سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 20, 2008
حوادث
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
رئيس پليس آگاهى خبر داد
آتش خشم اعتياد روى بدن كودك۳ ساله
365508.jpg
گروه حوادث ـ مرد معتاد بدن پسر سه ساله اش را كه نمى توانست با زبان شيرين كودكانه شعر بخواند و اعداد را بشمارد با آتش فندك سوزاند.بازپرس پرونده نيز با شكايت مادر كودك شكنجه شده مرد را با قرار قانونى بازداشت كرد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح شنبه ۲۸ ارديبهشت، زن جوانى به نام زينب در حالى كه پسر خردسالش را در آغوش داشت به كلانترى ۱۳۱ شهررى رفت. او با نشان دادن دست و پاها و شكم و پهلوى كبود و زخمى «ابوالفضل كوچولو» با چشمان اشكبار ضمن تسليم شكايتى به مأموران گفت: همسر ۲۷ ساله ام مهدى به دليل اعتياد شديد به مواد مخدر -كراك- تعادل روحى و روانى ندارد. به همين خاطر تنها پسرمان را شكنجه كرده است. او به خاطر اين كه ابوالفضل نمى تواند براى پدرش شعر بخواند و اعداد را با زبان كودكانه اش درست بشمارد با انبردست و آتش فندك بارها وى را تنبيه كرده است.هر بار نيز با التماس و خواهش از شوهرم خواستم از ضرب و شتم وآزار فرزندمان دست بردارد اما او مرا داخل حمام زندانى مى كرد. با اين حال از همانجا هم با گريه و التماس از شوهرم مى خواستم بچه را نزند اما او توجهى نمى كرد. وقتى هم صداى ناله فرزند خردسالم را مى شنيدم كه با گريه به پدرش مى گفت: «باباجون مرا ببخش. باباجون تو را خدا مرا نزن» جگرم مى سوخت. اما شوهر بى رحمم بدون توجه به التماس هاى من و پسر كوچولوى مان با انبردست پوست پا و دستش را مى كشيد و با خودكار كه لابلاى انگشتان كوچك و ظريف دستش گذاشته بود، دست پسرمان را مى فشرد.امروز صبح هم وقتى ابوالفضل از سوى پدرش بشدت تنبيه و نيمه جان شده بود در حالى كه نمى دانستم چه كار كنم او را برداشته و به كلانترى آمدم. حالا هم از شوهرم شكايت دارم. چون من و فرزندم از دست او تأمين جانى نداريم. مأموران كه با ديدن زخم ها و آثار جراحت روى بدن اين كودك بشدت متأثر شده بودند، بلافاصله پرونده را براى صدور دستور قضايى به دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان رى ارجاع كردند.
«محمدحسن امى» دادستان و سرپرست دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان رى نيز به عنوان مدعى العموم رسيدگى به اين پرونده را در دستور كار قضايى قرار داد. بدين ترتيب عليزاده بازپرس شعبه پنجم دادسرا، دستور بازداشت مرد معتاد را صادر كرد.مأموران نيز «مهدى» را در خانه اش واقع در خيابان ۱۳ آبان دستگير كردند.
* بازجويى از متهم
«مهدى» كه ديروز براى بازجويى به شعبه پنجم دادسراى شهرستان رى انتقال يافته بود در حالى كه منكر اتهاماتش بود به بازپرس پرونده گفت: من كارى نكرده ام. فقط عصبانى بودم و دو، سه سيلى آرام به صورت پسرم زدم. بعد هم از خانه بيرون رفتم و نمى دانم چه كسى او را به اين روز درآورده است. بدين ترتيب متهم كه حاضر به بيان حقيقت نبود با دستور قضايى بازداشت شد. با اين حال پس از پايان جلسه بازجويى خبرنگار ما به گفت وگو با متهم پرداخت. وى كه ابتدا منكر آزار و شكنجه فرزند و همسرش بود ناگهان لب به سخن گشود و گفت: اميدوارم ماجراى زندگى نكبت بارم درس عبرتى براى جوان ها و آنهايى باشد كه سراغ مواد مخدر مى روند.وى گفت: ابتدا زندگى خوبى داشتيم. من از راه خياطى مخارج زندگى ام را تأمين مى كردم و همسرم را نيز خيلى دوست داشتم.اما پس از گرفتار شدن در دام اعتياد همه چيزم را از دست دادم و راهى خيابان ها شدم. بعد هم راهى مركز ترك اعتياد شدم تا يك سال نتوانستم همسرم را ببينم. وقتى به طور كامل اعتيادم را ترك كردم از همسرم خواستم تا به خانه برگردد. او هم قبول كرد. حدود شش ماه وضعيت زندگى ما خوب بود. اما در سال جديد بيكارى و مشكلات مالى بشدت به اعصابم فشار آورده بود. از سويى ديگر به دليل اين كه پسرم به همسرم و خانواده اش بسيار وابسته بود حاضر نبود، براى من شعر بخواند يا با من بازى كند. بنابراين عصبانى شدم و چند ضربه به بدنش زدم و از خانه بيرون رفتم. وى در ادامه اظهار داشت: ديگر علاقه اى به زندگى ندارم و به محض اين كه پايم به زندان برسد، ديگر كسى مرا نخواهد ديد.
* گفت وگو با مادر ابوالفضل
زينب در حالى كه فرزندش را در آغوش گرفته بود و تمام بدنش از شدت ترس مى لرزيد به خبرنگار ما گفت: ۶ سال قبل در اتوبوس زنى از من خواستگارى كرد. اما من قبول نكردم. زن سمج مرا تا خانه تعقيب كرد و بعد از چندين بار رفت و آمد پدرم به ناچار قبول كرد تا به عقد پسر آن زن درآيم. در آن زمان خانواده شوهرم به من گفته بود پسرشان به تازگى از سربازى برگشته و قصد دارند برايش يك توليدى راه اندازى كنند. اما بعد از ازدواجمان متوجه شدم تمام وعده و وعيدهايشان واهى است. بااين حال من با «مهدى» زندگى كردم. اما او هميشه كتكم مى زد. چندين بار هم از او شكايت كردم. اما هر بار در دادگاه گريه و زارى مى كرد به همين خاطر دلم به رحم مى آمد و دوباره به خانه بر مى گشتم تا اين كه دو سال قبل به حالت قهر به خانه پدرم رفتم و گفتم بايد اعتيادش را ترك كند. مهدى هم به مركز ترك اعتياد رفت و بعد از مدتى با خواهش و التماس از من خواست تا به خانه برگردم. ۶ ماهى زندگى نسبتاً خوبى داشتيم كه متأسفانه او دوباره سراغ مواد رفت. هر بار هم كه مى پرسيدم دوباره معتاد شده قبول نمى كرد. اين در حالى بود كه هر شب او با يك شمع و سوزن به داخل حمام مى رفت و مواد مصرف مى كرد.زن شاكى در ادامه گفت: شوهرم در اين چند روز اخير من و پسرم را بشدت كتك مى زد تا اين كه آخرين بار به بهانه اين كه پسرم نمى خواست براى او شعر بخواند و اعداد را بشمارد، او را به باد كتك گرفت. وقتى علت را پرسيدم، گفت: نمى خواهم پسرم در آينده مثل من معتاد و بيكار شود. احمدرضا شادمان رئيس روابط عمومى دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان رى نيز به خبرنگار ما گفت: پس از تشكيل پرونده و براى روشن شدن حقيقت، كودك سه ساله با دستور بازپرس پرونده به پزشكى قانونى منتقل شد كه كارشناسان پزشكى قانونى نيز پس از معاينه كودك آزارى را تأييد كردند.
شادمان در ادامه گفت: براساس شواهد و گفته هاى شاكى پرونده، متهم از حدود ۹ سال قبل گرفتار اعتياد شده و اين اواخر نيز به مصرف كراك و حشيش روى آورده بود.
«محمدحسن امى» دادستان و سرپرست دادسراى عمومى و انقلاب شهرستان رى نيز در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: اين پرونده هم اكنون در مرحله تحقيقات است و در صورت اثبات جرم، براساس قانون مجازات اسلامى مصوبه سال ۱۳۸۱ با عامل كودك آزارى بشدت برخورد خواهد شد.وى در ادامه گفت: به دليل اين كه وقوع جرم محرز است، مطابق قانون نيازى نيست كه شاكى خصوصى در پرونده وجود داشته باشد. بلكه دادستان مكلف است، رأساً به عنوان مدعى العموم متهم پرونده را تعقيب و به دادگاه معرفى كند.
نامگذارى خيابانى به نام معلم فداكار
گروه حوادث ـ براساس اعلام شهردار نيشابور ميدان يا خيابانى در نيشابور به نام محمودرضا واعظى نسب، معلم فداكار نيشابورى نامگذارى مى شود.به گفته حميد يوسفى يكى از مسئولان آموزش وپرورش خراسان رضوى، اين سازمان براى تقدير و تجليل از اقدام ارزشمند معلم فداكار نيشابورى برنامه هاى ويژه اى پيش بينى كرده است.حال آنكه فداكارى اين معلم براى نجات جان دانش آموزش، از ياد هيچ يك از فرهنگيان و دانش آموزان كشور نخواهد رفت.محمدرضا واعظى نسب ۳۵ ساله كه پدر دو فرزند بود، هفته گذشته دانش آموزان دبستان شهداى ابراهيمى را به اردو برده بود كه هنگام بازى فوتبال، با مشاهده افتادن دروازه فوتبال به روى يك دانش آموز ابتدايى، به سرعت او را به كنارى پرت كرد اما دروازه آهنين روى سر خودش فرود آمد.وى كه دچار خونريزى مغزى شده بود به اغما رفت. سرانجام نيز به رغم تلاش پزشكان روى تخت بيمارستان جان سپرد.
زن جوان ؛قربانى سوءظن پدر
گروه حوادث ـ سناريوى مرد ميانسال كه پس از قتل دخترش سعى داشت با صحنه سازى مرگ او را خودكشى نشان دهد، پايان خوشى نداشت.
به گزارش خبرنگار ما، صبح شنبه - ۲۸ ارديبهشت - مردى هراسان در تماس با پليس از مرگ مشكوك دختر ۱۸ ساله اش خبر داد. بلافاصله گروهى از مأموران پليس آگاهى شهرستان بيرجند براى بررسى موضوع به محل جنايت رفتند. آنها پس از ورود به خانه با جسد زن جوانى كه يك روسرى دور گلويش گره خورده بود مواجه شدند. در نخستين بررسى ها مشخص شد، آسيه - ۱۸ ساله - شب حادثه در غياب همسرش كه براى انجام كارى به يكى از روستاهاى اطراف رفته بود به خانه پدرش آمده بود. پدر «آسيه» نيز در بازجويى ها مدعى شد دخترش خودكشى كرده است. وى گفت: دخترم از چند روز قبل دچار مشكلات روحى، روانى شديد شده بود به همين خاطر احتمال مى دهم خودكشى كرده باشد. پزشك جنايى نيز پس از معاينه جسد اعلام كرد: دختر جوان به دليل بسته شدن مجارى تنفسى اش به قتل رسيده است. اين در حالى بود كه كارآگاهان در تحقيقات محلى پى بردند، پدر آسيه به دليل سوءظن شديد به دخترش، با او اختلاف داشته است. سرهنگ ريحانى رئيس پليس آگاهى استان خراسان رضوى هم در اين باره به خبرنگار ما گفت: با كشف اين سرنخ، كارآگاهان برات على ـ۴۷ ساله ـ را بازداشت كردند. او در حالى كه همچنان منكر قتل دخترش بود سرانجام لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل دخترش برداشت.متهم به قتل گفت: به آسيه سوءظن داشتم. بنابراين چند بار از او خواستم به خاطر آبروى ما و شوهرش دست از كارهايش بردارد اما او همچنان رفتارش را ادامه مى داد. شب حادثه براى اين كه او را بترسانم روسرى را دور گردنش پيچيده و گره زدم اما زمانى كه به خود آمدم متوجه شدم او ديگر نفس نمى كشد. به خدا قصد كشتن دخترم را نداشتم و فقط مى خواستم او را بترسانم كه اين اتفاق افتاد. متهم پس از اعتراف با قرار قانونى براى تحقيقات بيشتر بازداشت شد.
رئيس پليس آگاهى خبر داد
كلاهبردارى
دو هزار ميليارد تومانى شركت هاى كاغذى
365523.jpg
گروه حوادث ـ شركت هاى كاغذى در سال ۸۶ با فريب ۱۳ هزار نفر، بيش از دو هزار ميليارد تومان كلاهبردارى كردند.
به گزارش خبرنگار ما، سردار سيدعلى اصغر جعفرى رئيس پليس آگاهى كشور ديروز در حاشيه حضور در مركز نظارت همگانى پليس -۱۹۷- با اعلام اين خبر گفت: وجود شركت هاى مختلف در كشور يك فرصت مناسب براى فعاليت هاى اقتصادى است.
اما متأسفانه برخى از اين شركت ها بستر مناسبى براى ارتكاب برخى جرايم و كلاهبردارى ها شده اند.اين شركت ها با عنوان فعاليت هاى خيرخواهانه، استخدام و كاريابى و هنرى و با تبليغات گسترده اعتماد طعمه هاى خود را جلب كرده و به كلاهبردارى از آنها مى پردازند. سال گذشته نيز بيش از دو هزار و ۸۰۰ پرونده مربوط به كلاهبردارى شركت هاى كاغذى در مراكز پليس آگاهى تشكيل شد كه بيشتر آنها مربوط به كلاهبردارى در پوشش فروش اقساطى مسكن، خودرو و زمين بود.
* توليد پودر اثربردارى صحنه جرم
رئيس پليس آگاهى كشور در ادامه از توليد پودر اثربردارى صحنه جرم از سوى كارشناسان اداره تشخيص هويت خبر داد و افزود: پيش از اين پودر اثربردارى صحنه جرم از كشورهاى اروپايى وارد مى شد كه با توليد آن از سوى كارشناسان اداره تشخيص هويت، از خروج ميليون ها دلار ارز از كشور جلوگيرى مى شود.
* برخورد با مجرمان خيابانى
سردار جعفرى سپس به اولويت هاى پليس آگاهى در سال ۸۷ اشاره كرد و گفت: برخورد با مجرمان و تبهكاران خيابانى از اولويت هاى امسال پليس آگاهى است. اين دسته از مجرمان به دو گروه تقسيم مى شوند. گروه اول مجرمانى هستند كه تلفن همراه، كيف و گردنبند شهروندان را مى قاپند. اين نوع جرايم معمولاً درشهرهاى بزرگ رخ مى دهد. گروه دوم نيز زورگيران خيابانى هستند كه با ترساندن طعمه هاى خود با كارد، سرقت مى كنند. به گفته وى برخورد با مالخران نيز از ديگر اولويت هاى پليس آگاهى در سال ۸۷ است. مالخران سازمان دهنده جرايم خرد هستند و برخورد با آنها به كاهش آمار وقوع سرقت مى انجامد.
* كشف جرم به شيوه علمى
در ادامه خبرنگارى درباره رفتارهاى خشن برخى كارآگاهان در حين بازجويى پرسيد كه سردار جعفرى در پاسخ گفت: «در پليس آگاهى كشف جرم با روش هاى علمى صورت مى گيرد و مأموران از رفتارهاى خشن استفاده نمى كنند. اگر هم موردى مشاهده شود با مأمور متخلف برخورد جدى مى شود.»
حادثه ها
نجات ۲ زن چينى پس از ۷ روز
365472.jpg
رسانه هاى محلى چين ديروز از نجات دو زن از زير آوار خبر دادند.يكى از اين زن ها كه ۶۱ ساله است حدود ساعت ۱۰‎/۴۰دقيقه بامداد به وقت محلى در حالى نجات يافت كه از چند ناحيه دچار شكستگى استخوان شده است.يك زن ۵۰ ساله نيز ساعت ۱۰‎/۱۱ دقيقه بامداد از زير آوار يك ساختمان مسكونى در شهر ديانگ بيرون آورده شد.
جنايتكار فيليپينى اعضاى خانواده اى را به گلوله بست
هشت عضو يك خانواده فيليپينى در پى تيراندازى مرد روان پريش، كشته و شمارى هم زخمى شدند. مرد فيليپينى با اسلحه خودكار «ام۱۶» به روستاى كالامبا (نزديك مانيل) رفت و خانواده اى را به رگبار بست.در اين جنايت هشت تن از جمله پنج كودك بى گناه كشته و شش تن نيز زخمى شدند.پليس وقتى به محل تيراندازى رسيد كه جانى گريخته بود. با توجه به اين كه تمامى قربانيان عضو يك خانواده هستند كارآگاهان احتمال مى دهند انگيزه كشتار، كينه جويى باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |