زمانى است كه براى مترو صرف مى شود.
هزينه اجراى تأسيسات زيربنايى مونوريل نيز يك هشتم مترو است؛ چراكه تونل زنى گرانتر از احداث پل است.
ولى واگن مونوريل، گرانتر از واگن مترو است.
درست است. اين را همه مى دانند و ما هم قبول داريم چون سيستم آن پيچيده تر از واگن مترو است، ولى از آنجا كه مونوريل سريع تر به بهره بردارى مى رسد اين هزينه جبران مى شود.
هرچند ما هم قصد مقايسه مترو و مونوريل را نداريم، ولى مسائلى مطرح شده كه حاكى از هزينه ۸۰ميليون دلارى براى احداث هر كيلومتر مونوريل است.
بعضى ها مى گويند مترو در خارج ۵۰ ميليون دلار براى هر كيلومتر هزينه دارد ولى مونوريل ۷۰ تا ۸۰ ميليون دلار. در حالى كه بايد شرايط مساوى را با هم در نظر گرفت و نبايد با خارج مقايسه كرد. درحقيقت بايد بررسى كرد كه مترو در ايران چه هزينه اى دارد و مونوريل با چه هزينه اى مى تواند اجرا شود.
براساس مطالعات انجام شده، كارهاى ساختمانى مونوريل را صددرصد مى توان در داخل كشور انجام داد. درخارج هزينه كارهاى ساختمانى بسيار بالا است و مسلماً قيمت تمام شده را براى آنها افزايش مى دهد.
در ايران براساس مطالعات انجام شده، براى هر كيلومتر مونوريل ۲۵ تا ۳۰ ميليون دلار هزينه لازم است و مترو نيز با توجه به شرايط پيچيده تر خود، حدود ۵۰ ميليون دلار هزينه دارد. حتى در خارج، هر كيلومتر مترو ۱۰۰ميليون دلار هزينه مى برد كه ما در ايران اين هزينه را به حدود ۵۰ تا ۶۰ ميليون دلار تبديل كرده ايم. بنابراين مقايسه هزينه هاى مونوريل و يا مترو با خارج معقولانه و كارشناسى نيست.
آيا اين ادعا كه مونوريل در بسيارى از كشورها جواب نداده و اجرا نمى شود، صحيح است
مونوريل به صورت آزمايشى در سال ۱۹۰۲ در آلمان اجرا شد ولى تا سال ۱۹۶۴ به صورت انبوه در دنيا از آن استفاده نمى شد. سال ۱۹۶۴ بود كه ژاپن مونوريل را به شدت و سرعت در چندين شهر خود اجرا و ۱۸ كيلومتر مونوريل با ظرفيت جابه جايى ۲۰ هزار نفر در ساعت راه اندازى كرد. آنچه قابل توجه است اين كه بسيارى از كشورها داراى سيستم حمل و نقل ريلى هستند، تا سال ۱۹۵۰ سيستم هاى ريلى خود را اجرا كرده اند كه اغلب از نوع مترو بود. به طور مثال متروى لندن سابقه ۲۰۰ساله دارد.
تكنولوژى پيشرفته مونوريل تازه از سال ۱۹۶۰ ايجاد و از آن سال به بعد در برخى از شهرها اجرا شد.
مونوريل در شهرهاى توكيو، اوزاكا، چيپا و اوكيناواى ژاپن از سال ۱۹۸۳ به بعد به صورت پيشرفته اجرا شد. اين سيستم در كوالالامپور از سال ،۲۰۰۳ در چون چينگ از سال ۲۰۰۴ و در سياتل آمريكا به تازگى آغاز و اجرا شده است و در شهرهاى سيدنى و ونكوور نيز مشاهده مى شود.
در شهر دبى نيز به تازگى احداث خطوط ريلى در دستور كار قرار گرفته است كه اصلاً به صورت قطار هوايى و مونوريل اجرا مى شود و اصلاً زيرزمينى و يا همسطح نيست.
كشور چين هم كه درباره همه مسائل مطالعات زيادى انجام مى دهد، تكنولوژى ساخت مونوريل را از هيتاچى ژاپن با قيمت بسيار بالا خريدارى كرده است و از سيستم مونوريل به عنوان اصلى ترين سيستم حمل ونقل عمومى در برخى شهرهاى خود استفاده مى كند.
در لندن نيز اين گونه مطرح شده است كه اگر قرار باشد براى بازى هاى المپيك از حمل ونقل ريلى و عمومى استفاده شود، با توجه به زمان اندك باقى مانده، مونوريل بهترين گزينه است، چرا كه تا زمان برگزارى المپيك لندن به بهره بردارى خواهد رسيد.
آيا احداث مونوريل، خللى در فعاليتهاى مترو ايجاد نمى كند
ما به هيچ وجه نمى خواهيم ساخت مترو را تعطيل كنيم و به جاى آن مونوريل بسازيم. دولت و شوراى عالى ترافيك در حال حاضر در هفت شهر مشغول ساخت مترو هستند. در برخى شهرها هم كريدورهايى وجود دارد كه مترو توجيه ندارد و مونوريل جوابگو است. حتى در آن شهرها هم به دنبال بحث هاى سياسى نيستيم بلكه سيستمى را براى آنها انتخاب مى كنيم كه جوابگوى نيازشان باشد و اصلاً اين مقايسه ها را درست نمى دانيم. مثل اين است كه مدام تاكسى را با اتوبوس مقايسه كنيم.
ما با طرح مسأله مونوريل، قصد جلوگيرى از فعاليت هاى ساخت مترو را نداريم. دولت كاملاً موافق است كه بودجه مترو بايد بيشتر از اين باشد و حتى رسماً اعلام مى كند كه بودجه مترو كم است، ولى متأسفانه برخى افراد در اين ميان به دنبال طرح مسائل جانبى هستند تا حقايق را كتمان كنند.
به طور مثال اگر مقايسه كنيد بين تعداد اتوبوس هايى كه قبلاً وارد شبكه اتوبوسرانى مى شد با تعدادى كه در دو سال گذشته به اين شبكه حمل ونقل اختصاص داده شده است، متوجه مى شويد كه بسيارى از انتقادها يك طرفه است. بيشترين اتوبوسى كه در يك سال وارد شبكه شده، ۹۰۰ اتوبوس بود درحالى كه سال گذشته دولت ۱۸۰۰ دستگاه اتوبوس را وارد اين ناوگان كرد كه همه آنها تحويل شده است و بزودى ۱۰۰ دستگاه ديگر نيز به اتوبوسرانى تحويل داده مى شود.
مثال ديگر اين كه در ۱۶ـ ۱۵ سال گذشته، حتى يك تاكسى وارد شبكه تاكسيرانى تهران نشده بود، ولى ما به يك باره ۱۵۰۰ تاكسى را به اين شبكه تزريق كرديم.
طرح برخى مسائل، سياسى است. همچنان كه مونوريل را هم سياسى كردند.
چرا مى گوييد مونوريل سياسى شد
در تمام مصاحبه ها و مقاله هايى كه من در نشريات و يا سايت ها مى خوانم، نديده ام كه فلان مهندس يا فلان دكتر كه كارشناس حمل ونقل است به توضيح مسائل بپردازد. البته چند مورد بود كه در آن از قول يك يا دو كارشناس حمل ونقل، مسائل خاصى را با اهداف مشخص مطرح كرده بودند كه وقتى بررسى كرديم، متوجه شديم كه چنين اشخاصى وجود خارجى ندارند.
آنچه اكنون در حال وقوع است، تبليغات مطبوعاتى و رسانه اى سنگينى است كه البته به نظر نمى رسد به منظور ايجاد جو اجتماعى مخالف باشد. چون وقتى به بررسى دقيق مصاحبه بپردازيم، اين تبليغات غالباً ذهن خواص جامعه را هدف قرار داده است.
واقعيت اين است كه مسئولان كشور ما قطعاً فرصت كافى براى بررسى كارشناسانه و دقيق موضوعات را ندارند و براى آگاهى از مسائل به روزنامه ها و رسانه ها مراجعه مى كنند كه اين رسانه ها هم با هدف گيرى مشخص، مقاله هاى تكرارى را براى مخاطب مشخص كه شايد يك مسئول و دست اندركار باشد منتشر مى كنند.
تمام اين مقاله ها، اين را تداعى مى كند كه هيچ راه حلى غير از مترو، آن هم از نوع آنچه كه در حال اجرا است، وجود ندارد و هر راه حل ديگرى كه ارائه شود، انحراف از برنامه توسعه كشور و براى اخلال در حل ترافيك تهران و در نهايت خيانت به كشور است!
هيچ كس در هيچ جاى دنيا در هيچ مقاله علمى اى نمى گويد كه مونوريل بد است و يا اسباب بازى است و يا در هيچ جاى دنيا اجرا نشده است. بلكه آنها از نظر فنى و كارشناسى موضوع را بررسى مى كنند.
هر چه غير از مسائل كارشناسى در كشور مطرح مى شود، سياسى است و توجيه ديگرى ندارد.