سه شنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۴ جمادى الاول ۱۴۲۹
Tue, May 20, 2008
فرهنگ وانديشه
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
سياسى۱
سياسى۲
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
داخلى
ايران زمين
سياست۱
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ماجرا
كودك بادبادك
خانواده
زنگ اول
در آستانه سالروز بزرگداشت صدراى شيرازى
بررسى حركت جوهرى و حدوث جسمانى نفس در انديشه ملاصدرا
در آستانه سالروز بزرگداشت صدراى شيرازى
اين جهان بى قرار...
بررسى حركت جوهرى و حدوث جسمانى نفس در انديشه ملاصدرا
365415.jpg
عليرضا وحيدى

* حركت در جوهر
فلاسفه پيش از صدرا اعم از حكماى مشائى و حكماى اشراقى حركت را ويژه اعراض مى دانستند و حركت در جوهر را امرى محال تلقى مى كردند چرا كه به نظر آنها حركت در جوهر باعث گسست ميان گذشته و آينده شىء مى شود و ديگر شىء ثابتى وجود ندارد كه بگوييم فلان موضوع ثابت حركت كرد. اين شبهه (بقاء موضوع) را ملاصدرا پاسخ داده است. از فلاسفه يونان باستان نيز تنها از هركليتوس سخنانى نقل شده است كه قابل تطبيق بر حركت جوهرى است و حداكثر به بعضى از عرفا و متكلمان كه قائل به آفرينش دم به دم و مستمر بوده اند مى توان گرايش به حركت جوهرى را نسبت داد. صدرالمتألهين براى اثبات حركت جوهرى براهين و ادله هاى متفاوت در سراسر كتب فلسفى خويش بيان كرده است. همان طور كه اشاره شد حركت در اعراض چيزى روشن است. مثلاً همه ما رشد كردن انسان ها يا رسيدن ميوه ها و غيره را به وضوح مى بينيم. علت اين اعراض متغير همان طبايع و صورت هاى نوعيد مى باشد. علت يك پديده متغير بايد خودش متغير باشد آنچه از اين مقدمات به دست مى آيد آن است كه حركت در اعراض جز در سايه حركت در جوهر امكان پذير نيست و ثبات جوهر شيئى نه تنها مبين حركت اعراض آن نيست، بلكه با فرض ثابت بودن جوهر شىء، حركت در اعراض به هيچ وجه تبيين پذير نخواهد بود. حركت در اعراض در واقع نمود و نشانى از حركت در جوهر شىء است. اعراض از مراتب وجود جوهر به شمار مى روند. وجود عرض وجودى مستقل در كنار وجود جوهر نيست. رابطه ميان جوهر و عرض عميق تر از رابطه ميان دو شيئى است كه به هم ضميمه شده اند. اين دو در واقع دو مرتبه از يك وجود اند. يعنى در واقع يك وجود است كه از مرتبه اى از آن ماهيت جوهر، و از مرتبه ديگر آن ماهيت عرض انتزاع مى شود؛ نه آنكه جوهر يك وجود داشته باشد، و عرض وجود ديگرى داشته باشد، و آنگاه آن دو وجود به يكديگر ضميمه شده باشند. سر اين مطلب آن است كه وجود فى نفسه عرض عين وجود عرض براى موضوعش است و بنابراين وجود عرض عين تعلق و ارتباط و وابستگى به وجود جوهرى است كه موضوع آن است، و براى چنين چيزى نمى توان وجودى مستقل و مغاير با وجود موضوع خود قائل شد، بلكه وجودش لاجرم از مراتب وجود موضوعش است. هر گونه تغيير و تحولى كه در يكى از شئون و مراتب يك موجود روى مى دهد، نشانه اى از تغيير درونى و ذاتى آن موجود به شمار مى رود. نتيجه آنكه حركت واقع در اعراض جسم در واقع نمود و جلوه اى است از حركت واقع در جوهر و نهاد آن شىء. و به تعبير مؤلف؛ تغيير و تجدد اعراض همان تغيير و تجدد جوهر شيئى است.
بنابراين، اگر رنگ سيب و يا مزه آن تغيير مى كند، اين نمودى است از تغيير جوهر و ذات سيب و اگر حرارت آب بالا يا پائين مى رود، اين نمودى است از تغيير جوهر آب. ملاصدرا با اثبات حركت جوهرى توانست بسيارى از مشكلات لاينحل انديشه و حكمت اسلامى را روشن كند. مانند حدوث يا قدم عالم و ربط ميان حادث و قديم. مسئله ديگرى كه با حركت جوهرى به وسيله ملاصدرا حل شد مسائلى درباره نفس انسان است.
* حدوث جسمانى نفس
در ميان فلاسفه درباره نفس انسان دو نظريه عمده و معروف بود. يكى نظريه افلاطونى روح و نفس كه وجود نفس را قديم و روحانى و مقدم به آفرينش جسم مى داند (طيمائوس)، دوم نظريه مشائى كه ابن سينا آن را به خوبى تقرير كرده و آن حدوث غير جسمانى نفس همراه حدوث و آفرينش جسمانى بدن است. ملاصدرا در اين باره نظريه جديدى ابداع كرده است. به عقيده او نفس ابتدا با جسم قرين است اما بر اثر حركت تكاملى از جسم بى نياز مى شود و به تجرد مى رسد. يعنى نفس در آغاز آفرينش جسمانى است و از جسم و بدن زائيده مى شود.
ملاصدرا نيز مانند ساير حكماى اسلامى معتقد به تجرد و بى نيازى نفس از ماده است اما به عقيده وى ابتدا نفس از جسم به وجود مى آيد و با حركت جوهرى خويش به تكامل مى رسد. هر چه نفس در حين حركت جوهرى كامل تر شود نياز او به بدن كمتر مى شود و مرگ طبيعى (نه بر اثر حوادث) نتيجه جدا شدن اختيارى نفس از بدن و تجرد بالفعل اوست.
از جمادى مردم و نامى شدم‎/ وزنما مردم به حيوان سرزدم‎/ مردم از حيوانى و آدم شدم‎/ پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم‎/ حمله ديگر بميرم از بشر‎/ تابرآرم از ملائك پر و سر‎/ بار ديگر از ملك قربان شوم آنچه اندر وهم ونايد آن شوم‎/ پس عدم گردم عدم چون ارغنون‎/ گويدم:كانااليه يرجعون
اين ابيات مولوى گوياى حركت جوهرى است.
به عقيده ملاصدرا زمان و مكان دو عامل جدايى بشر از يكديگر است. وقتى زمان و مكان از بين رود همه يك جا جمع خواهند شد. به عقيده ملاصدرا جهان آخرت عالمى ديگر است كه به جز ماده و جرم و جسميت و زمان (كه مخصوص ماده است فرقى با اين جهان ندارد) و صورت و شكل اشيا به ظاهر فرقى نمى كند. اين جهان را جهان مثالى ناميده اند.
در اينجا بايد توجه داشت كه عالم مثالى كه مورد قبول صوفيان و عرفا بوده است در نظام فلسفى ملاصدرا وارد و بر اساس آن و حركت جوهرى معاد جسمانى كه به قول ابن سينا به وسيله براهين و ادله عقلى غير قابل اثبات است و صرفاً بر اساس ايمان و ديانت مورد پذيرش قرار مى گيرد، را ثابت مى كند.
به نظر ملاصدرا انسان پس از مرگ و نابودى جهان گرچه جسم ظاهرى خود را از دست مى دهد ولى داراى قالبى جديد مانند بدن سابق مى شود در نتيجه (من) انسان پس از مرگ با تمام اوصاف و ملكات تمنيات دنيوى به صورت بدنى داراى نفس ظاهر مى شود. عده اى از متكلمان كه معاد جسمانى را پذيرفته بودند گمان مى كردند كه در روز معاد بايستى نفس با سير قهقرايى به سوى وضعيت مادى خود بر گردد. ملاصدرا اين انديشه را عاميانه دانسته و به گونه اى استدلال مى كند تا ثابت كند كه نفس بدون بازگشت قهقرايى به وضع مادى سابق، داراى بدن مى شود، بدنى كه وى معتقد است كه مانند لباسى است كه در زير لباس رو پوشيده باشند، در باطن اين بدن ظاهرى قرار دارد و قالب انسان است و اين بدن كه از مواد شيميايى و آلى ظاهرى (كه بافته هاى آن روز به روز عوض مى شود) ساخته شده است، چون ثباتى ندارد قابل آن نيست كه متعلق نفس مجرد باشد. با بررسى نظرات ملاصدرا درباره نفس مى بينيم كه در نظر وى نفس بر اساس اعمال و ملكات به بدنى مثالى در خور سير تكاملى خويش دست مى يابد. و اين باور فلسفه مشائى نيز كه به امتناع اعاده معدوم مشهور است صحه مى گذارد وليكن معاد جسمانى را نيز كه در نص صريح قرآن است را به وسيله عالم مثالى با هم آشتى مى دهد.
يكى از امتيازات فوق العاده حكمت متعاليه، عقلانى كردن ذوقيات عرفا و وحى است. و در اين ميان مشاهده مى كنيم كه حتى عقيده تناسخ كه در اديان و مكاتب شرقى مورد تأييد و تأكيد قرار دارد با اقامه دليل و برهان رد و باطل اعلام مى شود.
كتاب انديشه
365412.jpg
درآمدى به نظام حكمت صدرايى

* نويسنده: عبدالرسول عبوديت
* ناشر: انتشارات سمت و مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)

جلد دوم كتاب«درآمدى به نظام حكمت صدرايى» از فصل هاى هشتم تا پانزدهم را در بر مى گيرد و در دو بخش معرفت شناسى (هستى شناسى ادراك) و خداشناسى تدوين شده است. جلد دوم اين كتاب شامل اين سر فصل ها مى شود؛ علم حضورى، علم حصولى، وجود ذهنى، اثبات ذات، توحيد و علم خداوند به اشيا.
در پيشگفتار جلد اول اين كتاب، نگارنده تلويحاً وعده داده بود كه جلد دوم آن، علاوه بر دو بخش مذكور، شامل بخش انسان شناسى (علم النفس) هم باشد، اما از آنجا كه تحقيق و نگارش اين بخش به زمانى نسبتاً طولانى نيازمند بود و انتشار كتاب را براى مدتى به تأخير مى انداخت، مؤلف بر آن شد كه جلد دوم را به دو بخش عنوان شده، اختصاص دهد.


بنيادهاى نظريه تجدد اوّل و تجدد ثانى در انقلاب اسلامى
سيرى در آرا و انديشه هاى امام خمينى(ره)

* نويسنده: مجتبى زارعى
* ناشر: مركز نشر دانشگاهى

اثر حاضر تحقيقى بين رشته اى در حوزه هاى سياست، فلسفه و عرفان است كه آراو انديشه هاى امام خمينى (ره) را مورد استفاده قرار داده است. براى تبيين نسبت «ما» و «غرب» در قرون اخير انديشه هاى متعدد و متنوعى در ساحت نظر و عمل طرح و به كار گرفته شده است؛ با وجود اين، تقريباً همه آنها، فاقد قدرت تبيين صريح نسبت يادشده بوده اند. امّا به نظر مى رسد، براساس نظريه فطرت اول و فطرت ثانى و نيز تجدّد اول و تجدّد ثانى در سپهر انقلاب اسلامى و متجلّى در انديشه امام خمينى مى توان بر ابهامات موجود در نسبت ما و غرب فائق آمد.
براساس اين طرح تجدّد امرى جديد و متعلق به ساحت مدرنيته به شمار نمى آيد و به فلسفه استكمالى در اسلام و تشيع كه متضمن نوخواهى ها و نوگرايى ها بر مبناى فطرت اول و روح كمالخواه انسان است، بر مى گردد.
از اين رو نويسنده، طرح انقلاب اسلامى امام خمينى و تبيين حركت جوهرى عالم و آدم با عناصر فطرت و تجدّد اول در اين منظومه فكرى را پاسخى جديد و درون متنى به نيازهاى زمانى و مكانى آدميان و پرسش هاى بى پاسخ انسان مدرن در دنياى بحران زده و آشفته كنونى مى داند. غلامرضا اعوانى، رئيس انجمن حكمت و فلسفه ايران مقدمه اى بر اين كتاب نگاشته است. اعوانى در بخشى از اين مقدمه نوشته است: اكنون بايد ديد كه وضعيت كنونى انسان عصر معاصر در قبال مسئله تجدد ثانى (تولّد روحانى) و به تعبير كتاب «فطرت» و «تجدّد» غير محتجب چيست
اگر بخواهيم مسئله را از ديدگاه انسانى سنتى و انسان مدرن (متأثر از ديدگاه دوره رنسانس و عصر روشنگرى غرب) بيان كنيم، شايد بتوانيم از يك ديدگاه الهى بگوييم كه ديدگاه سنتى مبتنى بر جمع ميان تولّد اوّل و تولّد ثانى و ديدگاه مدرن مبتنى بر تولّد اوّل است و اين خود نتايج و پيامدهايى را در بردارد كه مؤلف محقّق و مدقّق اين كتاب با استناد به آثار مرحوم امام راحل رحمة الله عليه به اكثر آنها اشاره كرده است. مؤلف،مجتبى زارعى، عضو پژوهشى پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى است كه درحوزه سنت و تجدد صاحب مقالات و پژوهش هايى است.
حكمت متعاليه و ملاصدرا به زبان بلغارى
كتاب «حكمت متعاليه و ملاصدرا» تأليف آيت الله سيد محمد خامنه اى به زبان بلغارى منتشر شد. به گزارش مهر، كتاب «حكمت متعاليه و ملاصدرا» تأليف آيت الله سيد محمد خامنه اى كتابى ساده و روان خوان درباره حكمت متعاليه صدرالمتألهين است. در اين كتاب مؤلف ابتدا به شخصيت و زندگى ملاصدرا پرداخته و آثار و تحقيقات اين فيلسوف شيرازى را معرفى كرده و سپس به تحليل، نقد و بررسى زندگانى ملاصدرا پرداخته است. در دفتر دوم اين كتاب مكتب فلسفى ملاصدرا تحليل شده است. مؤلف درباره مكتب ملاصدرا نوشته است: مكتب ملاصدرا، مكتب مستقلى است كه داراى نظامى خاص و مخصوص به خود است. وى دستگاهى فلسفى ساخته است كه فراگير همه مسائل فلسفى است به طورى كه مى توان ادعا كرد مى تواند با اصول خود، حتى مسائل فرعى را كه بعد ها در فلسفه پديدار مى شوند به خوبى حل كند. وجودشناسى، شناخت شناسى، نفس و رستأخير، هرمنوتيك و تفسير از مسائلى فلسفى هستند كه در اين بخش تحليل و تجزيه مى شوند. اين كتاب تاكنون به زبانهاى انگليسى، بوسنيايى و چينى، تركى و عربى منتشر شده و قرار است به زبان آلمانى و كره اى نيز منتشر شود.
اخبار انديشه
همايش بزرگداشت ملاصدرا

يازدهمين همايش بزرگداشت ملاصدرا با موضوع «حكمت متعاليه و تدبير خانواده» در روز اول خرداد برگزار مى شود.
به گزارش مهر، بنياد حكمت اسلامى صدرا در نظر دارد همچون سالهاى گذشته و براى يازدهمين بار، همايش گراميداشت روز ملاصدرا را روز اول خرداد ماه ۸۷ برگزار كند.
همايش امسال به موضوع «حكمت متعاليه و تدبير خانواده» مى پردازد و اساتيد، پژوهشگران حوزه حكمت و فلسفه اسلامى نيز در آن به ايراد سخنرانى خواهند پرداخت.
موضوع همايش سال گذشته به بحثى درباب سياست نزد ملاصدرا اختصاص داشت.

بررسى تطبيقى ملاصدرا ، هگل و وايتهد

نشست هفتگى شهر كتاب امروز ۳۱ ارديبهشت به «مقايسه فلسفه ملاصدرا با هگل و وايتهد» با حضور دكتر مهدى دهباشى و محمدمنصور هاشمى اختصاص دارد.
به گزارش مهر، نشست هفتگى شهركتاب به مناسبت روز بزرگداشت ملاصدرا به مقايسه فلسفه ملاصدرا با هگل و وايتهد اختصاص دارد.
دكتر مهدى دهباشى استاد فلسفه دانشگاه اصفهان و مؤلف كتاب «ملاصدرا و وايتهد» و محمد منصور هاشمى عضو هيأت علمى گروه فلسفه دانشنامه جهان اسلام و مؤلف كتاب «صيرورت در فلسفه هگل و ملاصدرا» است.

نخستين همايش ملى علوم انسانى و چالش اشتغال

نخستين همايش ملى «علوم انسانى و چالش اشتغال، آسيب شناسى و راهكارهاى بهبود وضعيت اشتغال دانش آموختگان علوم انسانى در ايران امروز» عصر روزهاى سه شنبه و چهارشنبه
۳۱ ارديبهشت و ۱ خرداد در تالار فردوسى دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهران برگزار خواهد شد.
در پايان اين همايش ميزگرد بررسى وضعيت علوم انسانى و چالش هاى اشتغال مرتبط با آن با حضور دكترمحمدرضا بهشتى، دكتر جعفر توفيقى، دكتر احمد ميدرى، محمد على شعاعى برگزار خواهد شد. اين همايش به همت انجمن هاى علمى دانشجويى فلسفه دانشگاه شهيد بهشتى و دانشگاه تهران برگزار مى شود.
علاقه مندان جهت آشنايى بيشتر مى توانند به آدرس اينترنتى http://irhumanities.ir مراجعه كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |